تهاجم ماسونها به هنر اصیل ایرانی
چشم درون هرم، مثلثهای تو در تو، رنگهای حسابشده، اشکال رمزآلود و دایرههایی که گویی چیزی را پنهان میکنند. اینها فقط عناصر یک تابلوی نقاشی نیستند، بلکه نشانههایی هستند که رد پایشان را میتوان در تاریخ مکاتب سری، از جمله فراماسونری یافت. پرسش اینجاست؛ چرا این نشانهها به دیوار گالریهای هنری ایران رسیدهاند؟
خبرگزاری فارس_گروه تجسمی: با نگاهی به برخی نمایشگاههای هنرهای تجسمی در ماههای اخیر، آنچه توجه بازدیدکنندگان را جلب میکند، نه صرفاً فرمهای نوآورانه، بلکه حضور مکرر نمادهایی است که سابقه تاریخی و مفهومی خاصی در محافل فراماسونری دارند. نمادهایی همچون «چشم درون هرم»، «دایرههای متحدالمرکز»، «مثلثهای متقاطع» و رنگبندیهای خاص که عموماً به عنوان عناصر تصویری رمزآلود یا حامل مفاهیم پنهان شناخته میشوند.از بلیک تا دورر؛ پیشینه تاریخی نمادهااستفاده از نمادهای فراماسونری در هنر غرب، پیشینهای چندصدساله دارد. ویلیام بلیک، شاعر و نقاش بریتانیایی، در آثاری چون «ایام باستان» و «نیوتون» به وضوح از پرگار و نسبتهای هندسی استفاده میکند. آلبرشت دورر در اثری چون «مالیخولیا» با چیدمان خاصی از اشکال هندسی، ذهن بیننده را به سوی لایههای پنهان هدایت میکند. حتی در نقاشی «خرد» از لی اسکار لوری، ترکیبی از نظم ریاضی و اشاره به نمادهای سری قابل مشاهده است. اما سوال اصلی اینجاست؛چرا برخی از این نمادها امروز، در نمایشگاههای هنرهای معاصر ایران نیز بازتولید میشوند؟ آن هم بدون هیچ توضیح مفهومی یا نشانهگذاری معنایی از سوی هنرمند یا برگزارکننده؟
بازبینی میدانی از چند گالری خصوصی در تهران و چند شهر بزرگ نشان میدهد که این استفاده دیگر اتفاقی و فردی نیست. تکرار این نشانهها در آثار مختلف، از قالب طراحی تا رنگ و ترکیب، به یک زبان تصویری خاص تبدیل شده که گویی در حال تبدیل شدن به سبک جدیدی در هنر تجسمی است. این روند از یک سو میتواند ناشی از تأثیرپذیری هنرمندان جوان از جریانهای هنر مفهومی و سمبولیسم غربی باشد، اما از سوی دیگر نمیتوان از خطر نفوذ نرم در قالب تصویر غافل شد؛ نفوذی که هدفش نه بیان هنری بلکه عادیسازی مفاهیم بیگانه در بستر فرهنگی ایران است.گالریهای بیضابطه؛ هنر بدون نگهبانیکی از چالشهای مهم، نبود نظارت محتوایی بر آثار ارائهشده در گالریهای خصوصی است. برخلاف موزهها و مراکز رسمی هنری، بسیاری از گالریها بدون چارچوب مشخص محتوایی و نظام ارزیابی تخصصی فعالیت میکنند. در این وضعیت، اثر هنری حتی اگر حامل پیامهای ضدفرهنگی یا نمادهای حساس باشد، به راحتی به دیوار نصب شده و در معرض دید عموم قرار میگیرد.از سوی دیگر، نبود سواد بصری در میان بخشی از مخاطبان، سبب میشود که این نمادها بدون درک ریشه و مفهوم، مورد توجه قرار نگیرند، اما در ضمیر ناخودآگاه مخاطب، اثری ماندگار بگذارند.استفاده از اشکال هندسی یا رنگهای خاص، به خودی خود بخشی از خلاقیت بصری یک هنرمند است، اما زمانی که این فرمها سابقهای نمادین در جریانات فرهنگی، سیاسی یا شبهمذهبی دارند، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک انتخاب هنری دانست. هنر در خلأ رخ نمیدهد؛ تصویر نیز زبان دارد. زبانی که در صورت عدم توجه، ممکن است در خدمت بازتولید مفاهیمی قرار گیرد که با هویت فرهنگی و دینی ایرانی تضاد بنیادین دارد.
خطر اصلی، نه در یک نمایشگاه خاص یا نماد واحد، بلکه در تکرار و عادیسازی است. اگر دستگاههای نظارتی، مراکز آموزش هنری و نهادهای فرهنگی به این روند توجه نکنند، نسلی از هنرمندان و مخاطبان شکل خواهد گرفت که بدون شناخت، مفاهیمی وارداتی را باور کرده، بازآفرینی میکنند و به نسل بعد منتقل میسازند.آنچه امروز در برخی گالریها در جریان است، تنها یک سلیقه هنری نیست، بلکه میتواند بازتاب یک بحران محتوایی و هویتی باشد. هنر تجسمی، به عنوان رسانهای تأثیرگذار، باید در خدمت ارتقاء فرهنگی جامعه باشد، نه ابزار انتقال بیصدا اما پیوستهی مفاهیمی که از متن جامعه فاصله دارند.ضرورت بازنگری در سیاستگذاری نمایشگاهها، ارتقاء سواد بصری در نظام آموزش هنری، و تعریف خطوط قرمز روشن برای نمادهای حساس، بیش از پیش احساس میشود.#نمایشگاه#گالری#هنر#هنری_اصیل_ایرانی#فراماسونریاخبار هنری را میتوانید از طریق صفحه هنر و رسانه فارس دنبال کنید. 20:44 - 6 خرداد 1404