شباهت روایتسازی ظریف و روبیو برای مقصرنمایی ایران
از تهدیدمحور خواندن سیاست خارجی ایران تا روایت گزینشی از تاریخ، یک خط مشترک دیده میشود؛ بازنمایی ایران بهعنوان عامل تهدید و بحران، بدون توجه به نقش طرف مقابل در شکلگیری تنشها. چنین روایتی با جابهجایی جایگاه متهم و قربانی، میکوشد هزینه تقابل با ایران را به پای راهبرد دفاعی و سیاست خارجی کشورمان بنویسد.
گروه فارس پلاس: یکی از مواردی که در حوزه سیاست باید مورد توجه قرار گیرد، چسباندن برچسبهای نابهجا و غیرمنصفانه به راهبرد کشورمان است. ادبیات خودمقصرپنداری که میکوشد خود را در جایگاه منتقد بنشاند، در این نوع برچسبزنیهای ناروا دیده میشود.تهدید محور یا دفاعی؟اخیراً سخنرانی از «محمدجواد ظریف» منتشر شده که در آن، وی سیاست ایران را تهدیدمحور میخواند و با مثال زدن از شرایط چین در دوران رهبری مائو، عنوان میکند که برای رسیدن به نتیجه باید سیاست را فرصتمحور کرد.ظریف میگوید: «ما باید بهجای نگاه تهدیدمحور، نگاهی فرصتمحور به جهان و محیط پیرامونمان داشته باشیم.»این در شرایطی است که نگاهی به وضعیت ایران در برابر آمریکا نشان میدهد کشورمان بارها، از دوران مسئولیت ظریف در دستگاه دیپلماسی تا امروز، وارد سلسلهای از مذاکرات مختلف شده است؛ اما در مواردی، همین میز مذاکره به سکویی برای آغاز جنگی جدید علیه کشورمان تبدیل شده است. در جنگهای تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه نیز میز مذاکره به حربهای برای عملیات فریب علیه کشورمان تبدیل شد.طرح روایتهایی که ایران را مقصر حوادث و ناکامی در تعاملات دیپلماتیک معرفی میکنند، بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیت باشند، نوعی وارونهسازی آن هستند.
واقعیت ماجرای بهم خوردن تفاهمنامه اسلام آباد در ماجرای برهم خوردن تفاهمنامه اسلامآباد نیز اصلاحطلبان و عناصر نزدیک به آنها ایران را مقصر جلوه میدهند؛ این در حالی است که اندیشکده انگلیسی چتمهاوس در تحلیلی تصریح میکند که آمریکاییها این تفاهمنامه را به صلاح خود ندانستند و آن را برهم زدند.
اخیراً «یاشار سلطانی» در ادعایی عنوان کرده است: «یک عدهای که در پشت صحنه معادلات اقتصادی ایران، از جمله فروش نفت هستند (که جامعه آنها را با عنوان تراستیها بیشتر میشناسد)، در هفته تشییع و تدفین امام شهید، به نفتکشها در تنگه هرمز حمله کردهاند و باعث فروریختن تفاهمنامه اسلامآباد شدهاند تا منافع اقتصادی خود را دنبال کنند!»سلطانی در حالی ماجرا را از میانه و از داخل ایران روایت میکند که اندیشکده چتمهاوس در تحلیلی به قلم «محسن میلانی»، استاد علوم سیاسی دانشگاه فلوریدای جنوبی، آورده است: «تهران این تفاهمنامه را بهعنوان یک پیروزی ستود، زیرا زمینه ازسرگیری صادرات نفت و لغو بخشی از تحریمها را فراهم میکرد؛ در حالی که برخی ناظران در واشنگتن آن را یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده میدانستند.»
این اندیشکده انگلیسی نوشت: «ظاهراً این تفاهمنامه به دلیل اختلافات مربوط به هرمز و لبنان از هم پاشید. با این حال، واشنگتن ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که این توافقنامه بیش از حد به تهران امتیاز داده و عملاً آن را باطل کرده است. اسرائیل نیز با این ادعا که امضاکننده آن نبوده است، علیرغم درخواست تفاهمنامه برای پایان دادن به عملیات نظامی در تمام جبههها، از جمله لبنان، به حملات علیه حزبالله ادامه داد.»تحریف تاریخ برای تهدید نشان دادن ایران اخیراً مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز در شهر آتن کوشید با همین روش عمل کند. او با اشاره گزینشی به رویداد تاریخی حمله خشایارشا به آتن و آتش زدن بخشی از این شهر، ایرانیان را از گذشته تا امروز مهاجم و غارتگر معرفی کرد.
سخنان روبیو در حاشیه سفرش به یونان و اشاره او به وقایع تاریخی دوران هخامنشیان، بازتاب گستردهای در رسانههای فارسیزبان و شبکههای اجتماعی داشت.روبیو گفت: «در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، سپاهیان خشایارشا به این شهر رسیدند و زیارتگاههای آن را به آتش کشیدند. در آن زمان، بیشتر مردم آتن با کشتی به جزیرهای نزدیک گریخته بودند؛ اما عدهای اندک حاضر نشدند خانه خود را ترک کنند. بنابراین، در دژ سنگی آکروپولیس سنگر گرفتند تا آخرین مقاومت شگفتانگیز خود را انجام دهند. آنها سنگهای عظیمی را از فراز صخرهها بر سر مهاجمان ایرانی فرو میریختند و برای چندین روز، بزرگترین امپراتوری آن عصر را پشت دروازهها نگه داشتند.»
در همین راستا، تورج دریایی، مورخ، استاد دانشگاه کالیفرنیا در شبکه اجتماعی ایکس به این اظهارات پاسخ داد. او نوشت: «اگر اجازه بدهید، آقای روبیو: ۱. در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، خشایارشا آتن را بهعنوان مجازاتِ سوزاندن سارد، مرکز ساتراپی هخامنشیان به آتش کشید؛ اقدامی که یونانیان ایونیه انجام داده بودند. ۲. در ۲۰۰ سال گذشته، این «غرب» ــ بریتانیا، روسیه و ایالات متحده ــ بوده است که به «شرق» حمله کرده، آن را غارت کرده و در آن حضور نظامی داشته است.»نکته اصلی، روایتسازی نادرست و حتی دروغین از ایران و سپس تکیه بر همین روایتها برای طرح استدلالهایی است که در آنها سیاست داخلی ایران محکوم و کشورمان مقصر و تهدید جلوه داده میشود. ظریف نیز با استفاده از همین روایتهای گزینشی میکوشد سیاست دفاعی ایران را تهدیدآمیز جلوه دهد؛ این در حالی است که کشورمان، بهجای چنین استدلالهای نادرستی، نیازمند تبیین دقیق واقعیتها و تشریح شرایط برای افکار عمومی است.
مسئله اصلی، اختلافنظر بر سر فرصتها و تهدیدهای سیاست خارجی نیست؛ بلکه نادیده گرفتن تجربههای تاریخی و حذف نقش طرف مقابل در شکلگیری بحرانهاست. وقتی مذاکرهای که به حمله نظامی منتهی میشود، صرفاً نشانه ناکامی سیاست ایران معرفی شود و در روایت تاریخ نیز تنها بخشی از واقعیت برجسته شود، نتیجه چیزی جز مقصرنمایی ایران نخواهد بود. سیاست فرصتمحور نیز بدون شناخت دقیق تهدیدها و تضمینهای عملی برای جلوگیری از تکرار تجربههای گذشته، نمیتواند راهبردی واقعبینانه باشد. دیپلماسی موفق از شناخت واقعیت آغاز میشود، نه از نادیده گرفتن تهدیدها و پذیرفتن روایت طرف مقابل از مسئولیت بحرانها.
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.آخرین تحلیل تحولات روز را در فارس پلاس بخوانید. 09:02 - 19 مهر 1405