«شیر پیل‌افکن» ضرب‌المثل نیست؛ یک شهید است

می‌گویند «شیرِ پیل‌افکن»؛ اما این ضرب‌المثل از کجا آمده؟روایت زندگی شهیدی که به تنهایی ۶ شبانه‌روز در برابر دشمن بعثی جنگید، مهمات آن‌ها را تمام کرد، با دست بریده و چشم از کاسه درآمده به اسارت رفت و بعد از شکنجه‌های بی‌سابقه، عاشقانه به دیدار حق شتافت.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| حتماً ضرب‌المثل «شیرِ پیل‌افکن» را شنیده‌اید. اما شاید ندانید این عبارت، فقط یک کنایه یا شعر شاهنامه نیست؛ نام یک قهرمان واقعی است. مردی از جنس خاک آمل که با قامتی استوار، در عملیات چزابه به تنهایی ایستاد در برابر انبوه دشمن بعثی. نه برای اینکه قهرمان شود، نه برای اینکه نامش در تاریخ بماند؛ فقط برای اینکه تیپ ۷۷ خراسان از محاصره نجات پیدا کند. و نجات داد. اما بهای این نجات، چه بود؟شش شبانه‌روز تنهایی؛ روایت یک ایستادگی باورنکردنیعملیات چزابه، یکی از سخت‌ترین روزهای رزمندگان ایرانی بود. تیپ ۷۷ خراسان در محاصره کامل دشمن بعثی افتاده بود. همه فکر می‌کردند کار تمام است. اما یک نفر فکر نمی‌کرد. نامش ماشاءالله پیل‌افکن بود؛ از روستای اسپاهیکلاهِ دابو شهرستان آمل، شهید ماشاءالله پیل‌افکن، در ادامه عملیات چزابه، به تنهایی شش شبانه‌روز در مقابل و پشت جبهه دشمن، بدون وقفه جنگید. او چنان از مهمات ذخیره و دپو شده دشمن استفاده کرد تا مهمات آن محدوده به پایان رسید. یک مرد در برابر یک ارتش. شش شبانه‌روز بدون خواب، بدون خستگی، بدون عقب‌نشینی.نجات تیپ ۷۷ خراسان؛ پیروزی با چه بهایی؟نتیجه این ایستادگی حماسی چه بود؟ تیپ مشهد از محاصره نجات پیدا کرد. گردان‌های زرهی و پیاده دشمن، به مدت دو شبانه‌روز تمام، زمین‌گیر شده بودند. یک مرد، دو گردان را متوقف کرده بود. اما بهای این پیروزی، اسارت بود. با لبان تشنه، بدن خسته و گرسنه، چشمی که ترکش خورده بود و شش شبانه‌روز نخوابیده بود، در محاصره دشمن قرار گرفت و به اسارت درآمد. تنها. غریب. اما پیروز...پیروز
فجیع‌ترین شکنجه‌های تاریخ بعثدشمن بعثی که از این قهرمانِ تنها شکست خورده بود، خشم خود را با شکنجه‌های بی‌سابقه از او انتقام گرفت. ماشاءالله پیل‌افکن چه دید؟ دست توانمندش را از بازو بریدند، چشمش را از کاسه درآوردند. دندان‌هایش را شکستند. و در نهایت، ده‌ها گلوله در پیکر پاکش نشاندند. اما او یک کلمه عقب‌نشینی نکرد. چون می‌دانست برای چه می‌جنگد.عاشقانه به دیدار حق شتافتدر میان همین شکنجه‌های طاقت‌فرسا، شهید ماشاءالله پیل‌افکن به دیدار حق شتافت. با بدنی که سوراخ‌سوراخ شده بود، با دستانی که دیگر نبود، با چشمانی که خاموش شده بودند، اما با قلبی که همچنان می‌تپید برای ایران. این شهید عزیز، از روستای اسپاهیکلاهِ دابو شهرستان آمل بود. یک روستای کوچک، یک قهرمان بزرگ.دست‌ها، چشم‌ها، دندان‌ها، همه قربانی خشم دشمن شدند. گویی می‌خواستند با بریدن اعضا، پیوند او را با این خاک مقدس بگسلند، غافل از آنکه هر قطعه از بدن او، چون بذری بود برای رویش صدها شیر دیگر...
چه شیرِ پیل‌افکن‌هایی که غریبانه رفتندواقعیت تلخ این است: چه شیرِ پیل‌افکن‌هایی که غریبانه رفتند تا این سرزمین «ایرانمان» بماند. اما ما چقدر آنها را می‌شناسیم؟ چرا آنقدر در معرفی قهرمانان بی‌نظیرمان کوتاهی می‌شود؟ در حالی که همان دشمن بعثیِ دیروز، امروز با ابزار رسانه، از خودشان برای بچه‌های ما قهرمانان پوشالی می‌سازند. قهرمانانی که یک وجب از خاک را نجات نداده‌اند، اما اسمشان روی لب‌هاست. و پیل‌افکن‌های ما، در روستاهای دورافتاده، گمنام مانده‌اند. «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ»در پایان این روایت، یادآوری یک وعده الهی خالی از لطف نیست. خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ»؛ خداوند قطعاً کسی را که یاری‌اش کند، یاری می‌دهد. ماشاءالله پیل‌افکن، یاری‌کننده دین و خاک بود. و خداوند او را با چه مقامی یاری کرد؟ با مقام شهادت. با مقامی که انبیا و اولیا آرزویش را دارند. او غریبانه رفت، اما پیش خدا غریب نیست.شش شبانه‌روز تنهایی در برابر ارتش بعث. یعنی دست بریده، چشم از کاسه درآمده، ده‌ها گلوله در بدن. یعنی نجات یک تیپ کامل با جان یک مرد. یعنی رفتنِ غریبانه و ماندنِ ماندگار.دل پیل دارد تن پیلتن / اگر پیل بیند نیارد شدنجهان پیل را دید و آهنگ کرد / دل نره از پیل پولاد نبردامروز وظیفه ماست. نه فقط برای پیل‌افکن، که برای همه آن قهرمانان گمنامی که در روستاها و شهرهای این سرزمین خاک خوردند. معرفی آنها، کمتر از جهاد نیست. چون دشمن امروز، با قهرمانان پوشالی، فرهنگ فرزندان ما را نشانه رفته است.
یک قهرمان واقعی مثل ماشاءالله پیل‌افکن، تمام تصاویر دروغین آن‌ها را نقش بر آب می‌کند. اگر می‌خواهیم ایران بماند، باید شیرِ پیل‌افکن‌ها را بشناسانیم. و این، یک وظیفه ملی است.امروز که آمریکا با لشکری از رسانه‌ها، تحریم‌ها و تهدیدهای نظامی، بار دیگر علم طغیان علیه ایران برافراشته، نباید فراموش کنیم که این سرزمین با خون همین شیرِ پیل‌افکن‌هاست که ایستاده است. همان مردانی که در برابر ارتش بعثِ تا بن دندان مسلح، تنها، با دست خالی و ایمانی پر، شش شبانه‌روز جنگیدند و تیپ را نجات دادند.دشمن امروز هم همان دشمن دیروز است. فقط شکل جنگ عوض شده؛ از سنگر و گلوله به رسانه و تحریم. اما پاسخ ما نیز همان است: معرفی قهرمانان واقعی به نسل امروز. قهرمانانی که نه در هالیوود ساخته شده‌اند، نه در سریال‌های ترکی‌ای؛ در خاک آمل، در روستای اسپاهیکلاه دابو، در دل همین مردم ایران رشد کرده‌اند.شیرِ پیل‌افکن‌ها قهرمانان گمنام این سرزمین‌اند. معرفی آنها به نسل امروز، یک وظیفه ملی است و خط مقدم جنگ نرم امروز، وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُچه شیر پیل‌افکن‌هایی غریبانه رفتند تا ایران بماند...
تصویر نمایه‌ی ‌زهره حیدری‌
زهره حیدرینشان رسمی فارس

@z_heidari  •  3 اردیبهشت 1405

در راهِ تو کِی ارزشی دارد این جان ما؟

پنجاه و سومین شب، چشم که به جمعیت می‌دادی، یک قاب تکراری اما همیشه تازه را می‌دیدی، پیرمردی که عصا به دست می‌آمد، بیماری که به سختی اما پرچم را بالا برده بود و مثل هرشب بچه‌های کوچک، نه سن مانع است، نه بیماری، نه خستگی. فقط یک چیز مهم است؛ عشق به پرچمی که مرز سن و سلامتی نمی‌شناسد.
۱۲ MB

نمایش گزارش

11:52 - 11 اردیبهشت 1405

0 بازدید