روایت اسناد بینالمللی از سونامی اجارهبها در دوران پهلوی
مدافعان پهلوی این روزها از «ایران طلایی» پیش از انقلاب میگویند؛ اما آمارهای جهانی، خاطرات درباریان و گزارشهای مورخان خارجی، روایتی متفاوت ارائه میدهد؛ روایتی که از عقبماندگی، وابستگی و سرکوب سیاسی پرده برمیدارد.
گروه فرهنگ خبرگزاری فارس: در سالهای اخیر، روایتهایی نوستالژیک از دوران پهلوی در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی بازتولید میشود؛ تصویری «گلوبلبل» از اقتصادی شکوفا، آزادیهای سیاسی، کرامت ملی و رفاه عمومی. اما اگر معیار قضاوت را نه خاطرهسازی، بلکه اسناد تاریخی و پژوهشهای معتبر قرار دهیم، کارنامه پهلویها چه تصویری به ما نشان میدهد؟ در این گزارش با استناد به آثار مورخان و آمارهای جهانی و پژوهشگران خارجی به فاصله معنادار با افسانهسازیهای رایج از دوره پهلوی پی خواهیم برد.
*بهداشت و درمان؛ عقبماندگی در قلب «مدرنیزاسیون»
در سال ۱۳۵۶، طبق کتاب ایران بین دو انقلاب نوشته یرواند آبراهامیان، نسبت تخت بیمارستان به جمعیت در ایران، پایینترین رتبه را در غرب آسیا داشته است. در کتاب مقاومت شکننده نوشته جان فوران نیز آمده است که نرخ مرگومیر نوزادان در ایران، بالاترین رتبه را در خاورمیانه داشته است. حالا اگر به خاطرات پدربزرگها و مادربزرگها مراجعه کنید، متوجه میشوید که اساساً پزشک ایرانی به آن معنا وجود نداشته و بخش عمده خدمات درمانی در داخل کشور شکل نگرفته بود. حتی مرور خاطرات اسدالله علم در این زمینه قابل توجه است. برای ابتداییترین خدمات درمانی، از جمله دندانپزشکی، خانواده سلطنتی ناچار به سفرهای خارجی بودند. برای نمونه، در خاطرات ۲۲ فروردین ۱۳۵۱ مینویسد: «شب اطبایی که چشم خانم علم و علیاحضرت ملکه پهلوی را عمل کردند، مهمان من بودند. آنقدر از وضع بد طب ایران صحبت داشتند که واقعاً غرق عرق خجالت شدم.»
یا در خاطرات مربوط به بیماری شاه مینویسد: «شاهنشاه را باید از دست این اطبای ایرانی که متأسفانه همان چیزی را که در مدرسه خواندهاند، آن هم اگر فهمیده باشند، عمل میکنند، نجات بدهم. شما باید در دست زبدهترین پزشکان جهانی باشید.» میلاد موحدیان، پژوهشگر تاریخ معاصر، میگوید: «این وضعیت پزشکی را مقایسه کنید با شرایط امروز ایران که بیماران از کشورهای دیگر برای درمان به ایران مراجعه میکنند. نمونههای بیشتری هم وجود دارد؛ برای مثال، در خاطرات آمده است که علیاحضرت شهبانو برای معالجه دندان تصمیم داشتند چند روزی به زوریخ سوئیس سفر کنند. یعنی برای جزئیترین امور درمانی نیز ناچار به سفرهای اروپایی بودند، چراکه وضعیت بهداشت و درمان در داخل کشور مطلوب نبوده است.»
*مسکن و معیشت؛ افسانه ثبات اقتصادی
مسئله مسکن و اجارهبها، همانگونه که امروز یکی از چالشهای جدی جامعه محسوب میشود، در دوره پهلوی نیز معضلی ساختاری بوده است؛ بنابراین تصویرسازی از آن دوره بهعنوان «مدینه فاضله» در این حوزه، فاقد پشتوانه تاریخی است. فرد هالیدی در کتاب توسعه سرمایهداری در ایران نشان میدهد که در سال ۱۳۵۳، اجارهبها ۲۰۰ درصد افزایش یافت؛ آن هم در دورهای که امیرعباس هویدا به «ثبات اقتصادی» مشهور بود. سال بعد نیز اجارهها ۱۰۰ درصد دیگر رشد کردند. نیکی کدی در ریشههای انقلاب ایران مینویسد که در سال ۱۳۵۵.۳۶ درصد از خانوارهای ششنفره، تنها در یک اتاق زندگی میکردند. این آمارها نشان میدهد که شکاف طبقاتی و بحران مسکن، نه پدیدهای پس از انقلاب، بلکه مسئلهای مزمن در ساختار اقتصادی پهلوی بوده است.
*دموکراسی نمایشی؛ وقتی رأی معنا ندارد
ادعای دموکراسی و آزادی سیاسی، یکی از محورهای اصلی بازسازی چهره پهلویهاست. اما حتی روایتهای درون سیستمی خود شاه این ادعا را زیر سؤال میبرند. مینو صمیمی در کتاب پشت پرده تخت طاووس مینویسد: «وقتی مسئله آزادی رأی زنان را شنیدم، با خودم گفتم وقتی ساواک همه نمایندگان را انتخاب میکند، چه کسی آزادی رأی دادن را باور خواهد کرد؟» از این هم صریحتر، سخنان خود محمدرضا پهلوی در کتاب پاسخ به تاریخ مینویسد: «انگلیسیها کاملاً عادی و طبیعی میدانستند که انتخابات ایران باید مطابق نظر و خواستههای آنها صورت بگیرد.» او درباره اوایل دوران پادشاهی خود و زمان جنگ جهانی دوم توضیح میدهد که «انتخابات در ایران به این صورت انجام میشد که صبح، مستشار سفارت انگلیس با فهرستی شامل ۸۰ نامزد نمایندگی با نخستوزیر دیدار میکرد و پس از آن، کاردار سفارت شوروی نام ۱۲ نفر از نمایندگان را اعلام میکرد.»
*کرامت ملی؛ کاپیتولاسیون و تحقیر حاکمیت
در حوزه استقلال و کرامت ملی که این روزها پهلویها خیلی روی آن مانور میدهد نیز قانون کاپیتولاسیون نماد روشنی از وضعیت ایرانِ پهلوی است. در ۱۲ اسفند ۱۳۴۳، یک دختر دانشآموز کرد در کرمانشاه، توسط نظامی آمریکایی زیر گرفته میشود و جان میسپارد؛ اما عامل حادثه، بدون هیچ محاکمهای ایران را ترک میکند. شاپور آذربرزین، افسر نیروی هوایی، نیز در خاطرات خود از رفتار تحقیرآمیز افسران آمریکایی سخن میگوید؛ مزاحمتهای خیابانی، تعرض به زنان و درگیریهایی که بهدلیل مصونیت قضایی، بیپاسخ میماند. اینها نه روایتهای انقلابی، بلکه خاطرات افسران رژیم پهلوی است.
*وابستگی نظامی؛ ارتش پرهزینه، استقلال کمرنگ
موحدیان پژوهشگر تاریخ درباره وابستگی نظامی پهلوی به غرب میگوید: «در سال ۱۳۵۶، از مجموع ۹.۹ میلیارد دلار فروش تسلیحات آمریکا به جهان، ۵.۵ میلیارد دلار آن متعلق به ایران بود؛ یعنی نزدیک به ۶۰ درصد. همزمان، حدود ۴۰ هزار مستشار آمریکایی در ایران حضور داشتند. این حجم از خرید و حضور خارجی، تصویری روشن از وابستگی دفاعی کشور ارائه میدهد؛ ارتشی پرهزینه، اما بدون استقلال راهبردی.» همچنین موحدیان درباره زندانیان سیاسی و نخبگان با استناد با روایات تاریخ توضیح میدهد: «برخلاف تصور رایج، زندانیان سیاسی دوره پهلوی عمدتاً روحانی نبودند. دانشجویان، نویسندگان، هنرمندان و روشنفکران سهم بزرگی از این جمعیت را تشکیل میدادند.» سازمان عفو بینالملل در سال ۱۹۷۶ یعنی دو تا سه سال پیش از انقلاب، اعلام میکند که دستکم ۳۲۰۰ زندانی سیاسی در ایران وجود داشته که فاقد هرگونه حمایت قانونی بوده و در فاصله دستگیری تا محاکمه، تحت شکنجه قرار میگرفتند.
* تاریخ را نمیشود بزک کرد
در پایان این گزارش بد نیست به بخشی از خاطرات اسدالله علم نقل کنیم. او مینویسد: «هرکس میخواهد خود را در دل عامه مردم جا کند، از ما دوری میکند.» (جلد دوم، صفحه ۳۶۵) جملهای کوتاه، اما پرمعنا؛ گواه شکاف و نفرت عمیق میان حکومت پهلوی. واقعیت آن است که تصویر «ایران طلاییِ پیش از انقلاب»، بیش از آنکه بر تاریخ استوار باشد، محصول انتخاب گزینشی خاطرات و حذف اسناد است. تاریخ، اگر بیطرفانه خوانده شود، نشان میدهد که آن مدینه فاضلهای نیست که امروز در برخی روایتها فروخته میشود. پایان پیام/#پهلوی #اغتشاش #آمریکا #نفت #ونزوئلا #مادورو #رویا_فروشی #کارنامه_پهلوی #رضاشاه #محمدرضاشاه 09:19 - 20 دی 1404