آینده حکومت بر سوریه در دست چه کسی خواهد بود؟
درحالی که به ظاهر گروه مسلح «هیئت تحریر شام» هدایت سوریه در مرحله انتقالی را برعهده دارد، این سؤال مطرح میشود که آیا واقعا این گروه رهبری سوریه جدید را در دست دارد؟
گروه فارس پلاس: تردیدی وجود ندارد که گروه مسلح «هیئت تحریر شام» به رهبری «ابو محمد الجولانی» با کمکهای لجستیکی، اطلاعاتی و سیاسی ترکیه، درحال حاضر اداره امور در سوریه را در دست دارد.اما واقعیت امر این است که ترکیه بیش از یک بازیگر منطقهای در سوریه نیست که هرگز نخواهد توانست، در حدواندازه یک بازیگر بینالمللی و بزرگ ظاهر شود تا مأموریت سیطره بر رهبری هیئت شام و دیگر گروههای مسلح جهت اجرای برخی طرحها به آن سپرده شود، طرحهایی که نه فقط سوریه، بلکه براساس طرح خاورمیانه جدید آمریکا – اسرائیل قرار است، کل منطقه را شامل شود.هم اکنون سر رشته اصلی همه امور سوریه در دست آمریکاست که شمال شرقی سوریه را اشغال کرده و کنترل شبهنظامیان کُرد موسوم به «نیروهای سوریه دموکراتیک» یا همان «قسد» را در دست دارد. بازیگران سوریه
🔺هیئت تحریر شام و گروههای همپیمان با آن، در کنار قسد و گروه تروریستی تکفیری «داعش» و برخی گروههای دیگر، بازیگرانی هستند که همگی توسط کشورهای خارجی اداره و کنترل میشوند، کشورهایی که دارای منافعی همسو و در عین حال متعارض با یکدیگر در سوریه هستند.این گروهها به دلیل حمایتهای مالی، لجستیکی و محدوده جغرافیایی مجبور به تبعیت از خواستهها خارجی و تأمین منافع آنها هستند، به عنوان مثال بر کسی پوشیده نیست، گروهی مانند هیئت تحریر شام از سوی ترکیه و در پس آن قطر حمایت میشود و اگر حمایتهای آنکارا و دوحه نبود، این گروه هیچگاه نمیتوانست در استان ادلب به بقای خود ادامه دهد.به همین دلیل هیئت تحریر شام هیچگاه نمیتواند، برخلاف خواستهها و منافع ترکیه عمل کند، ترکیهای که دروازه و گذرگاه لجستیکی و تأمین مالی این گروه است. بروز هرگونه اختلاف با ترکیه به معنای قفل شدن مرزهای این کشور به روی هیئت تحریر شام خواهد بود که میتواند، منجر به فروپاشی و تجزیه آن شود، دقیقا همانند آنچه بر سر «جبهه النصره» سابق آمد و از انحلال آن «هیئت تحریر شام» زاده شد. منافع راهبردی ترکیه همسو با منافع آمریکاست، به ویژه آنکه آنها شرکای راهبردی در سطح نظامی و در ناتو هستند. روابط اسرائیل با آنکارا نیز روابطی راهبردی است، چون با وجود همه کشتارها و جنایات و نسلکشیهای صورت گرفته به دست اسرائیل در نوار غزه، روابط ترکیه و اسرائیل تا این لحظه قطع نشده و به قوت خود برقرار است.🔺نیروهای سوریه دموکراتیک یا همان قسد به حمایتهای مالی و لجستیکی آمریکا متکی است و با ادامه این کمکهاست که به بقای خود ادامه میدهد، به همین دلیل، تصمیمگیریها در داخل آن مستقیما با تصمیمات و خواست آمریکا مرتبط است.
قسد، خنجری آمریکایی در پهلوی ترکیه به شمار میآید و آنکارا نگران آن است که مبادا قدرتگیری کُردهای سوریه، حزب کارگران کردستان این کشور را وسوسه به جدایی طلبی کند.قسد هم اکنون به شمشیری در دست آمریکا تبدیل شده تا هرگاه نیاز باشد با نشان دادن آن به ترکیه، این کشور را از زیادهخواهی در سوریه بازدارد و آنکارا را زیر سلطه خود نگهدارد.🔺اما گروههای فعال در درعا آمیزهای مختلف از گروههای مسلحی هستند که عموما تحت حاکمیت اردن، آمریکا، ترکیه و اسرائیل هستند و این بدین معنی است که سررشته این گروهها نیز در دست طرفهای دیگر است و برای بقای خود نیازمند کمکهای لجستیکی و حمایتهای مالی آنها هستند.🔺طایفه دروزیها در داخل دچار شکاف هستند و درباره اهدافی که در صدد تحقق آنها هستند، با یکدیگر اختلاف نظر دارند. بخشی از آنها خواهان پیوستن به اسرائیل هستند و بخشی دیگر خواهان تأسیس دولت خودمختارند و به هویت ملی و عربی خود پایبند هستند که «سلطان پاشا الاطرش»، قهرمان تاریخی سوری دروزی برای آن مبارزه کرد.🔺طایفه علویها، از طوایف بزرگ سوریه پس از سقوط دمشق و اسد خود را از همه جهت در محاصره و تنها میبیند. خیلی زود است که اکنون درباره توجهات و نگاههای بینالمللی یا منطقهای درباره این طایفه سخن بگوییم، به ویژه آنکه به شدت در محاصره گروههای اسلامگرای افراطی تکفیری هستند و این چیزی است که میتواند، خواست آمریکا باشد که علویها را در حاشیه و ضعف نگهدارد.آشکار میشود که سررشته امور در سوره در سطح منطقهای در دست ترکیه، اسرائیل و قطر است، اما در نهایت همه به آمریکا ختم میشود.
نگرانیهای بازیگران منطقهای
🔺بزرگترین نگرانی کشورهای همجوار سوریه، امتداد گستره نفود «اخوان المسلمین» در آنهاست. اردن به دلیل محبوبیت بسیار زیاد اخوان المسلمین در آن، بیش از هر کشور دیگری نگران به نظر میرسد.🔺پس از اردن، باید از مصر نام برد که در سال 2012 «محمد مرسی» اخوانی در آن به ریاست جمهوری رسید تا به سرعت ارتش مصر او را از قدرت برکنار کند. او از جمله بزرگترین حامیان معارضان سوری علیه دولت اسد بود.🔺برخی از لبنانیهایی که دیدگاههای مشترکی با حاکمان جدید سوریه داشتند و رسیدن آنها به قدرت و فتح دمشق به واسطه این گروهها را جشن گرفتند و برای بیعت با الجولانی راهی دمشق شدند، نگرانیهایی در لبنان ایجاد میکنند.🔺سازمان بینالمللی اخوان المسلمین که طلایهداران و رهبران آن اکنون در دمشق به قدرت رسیدهاند، نگرانیهایی برای عربستان، امارات، بحرین، کویت و برخی کشورهای آفریقایی ایجاد میکنند، به ویژه آنکه برخی از این کشورها این سازمان را در فهرست تروریسم خود قرار دادهاند.
بیتردید این موضع عربی روی آینده حکومت اخوانیها در دمشق تأثیر خواهد گذاشت، به این معنی که حمایت عربی به ویژه حمایت مالی آنها از سوریه جدید بیقید و شرط نخواهد بود و اولین شرط آنها حتما مشارکت عمومی در حکومت آینده و شکل و ماهیت نظام جدید سوریه و عدم یکهتازی اخوان المسلمین در قدرت خواهد بود.علاوه بر اینکه هریک از این کشورها در عرصه میدانی سوریه نیز با حمایت از گروههای مورد نظر خود عرض اندام خواهند کرد تا هرگاه منافع خود را در خطر ببینند، این گروهها را به حرکت و اقدام وادارند.اما در اینجا نیز تقسیم نقشها با نظارت آمریکاییها انجام خواهد شد که سر رشته همه امور را در دست دارد و از سالها پیش برای آن برنامهریزی کرده است، در نتیجه باید گفت، سوریه کنونی در قبضه آمریکا و اسرائیل است و اگر تحرکاتی از سوری ترکیه و قطر و سپس گروههای مسلح شاهد آن هستیم، با اطلاع و اجازه آمریکا انجام میشود.
آیا میتوان حقایق حاکم بر میدان را تغییر داد
گروهها و جریانهای زیادی در سوریه هستند که هنوز پای به میدان نگذاشتهاند، از جمله جریانهای قدرتمند سوریه میتوان به چپهای ملیگرای سکولار اشاره کرد.همچنین، گروههایی که هیئت تحریر شام را تشکیل میدهند. با توجه به اینکه این گروه از ائتلاف 70 گروه مسلح با دیدگاههای اسلامگرایانه متفاوت، از جمله متفاوت با دیدگاههای اخوانی تشکیل شده و مسئله فلسطین و قدس شریف برای آنها حائز اهمیت است.این گروهها اگر به حاشیه رانده شوند و نصیبی از قدرت در سوریه را نبرند، بیتردید حرفی برای گفتن خواهند داشت، به ویژه اگر روند امور سیاسی در سوریه به سمت و سویی مشابه اخوانیها در مصر سال 2012 پیش رود، در این صورت این گروهها تهدیدی برای گروهی خواهد بود که قدرت را به تنهایی در سوریه به دست خواهد گرفت و همچنین کشورهایی که در پس آن قرار دارند.این سناریوها که بسیاری از ناظران آن را برای آینده سوریه بسیار محتمل میدانند، به ویژه با اعتراضهایی که مناطق علوینشین سوریه از جمله طرطوس، لاذقیه، حمص و به ویژه دمشق شاهد آن است و منجر به درگیریهای مسلحانه شده، به معنای ورود این کشور به جنگ داخلی است.ورود سوریه به جنگ داخلی بسیاری از معادلات را تغییر خواهد داد، در آن صورت تحقق طرح آمریکایی سوریه و ملحق کردن آن به روند عادی سازی و سرانجام پیادهسازی طرح خاورمیانه آمریکا – اسرائیل همچنان غیرقابل تحقق باقی خواهد ماند.
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید. 14:16 - 7 دی 1403