با سلام و احترامخدمت همقطاران عزیز و ارجمند و بزرگوار قریب به اتفاق ایثارگران و خانوادههای آنها از قاضیزاده معاون دولت سیزدهم شاکی و از او هرگز نمیگذریم دوران مخوف این رییس را باید با دور ستم شاهی مقایسه کردبرای قیاس این دوره مخوف، به جای جمله «دوران قاضی زاده» با اجازه دوستان عزیز از جمله «دوران ستم بنیادی» استفاده میکنم.در دوران ستم بنیادی، جانبازان حالت فعالانه خودشان را از دست دادند و در دیکتاتوری امیرخان و ایادیش هیچ نقشی در اداره بنیاد نداشتند.در دوران ستم بنیادی به خوبی مشاهده میشود و اسناد وافری نسبت به آن وجود دارد، بحث فقدان حاکمیت قانون و قانون گرایی است، در آن دوره، قانون به هیچ عنوان ارزشی نداشت و لفظ قانون فقط برای دستورات رییس مورد استفاده قرار میگرفت. انتصابات در دوران ستم بنیادی با کنار گذاشتن افراد لایق و شایسته، فقط بر مبنای دوستی و رفاقت و در حلقه بودن کاربرد داشته و شایستگی و توانمندی و تعهد افراد پشیزی ارزش نداشته و اینکه طبق چه قاعده و قانونی انتخاب شدهاند در دسترس نیست و امیرخان خود را مبرا از پاسخگویی میدانست.در دوران ستم بنیادی به دنبال حذف ایثارگران فعال بودند و ایثارگر خوب، ایثارگری بود در سینه قبرستان و در زیر خروارها خاک آرمیده بود و تنها چیزی که در آن دوره ارزش بود، حذف ایثارگران از صحنه و پایمال کردن حق آنها و در مضیقه قراردادن آنها بود و بس و معاون مدیری لایق بود که بتواند قدم در این مسیر بگذاردخدا را شکر که با تدبیر و دور اندیشی و نگاه به دوران ستم بنیادی، و با انتخاب رییس جدید برای این نهاد، زیربنای فکری دوران ستم بنیادی با انتخاب معاونین و مدیران لایق و شایسته، در حال تغییر به سمت درست و صحیح است، اما زمانبر.