مرز نقد انقلابی با بازی در زمین پروژه تغییر ساختار مشخص است؛ نقد انقلابی برای اصلاح و تقویت است، نه برای کوبیدن ستونهای ساختار و سپس نشستن به تماشای کسانی که نسخه «گذار» میپیچند.
از صدا و سیما نه دفاع میکنیم و نه آن را میکوبیم اما رسانه باید به وظیفه خود عمل کند و نه گرفتار جناح بازی شده و نه با تهدید ناموجه هر کس و ناکسی ساکت شود . رسانه چشم بینا ، گوش شنوا و زبان گویای جامعه است و همانقدر که از پیشرفت ها و موفقیت های کشور باید بگوید ، از مشکلات و کاستی ها و سوءمدیریت کردنها و غیره هم باید بگوید . بعضی به هر علت با رسانه دشمنی دارند (خصوصا آنهایی که ریگی در کفش دارند) در صورتیکه محدود کردن رسانه مَثَل کبکیست که سر خود را در برف فرو کرده و فکر میکند که خطری تهدیدش نمیکند . باید از ارزش تمدن سازانه رسانه به عنوان یکی از ستون های نظام آموزش ، خنثی کننده توطئه های دشمنان ، نقش نظارتی و مطالبهگرانه و دیگر فواید بیشماری که دارد ، آگاه باشیم و از آن به نحو احسن استفاده کنیم . اگر عرصه روایت و تبیین را رها کنیم و آن را به دشمنان واگذاریم ، دیر یا زود با مشکل مواجه خواهیم شد . اگر خودمان روایت نکنیم ، دشمن روایت میکند و هرآنچه دلش خواست به خوردمان میدهد مثلا در مورد خودرو و افزایش قیمتی که پیدا کرده ، اگر رسانه خودمان در مورد آن روایت نکند و علل آن را توضیح ندهد و با گوشزد نکردن مشکل و تشر نزدن باعث رفع این مشکل نشود ، اینترنشنال و سایرین از این نارسایی سوءاستفاده میکنند و باعث فتنه میشوند. اگر رسانه خودمان در مورد خطراتی که جسم ، فکر ، قلب (احساسات) و روح نوجوانان و جوانان کشورمان را تهدید میکند (و با گذر زمان بدتر هم میشود) صحبت نکند ، آنها را آگاه نکند ، نهاد های مربوطه را نسبت به این موضوع هشیار و بر عملکردشان نظارت نکند ، دشمن ابتکار عمل را به دست میگیرد و خرابکاری میکند.