نبرد ارادهها در پایتخت شرقی؛ سردار سپیدموی و دیپلمات جویای نام
✍️حسین انجدانیصحنهی مذاکرات اسلامآباد، بیش از آنکه میز دیپلماسی باشد، آوردگاه دو تاریخ و دو کارنامهی متفاوت است. در یک سوی میز، فرستادهی ترامپ نشسته است و در سوی دیگر، مردی که دههها در کانون بحرانهای سخت، از جبهههای میانی دفاع مقدس تا عمق استراتژیک منطقه در بیروت و دمشق، آبدیده شده است. تقابل «جی.دی.ونس» و «محمدباقر قالیباف»، نمادی از تقابل یک نظام برآمده از میدان با یک ساختار نمایشی و لرزان است. در سال ۲۰۰۵، زمانی که «ونس» در سایهی ارتش آمریکا در عراق، دوربین به دست تنها به عنوان یک عکاس، روایتگر حاشیههای جنگ بود، حاجباقر قالیباف کیلومترها آنسوتر، کارنامهای فراتر از تصور طرف غربی را پشت سر گذاشته بود. او در ۲۵ سالگی فرماندهی یک لشکر ۲۰ هزار نفره را بر عهده داشت، نیروی هوایی ایران را به لبهیِ تکنولوژی روز رسانده بود، در توسعهی یگانهای موشکی پیشگام بود و به عنوان فرمانده کل نیروی انتظامی، امنیت داخلی کشور را مدیریت کرده بود. ونس جوان درحالی پا به عرصهی سیاست گذاشته که رقیب ایرانیاش، دوازده سال مدیریت کلانشهر تهران و ریاست قوهی مقننه را در کارنامه دارد؛ تجربهای که از او یک «سیاستمدار استراتژیک» با نگاهی عملیاتی ساخته است.
تفاوت بنیادی این دو چهره در «اصالت حضور» است. ونس با تیم تشریفات و پروازهای لوکس به پاکستان آمده؛ اما قالیباف، کسی است که نامش در صدر لیست ترور دشمن قرار دارد. او از میان تودههای غبار میدان، از اتاق جنگی که بوی باروت میدهد، برخاسته است. کتوشلوار امروز او، پوششی بر همان لباس تاکتیکال خاکیرنگی است که در ماههای اخیر هدف چندین عملیات نافرجام ترور بوده است. او نه یک دیپلماتِ اتوکشیده، بلکه یک «رزمندهی دیپلمات» است که نبض میدان را در کف دست دارد. برای کسانی که با ادبیات میدان آشنا هستند، قالیباف همان «سیدمجید نقطهزن» است که حالا در صحنهای دیگر، مأموریت یافتن گرهگاههای استراتژیک دشمن را بر عهده دارد.او فرستادهی مستقیم رهبر معظم انقلاب است که روبروی فرستادهی ترامپ نشسته است. در این نبرد تنبهتن، قالیباف «یقهی ترامپ» را در چنگ دارد و به پشتوانهی قدرتی که از غرش موشکها و ایستادگی مردم در خیابانها میگیرد، سخن میگوید. در چنین شرایط حساسی، فرای هرگونه نقد یا سلیقهی سیاسی، تضعیف تیم اعزامی به اسلامآباد، مستقیم یا غیرمستقیم، تضعیف جبههی مقاومت در میدان نبرد است. دشمن به دنبال «تفرقه» و «تزلزل» در پشت جبهه است تا صدای ایران بر سر میز مذاکره، لرزان به گوش برسد. ما همگی نسبت به بدعهدیهای دشمن بدبین و خشمگین هستیم؛ اما عقلانیت انقلابی حکم میکند که برای نواختن «سیلی آخر» و تثبیت پیروزیهای میدانی، یکپارچه پشت سر تیم ایران بایستیم. امروز، قالیباف تنها یک شخص نیست؛ او حامل ارادهی نظامی است که از نبرد ۱۲ روزه تا نبرد پنهان امنیتی و جنگ رمضان، سرافراز بیرون آمده است. پیروزی در این مذاکره، تداوم همان پیروزی میدان است.
17:35 - 27 فروردین 1405