تحلیل‌ غلط، فهم نادرستِ خواص و هزینه‌های آن برای امام، امت و انقلاب

حجت‌الاسلام و المسلمین سید حمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی و از اعضای در دفتر امام خمینی(ره)، نقش جریان خواص در پیشبرد یا توقف بخشی از اهداف نهضت اسلامی، از آغاز حرکت تاریخی امام تا دوران پس از پیروزی انقلاب، مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: در جریان نهضت امام خمینی و انقلاب اسلامی، موانع و چالش‌های زیادی وجود داشت که برخی از آن‌ها از درون جامعه خواص برخاسته بود. در این مسیر، به رغم تلاش‌های گسترده امام برای برپایی نهضت اسلامی، موانع زیادی از سوی خواص و گروه‌های مختلف بروز می‌کرد. بسیاری از این افراد با تحلیل‌های غلط، عدم درک درست از شرایط و مصالح کشور، و گاهی از سر قدرت‌طلبی و مصلحت‌اندیشی‌های اشتباه، باعث تاخیر در پیشرفت انقلاب و حتی گاهی ضربه به اهداف آن شدند.نقش این خواص و گروه‌ها در کند کردن روند نهضت و ایجاد اختلاف در جبهه متحد امام، یکی از اصلی‌ترین موانع انقلاب اسلامی بود. برخی از این افراد به جای هم‌افزایی و همکاری با امام، در پی تأمین منافع خود بودند و در تلاش بودند تا رهبری امام را به چالش کشیده و مسیر انقلاب را تحت تاثیر قرار دهند.حجت‌الاسلام و المسلمین سید حمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی و از اعضای در دفتر امام خمینی(ره)، در گفت‌وگویی با برنامه پرچمدار خبرگزاری فارس نقش جریان خواص در پیشبرد یا توقف بخشی از اهداف نهضت اسلامی، از آغاز حرکت تاریخی امام تا دوران پس از پیروزی انقلاب، مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.

امام در آغاز نهضت، با سه جبهه اصلی روبه‌رو بودند

فارس: در ابتدا بفرمایید در آغاز مسیر نهضت امام خمینی(ره) چه موانع و چالش‌هایی بر سر راه ایشان وجود داشت.سید حمید روحانی: روزی که امام نهضت خود را در قم آغاز کردند، در سال ۱۳۴۱، با چالش‌ها و درگیری‌هایی مواجه بودند که در آن مقطع زمانی با سه جبهه اصلی روبه‌رو بودند: نخست رژیم شاه، دوم روحانیون مخالف سیاست‌ها و سوم گروه‌های سیاسی که بعدها تحت عنوان تسلیم‌طلبان شناخته شدند که این‌ها هم حامی رژیم شاه بودند و هم مخالف روحانیون و هم از آن نگران بودند که امام با رهبری نهضت، کنترل مبارزه را از دست آن‌ها خارج کند و آنان دیگر نتوانند به عنوان پیشتازان سیاسی در جامعه نقش ایفا کنند.سالیانی بعد از کودتای ۲۸ مرداد، این گروه‌ها خود را متولی می‌دانستند و به نوعی در پی اجرای سیاست‌های آمریکا بودند. آنان تصور می‌کردند که باید شاه همچنان در قدرت باشد و ارتباطات ایران با آمریکا برقرار بماند. بله؛ آزادی‌هایی همچون آزادی بیان و آزادی قلم هم باشد. به عنوان مثال خیلی برایشان جالب بود که به مجلس راه پیدا کنند و نماینده مجلس داشته باشند.حرکت امام برایشان از چند جهت شگفت‌آور و ناراحت‌کننده بود، یک اینکه امام حرکتی را آغاز کرده بودند که تاکنون سابقه‌ای نداشت و با این شیوه مبارزه احساس میکردند که عملی نیست و خطرناک است. مثلا الله‌یار صالح در یک صحبتی گفته بود که آخوند‌ها بلد نیستند که چه زمانی وارد مبارزه شوند، الان شرق و غرب با ایران کنار آمده است، همه‌‍شان شاه را تایید می‌کنند و هرگونه مبارزه علیه شاه پیش نمیرود.
از سوی دیگر، گروه‌های مخالف دخالت در سیاست، به شدت علیه امام تبلیغ می‌کردند. آنان اعتقاد داشتند که امام در حال سنت‌شکنی است و وارد عرصه‌ای می‌شود که روحانیت نباید وارد آن شود. هنگامی که امام در پیام‌های خود اعلام کرد که «با احساس خطر برای اسلام تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب. ولو بلغ ما بلغ»، ولو بلغ ما بلغ یعنی به هرجا رسید، کشتند، زدند و....آنها در مقابل آمدند گفتند: «التقیة دینی و دین آبائی» و ایشان بر خلاف سنت ائمه اطهار حرکت میکند.اما امام با تمامی این فشارها و توطئه‌ها، همواره در صحنه‌ای باقی ماند که در آن مسیر انقلاب را با اراده‌ای محکم ادامه داد.
۱۰ MB

ناکامی سقوط پهلوی در ۱۵ خرداد،‌ نتیجه جوّسازی خواص علیه امام بود

آن‌گونه که شرایط پیش می‌رفت، پس از آغاز نهضت امام، شاه می‌بایست در آستانه پانزدهم خرداد سقوط می‌کرد؛ یعنی کاملاً رفتنی بود. تمام کارشناسان سیاسی این موضوع را دریافته بودند که شرایط به‌گونه‌ای است که شاه نمی‌تواند بیش از این تداوم داشته باشد و سلطنت ادامه پیدا کند. به نظر من، عامل شکست پانزدهم خرداد همین بود؛ از درون، جوّسازی‌هایی که علیه امام انجام شد و از بیرون، یعنی گروه‌های سیاسی، در حقیقت رژیم را حمایت کردند. این حمایت از رژیم، با حمایت این دو دسته، موجب شد رژیم بتواند بر این خطر جدی فائق آید و نهضت را عقب بیندازد. این، در یک گام، مسئله‌ای بود که واقعاً ضربه‌ای شدید از درون به امام وارد کرد؛ خنجری از پشت.حتی پس از پانزدهم خرداد نیز امام را رها نکردند. جوّسازی به شدّت علیه ایشان ادامه یافت، به‌گونه‌ای که می‌گفتند ایشان باعث ریخته شدن خون‌ها شده‌اند. این خون‌هایی که ریخته شد، گردن چه کسی است؟ و در این زمینه، به شدت علیه ایشان تبلیغات کردند. انجمن حجتیه، همین گروه‌های به‌اصطلاح ملی‌گرا، و گروه‌های مخالف دخالت در سیاست، در این زمینه امام را به شدت تحت فشار قرار دادند.
۶ MB
حتی وقتی که امام علیه رژیم صهیونیستی به شدت موضع‌گیری می‌کردند ـ و شاید نه، بلکه یقیناً امام اولین کسی بودند که واژه‌ی «صهیونیسم» را در اعلامیه‌شان در سال ۱۳۴۱ به کار بردند ـ آن زمان، خیلی‌ها از ما می‌پرسیدند صهیونیست یعنی چه؟ قضیه چیست؟ ایشان بر این موضوع پافشاری می‌کردند. ناگهان ساواک و رژیم، با همکاری همین روحانیون مخالف سیاست، زمزمه‌ای راه انداختند که «روایت داریم: الکفر مِلَّةٌ واحدة»؛ خلاصه اینکه کافر چه فرقی می‌کند، یهودی باشد، آمریکایی باشد، شوروی باشد. می‌گفتند آقای خمینی مسئله‌ی صهیونیست‌ها و اسرائیل را عَلَم کرده است.در این‌جا نیز، ببینید، سعی کردند به امام ضربه بزنند. در حقیقت، ناخودآگاه و ندانسته، سعی کردند رژیم صهیونیستی را نجات دهند، شاه را نجات دهند. و در این‌جا نیز، ضربه‌ای سنگین به امام وارد شد که بسیار دردناک و کوبنده بود؛ این‌گونه جوّسازی‌ها انجام شد. به نظر من، این کارشکنی‌ها و این نق‌ زدن‌ها و زمزمه‌های شیطانی، نقش مهمی داشتند که امام، پیش از آن‌که تبعید شود، نتواند نهضت را به بار بنشاند.دشمن نیز از همین افراد استفاده می‌کند؛ از همین افراد ساده‌لوح، افراد نق‌زن، افراد بازیگر، افراد قدرت‌طلب. افرادی که به هر بهانه‌ای می‌خواهند به نحوی نظام را زیر سؤال ببرند. دشمن از آن‌ها سوء‌استفاده می‌کند و با زبان این‌ها، نقش‌های خود، حرف‌های خود، سم‌پاشی‌های خود و جوّسازی‌های خود را به‌پیش می‌برد.
۶ MB

سکوت ۱۵ ساله امام در نجف حکم سکوت ۲۵ ساله امیرالمومنین را داشت

فارس: برخی می‌گویند امام خمینی در نجف سبک زندگی اشرافی داشت و مدیریت کارها در آنجا برایشان راحت‌تر بود. واقعیت این ادعاها چیست؟سید حمید روحانی: پس از آنکه امام تبعید شدند، بزرگ‌ترین مشکل ایشان نجف بود. می‌توانم بگویم که امام به مدت قریب به پانزده سال در نجف در محاصره بود، تحت فشار بود. زمزمه‌هایی کلیشه‌ای مطرح می‌شد، جوّسازی‌هایی صورت می‌گرفت، و کارشکنی‌هایی انجام می‌شد که موجب شده بود امام، به‌خاطر اینکه در آنجا عامل اختلاف نباشند، و روحانیون به جان یکدیگر نیفتند و اختلاف اوج نگیرد، سکوت کنند.یعنی سکوت پانزده‌ساله‌ی حضرت امام در نجف، حکم سکوت بیست‌وپنج‌ساله‌ی حضرت علی علیه‌السلام را داشت؛ سکوتی بسیار دردناک. بررسی اوضاع نجف و دورانی که امام در آنجا تحت فشار بودند، در محاصره بودند و ناگزیر بودند که دم فرو بندند و با ملاحظه حرکت کنند، خود مسئله‌ی مهمی است که بحثی جداگانه می‌طلبد.
۴ MB

طرح حکومت اسلامی در سال ۱۳۴۸ بسیاری از نیرنگ‌ها را خنثی کرد

طرح حکومت اسلامی در سال ۱۳۴۸ بسیاری از نقشه‌ها و نیرنگ‌ها را خنثی کرد و راه را باز نمود. حرکت امام واقعاً زمینه‌ای شد برای به‌اصطلاح آلترناتیوی در برابر حکومت موجود؛ اینکه حکومت جایگزین چه باید باشد. این امر امیدواری بسیاری پدید آورد و مردم با استقبال، در پی به‌دست آوردن نوار سخنرانی‌های امام برآمدند. به‌نحوی، نهضت دوباره آغاز شد.از جمله مسائلی که در آن زمان مطرح گردید، این بود که تیمور بختیار، کسی که از ایران فرار کرده بود و پیش‌تر رئیس ساواک بود ـ همان جلاد خون‌آشام ـ به بغداد آمده و در آنجا مستقر شده بود. او با حزب بعث همکاری داشت و حزب بعث نیز او را به‌عنوان چماق علیه شاه به کار گرفته بود. سپس گفتند که بختیار می‌خواهد در ایران جمهوری اعلام کند، و در مقابل، آقای خمینی آمده و طرح حکومت اسلامی را ارائه داده است و زمینه‌ای برای بختیار فراهم کرده است.این مسائل را دنبال می‌کردند. در عین حال، درست است که راه امام به بن‌بست نرسید، حرکت ایشان مسدود نشد و جلو رفت، اما، همان‌گونه که عرض کردم، با کارشکنی‌ها و جریان‌هایی روبه‌رو شد که باعث شد حرکت امام به تأخیر بیفتد. یعنی اگر این توطئه‌ها نبود، امام می‌توانست انقلاب اسلامی را در همان دهه‌ی چهل به پیروزی برساند. این‌قدر تأثیرگذار بود.
۶ MB

برخی یاران، خود را سیاستمدارتر از امام می‌دیدند

فارس: پس از پیروزی انقلاب امام دیگر با چه موانعی موجه بود؟ سید حمید روحانی: پس از آنکه نهضت پیروز شد و انقلاب اسلامی به ثمر رسید، شاید بیان این مطلب دشوار باشد؛ و این نخستین بار است که در این زمینه سخن می‌گویم. کسانی که به‌عنوان یاران امام در کنار ایشان بودند — نه همه‌ی آنان، تأکید می‌کنم، بلکه برخی از ایشان — خود را از امام سیاستمدارتر، مدیرتر و مدبّرتر می‌دانستند و منتظر بودند که امام مجری سیاست‌ها و دستورات ایشان باشد. این بسیار دردناک بود.خب، امام در برابر چنین دیدگاهی چقدر رنج می‌کشید؟ کسانی که در زمان تبعید امام، سازمان مجاهدین خلق را حمایت می‌کردند، به آن‌ها پول می‌دادند، تشویق‌شان می‌کردند، حالا شده بودند به‌اصطلاح متصدی، مجری و حاکم بر انقلاب، و برنامه‌هایی را در پیش می‌گرفتند و انتظار داشتند امام نظرات‌شان را اجرا کند. این، زمینه‌ای شد برای آنکه به انقلاب ضربه وارد شود و حرکت آن به‌درستی پیش نرود.ببینید، آقای هاشمی رفسنجانی می‌گوید: ما در میان مردم بودیم، بنی‌صدر را شناخته بودیم، خواسته‌هایشان را می‌دانستیم؛ اما امام در جامعه حضور نداشت، نشناخته بود. ما می‌رفتیم به ایشان می‌گفتیم بنی‌صدر را عزل کن، اما ایشان از او حمایت می‌کرد، چون نشناخته بود.این، بزرگ‌ترین ظلم به امام است. اولاً، امام آن روزی که در نجف بود، سازمان مجاهدین خلق را شناخته بود و تأیید نکرده بود. ثانیاً، وقتی بنی‌صدر به جماران رفت و گفت می‌خواهم کاندیدای ریاست‌جمهوری شوم، امام فرمودند: «صلاحیت ندارید». بعداً هم در پیامشان فرمودند: «والله، من به بنی صدر رای ندادم». امام بنی صدر را شناخته بود اما چرا از او حمایت کرد؟ حمایت از بنی‌صدر، حمایت از یازده میلیون رأی مردم بود.
امام مانند سیاست‌بازان نبود که از مردم رأی بگیرند و آنگاه که بر کار مسلط شدند، مردم دیگر اهمیتی نداشته باشند و هرچه دلشان خواست انجام دهند. ایشان معتقد بود رأی مردم احترام دارد. تا زمانی که مردم از بنی‌صدر برنگشته بودند و به او رأی داده بودند، از او حمایت می‌کردند. تفاوت حکومت دینی با حکومت استبدادی همین‌جاست. حکومت‌های استبدادی، حتی اگر به نام دین هم باشند، وقتی بر اوضاع مسلط می‌شوند، همان پیشنهاد آقای هاشمی رفسنجانی را اجرا می‌کنند: «یا علی، بیایید؛ حالا گور پدر رأی مردم!»بعد، متهم می‌کند که امام نشناخته بود، بعد میگوید من رفتم پیش امام گریه کردم. گریه‌ی کودکانه، در آنجا نمی‌تواند نقش ایفا کند. امام رسالت دارند. امام با مردم حرکت کرد، با مردم جلو رفت، الان هم به مردم احترام میگذارند. بنابراین، تا روزی که مردم رأی خود را از بنی‌صدر پس نگرفته بودند، امام او را عزل نکرد. اما این کارشکنی‌ها نقش مهمی داشتند در این‌که امور به‌درستی پیش نرود.
۱۲ MB

روایت سانسور نامه مخالفت امام با قائم‌مقامی منتظری

امام پیامی فرستاد مبنی بر این‌که آقای منتظری را به‌عنوان قائم‌مقام تعیین نکنید؛ صلاح نیست. این پیام را مرحوم محمدی گیلانی (رحمة‌الله‌علیه) به مجلس خبرگان رسانده بود، اما آن را سانسور کردند و در مجلس نخواندند، تا بتوانند برای منتظری رأی بگیرند.از این‌گونه کارشکنی‌ها فراوان بود؛ که به نظر من، باعث می‌شد هم اختلاف ایجاد شود و هم کار آن‌گونه که امام می‌خواست، پیش نرود.
۲ MB

چگونگی مواجهه امام با فشار سیاسی خواص

فارس:‌ چگونه قاطعیت امام خمینی در برابر انحرافات داخلی و شخصیت‌های زاویه‌دار با مسیر اسلام ناب، انقلاب اسلامی را از استحاله و انحراف مصون نگاه داشت؟سید حمید روحانی: دورانی که امام مسئولیت نداشتند، در دوره‌ی مبارزه، ممکن بود در برخی جاها — از جمله در نجف — به‌مدت نزدیک به چهارده، پانزده سال، آن‌گونه که باید، نتوانند فعال باشند و ناچار باشند با احتیاط حرکت کنند، دست به عصا راه بروند. اما وقتی انقلاب پیروز شد و امام به صحنه آمدند، دیگر جای تعارف نبود. جایی که احساس می‌کردند به اسلام لطمه وارد می‌شود، حتی در کوچک‌ترین موارد، واکنش نشان می‌دادند.آن آقای منتظری، وقتی امام احساس کردند امروز چوب دست منافقین است و حرکت، رفتار و کارهای او برخلاف مصالح انقلاب، اسلام و نظام جمهوری اسلامی است، بلافاصله او را عزل کردند. امام ذره‌ای در اینجا تعارف نداشتند. هیچ‌گاه در برابر حوادث عقب‌نشینی نمی‌کردند؛ در مقابل توطئه‌ها محکم ایستاده بودند و عقب‌نشینی نمی‌کردند.و علی‌رغم همه‌ی فشارها، همان راه را — راه امام، راه انقلاب، راه اسلام راستین — ادامه دادند. نه امام و نه مقام معظم رهبری، هرگز در برابر فشارها عقب‌نشینی نکردند.
۵ MB

مصلحت از نگاه امامین انقلاب چطور تعریف می‌شود؟

فارس: مصلحت از نگاه امامین انقلاب چطور تعریف می‌شود؟سید حمید روحانی: مصلحت آن است که انسان حرکتی انجام دهد که به نفع اهدافش تمام شود، اهدافش استوار بماند و ضربه نخورد. ائمه اطهار علیهم‌السلام، هنگامی که می‌دیدند، مثلاً امروز علی بن یقطین که در دستگاه هارون‌الرشید حضور دارد، اگر وضو را به‌صورت درست و مطابق شریعت بگیرد، ممکن است کشف شود، مصلحت در آن است که به‌ظاهر، مانند آنها وضو بگیرد.زمانی که امام صادق علیه‌السلام احساس می‌کردند بیان واقعیت‌ها در آن روزگار ممکن است به مکتب تشیّع و مکتب علوی آسیب بزند، می‌بینیم که دین‌داری و دین‌آگاهی در چنین شرایطی در گرو تقیه است. اگر تقیه صورت نمی‌گرفت، باعث می‌شد شیعه قتل‌عام شود و قلع‌وقمع گردد.امام نیز همین‌گونه بودند؛ رهبری چنین است. زمانی که امام می‌دیدند اگر آتش‌بس را نپذیرند — درحالی‌که به مردم وعده داده بودند نهضت تا سرنگونی صدام ادامه خواهد یافت — اما اکنون اگر ادامه دهند، ممکن است نظام، اسلام و انقلاب دچار ضربه‌ای جبران‌ناپذیر شود، در این‌جا مصلحت چیست؟ این است که آتش‌بس پذیرفته شود، و از برخی اهداف ظاهری صرف‌نظر گردد تا اصل نظام پایدار بماند و از هم فرو نپاشد.این، معنای واقعی مصلحت است.
۷ MB

چرا شاه حضرت امام را اعدام نکرد؟

فارس: چرا شاه امام را اعدام نکرد؟سید حمید روحانی: رژیم شاه بر کشوری حکومت می‌کرد با مکتب شیعه؛ نظامی سلطنتی در کشوری که مردمش پیرو تشیّع، پیرو مرجعیت، اهل تقلید و تابع مرجع تقلید بودند. در چنین شرایطی، از میان بردن یک مرجع تقلید، رژیم را به بن‌بست می‌کشاند. شاه می‌خواست با تبلیغات خود، به‌گونه‌ای عمل کند که مردم شیعه او را دارای اعتبار بدانند، آبرومند بشناسند و به‌عنوان پادشاهی مقبول بشناسند.همه‌ آن بازیگری‌ها، از جمله نجات دادن وی توسط حضرت عباس، دیدن امام زمان در بیداری یا خواب، برای همین بود که خود را پادشاهی شیعه جلوه دهد. لذا نمی‌توانست حتی فکر اعدام امام را در سر بپروراند. این نکته‌ی نخست.نکته‌ی دوم، آن‌گاه که امام را دستگیر کرد و به زندان کشاند — طبق آنچه معروف است، پانزده هزار نفر در جریان قیام ۱۵ خرداد در ایران شهید، مجروح یا دستگیر شدند — این همه مسئله به‌وجود آمد. اگر می‌خواست امام را اعدام کند، چه می‌شد؟شاه در جریان ۱۵ خرداد تازه دریافت که خمینی کیست و چه قدرتی دارد. لذا به‌شدت به‌دنبال آرام کردن مردم بود. ببینید، ایشان را دستگیر کردند و تا دوازدهم مرداد ۱۳۴۲، یعنی حدود دو ماه، در زندان نگه داشتند، فقط برای آن‌که مردم را آرام کنند سه نفر را در این مدت آوردند پیش امام که وضعیت ایشان را به مردم بگویند تا آنان را آرام کنند. شاه اگر جرات داشت و راه برایش باز بود تا ابد امام را در زندان نگه میداشت. در این مدت دوماه فهمید زندانی امام برای مردم قابل درک نیست.دوازدهم مرداد ایشان را آزادکردند و حصر خانگی شدند. در این دوران فشار زیاد بود.
آیت‌الله حکیم در اواخر سال 1342 تلگرافی به علمای ایران زد که در منزل آیت‌الله بهبهانی گرد هم میایید و آنجا تاکید کنید که پیش از این حصر امام خمینی را تحمل نمیکنیم. قبل اینکه جلسه تشکیل شود شاه مطلع شد و امام را آزاد کرد و به قم فرستاد.نکته‌ سوم: بزرگ‌ترین خطری که شاه و آمریکا در آن روزها برای خود احساس می‌کردند، کمونیست‌ها بودند. همواره نگران بودند که روزی قدرت به دست کمونیست‌ها بیفتد.آن‌ها می‌پنداشتند که اگر روزی خطر جدی از سوی کمونیسم پدید آید، کسی که می‌تواند در برابر آن‌ها بایستد و مانع گسترش آن شود، امثال امام هستند؛ کسانی که در میان مردم نفوذ دارند، نافذالکلام‌اند، قدرت اجتماعی دارند و می‌توانند توده‌ها را به حرکت درآورند.و چهارم، اساساً باور نمی‌کردند که امام خمینی واقعاً نقشه‌ براندازی در سر داشته باشد. تصورشان این بود که امام صرفاً فردی مذهبی، ناراضی و عصبانی است که درباره‌ی برخی قوانین انتقاد دارد، و خیلی اصرار داشتند که با ایشان کنار بیایند.
۱۳ MB

اگر شما مصلحت بدانید، شاه می‌آید همین‌جا و با شما ملاقات می‌کند!

وقتی امام در زندان بودند، تیمسار پاکروان ـ رئیس ساواک ـ دو بار نزد ایشان آمد. بار اول، مطرح کرد که بسیاری از این اختلافات بر اثر سوءتفاهم‌هایی پدید می‌آید که اطرافیان و نزدیکان به وجود می‌آورند. گفت: اگر شما با شاه ملاقات کنید، بسیاری از مسائل حل خواهد شد. امام سکوت کردند و پاسخ ندادند.بار دوم، پاکروان دوباره نزد امام آمد و عرض کرد: اگر شما مصلحت بدانید، شاه می‌آید همین‌جا و با شما ملاقات می‌کند.پس از آن، وقتی امام را از زندان منتقل کردند به حصر، به منزل شخصی به‌نام آقای روغنی ـ که از بازاریان و از افراد مرتبط با ساواک بود ـ بردند، او نیز که بعدها در جلد اول کتاب نهضت امام به این موضوع اشاره کرده، وادار شد با امام صحبت کند.او به امام گفت: چه اشکالی دارد حالا ملاقاتی انجام شود؟ شاید مشکل حل شود.امام فرمودند: آقای روغنی، فکر می‌کنی این‌ها دنبال حل قضیه هستند؟ این‌ها دریافته‌اند که شاه آن‌قدر نجس است که اگر انگشت او به دریا برسد، دریا نجس می‌شود! می‌خواهند من را با این ملاقات آلوده کنند.منظور امام این بود که این‌ها واقعاً به‌دنبال کنار آمدن با ایشان بودند.به همین دلیل، وقتی امام دستگیر شد، شاه حتی اسم امام را به زبان نیاورد، تا راه سازش را باز بگذارد. در سخنرانی روز ۱۷ خرداد در همدان، شاه این‌گونه گفت: «سندی به‌دست ما رسیده که نشان می‌دهد به برخی افراد پول داده شده تا در خیابان‌ها شعار بدهند، بگویند زنده‌باد فلانی...» اما اسم امام را نیاورد، تا مسیر آشتی و مذاکره را نبندد.آن‌ها واقعاً دنبال آن بودند که با امام کنار بیایند، چون باور نمی‌کردند که حرکت امام، حرکتی براندازانه است.
۷ MB
پایان پیام/
10:00 - 23 اردیبهشت 1404

3 بازنشر5 واکنش
44٫9k بازدید



3 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌بیگی‌
@baigy23 اردیبهشت 1404
در پاسخ به
شناخت امام و تصمیمات او ، احتياج علم پیدا کردن به معارف بلند والای ایشان دارد

@ALIREZA_HAJIBEYGI23 اردیبهشت 1404
در پاسخ به
چطور می توان به فیلم کامل این برنامه دسترسی پیدا کنیم ؟

تصویر نمایه‌ی ‌آرمان انقلاب‌
@user170910156996860636626 اردیبهشت 1404
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌آرمان انقلاب‌
آرمان انقلاب

@user1709101569968606366  •  26 اردیبهشت 1404

هاشمی واطرافیان برای تفریح به کدام کاخ های شاه رفتند؟

مطابق خاطرات هاشمی رفسنجانی، ایشان به همراه خانواده، بارها برای تفریح و استراحت به کاخ ها و ساختمان‌های مجلل و لوکس شاه سابق می‌رفتند.گروه سیاسی مشرق - هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطراتش و در چندین جای، به استفاده از کاخ‌ها و ساختمان‌های شاه سابق برای تفریح در دوران انقلاب اشاره می‌کند.در خاطرات سال…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش