26 دی 1404
بکش زارم چه دایم حرف از آزار می‌گوییتو خود آزار من کن از چه با اغیار می‌گوییرقیبان صد سخن گویند و یک یک را کنی تحسینچو من یک حرف گویم، گوییم بسیار می‌گوییتغافل می‌زنی گر یک سخن صد بار می‌گویمو گر گویی جوابی روی بر دیوار می‌گویی
تصویر نمایه‌ی ‌لبخــند!‌
@missunknown326 دی 1404
در پاسخ به
تو خود آزارِ من کن از چه با غیر می‌گویی، چقدر طفلکی بودی بافقی، چقدر طفلکی بودی.{با رقیبان سخن از کشتنِ ما میگویدکشتن آن‌ست که با "غیر" سخن می‌گوید...}
@user17685653077327 دی 1404
در پاسخ به
من واقعا یک درصد هم فکر نمیکردم بافقی انقدر درد داشته باشه انگار از هر بیت این غزل خون دل هست که ریخته میشه
هر به ظاهر وحشی ای درونش یک بافقی داره🥀
00:54 - 27 دی 1404

2 واکنش
46 بازدید



2 پاسخ

@user17685653077327 دی 1404
در پاسخ به و
عجب جمله‌ی درست و متحیرکننده‌ای(مشخصه کلمه جدید یاد گرفتم با نه)و چقدر از این بافقی های در پوست یک وحشی هست که هیچکس ازشون خبر نداره