در روزگاری که جهان، «قدرت» را در انحصار هیمنه، سلاح و ثروت میبیند، مسجد مقدس جمکران تجلیگاه پارادایمی متفاوت شد.ایستادن در این مکان، پیش از آنکه آداب فیزیکی نماز باشد، یک بیانیهی وجودی بود. وقتی قامت به نماز بستیم، در واقع داشتیم از یک «امام شهید» درس بزرگی را مشق میکردیم؛ همان امامی که با تشییع باشکوهش، معادلاتی را برهم زد که تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد.تشییع پیکر امام شهید و خانواده ایشان، تنها یک وداع نبود؛ یک کلاس فشردهی معرفتشناسی برای تمام انسانهای کره زمین بود تا بفهمند: «اقتدار حقیقی، نه در زر و زور پوشالی، که در گره خوردن جان انسان با منبع لایزال الهی است.»ما در نماز خود، این مفهوم را فریاد زدیم. وقتی پیشانی بر مهر میساییم، یعنی پذیرفتهایم که قدرت واقعی در ایمان است؛ در آن ایمانی که از «امام شهید» آموختهایم. قدرتی که از مرگ نمیهراسد، در برابر ظلم خم نمیشود و در اوج غربت، دنیایی را به تماشا و تحسین وامیدارد.امروز، اقامهی نماز در جمکران، تمرین همین اقتدار بود. تمرین ایستادن بر سر پیمان، تمرین «چگونه بودن» در میانهی طوفانهای دنیا. ما اینجا نماز خواندیم تا یادمان بماند که انسان، وقتی رنگ خدا بگیرد، چنان قدرتمند میشود که حتی «شهادتش» هم، الگویی برای حیات ابدی تاریخ میسازد.بیایید این بار، نماز را نه فقط به عادت تکلیف، که به نیت اتصال به این قدرت لایزال بخوانیم. چرا که جهان، بیش از هر زمان دیگری به انسانهایی نیاز دارد که «راز پیروزی» را نه در اسلحه، که در سجادههای آمیخته با معرفت شهادت یافتهاند.