جلسه 3 سال پیش که استاد تبریزیان کتاب هاریسون را میسوزانند یک نزاع کاملا علمی است و ربطی به مسائل حاشیهای ندارد. ایشان در ابتدای جلسه اقدام متقابل در برابر سوزاندن کتاب قانون ابن سینا در اروپا را دلیل این اقدام خود برشمردند. داستان این است که پارسلوس پزشک سوئیسی کتاب قانون را میسوزاند و جملات بیادبانه ای را به ابن سینا حکیم و فیسوف بزرگ ایرانی نسبت میدهد. او وقیقحانه اظهار میدارند دکمههای کفش من از ابن سینا علم بیشتری دارند. مصطفی کاشانی، مساله پزشکی قرن، ج1، 1367. پارسلوس دانشمند علم زده قرن شانزدهم اروپا عصر رنسانس با این کار خود شاید نه به دنبال مبارزه با دین بود و نه دشمنی با ایرانی ها ولی به دنبال دشمنی با طب طبیعی و حاکمیت طب شیمیایی بود. چیزی آقای تبریزیان به آن تصریح کرد که دوران ما پایان طب شیمیایی خواهد بود. در واقع این کشمکش بین دو مکتب علمی طب است که یکی میخواهد از طریق طبیعت و ماوراء طبیعت انسان را درمان کند و یکی اعتقادی به طبیعت ندارد و معتقد است با طب ذرات و اتم گرایی و جرمگرایی فقط میتوان به نتیجه رسید. قطعا اگر اروپاییها مرتکب چنین خبطی نمیشدند امروز با آن ها مقابله به مثل نمی شد ولی ما هم نباید مسائل علمی را سریعا با بار ارزشی و یا سیاسی از مسیر خود خارج کنیم. شیطنت رسانهها این است که با این کار اولا طب اسلامی را در مقابل سایر مکاتب طبی قرار دهند حال آن که جامعیت اسلام مانع از این است که در مکتب خاصی دستهبندی شود اسلام از همه ظرفیتهای مثبت بهره میگیرد و تعصبی برخورد نمیکند. ثانیا آقای تبریزیان را به عنوان نماد این طب معرفی کنند تا با تخریب او وجهه طبهای هترودوکسی تضعیف شود که این هم درست نیست این بزرگوار هم مثل سایرین زحماتی کشیدهاند ولی این به معنای درست بودن و متقن بودن همه حرفهایشان نیست و پرچم طب انتقادی نیستند. ثالثا اگر فیلم جلسه هاریسون سوزی پخش شود معلوم میشود که مخالفت ایشان با طب شیمیایی است نه غربی و شرقی و ضمنا استدلال ایشان این است که آمار قابل توجهی از اروپاییها به طب طبیعی روی آورده و از طب شیمیایی روی گردان شده اند و این خود دلیل پایان یافتن سیطره طب ارتدوکس است.