تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌

ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری

@ARTAMOLD
فعال اقتصادی و صنعتی | مهندس مکانیک و کارشناس ارشد اقتصادبه عشق ایران و برای ادای دین به وطنم اینجا هستم. این قلم برای جهاد تبیین و اعتلای وطن می‌جنگد. پای کار وطن تا پای جان ایستاده‌ام.سپاسگزار خبرگزاری فارس برای این تریبون مردمی.
iri
تاریخ پیوستن: مه 2020
متولد: 7 اوت
تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD6 سپتامبر 2026
مطالبه

جواب نتانیاهو را حسن روحانی بدهد

با سلام نتانیاهو اخیراً با عباراتی گستاخانه به ایران توهین کرده. در حالی که نتانیاهو با عبارت «پایان این نظام نزدیک است» به دنبال تضعیف روحیه‌ی ملت ایران است، حسن روحانی که سابقه‌ی روشنی در مواجهه با رژیم صهیونیستی دارد، به‌عنوان یک دیپلمات کارکشته و رئیس‌جمهور سابق، می‌تواند با یک بیانیه‌ی قاطع، این جنگ روانی را خنثی کند. او در سال‌های گذشته بارها نشان داده که در برابر زیاده‌خواهی‌های رژیم صهیونیستی، زبان «مقاومت» را می‌فهمد. حالا وقت آن است که این تجربه به میدان بیاید؛ این بار جواب نتانیاهو را حسن روحانی بدهد. این اقدام چند مزیت دارد: یکم، نشان می‌دهد در برابر تهدید خارجی، هیچ‌کس ساکت نمی‌ماند. دوم، سکوت روحانی دیگر دستمایه تبلیغات دشمن نمی‌شود. سوم، روحانی می‌تواند به جای تسویه‌حساب‌های داخلی، نقش تاریخی‌اش را در دفاع از امنیت ملی ایفا کند. چهارم، ملت ایران می‌بیند که حتی منتقدان داخلی نیز در برابر دشمن خارجی یک‌صدا هستند. آقای روحانی، مردم منتظرند. این بار حرفت را برای نتانیاهو بزن. جواب نتانیاهو را تو بده. در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی، این پاسخ می‌تواند پیامی روشن به دشمن باشد. آقای روحانی، می‌توانید این‌بار به‌جای صدا و سیما به نتانیاهو گیر بدهید. پی‌نوشت: نتانیاهو با گستاخی تمام گفته است: «پایان این نظام نزدیک است»، «این نظام ضعیف است و برای بقای خود می‌جنگد» و «هنوز مأموریتی باقی مانده که باید انجام شود.» این جملات، یک تهدید مستقیم علیه امنیت ملی ایران است. او این اظهارات را زمانی مطرح می‌کند که می‌خواهد از هر شکاف داخلی برای فشار بیشتر استفاده کند. در چنین وضعیتی، سکوت می‌تواند به عنوان بی‌موضعی یا حتی تأیید ضمنی تعبیر شود. روحانی که روزی نماد دیپلماسی ایران بود، اکنون باید ثابت کند که در برابر تهدید، هنوز کنار ملت ایستاده است.باید ثابت کنند که اتهامات مطرح شده نسبت به او بی مورد است. پاسخ او، در تاریخ دیپلماسی ایران به‌عنوان یک نمونه از وحدت در برابر دشمن ثبت خواهد شد. این پاسخ، سیگنال قاطعیت به نتانیاهو است که در این سرزمین، حتی منتقدان داخلی نیز در برابر دشمن متحد می‌شوند.

حسن روحانی، حسن روحانی رئیس جمهور اسبق جمهوری اسلامی ایران


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD21 اوت 2026
پیشنهادها

پیشنهاد راه اندازی سامانه شبیه‌سازی معاملات بورس

با سلام امروز در بورس ایران ابزار جامع و خودکاری برای شبیه‌سازی و آزمون استراتژی‌های معاملاتی با داده‌های گذشته وجود ندارد. معامله‌گران برای اینکه بفهمند یک ایده یا استراتژی در گذشته چگونه عمل می‌کرده، یا باید ساعت‌ها به‌صورت دستی داده‌ها را بررسی کنند یا عملاً وارد بازاری شوند که در آن آزمون و خطا هزینه‌های سنگینی دارد. این خلأ، معامله‌گری را از «دانش» به «شانس» نزدیک‌تر می‌کند. پیشنهاد می‌شود سازمان بورس و اوراق بهادار با همکاری کارگزاری‌ها، سامانه شبیه‌سازی معاملات با داده‌های تاریخی را طراحی و راه‌اندازی کنند. در این سامانه، معامله‌گر می‌تواند استراتژی خود را تعریف کند و ببیند اگر همین استراتژی در گذشته اجرا می‌شد، چه نتیجه‌ای به دست می‌آمد. این اقدام، پیش از آنکه یک ابزار باشد، یک بستر آموزشی و تحلیلی برای معامله‌گران است. این اقدام مزایای آشکاری دارد: یکم، ریسک سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد، زیرا ایده‌های بی‌پایه پیش از ورود پول واقعی شناسایی می‌شوند. دوم، معامله‌گران حرفه‌ای و جدی به بورس ایران جذب می‌شوند و جامعه معامله‌گری ارتقا می‌یابد. سوم، رفتار معامله‌گران از حالت هیجانی و تصادفی به منطقی و مبتنی بر داده تغییر می‌کند. چهارم، زیرساخت نرم‌افزاری بورس ایران یک گام به استانداردهای جهانی نزدیک‌تر می‌شود. بورس ایران لایق ابزارهای حرفه‌ای است. قبل از پول واقعی، استراتژی را با گذشته محک بزنیم. پی‌نوشت: شبیه‌سازی معاملات با داده‌های گذشته، یا همان Backtesting، به زبان ساده یعنی بررسی اینکه اگر یک استراتژی مشخص در گذشته اجرا می‌شد، چه نتایجی به بار می‌آورد. این ابزار در بازارهای توسعه‌یافته، جزء جدایی‌ناپذیر فرآیند معامله‌گری است؛ معامله‌گران حرفه‌ای به ندرت بدون ارزیابی تاریخی یک استراتژی، پول واقعی وارد بازار می‌کنند. در بورس ایران اما این ابزار جامع وجود ندارد. معامله‌گر یا باید کورکورانه وارد شود، یا ساعت‌ها وقت صرف کند تا به‌صورت دستی داده‌ها را بررسی کند؛ آن هم در بازاری با صدها نماد و میلیون‌ها رکورد اطلاعات. البته برخی ابزارهای جزئی و محدود در این زمینه وجود دارد، اما هیچ‌کدام سامانه‌ای یکپارچه و رایگان در اختیار عموم معامله‌گران قرار نمی‌دهد. هزینه اشتراک ابزارهای موجود نیز بالاست و برای معامله‌گر خرد صرفه‌ای ندارد. یک مثال ساده: فرض کنید معامله‌گری می‌خواهد بداند اگر همیشه بعد از برخورد قیمت به میانگین متحرک ۵۰ روزه اقدام به خرید می‌کرد، در سه سال گذشته چقدر سود یا زیان می‌کرد. بدون سامانه شبیه‌سازی، پاسخ این سوال تقریباً غیرممکن است. با وجود چنین سامانه‌ای، او در چند دقیقه به پاسخ می‌رسد و می‌تواند استراتژی خود را اصلاح کند. مهم است که تأکید شود شبیه‌سازی معاملات، صرفاً یک ابزار تحلیل و ارزیابی است و هیچ ارتباطی با معاملات الگوریتمی یا اجرای خودکار سفارش‌ها ندارد. بنابراین نهادهای نظارتی می‌توانند با خیال راحت، مسیر راه‌اندازی آن را هموار کنند. این سامانه، هم به نفع معامله‌گران است و هم به نفع کلیت بازار؛ چون سرمایه‌ها با تصمیم‌های سنجیده‌تر وارد می‌شوند و از دام استراتژی‌های بی‌پایه نجات می‌یابیم.

سازمان بورس و اوراق بهادار تهران، شرکت بورس تهران، شرکت فرابورس، کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار، کارگزاری های بورس


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD19 اوت 2026
پیشنهادها

مدیران ناتوان را برکنار کنید؛ تحریم شمشیر دشمن است، نه سپر مدیران

با سلام در حوزه نظامی، موشکی و پهپادی جزو برترین‌های جهانیم و در لبه فناوری حرکت می‌کنیم. اما در بسیاری از صنایع دیگر، فرسودگی و عقب‌ماندگی دیده می‌شود. این تناقض، یک دلیل بیشتر ندارد: مدیران ناکارآمد. آنها برای توجیه ناتوانی خود، همیشه یک بهانه آماده دارند: تحریم. همان مهندسانی که موشک‌های خیبرشکن را طراحی کردند، اگر در صنعت خودرو به کار گرفته می‌شدند، قطعاً یک خودروی باکیفیت می‌ساختند. مشکل از نیروی انسانی نیست؛ مشکل از مدیریت ناتوان است. پیشنهاد می‌شود هر مدیری که برای عدم موفقیت خود کلمه تحریم را بهانه کند، بلافاصله توبیخ و از مسئولیتش برکنار شود. اگر مدیری نمی‌تواند تحریم‌ها را دور بزند و قطعه جدید و دستگاه جدید بیاورد، باید سریع خودش استعفا دهد؛ این عدم توانایی نشانه بی‌عرضگی اوست. اما برکناری مدیران ناتوان زمانی مؤثر است که یک بانک اطلاعاتی از مدیران توانمند نیز در کنار آن وجود داشته باشد. دولت باید با یک فراخوان ملی، از مهندسان و صنعتگران خلاق دعوت کند تا سکان‌های خالی را به دست بگیرند. در این کشور قحط‌الرجال نیست. این اقدام مزایای آشکاری دارد: یکم، فرهنگ بهانه‌تراشی در بدنه مدیریتی از بین می‌رود. دوم، مدیران مجبور می‌شوند به جای توجیه شکست، دنبال راه‌حل‌های مختلفی باشند. سوم، استعدادهای واقعی وارد میدان می‌شوند و مدیران توانمند جایگزین ناتوان‌ها می‌شوند. چهارم، به دشمن نشان می‌دهیم که تحریم دیگر ابزار فشار نیست؛ چون ما مدیرانی داریم که از مانع نمی‌ترسند، بلکه آن را به فرصت تبدیل می‌کنند. اگر در صنایع دفاعی توانستیم تحریم‌ها را دور بزنیم، به این دلیل بود که مدیرانی با روحیه جهادی بر سر کار بودند. این روحیه در صنایع دیگر نیز قابل پیاده‌سازی است؛ به شرطی که مدیران ناتوان کنار گذاشته شوند و فرصت به دست افراد توانمند برسد. باید مدیرانی و کارکنانی با این روحیه سر کار بیایند که می‌گویند: «ما این کار را می‌کنیم. یا موفق می‌شویم، یا حتماً موفق می‌شویم، و اگر هیچ‌کدام نشد، ما قطعاً موفق می‌شویم.» این روحیه، همان چیزی است که در صنایع موشکی و پهپادی جاری است و باید در تمام صنایع کشور جاری شود. --- ببین آقاجون، تو با آگاهی از اینکه تحریم هستیم این مسئولیت را پذیرفتی؛ مگر از اول نمی‌دانستی تحریم کارها را سخت می‌کند؟ پس چرا قبول کردی مدیر شوی وقتی عرضه‌اش را نداشتی؟ --- تحریم، شمشیر دشمن است؛ اما مدیری که آن را سپر می‌کند، یعنی میدان را خالی کرده است. این مردان میدان هستند که باید سکان‌ها را به دست بگیرند. ملت ایران استحقاق مدیرانی در تراز صنعت موشکی‌اش را دارد. پی‌نوشت: تجربه صنایع دفاعی ایران نشان داده که فشار بیرونی، اگر با مدیریت جهادی همراه شود، نه‌تنها مانع نیست، بلکه موتور پیشرفت است. همان‌طور که در موشک و پهپاد به خودکفایی رسیدیم، در خودروسازی، لوازم خانگی، دارو و ده‌ها صنعت دیگر هم می‌توانیم به قله برسیم؛ به شرطی که بهانه‌ها را کنار بگذاریم و مدیران واقعی را روی کار بیاوریم. کشوری که می‌تواند ماهواره به فضا بفرستد، قطعاً می‌تواند یک خودروی باکیفیت هم بسازد. مشکل از توانمندی نیست؛ مشکل از مدیرانی است که تحریم را سقف آرزوهایشان کرده‌اند. البته تحریم یک مانع واقعی است، اما یک مدیر توانمند با استفاده از اقتصاد مقاومتی، تولید داخلی و چابکی لجستیک می‌تواند این مانع را دور بزند. تحریم یک سنگ است، نه یک دیوار.

دولت جمهوری اسلامی ایران، وزارت صمت، وزارت نفت / شركت ملی نفت ايران، شرکتهای پتروشیمی و پالایشگاهی، شرکتهای خودروسازی، وزارت کار، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD19 اوت 2026
توسعه بورس ایران و افزایش کارآیی آن
پیشنهادها

نرم‌افزار متاتریدر را به بورس بیاورید

با سلام متاتریدر یکی از شناخته‌ شده‌ترین پلتفرم‌های تحلیل تکنیکال در جهان است. این نرم‌افزار با رابط کاربری ساده، ابزارهای متنوع نموداری و امکانات پیشرفته، به معامله‌گران اجازه می‌دهد دقیق‌تر و سریع‌تر تحلیل کنند و معامله‌های خود را مدیریت کنند. میلیون‌ها معامله‌گر در بازارهای جهانی به این پلتفرم اعتماد دارند و آن را استاندارد طلایی تحلیل بازار می‌دانند. اما در بورس ایران، این ابزار قدرتمند سال‌هاست غایب است. معامله‌گران ایرانی که با متاتریدر کار کرده‌اند، امروز خود را با پلتفرم‌های داخلی محدود و کم‌انعطاف روبه‌رو می‌بینند. این خلأ باعث شده بخشی از معامله‌گران حرفه‌ای انگیزه کمتری برای فعالیت در بورس ایران داشته باشند. پیشنهاد می‌شود سازمان بورس و اوراق بهادار با همکاری شرکت بورس تهران و فرابورس ایران، مسیر بومی‌سازی و راه‌اندازی متاتریدر را هموار کنند و کارگزاری‌های بورس نیز برای ارائه این خدمت پیش‌قدم شوند. هر کارگزاری که متاتریدر را ارائه دهد، به مقصد اصلی معامله‌گران حرفه‌ای تبدیل می‌شود و سهم بازار خود را به شکل چشمگیری افزایش می‌دهد. این اقدام مزایای آشکاری دارد: یکم، جذب معامله‌گران حرفه‌ای و افزایش نقدشوندگی بازار. دوم، ایجاد رقابت واقعی بین نهادهای مالی برای ارائه خدمات بهتر. سوم، نزدیک‌شدن زیرساخت نرم‌افزاری بورس ایران به استانداردهای جهانی. بازار سرمایه ایران لایق ابزارهای حرفه‌ای است. اولین ارائه‌دهنده، برنده است. پی‌نوشت: کارگزاری مفید در گذشته نسخه بومی‌سازی‌شده متاتریدر را ارائه کرد و این یک تجربه موفق بود، اما از سال ۱۴۰۲ این خدمت متوقف شد. اکنون خلأ آن به‌ وضوح احساس می‌شود. متاتریدر محبوب‌ترین پلتفرم تحلیل تکنیکال جهان است و علاوه بر کاربرپسند بودن، در بسیاری از بازارهای جهانی از قابلیت‌های پیشرفته‌ای را نیز پشتیبانی می‌کند. البته متاتریدر به‌ صورت پیش‌فرض برای بازارهای ارز و CFD طراحی شده است. اما خوشبختانه در بسیاری از بازارهای جهانی، نسخه‌های بومی‌سازی‌شده آن برای معاملات سهام و آپشن نیز وجود دارد. سازمان بورس هم می‌تواند با یک «کارگروه تخصصی»، نسخه بومی‌شده مخصوص بورس ایران را طراحی و استانداردسازی کند. کار سختی نیست اصلا. این کار یک بار هزینه دارد، اما یک عمر ارزش ایجاد می‌کند. همچنین برخی چالش‌های اجرایی مانند تفاوت ساختار معاملات (بورس ایران اردر درایون است) و هزینه‌های لایسنس و سرور وجود دارد، اما این‌ها با برنامه‌ریزی و هماهنگی نهادهای مالی قابل حل هستند و تجربه موفق گذشته نشان می‌دهد که این کار شدنی است.

کارگزاری های بورس، سازمان بورس و اوراق بهادار تهران، شرکت بورس تهران، شرکت فرابورس


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD14 اوت 2026
دعوت به تحریم پلتفرم های آمریکایی و حذف آنها از گوشی های هموطنان، ابزارهای دشمن را دور بیندازید
پیشنهادها

آیا قلب شما جای وطن است یا جای اینستاگرام؟ پلتفرمهای دشمن را حذف کنید

با سلام پلتفرم‌های آمریکایی، دشمن وطن هستند. اگر در گوشی خود اینستاگرام یا هر پلتفرم‌ دشمن را نصب دارید و از آن استفاده می‌کنید، این پویش برای شماست. اینستاگرام صرفاً یک پلتفرم نیست؛ یک پایگاه نظامی است که در جیب شما جا خوش کرده است. هر بار که آن را باز می‌کنید، در حال هدیه دادن اطلاعات، زمان و توجه خود به ارتشی هستید که بچه‌های هموطن‌تان را هدف قرار داده است. شما فکر می‌کنید دارید فقط اسکرول می‌کنید، اما در واقع دارید در یک جنگ ترکیبی، بدون آنکه بدانید، برای طرف مقابل سربازی می‌کنید. شما با داشتن اینستاگرام در گوشی‌های خود، به دشمن این پیام را مخابره می‌کنید: «برای ما مهم هستید، حتی اگر بچه‌های ما را بکشید. ما در هر صورت شما را دور نمی‌اندازیم. ارزش شما و پلتفرم‌های شما برای ما زیاد است.» درآمدهای پلتفرم‌های آمریکایی مانند اینستاگرام، صرف دشمنی با ایران می‌شود. فرض کن فرزند خودت در مدرسه‌ای بود که بمباران شد. قلبت تاب می‌آورد ببینی آن موشک با پول کمپانی‌ای ساخته شده که صاحبش، مالک همین پلتفرمی است که الان در دست توست و هر روز چرخ می‌زنی؟ با این کار، ناخواسته چراغ سبزی به آنها نشان می‌دهی که «بودنت مهم است، حتی اگر فرزندانمان را بکشید.» پیشنهاد می‌شود همه کسانی که اینستاگرام یا پلتفرم‌های مرتبط با دشمن را در گوشی خود دارند، آن را حذف کنند. هدف این پویش، حذف اینستاگرام توسط کاربران ایرانی است. این یک کار نمادین نیست؛ یک عمل انقلابی است. شما باید میدان جنگ نرم را ترک کنید و به جای مصرف محتوای بیگانه، از رسانه‌های خودی حمایت کنید. جایگزین‌های امنی مثل ایتا، بله، روبیکا و آی‌گپ منتظر شما هستند. این اقدام مزایای آشکاری دارد: یکم، بخشی از درآمد دشمن که از توجه و داده‌های شما به دست می‌آید، قطع می‌شود. دوم، زنجیر وابستگی ذهنی شما پاره می‌شود و به جای اسارت دیجیتال، آزادی واقعی را تجربه می‌کنید. سوم، به دشمن نشان می‌دهید که ملت ایران فقط در میدان نظامی قوی نیست؛ در میدان فرهنگی و اراده هم متحد و آگاه است. چهارم، برای نسل جوان الگویی می‌سازید که مقاومت فقط با سلاح نیست، با اراده دیجیتال هم هست. شاید برخی از ما تا دیروز فکر می‌کردیم اینستاگرام بخشی از زندگی روزمره است. اما امروز همه باید بدانیم که وطن، ارزشمندتر از هر پلتفرمی است. بیایید این آگاهی را به یک انتخاب ملی تبدیل کنیم. گوشی‌های ما یا سنگر مقاومت‌اند یا پایگاه دشمن. انتخاب با شماست. پی‌نوشت: در جنگ ترکیبی امروز، هر کاربر یک سرباز است. دشمن با ظرافت از شما می‌خواهد سربازانش باشید، بی‌آنکه بدانید. هر لایک، هر ویو، هر دقیقه اسکرول، یک گام به نفع کسانی است که برای نابودی ما نقشه می‌کشند. حذف اینستاگرام، فقط یک عمل شخصی نیست؛ یک بیانیه ملی است. وقتی میلیون‌ها ایرانی هم‌زمان پلتفرم‌های دشمن را ترک کنند، این بزرگ‌ترین ضربه به هژمونی دیجیتال است. بیایید گوشی‌هایتان را از ابزار دشمن خالی کنید و به جای آن، از رسانه‌ها و پلتفرم‌های داخلی حمایت کنید. این تنها راه شکست دادن جنگ نرم است. وطن را با غیرت انتخاب کنید. این یک جهاد دیجیتال است. اینستاگرام همان اسب تروا ست آن را حذف کنید.

همه مردم ایران، ایرانیان غیرتمند، اعضای شبکه های اجتماعی آمریکایی، کاربران اینستاگرام، کاربران واتساپ


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD13 اوت 2026
پیشنهادها

ضرورت بازنگری در رویه تأیید پویش‌ها؛ ویرایش سنگین، روح متن را می‌کشد

با سلام هر نویسنده‌ای ساعت‌ها وقت می‌گذارد، کلمه به کلمه فکر می‌کند، جمله‌ها را با دقت می‌چیند و متنی می‌نویسد که جذاب هم باشد. اما پس از تأیید، ویراستار گاه با بازنویسی‌های سنگین، تمام آن زحمت و وسواس را خط می‌زند و مقاله‌ای خشک و بی‌روح منتشر می‌شود. گاهی فقط عنوان عوض می‌شود، گاهی بخشی از متن، و گاهی چنان تغییراتی اعمال می‌شود که تقریباً اثری از نویسنده در مقاله باقی نمی‌ماند. این یک آسیب جدی برای اعتماد نویسندگان است. پیشنهاد می‌شود در فرآیند انتشار پویش‌ها، حد و حدود ویرایش مشخص شود: ویراستار تنها اشکالات نگارشی، املایی و مغایرت‌های حقوقی را اصلاح کند و حق بازنویسی گسترده یا تغییر لحن را نداشته باشد. اگر قرار است تغییر اساسی در متن اعمال شود، پیش از انتشار با نویسنده در میان گذاشته شود. رد شدن مقاله بدون تغییر، به تأیید با تغییر ارجح است؛ چون حداقل متن دست‌نخورده خودم در صفحه‌ام باقی می‌ماند. البته این به معنای حذف کامل ویرایش نیست. بنده حق می‌دهم که پویش‌های دارای الفاظ رکیک، محتوای غیر اصولی، غیر اخلاقی، یا پویش‌هایی که محدودیت‌های خبرگزاری را زیر سؤال می‌برند، اصلاح شوند. اما پویش‌هایی که این نکات را رعایت کرده‌اند، بهتر است دست‌نخورده باقی بمانند. این اقدام چند مزیت دارد: یکم، صدای واقعی نویسندگان در رسانه حفظ می‌شود و تنوع ادبیات و سبک‌ها در خروجی خبرگزاری دیده می‌شود. دوم، اعتماد نویسندگان به رسانه بیشتر می‌شود و انگیزه تولید محتوای دقیق و حساب‌شده بالا می‌رود. سوم، مخاطب با متنی انسانی و زنده روبه‌رو می‌شود، نه یک بیانیه خشک اداری. چهارم، احترام به زحمت و مالکیت معنوی نویسنده، جایگاه خبرگزاری را در میان اهالی قلم تثبیت می‌کند. پنجم، جذابیت پویش برای مخاطب حفظ می‌شود؛ یک پویش باید بتواند مخاطب را جذب کند و او را به امضا و حمایت ترغیب کند، و این تنها با حفظ قدرت واژه‌ها ممکن است. ویراستار باید نقش محافظ زبان و صحت را داشته باشد، نه نقش بازنویس و سانسورچی ادبی. بگذارید قلم نویسنده نفس بکشد؛ یک متن زنده و متفاوت، خیلی بیشتر از یک متن خشک و استاندارد در ذهن خواننده می‌ماند. پی‌نوشت: همه ما می‌دانیم که واژه‌ها قدرت دارند. یک جمله تند و صریح، یک استعاره بجا، یک ضرب‌آهنگ خاص، می‌تواند مقاله‌ای را از یک نوشته معمولی به یک متن ماندگار تبدیل کند. وقتی ویراستار این عناصر را حذف می‌کند و به‌جایش جملات کلیشه‌ای و بی‌خطر می‌گذارد، در واقع روح مقاله را گرفته است. نتیجه، متنی است که شاید هیچ‌کس آن را نخواند و هیچ‌اثری در مخاطب نگذارد. درست است که پویش با مقاله فرق دارد، اما در نوشتن پویش هم باید جذابیت آن برای مخاطبان در نظر گرفته شود تا آنها آن را امضا و حمایت کنند. بنابراین برای موفقیت، قدرت واژه‌ها باید در پویش هم استفاده شود و ویراستار نباید آن را مخدوش یا از بین ببرد. یکی از تلاش‌های نگارنده در پویش‌ها، ایجاد شوق برای امضای خوانندگان است. خبرگزاری فارس با اعتماد به صدای نویسندگانش، جایگاه خود را به‌عنوان یک تریبون مردمی تقویت می‌کند. مردم حرف دل خودشان را می‌نویسند و برای آن رأی جمع می‌کنند، نه یک بیانیه رسمی. محدود کردن ویرایش، نه‌تنها به نفع نویسنده، که به نفع خود رسانه و مخاطبانش است. و در پایان، باید بگویم ما قدردان خبرگزاری فارس هستیم. قرار دادن این تریبون در اختیار مردم، یک خدمت اجتماعی مثبت است. همین لطف و اعتماد است که ما را به نوشتن با وسواس و عشق تشویق می‌کند. بگذارید این اعتماد، دوطرفه بماند.

خبرگزاری فارس، فارس من، ویراستاران و سردبیران فارس من


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD12 اوت 2026
تایم مچینگ بورس حذف شود. بورس باید محلی برای تصمیم‌گیری عقلانی باشد، نه یک صحنه تئاتر بی‌نمک.
مطالبه

زمان پیش‌گشایش روزانه بورس را حذف کنید

با سلام در بورس تهران، هر روز قبل از شروع رسمی معاملات، یک زمان پیش گشایش وجود دارد که سفارش‌ها در آن ثبت می‌شوند و برای همه قابل مشاهده‌اند. این زمان در عمل به جای کشف قیمت، به ابزاری برای ایجاد فشار روانی و زمینه‌سازی برای دستکاری بازار تبدیل شده است. معامله‌گران خرد تحت تأثیر صف‌های نمایشی، دچار ترس یا طمع می‌شوند و تصمیم‌های هیجانی می‌گیرند. وجود چنین تایمی نه‌تنها کمکی به شفافیت نمی‌کند، بلکه فرصت را برای سواستفاده بازیگران بزرگ فراهم می‌سازد. پیشنهاد می‌شود سازمان بورس زمان پیش‌گشایش را به طور کامل حذف کند یا حداقل سفارش‌های ثبت‌شده در این تایم را از دید عموم پنهان نگه دارد. معامله‌گر باید بر اساس تحلیل و اطلاعات واقعی تصمیم بگیرد، نه بر اساس نمایش‌های صبحگاهی و هیجان جمعی. این اقدام مزایای آشکاری دارد: فشار روانی از روی معامله‌گران برداشته می‌شود، اردرهای ترس و دستکاری قیمت کاهش می‌یابد، و بازار به تعادل واقعی‌تر می‌رسد. همچنین تایم پیش‌گشایش در واقع یک «عدم تقارن اطلاعاتی» را نهادینه کرده است: سهام‌داران بزرگ با ثبت سفارش‌های سنگین می‌توانند مسیر بازار را تعیین کنند، در حالی که معامله‌گر خرد در تاریکی تصمیم می‌گیرد. واقعیت این است که زمان پیش‌گشایش امروز به یک نمایش صبحگاهی ترس و طمع تبدیل شده است؛ یک تئاتر سبک و بی‌مزه که در آن بازیگران الکی همدیگر را می‌زنند یا برای زدن می‌ترسانند. سفارش‌های بزرگ ثبت می‌شوند، صف‌های سنگین شکل می‌گیرند و معامله‌گران خرد را می‌ترسانند. اما درست چند ثانیه قبل از شروع معاملات، این سفارش‌ها حذف یا به انتهای صف منتقل می‌شوند؛ گویی بازیگری روی صحنه فریادی کشیده و سپس در تاریکی ناپدید شده است. شبیه اون قسمت از سریال فوق لیسانسیه که حبیب با دوستانش فیلم های رزمی ژاپنی را تقلید میکردند. بورس باید محلی برای تصمیم‌گیری عقلانی باشد، نه یک صحنه تئاتر بی‌نمک. پی‌نوشت: تایم متچینگ یا پیش‌گشایش، در تئوری برای کشف قیمت آغازین طراحی شده است. اما در عمل به یک نمایش کم‌سطح تبدیل شده است. این پدیده، «دستکاری مبتنی بر ترس» است: معامله‌گر خرد با دیدن صف فروش سنگین می‌ترسد و خودش هم وارد صف فروش میشود و صف سنگین تر میشود و در نهایت ارزان می‌فروشد؛ همچنین با دیدن صف خرید سنگین طمع می‌کند و وارد صف خرید میشود و صف را سنگین تر میکند و در نهایت گران می‌خرد. در هر دو حالت، بازیگران اصلی سود واقعی را می‌برند و تماشاگران خرد ضرر می‌کنند. در بازارهای توسعه‌یافته مانند نزدک یا بورس نیویورک، سفارش‌های پیش‌گشایش مخفی هستند و تطبیق آن‌ها به‌صورت متمرکز و در یک لحظه انجام می‌شود؛ این یک برتری سیستماتیک است. حذف تایم متچینگ یا مخفی‌سازی سفارش‌ها، این تئاتر بی‌مزه را تعطیل می‌کند و بورس را شفاف‌تر و عادلانه‌تر می‌سازد.

سازمان بورس و اوراق بهادار تهران، وزارت اقتصاد، شرکت بورس تهران، شرکت فرابورس ایران


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD12 اوت 2026
اصلاح دامنه نوسان بورس
مطالبه

دامنه نوسان را حذف کنید تا بورس نفس بکشد

با سلام دامنه نوسان ۳ درصدی به کارایی بازار سرمایه آسیب زده است. در شرایط تورمی، بورس دیگر توان رقابت با بازارهای موازی را ندارد و همین موضوع، رغبت سرمایه‌گذاران را از بین می‌برد. نقدشوندگی بازار هم در برخی مقاطع به شدت کاهش یافته است. پیشنهاد می‌شود سازمان بورس سریعاً یک برنامه افزایش تدریجی را آغاز کند. در گام اول، دامنه نوسان به ۷ درصد، سپس به ۱۰ درصد افزایش یابد. حذف کامل دامنه نوسان نیز باید به‌عنوان یک چشم‌انداز نهایی در نظر گرفته شود. سرمایه‌گذار باید اختیار مال خود را داشته باشد. اگر کسی می‌خواهد دارایی‌اش را به قیمت‌های پایین‌تر بفروشد، چرا نتواند؟ این اقدام مزایای آشکاری دارد: آزادی عمل به بازار برمی‌گردد، کارایی بازار افزایش می‌یابد، نقدشوندگی در همه زمان‌ها حفظ می‌شود و اعتماد سرمایه‌گذاران به بورس بازسازی می‌شود. بورس باید محلی برای تصمیم‌گیری آزادانه باشد، نه یک قفس دستوری. پی‌نوشت: محدود کردن دامنه نوسان، به‌ویژه در شرایطی که تورم بالاست، عملاً سرمایه‌گذار را در یک دوراهی تحقیرآمیز قرار می‌دهد: یا سهامش را در صف فروش بگذارد و روزها منتظر بماند، یا از خیر آن بگذرد. این وضعیت نقدشوندگی را در برخی زمان‌ها به شدت کاهش می‌دهد و بازار را از کار می‌اندازد. از سوی دیگر، دامنه نوسان محدود، آزادی عمل سرمایه‌گذار را سلب می‌کند. مالکیت یعنی حق تصمیم‌گیری. وقتی کسی مالک یک سهم است، باید بتواند آن را به هر قیمتی که می‌خواهد بفروشد. محدود کردن این حق، یک دخالت غیرمنطقی در بازار است. با حذف تدریجی دامنه نوسان، صف‌های فروش و خرید در شرایط بحرانی به‌سرعت تخلیه می‌شوند و بازار با قیمت تعادلی به کار خود ادامه می‌دهد. این یعنی قیمت‌ها در «صف» گیر نمی‌افتند و نقدشوندگی واقعی شکل می‌گیرد. در بازارهای جهانی، به‌جای محدود کردن بلندمدت دامنه نوسان، از مکانیسم «توقف موقت معاملات» (Circuit Breaker) استفاده می‌شود که فقط در شرایط بسیار بحرانی و برای چند ساعت تا حداکثر یک روز فعال می‌شود. این ابزار، شوک را کنترل می‌کند بدون اینکه بازار را برای ماه‌ها فلج کند. بنابراین، افزایش تدریجی دامنه نوسان به سمت ۱۰ درصد، و در نهایت حذف کامل آن، نه‌تنها بازار را نجات می‌دهد، بلکه بورس را به یک گزینه واقعی برای سرمایه‌گذاری در اقتصاد تورمی تبدیل می‌کند.

سازمان بورس و اوراق بهادار تهران، وزارت اقتصاد و دارایی، شرکت بورس تهران، شرکت فرابورس تهران


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD12 اوت 2026
مراقب حفاری‌های آمریکا باشید؛ اجازه ندهید سنگر بسازند
پیشنهادها

رصد دقیق حفاری‌های مشکوک دشمن؛ نگذارید اشتباهشان را جبران کنند

با سلام در جریان جنگ اخیر، آمریکایی‌ها به یک اشتباه بزرگ و راهبردی خود پی بردند. آنها تقریباً تمام تجهیزات نظامی خود را در سطح زمین و در دید مستقیم ماهواره‌ها و پهپادهای ما مستقر کرده بودند. این حماقت، آنها را به شدت آسیب‌پذیر کرد و تلفات سنگینی به بار آورد. اما بی‌گمان آنها از این شکست درس عبرت گرفته‌اند و به دنبال جبران آن هستند. راه جبران مشخص است: حفاری. آنها به سرعت دست به کار خواهند شد تا در پایگاه‌هایشان در منطقه، اقدام به حفر تونل‌ها و پناهگاه‌های زیرزمینی کنند. پیشنهاد می‌شود نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ما، از همین لحظه، با اولویت پایگاه‌های کلیدی (مانند الظفره و العدید)، هرگونه عملیات حفاری و ساخت و ساز در پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را با دقت و وسواس کامل تحت نظر بگیرند. در صورتی که کوچکترین نشانه‌ای از ساخت تأسیسات زیرزمینی مشاهده شد، باید کاری کرد که آن پروژه‌ها ناتمام بماند. ایجاد اختلال در زنجیره تأمین تجهیزات حفاری و لجستیک آنها، و یا هر اقدام دیگری که مانع از کامل شدن پناهگاه‌هایشان شود، یک ضرورت حیاتی است. نباید بگذاریم آنها نقطه ضعف مهلک خود را ترمیم کنند. این دقت عمل چند مزیت آشکار دارد: یکم، برتری میدانی ما که حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری در دکترین «پدافند غیرعامل» و زیرزمینی‌سازی است، برای همیشه حفظ خواهد شد. دوم، عملیات حفاری می‌تواند پوششی برای جاسوسی و نصب تجهیزات اطلاعاتی باشد. با متوقف کردن آنها، جلوی این تهدید را می‌گیریم. سوم، هر پناهگاه ناتمام، خود به یک هدف ساده‌تر و یک گور دسته‌جمعی بالقوه برای تجهیزات آمریکایی تبدیل می‌شود. چهارم، این پیام روشن به دشمن مخابره می‌شود که ما نه تنها قدرت فعلی شما را می‌بینیم، که از نقشه‌های آینده‌تان نیز آگاهیم و اجازه اجرای آنها را نخواهیم داد. پنجم، و شاید مهم‌تر از همه، با این رصد مداوم، ما یک بایگانی اطلاعاتی بلندمدت از تحرکات دشمن خواهیم ساخت. اگر آنها امروز برای پنجاه سال بعد برنامه‌ریزی می‌کنند، ما نیز امروز برای نسل‌های بعدی خود پرونده می‌سازیم تا همیشه یک قدم جلوتر باشیم. ضمناً، ما در رویارویی با دشمن دید بلند مدت داریم، دشمنی که قرن‌ها برای اهدافش برنامه‌ریزی می‌کند، ممکن است امروز برای دهه‌های بعد نقشه بکشد. این پروژه‌های حفاری شاید ظرف یک سال کامل نشوند، اما ممکن است برای یک حمله در پنج سال، ده سال، یا حتی پنجاه سال آینده طراحی شده باشند. پس وجود چنین پروژه‌هایی دور از منطق نیست و ما باید با این دید بلندمدت آنها را رصد کنیم. آنها فکر کردند با چند بیل مکانیکی می‌توانند شکست تحقیربار خود را جبران کنند. اما فراموش کرده‌اند که در این منطقه، حتی زیر زمین هم از چشمان تیزبین ما در امان نیستند. نگذارید سنگر بسازند؛ بگذارید در همان دشت باز، منتظر ضربات بعدی باشند. پی‌نوشت: دکترین پدافندی ایران بر یک اصل ساده بنا شده: آنچه دیده نشود، نابود نمی‌شود. ما شهرهای موشکی در اعماق زمین ساخته‌ایم، پهپادهایمان را از دل کوه پرواز می‌دهیم و مهماتمان را در تونل‌های هزارتو ذخیره می‌کنیم. اما آمریکا با تکیه بر تفکر لجستیک غلط، همه تخم‌مرغ‌هایش را در یک سبد گذاشت و آنها را در نور آفتاب چید، دقیقاً در زیر سایه موشک های ما. نتیجه این حماقت را در خروارها آهن پاره سوخته در اطراف پایگاه‌هایشان دیده‌اند. حالا به تقلید از «موش‌کور» به فکر فرو رفتن در زمین افتاده‌اند. اما این حرکت از سر ضعف و استیصال است. کشوری که نمی‌تواند امنیت آسمانش را تأمین کند، حفر تونل هم نجاتش نمی‌دهد. با این حال، نباید به آنها فرصت نفس کشیدن داد. یک نکته مهم: ما نباید خود را به رصد پایگاه‌های موجود محدود کنیم. آمریکا ممکن است با آگاهی از این خطر، به ساخت «پایگاه‌های موقت و متحرک» روی بیاورد که کنترل آنها نیازمند اشراف اطلاعاتی بسیار بالاتر است. از همه مهم‌تر، ما باید دشمن را با همان معیار بلندمدتی بسنجیم که خودمان را می‌سنجیم. آنها ممکن است امروز برای پنجاه سال بعد برنامه‌ریزی کنند. ما باید امروز، نه فقط حفاری‌ها، که نقشه‌های بلندمدت لجستیک، استقرار و زنجیره تأمین آنها را نیز در همین پرونده‌ها ثبت کنیم و به نسل‌های بعدی بسپاریم. بگذارید دشمن بداند که هر جا بیل و کلنگی به دست گرفتند، ما همان جا پرونده‌ای برای آینده باز کرده‌ایم.

نیروی هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی، شورای عالی امنیت ملی


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD10 اوت 2026
چادر نماد حیا است نه پوشش قاتل
پیشنهادها

چادر نماد حیا است نه پوشش قاتل

با سلام اخیراً تصویری از قاتلان شهید رجب‌زاده منتشر شده که در آن، به یک متهم زن، چادر پوشانده‌اند. چادر، میراث حضرت زهرا (س) و نماد حیا و عفت زن ایرانی است. پوشاندن آن بر سر یک جنایتکار، توهین به این نماد مقدس است. این اقدام سابقه‌دار و تکراری، هر بار افکار عمومی را جریحه‌دار می‌کند. پیشنهاد می‌شود قوه قضاییه دستورالعملی برای نحوه پوشش متهمان و محکومان در زمان انتقال و حضور مقابل دوربین‌ها تدوین کند تا ضمن رعایت شأن و حرمت عمومی، پوششی متناسب و یکسان برای آنان در نظر گرفته شود. این اقدام می‌تواند چند مزیت داشته باشد: نخست، حرمت و جایگاه چادر به‌عنوان پوششی محترم و مورد استفاده شهروندان حفظ می‌شود. دوم، می‌توان برای متهمان و محکومان، پوششی مشخص و متناسب با شرایط آنان در نظر گرفت تا میان پوشش عمومی شهروندان و پوشش افراد حاضر در فرآیند قضایی تمایز روشنی وجود داشته باشد. سوم، این شیوه می‌تواند ضمن رعایت شأن افراد، پیامدهای اجتماعی و حقوقی ارتکاب جرم را برای افکار عمومی نیز به‌صورت روشن‌تری منعکس کند. در نهایت، پیشنهاد می‌شود درباره نوع پوشش متهمان و محکومان در زمان حضور مقابل دوربین‌ها، ضوابطی مشخص و متناسب با موازین قانونی و شأن افراد تدوین و اجرا شود. چادر، لباس حضرت زهرا (س) است. آن را بر سر قاتل نکشید. پی‌نوشت: پوشاندن چادر بر سر متهم، پیام های منفی زیادی را مخابره می‌کند. این موضوع می‌تواند از منظر فرهنگی نیز قابل تأمل باشد. اگر در فرآیند معرفی متهمان، از چادر به‌عنوان پوشش آنان استفاده شود، ممکن است ناخواسته این برداشت در جامعه و افکار عمومی شکل بگیرد که چادر با موقعیت اتهام یا جرم پیوند خورده است؛ برداشتی که می‌تواند به جایگاه فرهنگی و اجتماعی چادر آسیب وارد کند و زمینه سوءبرداشت درباره این پوشش را فراهم سازد. از این منظر، شایسته است قوه قضاییه در شیوه پوشش متهمان هنگام حضور در برابر دوربین‌ها بازنگری کند و پوششی مشخص، متناسب و مستقل از پوشش‌های مورد احترام جامعه برای آنان در نظر بگیرد؛ به‌گونه‌ای که هم شأن و حقوق متهمان رعایت شود و هم از ایجاد هرگونه برداشت نادرست درباره چادر و جایگاه آن جلوگیری شود. این موضوع می‌تواند با تدوین ضوابط روشن و یکسان برای نحوه پوشش متهمان در زمان انتقال و حضور رسانه‌ای، به شکل مناسب‌تری ساماندهی شود. مجلس این موضوع را قانون کند.

قوه قضاییه، اصحاب رسانه، پلیس، مجلس شورای اسلامی


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD3 اوت 2026
پیشنهادها

درج یک تله حقوقی در توافق آتی؛ تنگه هرمز را هم رها کنید هم رها نکنید

با سلام حساسیت دولت آمریکا، به ویژه شخص ترامپ، بر سر کنترل تنگه هرمز به نقطه جوش رسیده است. چرا که آنها دقیقاً مانند تمام جهان، از بسته بودن این شاهراه حیاتی و افتادن کنترل آن به دست ایران تحت فشار هستند. اما یک فشار مضاعف و اختصاصی نیز بر شانه‌های آنها سنگینی می‌کند: انگشت اتهام جامعه جهانی که آنها را مقصر اصلی بسته شدن تنگه می‌داند. قبل از جنگ، تنگه هرمز باز بود و این حمله احمقانه ترامپ بود که باعث وقوع این وقایع شد. حالا خودشان هم در خفا می‌دانند که مقصرند و این آگاهی از گناه، فشار را بر آنها دوچندان کرده است.بنابر این آنها خود را ملزم به باز کردن تنگه می‌دانند. ما باید چه کار کنیم؟ پیشنهاد می‌شود در طراحی تفاهم‌نامه‌های آتی، یک فرمول هوشمندانه و چندلایه گنجانده شود که در ظاهر، حساسیت مقطع فعلی را کاهش دهد، اما در باطن، کنترل ایران را نه تنها حفظ، که برای یک اقدام زمان‌بندی‌شده تقویت کند. ما باید برگه‌ای را روی میز بگذاریم که به ظاهر یک توافق برد-برد است، اما در واقع یک بمب ساعتی برای کارزار انتخاباتی ترامپ باشد. در این مسیر، یک نکته طلایی وجود دارد که باید حتماً در متن توافق گنجانده شود: باید بندی در توافق گنجانده شود که ایران حق داشته باشد، بر اساس شواهدی( هرچند جزئی) و امنیتی، کشتی هر کشوری را در تنگه هرمز به طور کامل بازرسی کند و هزینه عملیات این بازرسی را نیز از همان کشور بستاند. این بند، کلید بازی ماست. ما توافق را امضا می‌کنیم و برای مدتی فضا را آرام می‌کنیم. اما درست در آستانه انتخابات آمریکا، درست در زمانی که ترامپ به شدت به یک فضای باثبات برای تبلیغاتش نیاز دارد، ما با استناد به همین بند و بر اساس یک «تهدید امنیتی مستند»، فشار بر تنگه هرمز را به طور ناگهانی و شدید افزایش می‌دهیم. در آن لحظه، توافق عملاً پاره خواهد شد و فشاری که روی ترامپ می‌آید، دوچندان خواهد شد. البته، این یک تله است و تله‌ها نیاز به یک طعمه هوشمندانه دارند: ما نباید همه کشتی‌ها را متوقف کنیم و جهان را علیه خود متحد کنیم، باید یکی یکی اینکار را انجام دهیم. کافی است یک هدف مشخص، مثلاً یک کشتی متعلق به یک متحد نزدیک ترامپ را انتخاب کنیم. اینگونه فشار فقط بر ترامپ متمرکز می‌شود، نه بر کل جهان. این راهبرد چند مزیت راهبردی دارد: یکم، حساسیت و فشار روانی در مقطع فعلی را موقتاً کاهش می‌دهد و فضا را برای مانور دیپلماتیک ما بازتر می‌کند. دوم، زمان و شدت بحران‌سازی را کاملاً در اختیار ما قرار می‌دهد. سوم، طرف حساب ما از یک قدرت بزرگ به ده‌ها کشور پراکنده تغییر می‌کند. اما یک هشدار جدی نیز وجود دارد: این استراتژی یک خطر بزرگ دارد. اگر ترامپ در برابر این تله مقاومت کند، روایت را بچرخاند و جمهوری خواهان انتخابات را ببرد، ما باید با یک توافق دائمی و با حضور یک آمریکای انتقام‌جو روبرو شویم. بنابراین، این استراتژی حتماً باید با یک «برنامه اضطراری» همراه باشد. برنامه‌ای که اگر تله ما به هر دلیلی شکست خورد، ایران بلافاصله و بدون لحظه‌ای درنگ، کنترل کامل تنگه را با قدرت سخت اعمال کرده و آن را به طور کامل مسدود کند. این یک شرط بقاست. ما یا با ظرافت پیروز می‌شویم، یا با قدرت، اما هرگز نمی‌بازیم. ما نباید فشار را از روی ترامپ برداریم. اما می‌خواهیم زمان وارد آوردن ضربه نهایی را خودمان انتخاب کنیم. تنگه را رها نمی‌کنیم، فقط آن را به یک بمب ساعتی تبدیل می‌کنیم که هر زمان اراده کنیم، منفجر می‌شود. و اگر این انفجار به پیروزی نینجامید، خودِ تنگه یکباره به یک جهنم بسته برای همه تبدیل خواهد شد. این یعنی کنترل کامل بر زمان و روان دشمن، بدون چشم‌پوشی از گزینه‌های نهایی.

شورای عالی امنیت ملی، وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، تیم مذاکره‌کننده، دکتر قالیباف


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD1 اوت 2026
پیشنهادها

کارمندان کم‌کار دولت را به بخش خصوصی انتقال دهید

میانگین کار مفید روزانه کارمندان دولت ۲۲ دقیقه است. حتماً شما هم وقتی سر و کارتان به یک اداره دولتی افتاده، با صحنه تکراری روبرو شده‌اید: کارمندی پشت میز نشسته، نگاهش به ساعت است، گوشی به دست می‌چرخد و منتظر تمام شدن ساعت کاری است. این را همه دیده‌ایم و می‌دانیم استثنا نیست. هم اینکه بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس میانگین کار مفید روزانه کارمندان دولت در برخی برآوردها به ۲۰ تا ۲۲ دقیقه می‌رسد. دولت ماهانه هزاران میلیارد تومان حقوق می‌دهد، اما این سرمایه انسانی را می‌سوزاند. راه حل چیست؟ پیشنهاد می‌شود دولت کارمندان مازاد خود را به بخش خصوصی «تأمین نیروی تخصصی» دهد. سازوکار ساده است: کارمندانی که حجم کارشان تکافوی ساعات حضور را نمی‌دهد، در قالب قراردادهای پیمانکاری موقت و با قیمتی پایین‌تر از نرخ بازار (مثلاً نصف حداقل دستمزد ساعتی) در اختیار شرکت‌های خصوصی قرار گیرند. مسائل بیمه و مالیات هم با یک بسته حقوقی ساده قابل حل است. کارمند حقوق دولتی را می‌گیرد، اما ساعات خالی‌اش را برای بخش خصوصی مفید کار می‌کند. قیمت پایین، بخش خصوصی را راغب می‌کند. این طرح چند مزیت آشکار دارد: یکم، بخشی از هزینه حقوق کارمندان کم‌کار جبران می‌شود. دوم، بخش خصوصی به نیروی کار ارزان دست پیدا می‌کند. سوم، کارمند به جای بطالت، مهارت و تجربه کسب می‌کند. چهارم، بهره‌وری ملی بدون هزینه اضافی افزایش می‌یابد. پنجم، فرهنگ «کار مفید» جایگزین «حضور مفید» می‌شود. ششم، دولت می‌تواند با ایجاد یک پلتفرم آنلاین، «بورس نیروی کار دولتی» راه‌اندازی کند و خود به کارگزار اصلی بازار کار تبدیل شود. هفتم و خیلی مهم، بخش خصوصی بخوبی میداند چطور از کارمند کار بکشد، دقایق هدر نخواهد شد. دولت می‌تواند از یک کارمند بیکار، نیروی مولد بسازد — فقط کافی است او را به کار بگیرد، نه اینکه پشت میز نگه دارد. پی‌نوشت: گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد میانگین کار مفید روزانه کارمندان دولت دقیقاً ۲۲ دقیقه است. محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت، نیز این رقم را تأیید کرده و گفته: «کارمند جماعت به طور متوسط از ۸ ساعت، ۲۰ دقیقه کار مفید دارد.» نکته نگران‌کننده‌تر، روند نزولی آن است: سال قبل، این عدد ۶۴ دقیقه بود. با این شیب، به زودی به صفر می‌رسد. اجاره دادن کارمندان، یک شوک روانی به نظام اداری است: کارمندی که می‌داند ممکن است فردا اجاره داده شود، امروز را جدی‌تر کار می‌کند. و اگر هم کار نکند، حداقل در بخش خصوصی خروجی‌ای خواهد داشت که هزینه حقوقش را جبران کند. دولت فقط باید نقش بنگاه کاریابی را برای کارمندان خودش ایفا کند.

دولت جمهوری اسلامی ایران، دولت، وزارت کشور، وزارت صمت، وزارت کار و رفاه و تامین اجتماعی، وزارت علوم تحقیقات و فناوری، وزارت اقتصاد و دارایی


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD31 جولای 2026
پیشنهادها

پیشنهاد به ترامپ: کنترل ایران بر تنگه را بعنوان پیروزی خود معرفی کن

ترامپ، مجله فارن پالیسی اخیراً توصیه کرده که «هنر دیپلماتیک باختن را یاد بگیری.» بگذار ساده‌تر برایت توضیح دهیم: جنگ را باخته‌ای، اما می‌توانی طوری از آن خارج شوی و به مردم آمریکا شبیه یک برد بفروشی. ما در ایران برایت یک ایده داریم. از سر دلسوزی. پیشنهاد می‌شود کنترل تنگه هرمز توسط ایران را به عنوان هدف اصلی جنگ به مردم آمریکا معرفی کنی. بگو: «ما از ابتدا می‌خواستیم ایران را مجبور کنیم مسئولیت تنگه را بپذیرد و آن را مدیریت کند. حالا که ایران دارد تنگه را کنترل می‌کند، یعنی ما پیروز شده‌ایم.» این همان «پیروزی ساختگی» است که فارن پالیسی تجویز کرده. می‌توانی با چهره‌ای پیروزمندانه اعلام کنی: «ما به ایران فهماندیم که تنگه هرمز باید تحت کنترل یک قدرت مسئول باشد. ایران پذیرفت. ما به هدفمان رسیدیم.» و ما در ایران هم مخالفتی نداریم، بگذار این یکی را به نام خودت تمام کنی. ما که تنگه را همین الان هم در دست داریم — تو فقط اسمش را عوض می‌کنی. یکبار به امثال تو گفتنند چطوری زدیش؟ گفت: صورتمو زدم به مشتش، و او را شکست دادم، پس چرا تو نتوانی این کار را بکنی. کی به کیه، راحت باش. این لطف ما به تو چند حسن دارد: یکم، شکستی نظامی تحقیرآمیز را به یک پیروزی دیپلماتیک تبدیل می‌کنی، بدون اینکه حتی یک گلوله دیگر شلیک شود. دوم، می‌توانی در آستانه انتخابات به رأی‌دهندگان آمریکایی بگویی: «من جنگ را شروع کردم، جنگیدم، و به هدفم رسیدم.» سوم، نیازی به هیچ امتیاز واقعی از ایران نیست — فقط یک روایت جدید لازم است. چهارم، ایران هم با بزرگ‌منشی این برد را به تو تقدیم می‌کند. ما اهل گذشتیم. پنجم، این یک فرصت طلایی برای توست که تاریخ‌ساز شوی. تا حالا هیچ‌کس این‌قدر سخاوتمندانه به یک رئیس‌جمهور شکست‌خورده پیشنهاد نکرده که شکستش را به عنوان پیروزی جشن بگیرد. بگذار این بار تو برنده باشی، حالا نوبت توست، برو و‌جشن بگیر. پی‌نوشت: فارن پالیسی به صراحت نوشته که ادامه جنگ با ایران فقط به «تعمیق شکست‌ها» و «کاهش نفوذ آمریکا» منجر می‌شود. توصیه آنها این است: «منتظر تسلیم ایران نباشید، چون هرگز اتفاق نمی‌افتد.» حالا که تسلیم شدن ایران غیرممکن است و ادامه جنگ هم به ضرر آمریکاست، تو باید یک راه خروج شرافتمندانه پیدا کنی. ما این راه را سخاوتمندانه به تو نشان می‌دهیم: کنترل تنگه هرمز را «هدف اعلام‌شده» جنگ بنام و بگو «ما پیروز شدیم.» نه نیازی به امتیاز واقعی از ایران است، نه نیازی به عقب‌نشینی نظامی. فقط یک جمله کافیست: «من تنگه هرمز را به کنترل درآوردم.» ما هم در ایران با متانت لبخند می‌زنیم و می‌گوییم: «البته آقای ترامپ، همین‌طور است که شما می‌گویید. شما برنده‌اید. حالا بروید سراغ انتخابات.» هنر دیپلماتیک باختن یعنی همین: طوری ببازی که شبیه برد به نظر برسد. و ما این لطف را در حق تو می‌کنیم — فقط به شرطی که دیگر برنگردی.

رییس‌جمهور آمریکا


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD29 جولای 2026
پیشنهادها

تشکیل ایالات متحده اسلامی

با سلام جهان اسلام با وجود اشتراکات عمیق، همچنان در ساختارهای پراکنده گرفتار است. اما در این امت ظرفیتی نهفته که در هیچ جای دنیا نظیر ندارد: اعتبار و مشروعیتی که از وجود مقدس حضرت محمد (ص) نشأت گرفته. «ایالات متحده اسلامی» می‌تواند یک قطب تمدنی باشد که اعتبارش از ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا فراتر است. نکته کلیدی این است که این ایده نیازمند یک شوک بزرگ یا جنگ دیگر نیست؛ می‌توان آن را گام‌به‌گام و از ساده‌ترین مرحله شروع کرد. هر کار بزرگی با برداشتن اولین قدم شروع می‌شود. می‌توان گام اول را با یک اقدام نمادین اما تاریخ‌ساز آغاز کرد: ایجاد یک نام مشترک و اعلام موجودیت «ایالات متحده اسلامی» (یا هر نام مورد توافق دیگر). این اعلام موجودیت شبیه کاشتن بذر است که اقدامات بعدی را موجب می‌شود. ایران، عراق و یمن بهترین گزینه‌ها برای شروع این اتحادیه هستند؛ شروع با این سه کشور راحت‌تر و احتمال شکست ایده کمتر خواهد بود. این سه کشور رسماً اعلام کنند که از این پس، خود را بخشی از یک اتحادیه فدرال می‌دانند. سپس مراحل بعدی به ترتیب اجرا شود: چاپ پول مشترک (و در نهایت پول واحد)، صدور کارت شناسایی ایالتی، تشکیل پارلمان مشترک، و ایجاد ارتش واحد. درخواست می‌گردد حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای با نگاه تمدنی خود، این ایده را بررسی فرمایند و در صورت صلاحدید، پس از تکمیل و رفع اشکالات احتمالی، آن را رسماً مطرح کنند. ایران، عراق و یمن نیز به عنوان سه کشور مؤسس، آماده آغاز این مسیر باشند. گام اول بسیار ساده و تقریباً بدون هزینه است: یک نام مشترک و یک بیانیه مشترک. اما همین اقدام نمادین، شوکی روانی و رسانه‌ای در جهان ایجاد می‌کند که مسیر گام‌های بعدی را هموار می‌سازد. این گام‌بندی چند مزیت آشکار دارد: یکم، مرحله اول تقریباً هیچ هزینه اقتصادی ندارد، اما شوکی روانی و رسانه‌ای عظیم در جهان ایجاد می‌کند. دوم، به مردم کشورهای دیگر اسلامی نشان می‌دهد که این پروژه جدی است و می‌توانند پس از همه‌پرسی به آن بپیوندند. سوم، پول مشترک می‌تواند به تدریج جایگزین دلار در مبادلات منطقه‌ای شود. چهارم، کارت شناسایی ایالتی، هویت فراملی «شهروند امت اسلامی» را نهادینه می‌کند. اتحادیه اروپا از زغال‌سنگ و فولاد شروع کرد و امروز یک بلوک اقتصادی-سیاسی است. ایالات متحده آمریکا از یک نام مشترک و اعلامیه استقلال شروع کرد و به یک ابرقدرت تبدیل شد. در مقابل، اتحادیه عرب با وجود هفت دهه سابقه، به دلیل نداشتن گام‌های عملی (مانند پول مشترک یا ارتش واحد)، تشریفاتی باقی ماند. «ایالات متحده اسلامی» می‌تواند از اشتباه اتحادیه عرب درس بگیرد و از موفقیت اروپا و آمریکا الگوبرداری کند. اما فراتر از این درس‌ها، یک واقعیت ژئوپلیتیک بزرگ در جریان است: جهان در حال گذر از «انتقال قدرت تاریخی» از غرب به شرق است. هژمونی غرب رو به افول است و مرکز ثقل اقتصاد و قدرت به سمت‌های دیگر جابه‌جا می‌شود. این یک فرصت تاریخی برای جهان اسلام است. ما باید از نظم جدید سهم بگیریم، به صورت بهینه‌ترین شکل ممکن. اگر برای این انتقال برنامه‌ریزی نکنیم، قدرت به دست دیگران می‌افتد. «ایالات متحده اسلامی» می‌تواند برنامه این انتقال باشد: بلوکی که جهان اسلام را در مرکز نظم جدید قرار می‌دهد. یک جرقه کافیست تا آتشی بزرگ شعله‌ور شود. چکیده: بزرگترین تحولات تمدنی از یک اقدام نمادین شروع شده‌اند. ۱۳ ایالت آمریکا با نام مشترک «ایالات متحده» مسیر ابرقدرت شدن را آغاز کردند. اتحادیه اروپا از زغال‌سنگ و فولاد به یک بلوک رسید. اما اتحادیه عرب با هفت دهه عمر، به دلیل نداشتن گام‌های عملی، تشریفاتی ماند. «ایالات متحده اسلامی» با گام‌بندی تدریجی (نام مشترک، پول مشترک، کارت ایالتی، پارلمان، ارتش واحد) می‌تواند از آن دو الگو درس بگیرد و از سرنوشت اتحادیه عرب بپرهیزد. مزیت راهبردی آن، کنترل تنگه هرمز و باب‌المندب و مشروعیت خاتم الانبیاء (ص) است. این اتحادیه می‌تواند برنامه جهان اسلام برای «انتقال قدرت از غرب به شرق» باشد — انتقالی که اکنون در جریان است. اما حلقه مفقوده، یک جرقه اولیه است. طرح این ایده از سوی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای می‌تواند همان جرقه باشد؛ شخصیتی با نگاه تمدنی، جایگاه رفیع دینی، و نفوذ کلام در جهان اسلام. ایشان می‌توانند این ایده را بررسی کارشناسی فرمایند، نواقص آن را برطرف سازند، و در زمان مقتضی به جهان اسلام عرضه کنند. گام اول، یک نام مشترک و یک بیانیه است — کم‌هزینه‌ترین و پرسروصداترین اقدام ممکن. گام اول را بردارید؛ تاریخ منتظر است.

مقام معظم رهبری، مجلس شورای اسلامی


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD27 جولای 2026
میدان را بردیم، این میز مذاکره را هم باید ببریم. روان حریف در دست شماست. از این قدرت استفاده کنید.
پیشنهادها

چگونه ابتکار عمل روانی را در مذاکره به دست بگیریم؟

با سلام در مذاکره، خواسته معقول نشانه ضعف است و خواسته تمامیت‌خواهانه نشانه قدرت. از اصول مهم در روانشناسی مذاکره این است: خواسته نامتعارف و فزون‌خواهانه در طرف مقابل دلهره ایجاد می‌کند. وقتی چیزی فراتر از تصورش می‌خواهید، دچار تردید می‌شود و می‌فهمد که شما از قدرت خودتان و ضعف او کاملاً آگاهید. این یعنی ایجاد ادراک برتری و گرفتن ابتکار عمل روانی از همان لحظه اول. پیشنهاد می‌شود یک یا چند خواسته سنگین و تمامیت‌خواهانه مطرح کنید، حتی اگر می‌دانید طرف مقابل نمی‌پذیرد. این یک حربه کلاسیک است: زهر چشم گرفتن، القای قدرت، ایجاد دلهره، و تعیین نقطه مرجع برای چانه‌زنی. مثلاً میتوانید این گزینه های مشخص را روی میز بگذارید: یکم، آمریکا بمب‌های اتمش را تحویل دهد، غرامت ۳۰۰ میلیارد دلاری بپردازد، و کلیه پایگاه‌هایش در منطقه را برچیند. دوم، «مسئولین اصلی جنایات جنگی» را به دادگاه ایران تحویل دهد؛ ملت ایران حق محاکمه عاملین کشتار خود را دارد. اگر آنها می‌گویند «ایران اورانیوم ۶۰ درصد را تحویل دهد»، شما بگویید «آمریکا زرادخانه اتمی و عاملان جنگش را تحویل دهد». مجبورند بپذیرند، چون نیازمند هستند. ما طرف پیروزیم. این رویکرد چند مزیت آشکار دارد: یکم، ترس و دلهره ایجاد می‌کند و حریف را وادار به احتیاط می‌کند. دوم، ادراک برتری ایران را در ذهن حریف نهادینه می‌کند و او را در موضع ضعف می‌نشاند. سوم، اقتدار و اعتماد به نفس ایران را به رخ می‌کشد. چهارم، حتی اگر خواسته‌ها رد شوند، فضای مذاکره را به نفع شما تغییر می‌دهد. خواسته‌های معقول، شما را کوچک و محتاج نشان می‌دهد. خواسته‌های بزرگ و نامتعارف، شما را فاتح و قدرتمند. اگر پیروز شده‌ایم — که شده‌ایم — چرا مثل طرف پیروز رفتار نکنیم؟ پی‌نوشت: این دور مذاکرات با تمام دفعات قبل تفاوت دارد. بر اساس داده‌های میدانی، ایران در عملیات «نصر» ابتکار عمل میدان را به دست گرفت. سامانه‌های پاتریوت و تاد در بحرین، کویت و اردن منهدم شدند. بیش از ۲۰۰ نیروی آمریکایی کشته و ۴۸ سامانه راداری از کار افتاد. ناوگان پنجم به شدت آسیب دید. ایران از موضع قدرت به میز آمده، نه از موضع نیاز. شواهد حاکی از تغییر موضع اجباری آمریکاست. «لنگر انداختن» یک اصل روانشناسی مذاکره است: ابتدا خواسته‌ای بسیار بالا مطرح می‌کنید تا نقطه مرجع جابجا شود. سپس حتی با کمی عقب‌نشینی، امتیاز بزرگی گرفته‌اید. در معاهده ورسای، متفقین با غرامت‌های نجومی نقطه مرجع را چنان بالا بردند که هر امتیاز بعدی پیروزی بود. ایران نیز باید همین را اجرا کند. وقتی خواسته‌ای فراتر از تصور حریف مطرح می‌کنید، او دچار وحشت می‌شود — نه از خودِ خواسته، بلکه از این فکر که «اینها چه قدرتی دارند که من نمی‌دانم؟» تکرار بی‌امان ضعف‌های حریف یک تاکتیک فرسایشی قدرتمند است. هرچند دقیقه کشته‌هایشان، انتخابات پیش رو، و نیاز ترامپ به آتش‌بس را گوشزد کنید. آسیب‌پذیری‌های امنیتی‌شان را مدام تکرار کنید تا نتوانند از زیر بار فشار خارج شوند و دائماً به بدبختی‌هایشان فکر کنند. این یعنی کنترل کامل فضای روانی جلسه. رهبر انقلاب فرمودند: «اگر تهدیدمان کنند، تهدیدشان می‌کنیم.» این منطق را باید به میز مذاکره هم برد. مذاکره یعنی خواسته در برابر خواسته، قدرت در برابر قدرت، دلهره در برابر دلهره. هر بار حریف طلبکار شد، ضعف‌هایش را یادآوری کنید. هر بار خواسته‌ای داد، چیزی بزرگ‌تر بخواهید. هر بار تهدید کرد، آسیب‌پذیری‌هایش را مقابل چشمانش بیاورید. آنچه در تاریخ می‌ماند، تصویر تیمی است که از موضع پیروز، ادراک برتری را در ذهن حریف نهادینه کرد و خواسته‌های تاریخی خود را تحمیل نمود — در حالی که حریف حتی یک لحظه هم نتوانست از کابوس ضعف‌هایش خلاص شود. هم میدان را بردیم، هم میز مذاکره را، هم روان حریف را.

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، تیم مذاکره‌کننده، دکتر قالیباف، دکتر عراقچی


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD25 جولای 2026
تهدید ترامپ را اینطور بی‌اثر کنید، توقیف در برابر توقیف
پیشنهادها

تهدید ترامپ را اینطور بی‌اثر کنید، توقیف در برابر توقیف

با سلام ترامپ اخیراً با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرده است: «از این لحظه و تا اطلاع ثانوی، خسارت واردشده به کشتی‌ها، محموله‌ها و هر آنچه به آن‌ها مربوط باشد، از محل دارایی‌های ایران که در اختیار و کنترل ایالات متحده قرار دارد، پرداخت خواهد شد. ممکن است میزان این خسارت‌ها بسیار سنگین باشد، اما با این حال، این اقدام را عادلانه و منصفانه می‌دانیم.» یعنی اگر ایران یک کشتی متخلف را بزند، پولش را از جیب ملت ایران برمی‌دارند. پاسخ ساده است: به کشتی ها موشک و پهپاد شلیک نکنید؛ آنها را توقیف کنید. پیشنهاد می‌شود در واکنش مستقیم به این تهدید، رویه برخورد با کشتی‌های متخلف تغییر کند. به جای انهدام یا برگرداندن، خدمه را تخلیه کنید و کشتی‌ها را توقیف کنید و در تنگه هرمز پارک و نگهداری کنید و با ایجاد ترافیک کاذب و راکد تنگه را هم مسدود می‌شود. کشتی توقیف‌شده خسارت ندیده — سالم است، فقط دست مالکش به آن نمی‌رسد. تهدید ترامپ کاملاً بی‌اثر می‌شود. مزایای این پاسخ: یکم، وقتی خسارتی وارد نشده، چیزی برای جبران از دارایی‌های ایران وجود ندارد. تهدید ترامپ از اساس خنثی می‌شود. دوم، مقابله به مثل کامل: آنها دارایی‌های ما را توقیف کرده‌اند، ما هم کشتی‌هایشان را. توقیف در برابر توقیف. سوم، کشتی‌های توقیف‌شده عملاً تنگه را مسدود می‌کنند بدون اینکه ایران متهم به «بستن تنگه» شود. چهارم، این کشتی‌ها گروگان‌هایی آماده در اختیار ما هستند. اگر ترامپ غلط اضافه کند، غرق شدن چند فروند، تنگه را برای همیشه می‌بندد — با لاشه‌های خودشان. پنجم، کشتی‌های توقیف‌شده — سالم، اسیر، زنده — ابزار انتقال نفت در دست ماست. مالکان آزادند، کشتی‌هایشان نه. نتیجه: قیمت نفت را ما تعیین می‌کنیم. نقشه عملیاتی: برای لو نرفتن نقشه، ابتدا کشتی‌ها را در بنادر ایران توقیف کنید، نه در تنگه. بگذارید کشتی‌های بیشتری بیایند. وقتی تعداد کافی شد، یکباره همه را به تنگه منتقل کنید و عرضی پارکشان کنید — طول کشتی در عرض تنگه. یک کشتی عرض تنگه را قفل کند، کشتی بعدی پشت سر آن. بدون خدمه و ناخدا، فرار محال است. دشمن تا لحظه آخر غافلگیر می‌ماند. ترامپ با توییت خودش ناخواسته بهترین استراتژی را به ایران نشان داد: منهدم نکنید، برنگردانید؛ توقیف کنید. بگذارید با دارایی‌های توقیف‌شده خودش در تنگه هرمز روبرو شود. خرگوش را به دام بیندازید. پی‌نوشت: در حقوق بین‌الملل، خسارت وقتی مصداق دارد که دارایی نابود یا آسیب دیده باشد. کشتی توقیف‌شده سالم است — ادعای جبران خسارت بی‌مبنا می‌شود. پارک عرضی (کشتی ۳۰۰ متری عمود بر مسیر تنگه) مانند سدی متحرک مسیر را قفل می‌کند. اگر ترامپ حماقت کند، غرق کردن چند فروند در باریک‌ترین نقطه، تنگه را برای همیشه مسدود می‌کند — لاشه‌های فولادی سدی دائمی. کشتی‌های توقیف‌شده مالکان را پای میز مذاکره می‌کشاند. مالکان آزادند، ابزار کارشان در اسارت ماست. این یعنی کنترل قیمت نفت — نه با اوپک، که با پارکینگ هوشمند تنگه هرمز

شورای عالی امنیت ملی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش جمهوری اسلامی ایران، دولت جمهوری اسلامی ایران


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD24 جولای 2026
ایده و راهکار

کشتی‌های متخلف را توقیف کنید، نه منهدم؛ تنگه را پارکینگ کنید

از ویراستار محترم خبرگزاری فارس تقاضا دارم پویش قبلی بنده که مشابه این پویش است را حذف و این متن را جایگزین کنند، یا حداقل پاراگراف {نقش عملیاتی هوشمندانه} و تصویر پیوست را به مقاله قبلی اضافه کنند. با تشکر. با سلام ما می‌توانیم کشتی‌هایی که قصد عبور غیرقانونی و خارج از ترتیبات ایران از تنگه هرمز را دارند، به جای انهدام یا عقب‌راندن، توقیف کنیم. نگران محل نگهداری هم نباشید؛ بخش‌های خارج از ترتیبات ایرانی تنگه هرمز بهترین پارکینگ برای این کشتی‌هاست. با یک تیر دو نشان: هم محل نگهداری تأمین می‌شود، هم تنگه مسدود. پیشنهاد می‌شود همین حالا این رویه آغاز شود. خدمه را تخلیه کنید و کشتی‌ها را در تنگه لنگر بیندازید. نتیجه چه خواهد شد؟ ترافیکی سنگین و انسداد عملی تنگه، به جز مسیری که ایران تعیین کرده. تنگه هرمز به بزرگترین پارکینگ شناور کشتی‌های متخلف جهان تبدیل می‌شود. این روش مزایای متعددی دارد: یکم، تنگه مسدود می‌شود بدون اینکه ایران متهم به «بستن تنگه» شود؛ این کشتی‌های متخلف هستند که راه را بسته‌اند. دوم، هزینه نگهداری صفر است — خود تنگه پارکینگ است. سوم، این اقدام یک مقابله به مثل کامل در برابر توقیف چندین‌ساله دارایی‌های ایران در غرب است. چهارم، این کشتی‌ها هدف‌هایی آماده و کاملاً در اختیار ما هستند. اگر ترامپ غلط اضافه کند، غرق شدن چند تا از این کشتی‌ها برای همیشه تنگه را خواهد بست — با لاشه‌های خودشان. پنجم، اگر کشتی‌ها را منهدم یا برانیم، مالکان دنبال راه‌های جایگزین می‌گردند. اما کشتی‌های توقیف‌شده — سالم، اسیر، زنده — ابزار انتقال نفت در دست ماست. مالکان آزادند، کشتی‌هایشان نه. نتیجه: قیمت نفت را ما تعیین می‌کنیم. یک مزیت جانبی: ترامپ اعلام کرده خسارت کشتی‌ها را از دارایی‌های ایران جبران می‌کند. اما کشتی توقیف‌شده خسارت نمی‌بیند — سالم است، فقط دستشان به آن نمی‌رسد. تهدید ترامپ بی‌اثر می‌شود. اما یک نقشه عملیاتی هوشمندانه: برای لو نرفتن نقشه، کشتی‌ها را از ابتدا در تنگه پارک نکنید. ابتدا چند کشتی اول را با بهانه‌های مختلف در بنادر ایران توقیف کنید، چون ممکن است با توقیف و پارک یکی دوتا کشتی بقیه نزدیک تنگه نشوند. بگذارید کشتی‌های بیشتری بیایند. وقتی تعداد کافی شد، یکباره همه را به تنگه منتقل کنید و عرضی پارکشان کنید — طول کشتی در عرض تنگه، نه در امتداد آن. یک کشتی عرض تنگه را قفل کند، کشتی بعدی پشت سر آن. احتمال فرار مخفیانه تقریباً صفر می‌شود؛ ضمناً کشتی بدون خدمه و ملوان و ناخدا نمی‌تواند سر بخورد و فرار کند. دشمن تا لحظه آخر نمی‌فهمد چه اتفاقی می‌افتد. وقتی بفهمند، دیگر دیر شده. خود تنگه پارکینگ است، خود تنگه سد است، و خود کشتی‌های پارک‌شده هم گروگان‌های ما هستند، هم مین‌های آماده‌ای که فقط یک جرقه فاصله دارند با بستن دائمی تنگه. کشتی‌ها را ابتدا در بنادر جمع کنید، سپس یکباره به تنگه بیاورید و عرضی پارکشان کنید، تا جهان ببیند چه کسی واقعاً حاکم این آبراه — و قیمت نفت — است. پی‌نوشت: توقیف به جای انهدام، تاکتیکی مؤثر در حقوق دریاست. کشتی توقیف‌شده نه خسارت دیده، نه نابود شده. مزیت درخشان این استراتژی، حل همزمان چند مسئله است: نه دنبال جای پارک می‌گردید (خود تنگه پارکینگ است)، نه نیاز به اقدام جداگانه برای بستن تنگه دارید (کشتی‌ها خودشان راه را بسته‌اند). پارک عرضی یک شاهکار است. تصور کنید نفتکشی ۳۰۰ متری را عمود بر مسیر تنگه. طول کشتی در عرض تنگه مانند سدی متحرک مسیر را قفل می‌کند. با ده‌ها کشتی به همین صورت، فرار از میان این هزارتو محال است — آن هم بدون خدمه و ناخدا که بتوانند کوچک‌ترین حرکتی انجام دهند. و برگ برنده نهایی: اگر ترامپ دست به حماقت بزند، غرق کردن چند فروند از این کشتی‌ها در باریک‌ترین نقطه تنگه، مسیر را برای همیشه مسدود می‌کند. لاشه‌های فولادی سدی دائمی می‌سازند که هیچ لایروبی و عملیات مهندسی‌ای بازش نمی‌کند. و نکته آخر: این استراتژی تضمین می‌کند تنگه هرمز از رونق نیفتد. کشتی‌های منهدم‌شده مالکان را به فکر مسیر جایگزین می‌اندازد. اما کشتی‌های توقیف‌شده — سالم، اسیر، زنده — آنها را پای میز مذاکره می‌کشاند. مالکان آزادند، اما ابزار کارشان در اسارت ماست. این یعنی حاکمیت بر قیمت نفت، نه با اوپک، که با یک پارکینگ هوشمند در تنگه هرمز.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش جمهوری اسلامی ایران، شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD24 جولای 2026
پیشنهادها

کشتی‌های متخلف را توقیف کنید، نه منهدم؛ تنگه را پارکینگ کنید

با سلام ما می‌توانیم کشتی‌هایی که قصد عبور غیرقانونی و خارج از ترتیبات ایران از تنگه هرمز را دارند، به جای انهدام یا عقب‌راندن، توقیف کنیم. نگران محل نگهداری هم نباشید؛ بخشهای خارج از ترتیبات ایرانی تنگه هرمز بهترین پارکینگ برای این کشتی‌هاست. عرض کم و مسیر باریک تنگه، برای نگهداری تنگاتنگ کشتی‌های غول‌پیکر طراحی شده. با یک تیر دو نشان: هم محل نگهداری تأمین می‌شود، هم تنگه مسدود. پیشنهاد می‌شود همین حالا این رویه آغاز شود. خدمه را تخلیه کنید و کشتی‌ها را در دل تنگه لنگر بیندازید. اما نه به صورت موازی با مسیر تنگه، بلکه به صورت عرضی پارکشان کنید — طول کشتی در عرض تنگه، نه در امتداد آن. یک کشتی غول‌پیکر که عرض تنگه را قفل کند. کشتی بعدی پشت سر آن. نور علی نور می‌شود: احتمال فرار مخفیانه تقریباً به صفر می‌رسد، چون یک کشتی که طولش در عرض تنگه گیر افتاده، نمی‌تواند بی‌سروصدا سر بخورد و فرار کند. حرکت عرضی در یک مسیر باریک، محکوم به شکست است. نتیجه چه خواهد شد؟ ترافیکی سنگین و انسداد عملی تنگه، به جز مسیری که ایران تعیین کرده. تنگه هرمز به بزرگترین پارکینگ شناور کشتی‌های متخلف جهان تبدیل می‌شود — پارکینگی که خودش مهم‌ترین آبراه دنیاست. این روش مزایای متعددی دارد: یکم، تنگه عملاً مسدود می‌شود بدون اینکه ایران متهم به «بستن تنگه» شود؛ این کشتی‌های متخلف هستند که راه را بسته‌اند. دوم، هزینه نگهداری صفر است — خود تنگه پارکینگ است. سوم، پارک عرضی، احتمال فرار مخفیانه را از بین می‌برد. چهارم، این اقدام یک مقابله به مثل کامل در برابر توقیف چندین‌ساله دارایی‌های ایران در غرب است. پنجم، این کشتی‌ها هدف‌هایی آماده، بدون دفاع و کاملاً در اختیار ما هستند. اگر ترامپ بخواهد غلط اضافه کند، غرق شدن فقط چند تا از این کشتی‌های توقیف‌شده برای همیشه تنگه را خواهد بست — آن هم نه با مین، نه با اژدر، بلکه با لاشه‌های خودشان. ششم، اگر کشتی‌ها را منفجر کنیم یا برگردانیم، مالکانشان به دنبال راه‌های جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز خواهند گشت. اما وقتی کشتی‌ها سالم و توقیف‌شده باشند — اسیر، اما زنده — ابزار انتقال نفت در دست ماست. مالکان آزادند، اما کشتی‌هایشان نه. نتیجه: قیمت نفت را ما تعیین می‌کنیم. یک مزیت جانبی هم پیدا شده: ترامپ اخیراً اعلام کرده خسارت کشتی‌ها را از دارایی‌های ایران جبران می‌کند. اما کشتی توقیف‌شده که خسارت نمی‌بیند — سالم است، فقط دستشان به آن نمی‌رسد. تهدید ترامپ در برابر این استراتژی بی‌اثر می‌شود. اما این تنها یک عایدی فرعی است، نه دلیل اصلی. خود تنگه پارکینگ است، خود تنگه سد است، و خود کشتی‌های پارک‌شده هم گروگان‌های ما هستند، هم مین‌های آماده‌ای که فقط یک جرقه فاصله دارند با بستن دائمی تنگه. کشتی‌ها را یکی یکی به صورت عرضی در این پارکینگ بچینید، تا جهان ببیند چه کسی واقعاً حاکم این آبراه — و قیمت نفت — است. پی‌نوشت: توقیف کشتی به جای انهدام، یک تاکتیک قدیمی اما فوق‌العاده مؤثر در حقوق دریاست. کشتی توقیف‌شده نه خسارت دیده، نه نابود شده. نکته درخشان این استراتژی، حل همزمان چند مسئله است: شما نه دنبال جای پارک می‌گردید (خود تنگه جای پارک است)، نه نیاز به اقدام جداگانه برای بستن تنگه دارید (کشتی‌های پارک‌شده خودشان راه را بسته‌اند). اما شاید هوشمندانه‌ترین بخش این طرح، پارک عرضی کشتی‌ها باشد. تصور کنید یک نفتکش غول‌پیکر به طول ۳۰۰ متر را — نه در امتداد مسیر تنگه، بلکه عمود بر آن. طول این کشتی در عرض تنگه قرار می‌گیرد و مانند یک سد متحرک، مسیر را قفل می‌کند. در باریک‌ترین نقطه تنگه هرمز، همین یک کشتی برای ایجاد انسداد کافی است. حالا اگر ده‌ها کشتی به همین صورت پارک شوند، احتمال فرار مخفیانه از میان این هزارتو عملاً صفر است. و حالا برگ برنده نهایی: اگر ترامپ دست به حماقت بزند، غرق کردن فقط چند فروند از این کشتی‌ها در باریک‌ترین نقطه تنگه، مسیر را برای همیشه و به طور کامل مسدود می‌کند. لاشه‌های فولادی در دل آبراه، سدی دائمی خواهند ساخت که هیچ لایروبی و هیچ عملیات مهندسی‌ای نمی‌تواند آن را باز کند. و نکته آخر: این استراتژی تضمین می‌کند تنگه هرمز هرگز از رونق نیفتد. کشتی‌های منهدم‌شده، مالکان را به فکر مسیرهای جایگزین می‌اندازد. اما کشتی‌های توقیف‌شده — سالم، اسیر، زنده — آنها را پای میز مذاکره می‌کشاند. مالکان آزادند، اما ابزار کارشان در اسارت ماست. این یعنی حاکمیت بر قیمت نفت، نه با اوپک، که با یک پارکینگ هوشمند در تنگه هرمز.

نیروی دریایی ارتش، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD20 جولای 2026
پیشنهادها

پایان جنگ نزدیک است؛ از همه استان‌ها همزمان شلیک کنید

با سلام شواهد میدانی نشان می‌دهد که ما در این جنگ در حال پیروزی هستیم. ضربات ما کار خودش را کرده؛ پدافند دشمن را فلج کرده‌ایم، پایگاه‌هایشان را یکی پس از دیگری زده‌ایم، و ابتکار عمل میدان در دست ماست. آنچه از اخبار و روند تحولات قابل استنتاج است، این جنگ به مراحل پایانی خود نزدیک می‌شود. پنجره فرصت شلیک به سمت دشمن در حال بسته شدن است. ضربه آخر را محکم بزنید. پیشنهاد می‌شود تمام استان‌های ایران، همزمان و یکپارچه، این افتخار عظیم را نصیب خود کنند. ما دیوار را لرزاندیم(دشمن را)، ترک‌هایش را انداختیم، بخش‌هایی از آن را فرو ریختیم. حالا این دیوار در حال فروافتادن است و وقت زدن لگد آخر فرا رسیده. استان‌ها باید در زدن این لگد آخر با هم رقابت کنند. برد بلند موشک‌های ما این امکان را فراهم کرده که از دورترین نقاط ایران نیز بتوان مواضع دشمن را کوبید. از آذربایجان تا سیستان، از خراسان تا خوزستان، از فارس تا کردستان — همه استان‌ها باید همزمان سهمی در فروافکندن این دیوار داشته باشند. هر استان نه یک موشک، که ده تیر، بیست تیر، یک رگبار کامل به نام خودش به سمت دشمن شلیک کند. در یک لحظه، آسمان سراسر ایران یکپارچه میزبان عبور موشک‌های انتقام باشد. این تصویر برای همیشه در حافظه ملی ما خواهد ماند. این اقدام چند مزیت آشکار دارد: یکم، وحدت و انسجام ملی را در لحظه‌ای تاریخی به نمایش می‌گذارد. دوم، قدرت لجستیکی و پراکندگی موشکی ایران را به رخ دشمن می‌کشد. سوم، برای نسل‌های آینده روایتی ماندگار می‌سازد از همزمانی عبور ده‌ها موشک انتقام از آسمان همه استان‌ها. چهارم، روحیه مردم در تمام نقاط کشور را تقویت می‌کند. پنجم، این نمایش قدرت، گامی بلند در مسیر هژمونی آینده ریال خواهد بود. این جنگ تمام می‌شود، اما افتخار شلیک به دشمن برای همیشه در تاریخ هر استان خواهد ماند. ما دیوار را لرزاندیم، ترک انداختیم، و حالا وقت فروافکندن آن است. پیش از آنکه پنجره بسته شود، لگد آخر را محکم بزنید. یک لحظه، یک ایران، یک رگبار. هر استان یک رگبار، هر ایرانی یک سهم در این پیروزی. پی‌نوشت: برد موشک‌های بالستیک ایران — از خیبرشکن تا خرمشهر — این امکان را فراهم کرده که از هر نقطه ایران، اهدافی در اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه هدف‌گیری شود. چرا می‌گوییم جنگ در مراحل پایانی است؟ سامانه‌های پاتریوت و تاد منهدم شده‌اند و آسمان منطقه برای موشک‌های ایران باز است. مقر ناوگان پنجم در بحرین و پایگاه‌های هوایی کویت و اردن از کار افتاده‌اند. ایران از تفاهم خارج شده و تنگه هرمز را بسته نگه داشته، و آمریکا دیگر توان مالی برای جنگ طولانی را ندارد. سکوت ترامپ نیز گویای بحران داخلی یا ناتوانی در مدیریت جنگ است. و چرا ما پیروز می‌شویم؟ ابتکار عمل میدان در دست ماست. دشمن بیش از ۵۵ درصد زیرساخت‌های نظامی خود در منطقه را از دست داده است. ایران در آستانه هسته‌ای قرار دارد و تنگه هرمز در دست ماست. و از همه مهم‌تر، اراده ملی: حضور ده‌ها میلیونی مردم پشتوانه‌ای است که هیچ قدرتی نمی‌تواند آن را بشکند. ما این دیوار را به لرزه درآوردیم. حالا که پیروزی نزدیک است، باید از این توانمندی برای ثبت یک تصویر ماندگار در تاریخ استفاده کرد: آسمان ایران، در یک لحظه و همزمان، یکپارچه میزبان عبور ده‌ها موشک انتقام، در حالی که استان‌ها برای سهم بیشتر در فروافکندن این دیوار با هم رقابت می‌کنند. این نه فقط یک عملیات نظامی، که یک بیانیه ملی است: «همه ایران این دیوار را فرو انداخت.» و این نمایش قدرت، گامی بلند در مسیر هژمونی آینده ریال خواهد بود. ریال امروز ضعیف است، اما پشتوانه موشکی ایران، فردای آن را خواهد ساخت.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش جمهوری اسلامی ایران


تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
@ARTAMOLD18 جولای 2026
پیشنهادها

بحرین را بازپس بگیرید

با سلام رئیس‌جمهور آمریکا در بحبوحه مواجهه با مشکلات ناشی از جنگ ایران مدعی شده که قصد تصرف جزیره خارگ را دارد. این توهمات اگرچه شاید در حد حرف باقی بماند، اما یک فرصت تاریخی و حقوقی برای ایران ایجاد می‌کند. اگر پای یک سرباز آمریکایی به خاک خارک برسد، جمهوری اسلامی ایران باید فوراً و بدون لحظه‌ای درنگ، بحرین را اشغال کند. پیشنهاد می‌شود در صورت وقوع چنین اتفاقی، نیروهای مسلح ایران بلافاصله عملیات بازپس‌گیری بحرین (مجمع‌الجزایر دیلمون) را آغاز کنند. بحرین تا همین چند دهه پیش استان چهاردهم ایران بود. جدا شدن آن از خاک میهن، یک زخم تاریخی است که هنوز التیام نیافته. حالا آمریکا با تهدید خارک، بهانه را به دست ما داده است. ما هم بحرین را بازپس می‌گیریم. این نه یک اقدام تجاوزکارانه، که یک پاسخ مشروع و تاریخی به توسعه‌طلبی دشمن است. ما باید حتی در مقابل تهدیدشان هم آنها را تهدید کنیم. رهبر انقلاب فرمودند: آمریکایی‌ها نشسته‌اند دارند نقشه‌ی جهان را روی کاغذ تغییر می‌دهند! البتّه فقط روی کاغذ است، در واقعیّت هیچ‌گونه واقعیّتی ندارد. درباره‌ی ما هم نظر میدهند، حرف میزنند، اظهارنظر میکنند، تهدید میکنند؛ ما اگر تهدیدمان بکنند، تهدیدشان میکنیم؛ اگر این تهدید را عملی کنند، ما هم تهدید را عملی میکنیم؛ اگر به امنیّت ملّت ما تعرّض کنند، ما هم به امنیّت آنها تعرّض خواهیم کرد؛ بدون تردید. این، رفتارِ فراگرفته‌ی از قرآن و دستور اسلام است و وظیفه‌ای است که بر عهده‌ی ما است. امیدواریم خدای متعال ما را در انجام وظایفمان موفّق بدارد. ضمناً مسئولین خارک هم بهتر است از همین الان برای سربازان آمریکایی قبر حاضر کنند. اگر آمریکایی‌ها قصد پیاده شدن در خارک را دارند، باید بدانند که نه تنها با مقاومت جانانه روبرو می‌شوند، بلکه زمین خارک گورستان آنها خواهد شد. در همان حال، نیروهای مسلح ما در آن سوی خلیج فارس، دیلمون را به آغوش میهن بازمی‌گردانند. این راهبرد چند مزیت آشکار دارد: یکم، تهدید آمریکا را به یک فرصت تاریخی برای احیای تمامیت ارضی ایران تبدیل می‌کند. دوم، به دشمن می‌فهماند که تجاوز به ایران، هزینه‌ای بسیار فراتر از آنچه تصور می‌کنند دارد. سوم، ابتکار عمل را از آمریکا می‌گیرد و واشنگتن را در موضع تدافعی قرار می‌دهد. چهارم، به ملت ایران نشان می‌دهد که دوران «دفاع صرف» به پایان رسیده و عصر «دفاع تهاجمی» آغاز شده است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش جمهوری اسلامی ایران، دولت جمهوری اسلامی ایران