اما برجستهترین ویژگی امام، همان بود که او را در تاریخ ماندگار کرد: مقاومت و ایستادگی. نه مقاومتی مقطعی بلکه ایستادگی تا آخرین نفس. مبارزهای که عنصر اصلیاش «نه گفتن» به هر شرارتی بود، از پهلوی تا استکبار جهانی.
در طول تاریخ بهترین راه برای مبارزه با دین اصیل، ساختن دینی در مقابل آن بود که بتپرستی مشرکان بهترین شاهد بر صدق این ادعاست؛ چرا که در مقابل پرستش خداوند، که توسط دین اصیل ترویج میشد، خدای بدلی و غیراصیل را جایگزین میکردند تا آن گونه که خود میخواهند، برای چنین خدا و چنین دینی تصمیم بگیرند، به گونهای که با منافع آنها در تضاد نباشد. عدهای در این میان برای راحتطلبی و عدهای به خاطر کجفهمی و برخی نیز به خاطر نافهمی حقایق دین، بدین سمت سوق پیدا نمودند. به همین دلیل، در بین مسلمانان اسمی، شناخت مسلمان حقیقی، کاری سخت و طاقت فرساست و حضرت امام (ره) با ترسیم دو تفکر ـ اسلام اصیل و اسلام غیر اصیل و یا به تعبیر آن حضرت، اسلام آمریکایی ـ مهمترین کار را در عصر حاضر انجام دادند، که عدم توجه به این تقسیم میتواند پیامد خطرناکی برای کشورهای اسلامی خصوصاً انقلاب اسلامی داشته باشد. اگر تا دیروز از راه مقدسمآبی، در مقابل دین موضع میگرفتند، امروزه با طرح تعدد قرائت و پلورالیسم دینی، سعی در ترویج اسلامی دارند که به تعبیر حضرت امام (ره) مصداق اسلام آمریکاییست، هر چند مقدس مآبی نیز رواج دارد. از این رو تنها راه رسیدن به جامعه متمدن اسلامی ـ آنگونه که اسلام ناب محمدی صلیالله علیه و آله ترسیم نمود و توسط اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام تفسیر و اجرا شده است ـ شناخت اسلام حقیقی از اسلام غیراصیل و اسلام آمریکایی است و چنین امری از عهده کسانی بر میآید که دین واقعی را درک کرده باشند. آنچه که در بیانات حضرت امام (ره) آمده است معیار بسیار روشنی برای شناسایی اسلام غیر اصیل است که از اسلام جز عنوان چیزی نداشته و از محتوا تهی شده است. بنابراین شناخت چنین اسلامی از وظایف مهم آحاد مردم است.