بانکی که بهآسانی وامهای کلان بلاعوض میداد
یک موافقتنامه مرزی در پترزبورگ که تأکید داشت «اتباع ایران و روسیه بدون اجازه کتبی گذرنامه حق ورود به خاک کشور دیگر را ندارند»، آغازگر تسلط همهجانبه بر مقدرات کشور شد. جریانی که با واگذاری انحصاری صید ماهی خزر به «استپان لیانازوف» در سال ۱۲۴۷ شمسی و سهم ۵۱ درصدی روسها در شرکت شیلات ادامه یافت و تا راهاندازی خطوط تلگراف و راههای شوسه انزلی به قزوین گسترش پیدا کرد.
خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: وقتی نیروی نظامی یک کشور که قرار بود سپر دفاعی ملت در برابر بیگانگان باشد، عملاً به ابزاری برای سرکوب مردم و اجرای دستورات دربار یک قدرت خارجی تبدیل شد، بزرگترین فاجعه برای استقلال یک سرزمین رقم خورد. ماجرای تشکیل «بریگاد قزاق» در زمان ناصرالدینشاه دقیقاً نقطه عطف همین نفوذ خطرناک است؛ نیرویی که قرار بود از مرزها حراست کند، به مرور با حضور مستشاران روسی از کنترل دولت ایران خارج شد و در دست فرماندهانی چون «لیاخوف» روس قرار گرفت تا صدای آزادیخواهان را در گلو خفه کند و اوامر دربار تزار را در تهران پیاده سازد. این تسلط نظامی البته یکشبه اتفاق نیفتاد؛ بلکه نتیجه سالها توافقهای پشتپرده، امتیازدهیهای اقتصادی و قراردادهایی بود که شریانهای حیاتی ایران را پلهپله به سلطه روسیه تزاری درآورد. همهچیز ابتدا در قالب یک توافق ساده برای قانونمند کردن رفتوآمد افراد شکل گرفت. بعد از رایزنیهای «سیفالملک» نماینده ایران در پترزبورگ و گفتگوی سفیر روسیه در تهران با مقامات ارشد دولت ایران، موافقتنامهای چهارفصلی امضا شد. بر اساس بندهای این سند، هیچکس بدون داشتن گذرنامه رسمی حق ورود به خاک کشور دیگر را نداشت و مرزداران موظف بودند افراد متخلف را به همراه تمام اموال، داراییها، سلاح و کالاهایشان بازداشت کرده و تحویل نماینده سیاسی دولت متبوعشان بدهند. همچنین توافق شد که مهاجرت افراد بدون دخالت کشورهای ثالث انجام شود و ماموران دو دولت با درخواستهای قانونی مهاجرت موافقت کنند.
اما پشت این ظاهر دیپلماتیک و قانونی، رقابت نفسگیری بین روسیه و بریتانیا برای غارت منابع ایران جریان داشت. روسها که نمیخواستند از رقیب انگلیسی خود عقب بمانند، سیاست مشخصی داشتند: «در برابر هر امتیازی که به انگلیسیها داده میشود، باید امتیازی هم به روسیه واگذار شود.» نخستین ضربه سنگین به اقتصاد کشور در سال ۱۲۴۷ شمسی وارد شد؛ زمانی که ناصرالدینشاه امتیاز انحصاری صید ماهی و بهرهبرداری از شیلات دریای خزر را از بندر انزلی تا کرانههای نوشهر امروزی به یک تبعه روس به نام «استپان لیانازوف» واگذار کرد. این قرارداد سالها بعد شکل «شرکت مختلط شیلات» را به خود گرفت که ۵۱ درصد سهام آن مال دولت روسیه و ۴۹ درصد سهم ایران بود. دامنه این نفوذ به سرعت به بخشهای دیگر اقتصاد و زیرساختها هم کشیده شد. در سال ۱۲۴۸ شمسی اجازه ساخت خط تلگراف بین تهران و الکساندرافسک (از مسیر تبریز، تفلیس و ادسا) به روسها داده شد. مدتی بعد نیز وزارت دارایی روسیه با گرفتن اجازه ویژه از دربار، «بانک استقراضی روس» را در برابر بانک شاهنشاهی انگلیس در ایران راهاندازی کرد.
این بانک با سرمایهای بیپایان که مستقیماً از خزانه روسیه تزاری تزریق میشد، بدون ضابطه و بهآسانی به بازرگانان، پیشهوران، شاهزادگان و حتی خود دربار وامهای کلان میداد و در پس گرفتن بدهیها سختگیری نمیکرد. هدف این بانک تجارت و سودآوری نبود؛ چنانکه مورخان نوشتهاند این بانک غالباً ضرر هم میداد، اما هدف اصلیاش وابسته کردن نخبگان و فعالان اقتصادی ایران به پول و قدرت روسیه بود. در حوزه راهسازی و حملونقل هم شرکتهای روسی فعال شدند؛ از جمله واگذاری راه شوسه بندر انزلی به قزوین در سال ۱۲۷۱ شمسی به مدت ۹۹ سال به یک شرکت روسی که بعدها مسیر قزوین به همدان هم به آن اضافه شد. در زمینه راهآهن نیز فردی به نام «فن فالکنهاگن» تبعه روس، امتیاز ساخت خط آهن جلفا به تبریز را گرفت، هرچند به خاطر انجام ندادن تعهداتش در مهلت مقرر، این امتیاز لغو شد. این زنجیره وابستگی سیاسی، مالی و نظامی تا زمان سقوط حکومت تزارها در روسیه ادامه داشت. پس از روی کار آمدن حکومت شوروی، طی توافقهای جدید، داراییها و مطالبات بانک استقراضی به عنوان غرامت به ایران واگذار شد، اما خسارتهای سنگین دههها وابستگی اقتصادی و نفوذ بیگانگان، تا سالها همچون باری سنگین بر دوش کشور باقی ماند. منابع: ۱. کتاب «ایران در دوره سلطنت قاجار» از علیاصغر شمیم۲. کتاب «ناسخالتواریخ» از محمدتقی لسانالملک سپهرپایان پیام/ #جنگ #ناصرالدین_شاه #قاجار #انگلیس #تلگراف #راهآهن #بانک #روسیه بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافهبازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید. 07:09 - 5 آبان 1405