تاثیر قیمت سوخت و حاملهای انرژی بر روی زندگی کارمندان ، کارگران و خانواده هایشان
قائم پناه : جدا از موضوع تحریم، قیمت فعلی بنزین عادلانه نیست، زیرا افراد دارای چندین خودرو، از یارانه بهره می برند، اما افرادی که خودرو ندارند، از یارانه بنزین بی بهرهاند و لذا نیازمند اصلاحاتی هستیم !!!
اینکه مسئولین با چنین اظهار نظرات عامیانه ای قصد دارند افکار عمومی جامعه را برای یک شوک قابل انتظار آماده نمایند و یا واقعا کارشناسان و مشاوران این حوزه ها واقعیات موجود جامعه را درست تحلیل نمی کنند ، سوالی است که پاسخ آن تقریبا مشخص است.متاسفانه دولت ها بجای ایجاد فرصتهای بیشتر و ایجاد شرایط مناسبتر در ارائه خدمات به مردم، دهه هاست که به دنبال راه فرار از مسئولیتهای خود می گردند. سالهای سال با توجیه عدم توانایی دولت در مدیریت بسیاری از بخشهای دولتی اقدام به واگذاری آن به بخشهای فرا خصوصی نمودند ، غافل از آنکه دولتی که قادر به مدیریت بخشی از خود نباشد ، مسلما قادر به نظارت بر بخش خصوصی هم نخواهد بود.نمونه بارز آن واسطه گری شرکتهای خصوصی که بجای انجام امور محوله دولت به مرور به مبادی تامین نیروی انسانی در بدنه دولت تبدیل شدند و با ایجاد مشکلات متعدد امروز با پیگیری و پافشاری مجلس درصدد حذف آنها و بازگرداندن این مسئولیت مهم به خود وزارتخانه ها و سازمانهای ذیربط هستند. پروژه ای که مدت مدیدی است که قسمتهای مختلف حکومت را مشغول خود ساخته و تا کنون نیز عملی نشده است.
در سالهای دهه هشتاد دولت با حذف خدمات موظفی خود به مستخدمین خود از جمله سرویس های ایاب و ذهاب اداری و سلف سرویس های غذاخوری سازمانی و پرداخت هزینه آن به پرسنل خود ، راهی را آغاز کرد که شروع مشکلات فراوان سازمانی، اجتماعی و شهری شد. حمل و نقلهای اتوبوسی و دسته جمعی به یکباره جای خود را به خودروهای تک سرنشین کارمندان دولت در شهرها داد. افزایش بی نظمی در سازمانها ، ترافیک شهری ، مصرف سوخت ، آلودگی هوا و ایجاد مشکلات جامعه شناختی و روان شناختی در از بین بردن یکی از اماکن جمعی همکاران یک اداره ، بخشی از معضلات این تصمیم غیرکارشناسانه بود که تنها با هدف فرار دولت از زیر بار قسمتی از مسئولیتهای خود اجرایی شده بود.جدای از اینکه کشورهای نفت خیز همسایه سهم مردمشان از فروش نفت و مشتقات آن را به آنها پرداخت می کنند و دولت ما در قبال پرداخت یارانه بنزین و سایر مشتقات نفت به مردم خودش همواره مسئله دارد. بنزینی که با استاندارد جهانی فاصله دارد و بهای نداشتن کیفیتش را در جاهای دیگر از جمله آلودگی های محیط زیستی و صدمات وارده به موتور خودرو ها از مردم باز پس می گیرد.متاسفانه دولتها بجای یافتن راه حل مسائل سعی در پاک کردن و از بین بردن صورت مسائل کرده اند و بجای دقیق تر کردن بازوهای مدیریتی و نظارتی همواره به راحترین راه که حذف نیازهای مردم و خصوصا اقشار دهه های پایین تر بوده است، روی آورده اند.
آحاد مردم همواره از سهمیه بندی ها به گونه ای متضرر شده اند و از حذف آن به گونه دیگر. تجربه سالهای گذشته بیانگر شوک مخرب ناشی از ایجاد تغییرات در عرضه و بازار کالاهای اساسی مردم می باشد که همواره بر هم زننده ثبات بازار ، اقتصاد و آرامش اجتماعی بوده است . حذف ارز ترجیحی اگر هم راه سوء استفاده عده ای را مسدود کرده باشد، هزینه آن را مردم پرداخت کردند. کاملا واضح است که ارزش مبلغ کالا برگ در ابتدای اجرای آن با ارزش امروز آن در بازار روز قابل مقیاس نیست و به نصف ارزش واقعی خود تبدیل شده است. دولت هیچ اقدامی در این مورد انجام نداده است و تجربه نشان می دهد که این طرحها فقط یکبار اجرا و یکبار حذف می گردند و هیچ اصلاحی در فاصله این دو صورت نمی گیرد که جامعه هدف را منتفع سازد.بنزین نبض زندگی یک شهروند ایرانی است، حتی اگر آن شهروند مالک خودرو نباشد و حتی اگر هیچ رفت و آمد ماشینی نداشته باشد.افزایش بهای بنزین نیز اگرچه یک ضرورت باشد ، بسیار مهم خواهد بود که در زمان مناسب و با سیاستهای صحیح حمایتی و با پذیرش اجتماعی صورت پذیرد تا همچون تجربه های شکست خورده در پایان سال گذشته و در بحبوحه جنگ موجب هرج و مرج، بی نظمی و نارضایتی عمومی نگردد.
09:40 - 24 شهریور 1405