روایتی از نامههای ملتمسانه دانشجویان در پایان برگه امتحان تا قد علم کردن عشق استادی
امروز ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ مصادف با روز استاد، صندوقچه خاطرات اساتید دانشگاه را باز کردیم تا روایت سالهای تدریس خود را بگویند.
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، ساعت ۸ صبح است و کلاس من شروع شده، هنوز در ایستگاه دانشگاه امام علی(ع) گیر کردهام و چند ایستگاهی تا بهارستان راه است، قطار در تونل ایستاد و راننده قطار خبر از توقفی کوتاه را در تونل میدهد، با کشمشهای فراوان به ایستگاه بهارستان میرسم. از مترو بیرون میآیم تا به سمت تاکسیرانی بروم و به دانشگاه برسم، در بدو نشستن با گرانی کرایه مواجه میشوم، مگر یک دانشجو چقدر درآمد دارد که از شهریه تا کرایههای سر به فلک کشیده را پرداخت کند.
* ساعت ۸:۳۰ صبح من به دانشگاه رسیدم، با نیم ساعت تاخیر! در بدو ورودم با کیک و گلی مواجه شدم که دانشجویان برای استاد خریده بودند تا او را برای روز معلم خوشحال کنند، گویا نیم ساعت تاخیر من در بین این شادی گم شده و اصلا به چشم استاد نیامده است. با چهرهای خلاصه شده با خوشحالی به سمت استاد رفتم و روز او را تبریک گفتم اما استاد با تیزبینی گفت: « خانم سبحانی تاخیرت را یادم است »
صدای خنده دانشجویان و استاد من را از گیجی درآورد و گفت: برو بشین ولی هفته بعد طلب بستنی کلاس گردن خانم سبحانی است. اینها بخشی از خاطرات دانشجویی است که روایت روز معلم خود را تعبیر میکند. حال از استادان دانشگاه خواستیم تا از صندوقچه خاطرات خود برایمان تعریف کنند.
کرونا خاطرات استادان را ساخت
زهره موسوی استاد دانشگاه آزاد میگوید: خاطره من از اوایل دوران کروناست که هنوز همه با بسترهای مجازی آشنا نبودند، میکروفون یکی از دانشجویان وصل شد و همگی سر سفره غذا بودند. ماکارونی داشتند، بخاطر ته دیگ خوشمزه ماکارونی دعوا شده بود و همه بچه ها میخندیدند. استاد دیگری است که خاطرهای از دوران تدریس مجازی بیان کرد و گفت: یک بار سر کلاس از یکی از دانشجویان سوالی پرسیدم و پاسخی کوتاه را تایپ کرد، به او گفتم توضیح بدهد و دیدم نمی نویسد، فکر کردم مشکل در تایپ دارد و سختش است. میکروفونش را روشن کردم و همزمان گفتم فلانی توضیح بده که ناگهان پسر بچه ای از آن سو نام برادرش را صدا زد و گفت: بیا معلمت میگوید توضیح بده، من بلد نیستم.
از جااستادی تا آدامس چسبیده به صندلی
یکی دیگر از اساتید میگوید: جا استادی نامی بود که بر روی جایگاه استاد نوشته بودند و یکی از دانشجویان شیطون با ماژیک بر روی آن نوشته بود و هر گاه من به جایگاه میرفتم مایه خنده و شادی آنها فراهم شده بود. ولی اگر بخواهم از مشارکت دانشجویان بگویم، وقتی سر کلاس 8 صبح میرفتم و همه از خواب دست به دامن میزهایشان بودند ولی وقتی چیدمان کلاس را دایره وار میکردیم، مشارکت کلاس بالاتر میرفت.
یکی از استادان میگوید: اگر بخواهم از خاطره خود در کلاسها بگویم میتوانم از این خاطره یاد کنم که در برخی کلاس ها استاد یا هر کسی، دنگی تقبل می کرد و چایی و یا بستنی خریداری میشد و با دانشجویان می خوردیم. یک نوشیدنی دورهمی، صمیمیت را میان استاد و دانشجو بیشتر می کرد. یادم می آید که برخی کلاس های صبحگاهی نیز همراه با صبحانه بود؛ البته در زمان کارشناسی ارشد که تعداد دانشجو کم بود، به صورت دوره ای دانشجویان میهمانی میدادند.
دیواری از خاطره دانشجویان با عنوان برگه امتحان
یکی دیگر از اساتید میگوید: بعد از امتحانات، برگه سؤالات دانشجویان، جایگاه درد دل با استاد میشود. یکی می نویسد: «استاد! نتوانستم درس بخوانم؛ به دلیل فوت مادربزرگ یا فوت خواهرم یا فوت برادرزاده ام. دیگری می نویسد: ما خانوادگی هفته پیش چپ کردیم تو جاده.»
وی ادامه داد: برخی با نوشتن اسم پرطمطراق استاد در بالای برگه به این شکل: «جناب آقای استاد دکتر گرانقدر...»! عذری برای خود میآوردند. ایمیل ها و پیامک ها هم خواندنیاند؛ مثلاً این پیامک: به یادتان می آورم که بدانید زیباترین منش آدمی، محبت اوست؛ پس محبت کنید؛ چه به دشمن و چه به دوست؛ زیرا دوست را بزرگ کند ودشمن را دوست».
در ایمیل دیگری آمده بود: استاد! کوچیکتم، جون بچه هاتون و این نمره ما، جلوی بابای کارگرم شرمنده ام نکنید. مرسی بای! پایان پیام/ #دانشگاهیان #روز_معلم #اساتیدبه روزترین خبرهای کنکور را میتوانید با ساخت اکانت شخصی برای خودتان با نشانی https://farsnews.ir/r/0Ib و دنبال کردن گروه دانشگاه قبل از دیگران ببینید، حتی میتوانید پیام بفرستید و از مشکلات و مسائلی که درگیر آن هستید بگویید تا سریع به مسؤولان منتقل شده و پاسخ درخواستتان را دریافت کنید.این فیلم https://farsnews.ir/Fars_Crm/1706683995165549069 میتواند برای ساخت صفحه شخصی کمکتان کند.
08:08 - 12 اردیبهشت 1403