گفتوگو با فرماندهای که از چهارده سالگی پشت فرمان کامیون ماک پدرش مینشست، در میدان انقلاب دستفروشی میکرد، سیم کشی ساختمان انجام میداد و کابوس اسرائیل شده بود، اصلا کار سادهای نبود.
شهادتش مبارک به انچه که عمری درپی ان بودنائل وبه معشوق خودرسید چه عشق پاک ستودنی و جاویدانی مگرعاشق واقعی پروردگار باشی تا معنی شهادت را درک کنی انسان زمین وزمان را بهم میبافد تاچند صباحی بیشتر زندگی نماید عاشق خداونددر دل خطراتی که منتهی به مرگ میشود شیرجه میزند تا شاید معبودش اورا قبول نماید