3 ساعت پیش۲۰۰ شب قرار شبانه و لباس عروسهایی که دوخته نشد
قبل از آن شنبه کذایی، چشمهایش عادت داشت به پارچههای سفیدی که نمنمک زیر دستان هنرمندش فرم میگرفتند، اما از آن روز به بعد، دیگر دلودماغ نداشت و هر لحظه، تصویری از کودکان میناب، رهبر شهید و صدها هموطن بیگناه پیش چشمانش رژه میرفت، پس وقتی حرف از میدان و خیابان شد، بند و بساطش را ریخت پشت ماشین و…نمایش بیشتر