اسپانیا با چه روشی فرانسه را برد
در شرایطی که اکثریت تصور میکردند فرانسه با داشتن خط حمله آتشینش از پس اسپانیا برمیآید اما در زمین اتفاقات دیگری افتاد. اسپانیا راه را بر فرانسه بست.
گروه ورزشی فارس؛ فوتبال از نگاه آنالیز فقط به حمله و دفاع محدود نمیشود. بازی پنج فاز اصلی دارد: حمله، دفاع، انتقال مثبت، انتقال منفی و ضربات شروع مجدد. هرکدام نیز به بخشهایی مانند بازیسازی، پیشروی، خلق موقعیت، پرس، دفاع در بلاک و مدیریت انتقالها تقسیم میشوند.در نهایت میتوان آنالیز فوتبال را در قالب ۱۴ بخش اصلی تحلیل کرد و از این منظر، پیروزی ۲-۰ اسپانیا برابر فرانسه یکی از کاملترین نمایشهای جام بود چون اسپانیا در تمام این ۱۴ بخش بهتر بود. اسپانیا فقط مالکیت بیشتری نداشت یا از فرصتهایش بهتر استفاده نکرد؛ تیم لوئیس دلافوئنته تقریباً برای تمام مسائل بازی پاسخ مشخصی داشت.فرانسه پیش از نیمهنهایی هر شش مسابقه خود را برده و ۱۶ گل زده بود، اما مقابل اسپانیا تا بعد از دقیقه ۸۰ شوت در چارچوب نداشت. اویارزابال از روی نقطه پنالتی و پدرو پورو در نیمه دوم گل زدند و یکی از خطرناکترین خطوط حمله جام خنثی شد.
تفاوت میان سادگی دشان و پیچیدگی دلافوئنته
دیدیه دشان همیشه به ثبات، تعادل و ساده نگهداشتن وظایف علاقه داشته است. او ترجیح میدهد شش بازیکن عقبتر امنیت تیم را تأمین کنند و چهار بازیکن هجومی برای استفاده از کیفیت فردی آزادی داشته باشند.این مدل سالها برای فرانسه نتیجه داده است. وقتی امباپه، دمبله، اولیسه و بارکولا فضا داشته باشند، یک توپگیری، یک پاس عمودی یا یک حرکت انفجاری میتواند مسابقه را تغییر دهد.اما دلافوئنته برای این بازی راهحلهای متنوعتری آماده کرده بود. نحوه پرس فرانسه، فاصله هافبکها، رفتار فولبکها، حرکات امباپه و لحظات تردید خط دفاعی این تیم کاملاً شناسایی شده بود. دشان به آزادی ستارههایش اعتماد کرد؛ دلافوئنته مجموعهای از روابط و پوششهای تمرینشده ساخت. در نهایت، ساختار اسپانیا بر آزادی فردی فرانسه غلبه کرد.
فرانسه از همان پرس اول اشتباه کرد
اسپانیا بازیسازی را با آرایش پایه ۱-۳-۲-۴ آغاز میکرد. رودری و فابیان رویس در میانه قرار داشتند و مدافعان مرکزی با کمک اونای سیمون اولین خط فشار فرانسه را جذب میکردند.
فرانسه روی شروع مجددهای اسپانیا به پرس نفرمحور نزدیک میشد، اما فشار خط جلو با بازیکنان پشت سر هماهنگ نبود. امباپه، دمبله و اولیسه جلو میآمدند، بدون اینکه هافبکها و خط دفاع در زمان درست فاصله خود را کم کنند. در نتیجه، اسپانیا دائماً یک بازیکن آزاد در مرحله اول بازیسازی پیدا میکرد؛ گاهی رودری، گاهی فابیان و گاهی یکی از مدافعان مرکزی.امباپه هم بعدتر گفت فرانسه باید نفربهنفر پرس میکرد تا زمان تصمیمگیری را از رودری و فابیان بگیرد.مشکل فرانسه فقط انتخاب نوع پرس نبود؛ اجرای نصفهنیمه آن بود. این تیم نه کاملاً نفربهنفر فشار میآورد و نه در بلاک منطقهای بهاندازه کافی فشرده میماند. به همین دلیل اسپانیا میتوانست پرس اول را بشکند و مالکیت را تثبیت کند.
حمله از اطراف، داخل و پشت بلاک فرانسه
مهمترین ویژگی حمله اسپانیا تنوع آن بود. این تیم برای شکستن آرایش ۲-۴-۴ فرانسه فقط یک مسیر نداشت؛ میتوانست از اطراف بلاک، از داخل آن یا از فضای پشت خط دفاع حمله کند.در سمت چپ، بائنا به داخل میآمد و کوکوریا بالا و باز حرکت میکرد. اگر وینگر فرانسه کوکوریا را دنبال نمیکرد، اسپانیا در کنار خط برتری عددی میساخت؛ اگر همراه او عقب میرفت، فضای داخلی برای فابیان یا اولمو باز میشد.
پنالتی اسپانیا نیز پس از همین فشار کناری شکل گرفت. کوکوریا در حمله حضور داشت، توپ به تیر دور رسید و لوکاس دینی هنگام دفع، لامین یامال را متوقف کرد. اویارزابال پنالتی را به گل تبدیل کرد.در سمت راست، یامال عرض را حفظ میکرد و پورو از داخل به فضای بین فولبک و مدافع مرکزی حمله میکرد. گل دوم نتیجه همین الگو بود. پورو پاس داد و حرکتش را ادامه داد. مدافعان فرانسه درگیر اولمو و اویارزابال شدند، اما نفوذ دوباره پورو بدون تعقیب ماند و اولمو او را در موقعیت گل قرار داد.اسپانیا از پاسهای عمودی به اولمو و اویارزابال در داخل بلاک و از دویدنهای یامال و پورو پشت خط دفاع نیز استفاده میکرد. این تنوع باعث شد فرانسه نتواند فقط با بستن یک منطقه، حمله اسپانیا را متوقف کند.
مالکیت برای کنترل و فرسوده کردن حریف
مالکیت اسپانیا صرفاً برای افزایش تعداد پاسها نبود. تیم دلافوئنته با مثلثهای مداوم، بازیکن آزاد، پاسهای یکضرب و استفاده از نفر سوم، فرانسه را وادار میکرد پیوسته از یک سمت به سمت دیگر حرکت کند.بازیکنان فرانسه جلو میآمدند، اما پیش از رسیدن آنها توپ جابهجا میشد. این نوع مالکیت حریف را وادار به دوندگی بینتیجه میکند و بهتدریج تمرکز و تصمیمگیری او را فرسوده میسازد.رودری در کنار فابیان ریتم مسابقه را کنترل کرد، توپهای دوم را جمع کرد و انتقالهای فرانسه را متوقف ساخت. همین کنترل باعث شد فرانسه حتی پس از توپگیری نیز نتواند مالکیت خود را تثبیت کند.
دفاع پشت حمله؛ مهمترین سلاح اسپانیا
بزرگترین نگرانی اسپانیا، انتقالهای سریع فرانسه بود. امباپه، دمبله، اولیسه و بارکولا میتوانند با چند لمس توپ به موقعیت گل برسند. به همین دلیل دفاع پشت حمله برای اسپانیا قابلمذاکره نبود.اسپانیا هنگام حمله اغلب ساختار ۳+۲ را پشت توپ حفظ میکرد. دو مدافع مرکزی عقب میماندند و سه بازیکن از میان رودری، فابیان، کوکوریا و پورو فضاهای مرکزی و کناری را پوشش میدادند.
این آرایش ۳+۲ در طول جام توسط اسپانیا بهخوبی اجرا شد.اگر کوکوریا جلو میرفت، فابیان عقبتر قرار میگرفت. اگر پورو نفوذ میکرد، رودری به سمت راست متمایل میشد و فابیان مرکز را میپوشاند؛ بنابراین اسپانیا میتوانست پنج بازیکن را وارد حمله کند، بدون اینکه امنیت پشت توپ را از دست بدهد.این جابهجاییها اجازه نداد فرانسه پس از بازپسگیری توپ، مهاجمانش را سریع آزاد کند. امباپه و اولیسه که در شش مسابقه نخست ۶۶ پاس با یکدیگر ردوبدل کرده بودند، مقابل اسپانیا فقط یکبار به هم پاس دادند.
فرانسه پرس را میشکست، اما بعد از آن چه؟
فرانسه در بعضی صحنهها توانست پرس اول اسپانیا را بشکند. مایک مانیان بادقت پاسهایش نقش مهمی داشت و فاصلهگرفتن شوامنی و رابیو گاهی مسیر خروج از فشار را باز میکرد.اما مشکل فرانسه مرحله بعد بود. پس از عبور از پرس اول، سرعت حمله افزایش پیدا نمیکرد. پاس عمودی بعدی دیر ارسال میشد، دریبل روبهجلو شکل نمیگرفت و ارتباط منظمی میان هافبکها و چهار بازیکن هجومی وجود نداشت.
فرانسه در مالکیت به ۵-۳-۲ میرسید، اما بیشتر به ترکیبهای محدود در کنارهها وابسته بود. اسپانیا اجازه نمیداد توپ باکیفیت به امباپه و اولیسه در مرکز برسد. وقتی توپ به کنار هدایت میشد، فولبک، هافبک و مدافع مرکزی نزدیک به توپ با هم فضا را میبستند.تعویضهای دشان نیز مشکل را حل نکرد؛ مسئله اصلی کمبود بازیکن خلاق نبود، بلکه فاصله خطوط، مدل پیشروی و ارتباط میان نفرات بود.
خط دفاع اسپانیا چگونه عمق را بست؟
کوبارسی حرکت خط دفاع را رهبری میکرد و لاپورت با قطع پاسها مکمل او بود. هرگاه فرانسه پاس روبهعقب میداد یا لمس اول ضعیفی داشت، خط دفاع اسپانیا جلو میآمد. این حرکت فاصله دفاع و هافبک را کم میکرد و فضای بازی را برای صاحب توپ محدود میساخت.بالا آمدن خط دفاع مقابل امباپه بسیار پرریسک است؛ کوچکترین ناهماهنگی میتواند او را با دروازهبان تکبهتک کند. اما مدافعان اسپانیا هماهنگ جلو رفتند و چند بار مهاجمان فرانسه را در آفساید قرار دادند. اسپانیا عمق را فقط با عقب دویدن کنترل نکرد؛ با جلو رفتن هماهنگ، زمین را کوچک کرد.
اسپانیا فقط فرانسه را شکست نداد؛ تقریباً تمام ابزارهای اصلی این تیم را از کار انداخت.در بازیسازی، بازیکن آزاد پیدا کرد. در پیشروی، از ترکیبهای نفر سوم استفاده کرد. در حمله، از اطراف، داخل و پشت بلاک فرانسه عبور کرد. در انتقال منفی، با دفاع ۳+۲ ضد حملهها را بست. در دفاع سازمانیافته، مرکز و عمق را کنترل کرد و در پرس، فرانسه را به کنارهها هدایت کرد.فرانسه تیمی ساده، باکیفیت و متکی بر آزادی ستارههایش بود. اسپانیا اما برای هر لحظه بازی یک رابطه، پوشش و راهحل مشخص داشت.این مسابقه نشان داد در بالاترین سطح، داشتن بهترین بازیکنان کافی نیست. تیم موفقتر باید استعداد را درون ساختاری هماهنگ قرار دهد. فرانسه ستارههای بیشتری برای تغییر بازی داشت؛ اسپانیا راهحلهای بیشتری برای کنترل آن.در نهایت، پیچیدگی هدفمند و اجرای هماهنگ اسپانیا بر مجموعه ستارههای فرانسه غلبه کرد.#جام_جهانی #فرانسه #اسپانیا #آنالیز #امباپه #یامال 11:54 - 26 تیر 1405