مانور قدرت ۳ میلیون تهرانی مقابل چشم جهانیان
وقتی به میدان انقلاب رسیدیم، خورشید تمام قد در آسمان ایستاده بود؛ گویی او هم آمده بود تا شاهد شکوه راهپیمایی مردم تهران باشد، مردمی که به اوج رسیده بودند، حالا زیر نور او، دعا میخواندند و آوای «لبیک یا علی» را فریاد میزدند.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس: هنوز غروب از افق سر بلند نکرده بود که خیابانهای تهران از میدان فردوسی تا میدان انقلاب، آرامآرام بیدار شدند. اما این بیداری، نه از جنس روزمرگیهای خاکستری پایتخت، که از جنس قیام بود؛ از جنس عشق. بوی عطر نذری و اسپند، با آوای «لبیک یا علی» در هوا پیچیده بود، مردمانی که شاید دلشان هنوز از شب گذشته میلرزید، اما قدمهایشان، مثل کوه، استوار بود.ایران، ساعاتی قبل، زخمی از حملهای ناجوانمردانه بر تن داشت؛ اما سه میلیون تهرانی، به جای ترسیدن، حماسه نوشتند. گویی زخم بر دلشان، نه تنها آنان را زمینگیر نکرده بود، بلکه خون تازهای در رگهایشان جاری کرده بود؛ خونی از جنس ایمان، از تبار نجف.
خیابانها از مردمانی با چشمانی بیدار و دلهایی شعلهور، پر شده بود. کودکان در کالسکه، نوجوانان با پلاکاردهای دستساز، جوانان با چفیههای گرهخورده، مادران با لبخندهایی که اشک در آن برق میزد، و پدرانی با چهرههایی که از سالها تجربه، غرور میتراوید. از نوزاد ششماهه در آغوش مادر تا پیرمرد ۸۰ سالهای که با عصا راه میرفت، همه آمده بودند. کوچهها و خیابانها نهتنها لبریز از جمعیت، که مالامال از نور بودند. نور غیرت، نور ولایت، نور وفاداری.۲۴۰۰ موکب مردمی در طول مسیر ۱۰ کیلومتری مستقر شدهاند و بیش از ۱۰۰ هزار خادم داوطلب، خدمات متنوعی به زائران و حاضران ارائه میکردند.در میانه مسیر، کنار یکی از موکبهای پذیرایی، با مادری جوان صحبت میکنم. دختر کوچکش را در آغوش گرفته، چشمهایش قرمز است؛ نه از خستگی، بلکه از اشکهایی که پنهان نمیشوند. میپرسم چرا امروز آمده؟ لبخندی میزند و میگوید: »دیشب از صدای انفجار نخوابیدم. دلم آشوب بود. ولی صبح که بیدار شدم، به خودم گفتم باید بیام. اگه الان علی تنها بمونه، دیگه کی میمونه؟ اومدم تا دخترم بدونه که ما پشت علی ایستادهایم، حتی وسط خطر.»
در کنار موکبی که بستنی و شربت توزیع میکرد، پدری را دیدم که دوقلوهای دوسالهاش را روی دوش گذاشته بود. از دور، شبیه پرندهای دو بال شده بود با دو کودک خندان. آن طرفتر دختری در حال رنگآمیزی تصویر دست حضرت علی بود. مادرش گفت: «دیشب بغض کرده بودم. با خودم گفتم امنیت واقعی یعنی همین که بتونیم فردا بیایم، دخترمون بازی کنه، تو دل غدیر بزرگ شه. اومدم تا ترس رو به امید تبدیل کنم.»
در مسیر، موکبها چون جزایری از شادی و ایثار در دل دریای جمعیت خودنمایی میکردند. برخی خوراکی میدادند، برخی لبخند، برخی بازی برای بچهها، و برخی فقط حضور گرمشان را. صدای خنده کودکانی که سوار چرخ و فلکهای کوچک بودند، با نوای «ای اهل عالم علی ولیالله» در هم آمیخته بود و طنینش بر تن شهر مینشست.اما اوج ماجرا آنجا بود که جمعیت یکصدا فریاد زد: ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند. خانم ویلچری را از راه دور میبینم. نزدیک میشوم و وقتی از حال و هوایش میپرسم، میگوید: «والا اگر قرار بود با هر تهدیدی عقب بکشیم، امروز نه از عاشورا خبری بود، نه از غدیر. ما بچههای همون خاکیم. دیشب اونا جنگیدن با موشک، ما امروز جوابشونو دادیم با عشق.» فریادی که نه فقط از حنجرهها، که از دلها بیرون میآمد؛ فریادی که سنگفرش خیابان را لرزاند.
کنار یکی از موکبهای بازی کودک، دخترکی ۹ ساله با ذوق از کاردستیاش دفاع میکند. روی مقوای سبز نوشته: دوستت داریم بابا علی. وقتی میپرسم میدانی امروز چه خبر است؟ با جدیت میگوید: «آره. امروز ما باید بگیم پشت بابا علی هستیم. دیشب بد بود... ولی مامان گفت امام علی ما رو نگه میداره.»امنیت، در چشم این مردم، نه به نبود جنگ که به حضور ایمان بود. موشک و حمله آمده بودند، اما دلها به پناهگاه «علی» امن بودند. اینجا نه تهران زخمی، که کوفهای بیدار بود؛ کوفهای که این بار، در امتحان تاریخ، دست علی را تنها نگذاشته بود.
در انتهای مسیر، وقتی به میدان انقلاب رسیدیم، خورشید تمام قد در آسمان ایستاده بود. گویی او هم آمده بود تا شاهد این شکوه باشد. و مردمی که به اوج رسیده بودند، حالا زیر نور او، دعا میخواندند. نه برای پایان دشمنی، که برای ادامه راه. برای صلابت در مسیر علی. برای روزی که عدالت از سایه بیرون بیاید و جهان، طعم ولایت را بچشد.جوانی دهههشتادی که با دوستانش شعار میدهد با شور و هیجان با ما از امروز صحبت میکند. وی تشبیه زیبایی از روزهای اخیر ایرانیها دارد و میگوید که اینجا جُنگِ نور و تاریکی است. آنها با ترس آمدن و ما با امید. آنها با بمب، ما با عَلَم. هنوز نفهمیدند که این مردم با ایمان عقب نمیروند؛ ما جبههی علی هستیم، حتی اگه دنیای ما بلرزد.پایان پیام/#عید_غدیر #ایران #اسرائیل 20:36 - 24 خرداد 1404