با این مهارتها حواستان را جمعوجور «خانه» کنید
هر بحرانی که پیش بیاید، خیلیها دوست دارند بنشینند کنج خانه، در و پنجرهها را ببندند، تلفنها را قطع کنند و با چراغهای خاموش، اشک بریزند اما چند روش خودمراقبتی است که میتواند به جای غمانگیز کردن روح خانه و خانواده، حالمان را خوشتر و حتی بهتر کند.
گروه زندگی: همیشه وقتی بیرون به هم میریزد، خانه باید آرام باشد؛ یک جور چهار دیواریِ گرم و امن و مطمئن، که آدمیزادِ خسته از های و هویهای اجتماعی، در آخرین رمقش بیاید و به آن پناه ببرد. در این گزارش، دکتر فرزانه حسینپور، روانشناسی است که برای ما از بالا و پایین تدارک خانه در این روزها میگوید تا یاد بگیریم چگونه با وجود قسطهای عقب افتاده و معیشت تنگ، صورتهایمان را برای بچههایمان با سیلی سرخ کنیم و اجازه ندهیم فضای خانه برای این فرشتههای کوچک و حتی خودمان، تبدیل به جهنم شود.
میدانید بحران چیست؟
بیایید واقعبین باشیم و به مشکلات این روزها از آن دری نگاه کنیم که حلش برایمان آسانتر باشد؛ آن هم نه به خاطر خودمان که برای حفظ روحیه بچههایمان؛ چون آدم در بهشت هم که باشد، بحران، خودش را در قالب خوردن یا نخوردنِ یک سیب نشان میدهد! به همین دلیل حسینپور معتقد است که آدمها باید قبل از درمان، معنی بحران را متوجه شوند و میگوید: «بحران یعنی وضعیتی که در آن، منابع روانی، هیجانی و شناختی یک فرد، تحت فشار زیاد و معمولا هم ناگهانی قرار میگیرد.»این روانشناس، بحرانهایی مثل جنگ، سیل، زلزله و حتی بیماریهایی مثل کرونا را از آن دسته بحرانهایی میداند که به صورت جدی و طبیعی، تعادل روان فرد و جامعه را مورد تاثیر قرار میدهد و نکتهاش را اینطور میگوید که: «از نظر من، توجه به سلامت روان، یک ضرورت فردی است و به علاوه آن، یک مسئولیت اجتماعی است که باید هر فردی آن را داشته باشد.»
بحران چه بلایی سر آدم میآوَرَد؟
حسینپور معتقد است وقتی که یک بحران جمعی پیش میآید، تجربه تلخ، اضطراب، خشم، ناامیدی و اینکه فرد احساس کند که هیچ کنترلی بر شرایط شخصی و خانوادگی و حتی اجتماعی کشورش ندارد کاملا طبیعی است و از پیامدهای همان بحران است. این روانشناس میگوید: «چیزی که در این شرایط مهم است این میباشد که فرد بحرانزده با بحرانش مواجهه کند و بداند که یک شرایط طبیعی است و برای همه پیش آمده. و تمام تلاشش را در این جهت به کار ببرد که اجازه ندهد این بحران، در آینده برای زندگیاش اختلال ایجاد کند و منجر به تروما شود.»
مهارتهای خودمراقبتی را بلدید؟
گفتوگو که به اینجا میرسد، دکتر حسینپور دست میگذارد روی مهمترین اقدامِ در هر بحران و میگوید: «قطعا کسی که مهارت خودمراقبتی را بلد باشد، در هر بحرانی بهتر میتواند عمل کند. این ترس و خشم و اضطرابی که در بحرانها داریم تاثیرات فیزیولوژیکی نیز بر بدنمان دارند؛ و افزایش فشار خون، قند خون و تپش قلب، سردرد، سست و سرد شدن دست و پا، مشکلات عضلهای، تنفسی و حتی گوارشی، طبیعی است. در این شرایط باید یک سری کارها یا همان مهارتهای خودمراقبتی انجام دهیم؛ اولین و به نظرم مهمترینِ آنها، پذیرش هیجان است؛ یعنی من در شرایط حاد تلاش کنم که حتی هیجانات منفیام را در شرایط بحران، سرکوب نکنم، چرا؟ چون سرکوب، علائم را تشدید میکند، اما پذیرش خشم و اندوهمان در شرایط بحران، به عنوان یک واکنش طبیعی تلقی میشود. این حرکت باعث میشود که در آینده، دچار آسیب نشویم و در شرایط حال، هم کمی راحتتر با بحرانِ پیش آمده کنار بیاییم.»
چرا دنبال خبرهای منفی میگردید؟
در این دنیایی که خبرها در دسترسترین کالاهای دیجیتال برای جابهجایی هستند، ادعای اینکه به صورت صفر تا صدی بتوان از آنها پرهیز کرد عملا غیرممکن به نظر میآید اما این روانشناس باور دارد که حداقل میتوان از حجم خبرهای زرد و منفیای که هر روز به خورد خودمان میدهیم کمتر کنیم و میگوید: «فرقی نمیکند که پیگیر خبرها از کدام منبع خبری هستیم اما چیزی که مهم است این میباشد که همیشه خبرها را دنبال نکنیم؛ اگر هم میخواهیم خبری را پیگیری کنیم، این کار را در یک زمان مشخص و از منبع موثقی نگاه کنیم.»
اول پدر و مادر خوشحالی باشید
وقتی که از در و دیوار و زمین و آسمان، خبرهای منفی و مثبت، در هم و بر هم شدهاند، قطعا ما بزرگترها زودتر از بچههایمان دلآشوبه میگیریم که چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و پیوسته از خودمان میپرسیم اصلا ما کجای کارِ این بحرانیم؟ اما دکتر حسینپور توصیه میکند که باید این حس را در خودمان کنترل کنیم چون تنها وقتی پدر و مادرها آرام باشند میتوانند این آرامش را به فرزندانشان منتقل کنند. چرا؟چون کودکان در سنین پایین، زمان زیادی را با والدینشان سپری میکنند و اگر حال والدین خیلی خراب باشد خب آنها این حال بد را با چشمهایشان میبینند. و پدر و مادرها در این شرایط باید بیشتر از همیشه حواسشان را جمع کنند که حس بدی به بچههایشان ندهند.»
نظم زندگیتان به هم ریخته؟
خیلی از آدمها انگار عادت دارند به اینکه همیشه همه چیز همانطور که هست باشد! و کافی است با یک بحران مواجه شوند تا برای روزها و ماهها، نظم زندگیشان را به هم بریزند و وقتی که به خانهشان سر بزنی میبینی که همه آن زیر و رو شده، و دیگر خبری از نظم زندگی معمولشان نیست. اما این روانشناس تاکید میکند که یکی دیگر از مهارتهای خودمراقبتی در هر بحرانی، چه فردی و حتی اجتماعی باشد، حفظ نظم زندگی است. برای نمونه سعی کنیم که در امور روزمره مثل استراحت، پیادهروی و ساعتهای صبحانه، ناهار و شاممان منظم باشیم و اجازه ندهیم که چالش پیش آمده، روال معمولِ زندگیمان را تغییر دهد و ما را به سمت افسردگی بکشاند؛ همین روش تاثیر زیادی در کنترل بحران دارد و نوعی از خودمراقبتی است.»
با بقیه حرف میزنید؟
هر بحرانی که پیش بیاید، خیلیها دوست دارند بنشینند کنج خانه، در و پنجرهها را ببندند، تلفنها را قطع کنند و با چراغهای خاموش، اشک بریزند اما حرف زدن با آشنایان و دوستان و اطرافیان، یک روش خودمراقبتی است که میتواند به جای غمانگیز کردن روح خانه و خانواده، حالمان را خوشتر و حتی بهتر کند.دکتر حسینپور میگوید: «با اعضای خانواده، دوستان، همکاران و آشنایانمان صحبت و دردودل کنیم و یک جورهایی خودمان را تخلیه کنیم؛ چرا؟ چون با این روش خودمراقبتی، هم حمایت عاطفی دریافت میکنیم و هم خودمان از آنها حمایت میکنیم و میتوان گفت یک مهارت دوطرفه است؛ اگر اجرای این روش به صورت حضوری ممکن نبود میتوانیم به صورت تلفنی انجامش دهیم.»
والدین برای شاد بودن خانه چه کنند؟
هر چقدر هم که بچهها گریه و زاری راه بیندازند و سر بزرگترها غر بزنند اما والدین باید حواسشان به خانه باشد و بحران را کنترل کنند. دکتر حسینپور خاطرهای از دفاع مقدس دوازده روزه را مرور میکند و میگوید: «شخص تحصیلکردهای بود اما وقتی فرزندش از صدای بمب ترسید و گریه کرد طوری سرش داد زد که بچه شوکه شد! در صورتی که واکنش آن بچه در آن شرایط طبیعی بود و از بمب ترسیده بود و آن مادر فقط باید محکم بغلش میکرد، روی سینه فشارش میداد و به بچهاش اطمینان میبخشید که کنارش هست و اتفاقی نمیافتد.حالا والدین چه کنند؟ در شرایط بحران، اصلا احساسات بچههایشان را سرکوب نکنند و اجازه بدهند که احساساتشان را بروز بدهند. و حتی اگر برای مثال بچه تکلیفش را انجام نداد باز هم طبیعی است و مادر در طول روز و پدر وقتی از سر کار برگشت، کنار فرزند بنشینند و با او حرف بزنند و احساساتش را بپرسند. شاید برای خیلیها شنیدن اینکه با بچههایتان بازی کنید و برایشان قصه بگویید پیش پا افتاده به نظر بیاید اما همین حرکتها، حسِ همیشه در کنارشان بودن را به بچهها منتقل میکند و باعث میشود که در خانه و بین چهاردیواری امنش حس شادی، نشاط و بچه بودنشان حفظ شود و یک حصار آهنین بین آنها و بحرانهایی که پیش میآید کشیده شود.»
امروز خانه را با خندههایتان روشن کنید
اتوبوسهای آتش گرفته، خبر قتل، داد و بیداد، شعار، تعطیلی، قطعی اینترنت، اعتراض، توهین، خشم و حتی ترس، به اندازه کافی، دلایلی برای انتخاب یک گوشه به غم نشستن، هستند اما تا وقتی که آسمان، آبی است و زمین، سبز و نفس، جاری، باید که خانههایمان را با خندههایمان روشن کنیم و با باز کردن پنجرهها، اجازه تابدین خورشید را بر زندگیمان بدهیم. و یادمان نرود که امید، دقیقا از همان جا طلوع میکند، که روزنهای از عشق، در قلبمان برایشان باز کرده باشیم ... .#خانه#شادی#اغتشاشات #اعتراضات 14:34 - 18 ژانویه 2026