در استانی که سالانه صدها میلیمتر باران میبارد، جنگلهای چند میلیون ساله هیرکانی هنوز نفس میکشند و شالیزارها بخش بزرگی از چشمانداز را شکل میدهند، صحبت از بیابانزایی در نگاه اول بیشتر شبیه یک طنز جغرافیایی است.
کی باید به این موضوع رسیدگی کنه این همه چوبی که تراکتورها از داخل جنگل ها بارمیزنند چه کسی مجوزش رو صادر کرده و اکر مجوز ندارند چرا کسی نظارت نمیکند مگر نمیتوانند در خروجی راههای منتهی به جنگل دوربین قراردهند؟ مگر نمیتوانند جلوی ساخت و سازهای جنگل ها و کوهها که غالبا از مسیولین هستند را بگیرند.