از اضطرار درونی تا گشایش جهانی
"فلسفه شتاب در تمنای ظهور"شتاب؛ جوهرهی عقلانیت و سلامت روح در منطق انتظارعجله داشتن برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یک فضیلت بزرگ و نشانهای از بیداری عقلانی است. این شتابگرایی ریشه در یک درک عمیق دارد؛ درکی که جهان را درگیر بیماریهای مزمن و مهلکی همچون ظلم، فقر، خونریزی و آشفتگیهای روحی میبیند و امام را به مثابه یگانه داروی شفابخش برای کل زمین میشناسد. همانطور که هر انسان سالمی برای دستیابی به داروی نجاتبخش خود یا عزیزانش لحظهای درنگ نمیکند و با تمام توان شتاب میورزد، منتظر واقعی نیز به دلیل یقین به ضرورت وجود امام، در حالت تعجیل و بیتابی به سر میبرد.این شتاب و اشتیاق زمانی به اوج ارزش خود میرسد که از دایره نیازهای فردی فراتر رود. زمانی که فرد از «خودیت» خارج شده و نه فقط برای گشایش در زندگی شخصی، بلکه برای نجات تمام جهان از ستم و فقر منتظر رهبری الهی باشد، انتظار او به «افضل الاعمال» تبدیل میشود. در واقع، کسی که افق دیدش را چنان گسترش داده که دردِ تمام بشریت را درد خود میداند، به طور طبیعی برای آمدن منجی که پایانبخش این رنجهای جهانی است، بیقرارتر خواهد بود.
پیوند عاطفه و ایمان در کلام اولیای الهی
این بیقراری و شتاب، در واقع مرز میان دینداری حقیقی و بیتفاوتی است؛ به طوری که قرآن کریم نیز شتاب برای امام را از شروط دینداری برمیشمرد. پیشوایان دین نیز، خود بزرگترین الگوهای این اشتیاق بودهاند؛ چنانکه پیامبر اکرم صلوات الله علیه و امیرالمؤمنین علیهم السلام با عباراتی سرشار از شوق، آرزوی دیدار یاران منجی را داشتند. از همین رو، کسی که نسبت به غیبت امام بیخیال است و در طول روز قلبش برای او نمیتپد، دچار نوعی بیماری روحی و بیعاطفگی شده است که نیازمند بازنگری در عقاید و اصلاح خویشتن است. برای درمان این بیتفاوتی و تبدیل آن به حرکتی اثرگذار، ائمه علیهما السلام آیین استغاثه و تضرع را به شیعیان آموختهاند. طراحی دعاهایی مانند دعای ندبه با تکرار واژه «أینَ» (کجاست)، در حقیقت تمرینی برای ایجاد روحیه شتابگر و پرسشگر در انسان است. تضرع و گریه نه تنها زنگارهای روح را پاک کرده و فطرت خفته را بیدار میکند، بلکه راهی قانونی در نظام خلقت برای جلب نصرت الهی است؛ چرا که خداوند بر اساس سنت خود، بلاها و سختیها را میفرستد تا بندگان به مقام اضطرار برسند و از او طلب یاری کنند.قانون تغییرات درونی و سرنوشت اجتماعی ارتباط میان استغاثه و فرج، ریشه در یک قانون لایتغیر الهی دارد.
«تغییرات بیرونی تابع تغییرات درونی است»
طبق آیه شریف قرآن، خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنها آنچه را در درونشان است تغییر دهند. بنابراین، تا زمانی که روحیه شتاب و اضطرار به یک فرهنگ عمومی تبدیل نشود و مردم درونیات خود را به سوی نیاز واقعی به امام سوق ندهند، وضعیت بیرونی جهان تغییر نخواهد کرد. درس و تجربه تاریخی قوم بنیاسرائیل نیز سندی بر حقانیت این قانون است، آنها زمانی که تحت ستم فرعون به ستوه آمدند، به جای سکوت، همگی با هم به درگاه خدا گریه و استغاثه کردند؛ این حرکت جمعی باعث شد خداوند ۱۷۰ سال از زمان باقیمانده عذاب آنها را ببخشد و موسی علیه السلام را برای نجاتشان بفرستد. امام صادق علیه السلام با تکیه بر همین الگو تأکید میفرمایند که اگر شیعیان نیز همگی با هم به مقام اضطرار و استغاثه برسند، خداوند فرج را نزدیک خواهد کرد. نکته تکاندهنده اینجاست که خودِ امام زمان عجل الله نیز برای ظهور خویش «عجله» دارند و در نامههای خود بر این شتاب تأکید کردهاند. در حالی که ایشان و تمامی اولیای الهی منتظرِ آمادگی ما هستند، شایسته نیست که پیروان ایشان در بیتفاوتی به سر ببرند. برای خروج از این غربت ۱۱۰۰ ساله، باید از خلوت بودن مجالس امام زمان فراتر رفت و با درک اضطرارِ زمانه، شتاب در دعا و استغاثه را به عنوان تنها راه برونرفت از بنبستهای بشری برگزید.
15:08 - 5 مرداد 1405