ایوان ایلین، الهیات قدرت و مانیفست نجات روسیه

پاییز ۱۹۲۲؛ وقتی لنین سرشناس‌ترین فلاسفه روسیه را سوار بر «کشتی فیلسوفان» به تبعید ابدی فرستاد، گمان می‌کرد تفکر غیرمارکسیستی در گورستان اروپا دفن شده است. اما در میان مسافران آن کشتی، مردی نشسته بود که سال‌ها پیش از موعد، سقوط کمونیسم را پیش‌بینی کرد و هشدار داد غرب پس از شوروی، با نقاب دموکراسی برای تکه‌تکه کردن روسیه خواهد آمد.
مهدی سیف‌تبریری - کارشناس گروه اندیشه: در تاریخ اندیشه سیاسی قرن بیستم، کمتر واقعه‌ای نمادین‌تر و غریب‌تر از حرکت دو کشتی بخار آلمانی، «اوبربورگِرمایستر هاکن» و «پروسیا»، از بندر پتروگراد در پاییز ۱۹۲۲ میلادی وجود دارد. بلشویک‌های پیروز که هنوز بوی باروت جنگ داخلی از چکمه‌هایشان به مشام می‌رسید، بیش از ۱۶۰ نفر از برجسته‌ترین استادان دانشگاه، متکلمان، جامعه‌شناسان و فلاسفه روسیه را به جرم ناسازگاری با ماتریالیسم دیالکتیک سوار بر این کشتی‌ها کرده و برای همیشه از روسیه تبعید کردند. این اخراج دسته‌جمعی به «کشتی فیلسوفان» (Philosophers' Ships) معروف شد. لنین در توجیه این تصمیم با تبختری انقلابی گفت: «ما این افراد را تیرباران نمی‌کنیم، چون بهانه‌ای برای آن نداریم؛ اما گوش‌دادن به حرف‌هایشان را هم در خاک روسیه تحمل نخواهیم کرد».
در میان این نخبگان تبعیدی که به غرب روانه شدند، مردی لاغراندام، با نگاهی نافذ و ذهنی مسلط بر دیالکتیک هگل و حقوق رومی حضور داشت: ایوان الکساندرویچ ایلین (Ivan Ilyin). ایلین برخلاف هم‌سفرانش چون نیکولای بردیایف که بعدها در پاریس به‌نوعی سوسیالیسم مسیحی و اگزیستانسیالیسم رمانتیک پناه بردند، پروژه‌ای سرسخت، سازش‌ناپذیر و به‌شدت نظام‌مند را پی ریخت. او که سال‌های تبعید خود را نخست در برلین و سپس با فرار از دست گشتاپو در حومه ژنو سپری کرد، به عمق فاجعه‌ای می‌اندیشید که تمدن روسیه را دربرگرفته بود. ایلین در پی پاسخ به پرسشی مقدر و وجودی بود: چرا امپراتوری ارتدوکس تزارها در برابر طوفان یک ایدئولوژی ماتریالیستی ساخت غرب تسلیم شد؟ و مهم‌تر از آن، پس از فروپاشی ناگزیر کمونیسم، روسیه چگونه باید خود را بازسازی کند تا طعمه گرگ‌های لیبرال دموکراسی نشود؟
نبرد الهیاتی با تولستوی؛ ضرورت شمشیر و مقاومت در برابر شر با زورنخستین زلزله فکری ایلین در جهان مهاجرت سفید، در سال ۱۹۲۵ با انتشار کتاب جنجالی و جریان‌ساز او با عنوان «درباره مقاومت در برابر شر با زور» (О сопротивлении злу силою) رخ داد. این اثر حمله‌ای بی‌رحمانه و ساختارشکنانه به دکترین اخلاقی لئو تولستوی، نویسنده نامدار روس بود که سال‌ها نظریه «عدم مقاومت در برابر شر از طریق خشونت» را موعظه می‌کرد. تولستوی با خوانشی فردگرایانه و انتزاعی از موعظه سر کوه در انجیل، مدعی بود در برابر تهاجم و ستم نباید سلاح به دست گرفت، بلکه باید با نیروی محبت و مدارای منفعلانه بر شر غلبه کرد.ایلین نشان داد که این ساده‌لوحی اخلاق‌گرایانه تولستوی، یکی از عوامل اصلی فلج شدن اراده نخبگان ارتدوکس روسیه و خلع سلاح ارتش در برابر اراده وحشی بلشویک‌ها بود. از دیدگاه ایلین، شر در عالم خلقت، صرفاً یک «سوءتفاهم اخلاقی»، یک «نقص در آموزش» یا «فقدان مهرورزی» نیست؛ شر، واقعیتی عینی، سازمان‌یافته، مهاجم و دارای ماهیتی اهریمنی و ویرانگر است. ابلیس و ایادی او در جهان فیزیکی مجهز به سلاح، تشکیلات و اراده انهدام مقدسات‌اند. هنگامی که یک نیروی مهاجم قصد دارد کلیساها را به آتش بکشد، ایمان جامعه را ذبح کند و روح کودکان را برباید، کنار ایستادن و موعظه عشق سردادن، نه فضیلت مسیحی، بلکه خیانت به خدا و همدستی صریح با شرور است.
ایلین با تلفیق درخشان الهیات عهد قدیم، عرفان ارتدوکس و فلسفه حقوق، تزی تکان‌دهنده را صورت‌بندی کرد: «مرد باایمان نه‌تنها حق دارد، بلکه وظیفه‌ای مقدس بر دوش دارد که برای مهار شر، دست به شمشیر ببرد و متجاوز را با زور از پای درآورد.» او شمشیر را به‌عنوان نمادی از قوه قهریه دولت مشروع ستود. ایلین پذیرفت که دست‌بردن به سلاح و کشتن انسان، باری سنگین بر وجدان می‌گذارد و ذاتاً گناه است، اما استدلال کرد که این، یک «گناه تراژیک و اجتناب‌ناپذیر» است. سرباز مؤمن مرتکب این گناه ضروری می‌شود تا مانع از وقوع گناهی بسیار بزرگ‌تر یعنی نابودی کل ایمان، میهن و تمدن ارتدوکس شود. از این منظر، شمشیر در دست حاکم یا سرباز روس، چاقوی جراحی است؛ دست جراح برای حفظ حیات بیمار خونین می‌شود، اما این عمل، عین خدمت به حیات است. این رساله فلسفی، شالوده مشروعیت‌بخشی به قدرت نظامی، امنیتی و استبداد مشروع دولت برای مقابله با هجمه‌های بیرونی و درونی شد.
کالبدشکافی تمدن غرب؛ رد دموکراسی صوریرکن دوم دستگاه فکری ایوان ایلین، تبارشناسی معرفتی تمدن غرب و نفی مطلق لیبرال‌دموکراسی به‌عنوان نسخه‌ای مرگبار برای روسیه بود. او که دهه‌ها در قلب آلمان و سوئیس زیسته بود، غرب را نه مهد آزادی و حقوق بشر، بلکه کانون «بیماری مکانیکی، مادی‌گرایانه و تجزیه‌کننده تجدد» می‌دانست.ایلین استدلال می‌کرد که فلسفه غربی انسان را به یک «اتم مادی منفرد» و جامعه را به یک «شرکت سهامی متزلزل» تقلیل داده است. در نگاه او، دموکراسی پارلمانی غربی، صحنه نمایش فریبکاری نخبگان مالی، لابی‌های پنهان، جنگ منافع قبیله‌ای و دستکاری افکار عمومی است. در چنین نظمی، هیچ ایده متعالی، رسالت اخلاقی یا وحدت ارگانیکی حاکم نیست؛ آنچه حاکم است بده‌بستان احزاب، منفعت‌طلبی حیوانی و فریب توده‌ها با ابزار رسانه است.ایلین تصریح می‌کرد که انتقال مکانیکی این سیستم به سرزمین روسیه، پیامدی جز فروپاشی تمدنی نخواهد داشت. جامعه روسیه نه یک موزاییک از اتم‌های منفرد، بلکه یک «کل ارگانیک» و یک کلان‌خانواده تمدنی است. دموکراسی صوری غربی با رسمیت بخشیدن به منافع متکثر حزبی، بافت هویتی روسیه را قطعه‌قطعه می‌کند و آن را به ورطه جنگ داخلی، فساد الیگارش‌ها و نفوذ مسموم سفارتخانه‌های خارجی می‌کشاند.
ایلین در مجموعه یادداشت‌ها و رساله‌های سترگ خود در اواخر دهه ۱۹۴۰ و اوایل دهه ۱۹۵۰ که بعدها با عنوان «وظایف ما» (Наши задачи) گردآوری شد، سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی را با دقتی مویرگی پیش‌بینی کرد. او نوشت که سیستم کمونیستی به دلیل خصلت ضدمعنوی و ماتریالیستی‌اش روزی ناگزیر از درون فرومی‌پاشد. اما ایلین هشداری تاریخی داد: در فردای سقوط شوروی، غرب دایه مهربان‌تر از مادر خواهد شد. کشورهای غربی با بیرق‌های فریبنده «دموکراسی»، «حقوق بشر» و «حق تعیین سرنوشت ملل» وارد مسکو خواهند شد. ایلین تأکید کرد که هدف غرب از این شعارهای پر زرق‌وبرق، آزادی ملت روس نیست؛ هدف واقعی، «بالکانیزه‌سازی و تجزیه روسیه به ده‌ها کشور میکروسکوپی و ضعیف» است تا این جغرافیای تمدنی غول‌پیکر را برای همیشه خلع سلاح کرده و منابع ثروت آن را به یغما ببرند.
الهیات «دولت مقتدر»؛ پیش‌گویی دکترین دیکتاتوری نجات‌بخشپاسخ ایلین به این سناریوی دهشتناک، خلق مفهوم «دولت مقتدر برآمده از وجدان حقوقی ارگانیک» بود. او معتقد بود روسیه در دوران گذار پس از کمونیسم نباید به سمت یک دموکراسی بی‌در‌وپیکر غربی برود؛ زیرا چنین گذاری به تجزیه و غارت کشور می‌انجامد. نسخه نجات‌بخش ایلین برای روسیه پسا‌کمونیستی، یک «دیکتاتوری ملی، معنوی و متمرکز» بود؛ حکومتی با مشت پولادین اما هدایت‌شده با قطب‌نمای اخلاقی و ارتدوکس.ایلین مفهوم بنیادین «وجدان حقوقی» (Pravosoznaniye) را مطرح کرد؛ او نوشت که قانون در روسیه نباید یک فرمالیسم خشک و انتزاعی از قراردادهای اجتماعی غربی باشد. حاکمیت قانون زمانی در مسکو محقق می‌شود که بر پیوند قلبی، ایمان معنوی، اعتماد متقابل و فداکاری ارگانیک میان توده‌ها و حاکم استوار باشد. رهبر روسیه در نگاه ایلین، یک دیکتاتور توتالیتر یا مستبد خودکامه قرون‌وسطایی نیست، بلکه «خادم اول ملت»، پاسدار ارضی، نگاهبان سنت‌ها و تجسم اراده تاریخی تمدن است. این رهبر باید شجاعت اعمال قدرت بازدارنده، توان بسیج ملت و بی‌رحمی لازم برای بریدن دست بیگانگان را در خود داشته باشد.
رستاخیز فیلسوف در کرملین؛ چگونه پوتین خاکستر ایلین را به ستون فقرات ژئوپولیتیک بدل کرد؟ایوان ایلین در سال ۱۹۵۴ در تنهایی، بیماری و فقر مطلق در روستایی در حومه زوریخ سوئیس درگذشت و در همان‌جا دفن شد؛ درحالی‌که به نظر می‌رسید نام و تفکراتش در طوفان جنگ سرد به دست فراموشی سپرده شده است. اما در ابتدای قرن بیست‌ویکم، معجزه‌ای شگفت‌انگیز در سپهر سیاسی مسکو رخ داد. ولادیمیر پوتین که پس از هرج‌ومرج، تحقیر و یغمای دوران بوریس یلتسین بر مسند قدرت نشسته بود، دریافت که مدل‌های نئولیبرال وارداتی غرب، روسیه را به مرز فروپاشی کامل رسانده‌اند. پوتین برای احیای اقتدار کشور و مقابله با پیشروی ناتو، نیازمند یک ستون فقرات فلسفی اصیل بود؛ و این اکسیر را در نوشته‌های خاک‌خورده ایوان ایلین یافت.در اکتبر ۲۰۰۵، به دستور محرمانه و مستقیم شخص ولادیمیر پوتین، جسد ایوان ایلین و همسرش پس از نیم‌قرن از سوئیس نبش قبر شد و با احترام کامل دولتی، همراهی گارد تشریفات ارتش و دعای خیر الکسی دوم، پاتریارک وقت کلیسای ارتدوکس، به صومعه تاریخی «دونسکوی» در مسکو منتقل و به خاک سپرده شد. پوتین شخصاً در مراسم تدفین شرکت کرد و بعدها با هزینه شخصی خود، مقبره‌ای مرمرین و باشکوه بر مزار ایلین بنا نهاد. چند سال بعد، کرملین با پرداخت هزینه‌های هنگفت، آرشیو دست‌نوشته‌ها و کتابخانه شخصی ایلین را از دانشگاه میشیگان آمریکا بازخرید کرد و به کتابخانه دولتی روسیه سپرد.
از سال ۲۰۰۶ به این سو، ایوان ایلین رسماً به «فیلسوف محبوب و مرجع کرملین» ارتقا یافت. پوتین در مهم‌ترین سخنرانی‌های سالانه خود برای مجمع فدرال—از سخنرانی تاریخی ۲۰۰۶ تا نطق‌های الحاق کریمه در ۲۰۱۴ و بیانیه‌های تند سال‌های اخیر—به‌دفعات از ایلین نقل قول مستقیم آورده است. در سال ۲۰۱۴، پس از آغاز بحران اوکراین و تحریم‌های غرب، کرملین کتاب «وظایف ما» نوشته ایلین را به‌عنوان بسته آموزشی اجباری میان تمامی وزرا، فرمانداران، استانداران و اعضای ارشد حزب «روسیه واحد» توزیع کرد تا دستگاه حاکمه زبان تئوریک تقابل با غرب را بیاموزد.ایوان ایلین پازل گمشده تاریخ روسیه بود. او موفق شد شکاف هولناک میان شکوه روسیه تزاری و قدرت موشکی اتحاد شوروی را پر کند و به حاکمان معاصر مسکو نشان دهد که غرب‌ستیزی نه یک موضع تاکتیکی، بلکه «یک ضرورت وجودی، ایمانی و هستی‌شناسانه برای بقای روسیه در نقش یک دولت - تمدن تسخیرناپذیر»است. شمشیر ایلین همان سلاحی بود که مسکو در نبردهای قرن بیست‌ویکم از غلاف بیرون کشید تا ثابت کند این تمدن هرگز در برابر مدل‌های اخته‌کننده تجدد غربی زانو نخواهد زد.
«به منظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را می‌توانید از اینجا و در فروشگاه‌های «کافه‌بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.»#ایوان_ایلین#فلسفه_سیاسی_روسیه#ولادیمیر_پوتین#ارتدوکس#کشتی_فیلسوفان#دولت_مقتدر#ناسیونالیسم_روسی#اوراسیاگرایی#تبارشناسی_اندیشه_روسیه#ژئوپولیتیک_روسیه
22:25 - 3 آبان 1405
اندیشه

6 بازنشر14 واکنش
70٫6 هزار بازدید




9 پاسخ

@Zedenghelabbisharaf3 آبان 1405
در پاسخ به @Thought_Culture
کاش جمهوری اسلامی هم این مسخره بازی دموکراسی رو دفن می‌کرد. دموکراسی که از توش حسن روحانی و پزشکیان در بیاد به آب بینی بز نمی ارزه.

@user1781510877704 آبان 1405
در پاسخ به @Thought_Culture
خیلی ممنون، بعد از مدتها مطلب جالبی در حوزه اندیشه در خبرگزاری فارس خوندم. اگر در مقاله هاتون کتابهای موجود یا مرتبط با اون مطلب در بازار ایران رو هم معرفی کنید سودمندی بیشتری داره.

تصویر نمایه‌ی ‌محمود چمانچی‌
@chamanchi4 آبان 1405
در پاسخ به @Thought_Culture
یه خورده اش رو خوندم. ولی متنش سنگین بود. مایی که تاریخ دوست نداریم لطفا مطالبتون رو به قلمی روانتر و همه فهم تر تبدیل کنید

در پاسخ به @Thought_Culture
ما هم باید چکیده ای از آثار شهید مطهری و بهشتی رو بصورت مکتوب آماده کنیم و همه مدیران و فرماندهان و فرمانداران ملزم به خوندن اون بشن

در پاسخ به @Thought_Culture
حکومت یکدست ولو کافر ولو لاییک و ... نظم دارد و قدرت و ثباتولی حکومتی مثل ما امان هرکی به هرکی هر چندوقت یکبارمثل اتوبوسی که چندتا راننده دور فرمون نشسته اند و هرکدام فرمون رو طرف خودشون میکشند بنیان روانی جامعه ریخته به هم همه از ترس و استرس چپ کردن گرگ شده اند

@user1708241177444 آبان 1405
در پاسخ به @Thought_Culture
بهترین حکومت، حکومت اسلام ناب محمدی است، حکومتی که ظلم رسمیت ندارد و ملاک تقوای حقیقی است، انشاءالله با ظهور فرزند زهرا سلام الله علیهما .

@user1732997237144 آبان 1405
در پاسخ به @Thought_Culture
در متن فوق نویسنده باید یک غلط املایی استراتژیک را تصحیح کنید و آن اینکه طوفان ایدئولوژیکی ماتریالیسم را نه غرب بل امپراتوری "یهود" ساکن در غرب در دامان روسیه گذارد.

@user1753119415844 آبان 1405
در پاسخ به @Thought_Culture
خوشمان آمد