26 اردیبهشت 1405

روایت یک عروج خانوادگی یک روز قبل از چهلم رهبر شهید

سیدمهدی از همان کودکی شهیدگونه زندگی می‌کرد، بارها به او گفته بودم تو مثل شهدا هستی، یک شهید زنده، من می‌دانم تو آخر شهید می‌شوی! می‌خندید و می‌گفت «من کجا و شهادت کجا» اما می‌دانستم ته دلش برای شهادت قنج می‌رود.
یعنی منافقان و جاسوسانی که با اطلاعاتشان باعث این فجایع شده اند از خودشان بیزار نیستند؟ برای چه هدف و چه مقدار پول می توانند اینقدر رذل و پست و بی شرف و بی وطن باشند؟لعنت بر خائنین از هر نوعش
15:41 - 26 اردیبهشت 1405

1 واکنش
1134 بازدید