شهید صادق را به باد گلوله بست و به من نگاه کرد، صورتش را پوشانده بود و چیزی از چهرهاش نمایان نبود، با خشمی که در صدایش داشت گفت: «تورو نمیکشم تا بری برای بقیه تعریف کنی!»
چه جمله بندی بود؟ یعنی چی با دیواری از خشم مسیر رو بسته بودن. خشم از انقلاب؟ خشم از نظام. ما مگه کاری کردیم؟ خدایی چه ادبیاتیه؟ خشم مال کسیه مه بر حقه. درست کنید جمله تونو