با سلام هر نویسندهای ساعتها وقت میگذارد، کلمه به کلمه فکر میکند، جملهها را با دقت میچیند و متنی مینویسد که جذاب هم باشد. اما پس از تأیید، ویراستار گاه با بازنویسیهای سنگین، تمام آن زحمت و وسواس را خط میزند و مقالهای خشک و بیروح منتشر میشود. گاهی فقط عنوان عوض میشود، گاهی بخشی از متن، و گاهی چنان تغییراتی اعمال میشود که تقریباً اثری از نویسنده در مقاله باقی نمیماند. این یک آسیب جدی برای اعتماد نویسندگان است. پیشنهاد میشود در فرآیند انتشار پویشها، حد و حدود ویرایش مشخص شود: ویراستار تنها اشکالات نگارشی، املایی و مغایرتهای حقوقی را اصلاح کند و حق بازنویسی گسترده یا تغییر لحن را نداشته باشد. اگر قرار است تغییر اساسی در متن اعمال شود، پیش از انتشار با نویسنده در میان گذاشته شود. رد شدن مقاله بدون تغییر، به تأیید با تغییر ارجح است؛ چون حداقل متن دستنخورده خودم در صفحهام باقی میماند. البته این به معنای حذف کامل ویرایش نیست. بنده حق میدهم که پویشهای دارای الفاظ رکیک، محتوای غیر اصولی، غیر اخلاقی، یا پویشهایی که محدودیتهای خبرگزاری را زیر سؤال میبرند، اصلاح شوند. اما پویشهایی که این نکات را رعایت کردهاند، بهتر است دستنخورده باقی بمانند. این اقدام چند مزیت دارد: یکم، صدای واقعی نویسندگان در رسانه حفظ میشود و تنوع ادبیات و سبکها در خروجی خبرگزاری دیده میشود. دوم، اعتماد نویسندگان به رسانه بیشتر میشود و انگیزه تولید محتوای دقیق و حسابشده بالا میرود. سوم، مخاطب با متنی انسانی و زنده روبهرو میشود، نه یک بیانیه خشک اداری. چهارم، احترام به زحمت و مالکیت معنوی نویسنده، جایگاه خبرگزاری را در میان اهالی قلم تثبیت میکند. پنجم، جذابیت پویش برای مخاطب حفظ میشود؛ یک پویش باید بتواند مخاطب را جذب کند و او را به امضا و حمایت ترغیب کند، و این تنها با حفظ قدرت واژهها ممکن است. ویراستار باید نقش محافظ زبان و صحت را داشته باشد، نه نقش بازنویس و سانسورچی ادبی. بگذارید قلم نویسنده نفس بکشد؛ یک متن زنده و متفاوت، خیلی بیشتر از یک متن خشک و استاندارد در ذهن خواننده میماند. پینوشت: همه ما میدانیم که واژهها قدرت دارند. یک جمله تند و صریح، یک استعاره بجا، یک ضربآهنگ خاص، میتواند مقالهای را از یک نوشته معمولی به یک متن ماندگار تبدیل کند. وقتی ویراستار این عناصر را حذف میکند و بهجایش جملات کلیشهای و بیخطر میگذارد، در واقع روح مقاله را گرفته است. نتیجه، متنی است که شاید هیچکس آن را نخواند و هیچاثری در مخاطب نگذارد. درست است که پویش با مقاله فرق دارد، اما در نوشتن پویش هم باید جذابیت آن برای مخاطبان در نظر گرفته شود تا آنها آن را امضا و حمایت کنند. بنابراین برای موفقیت، قدرت واژهها باید در پویش هم استفاده شود و ویراستار نباید آن را مخدوش یا از بین ببرد. یکی از تلاشهای نگارنده در پویشها، ایجاد شوق برای امضای خوانندگان است. خبرگزاری فارس با اعتماد به صدای نویسندگانش، جایگاه خود را بهعنوان یک تریبون مردمی تقویت میکند. مردم حرف دل خودشان را مینویسند و برای آن رأی جمع میکنند، نه یک بیانیه رسمی. محدود کردن ویرایش، نهتنها به نفع نویسنده، که به نفع خود رسانه و مخاطبانش است. و در پایان، باید بگویم ما قدردان خبرگزاری فارس هستیم. قرار دادن این تریبون در اختیار مردم، یک خدمت اجتماعی مثبت است. همین لطف و اعتماد است که ما را به نوشتن با وسواس و عشق تشویق میکند. بگذارید این اعتماد، دوطرفه بماند.
خبرگزاری فارس، فارس من، ویراستاران و سردبیران فارس من