واکاوی قرآنی، تمدنی و تاریخی نظریه وحدت
هوالعلیمعلیرضا معاف1. مقدمهکلیدواژههای وحدت اسلامی، تقریب مذاهب و اعتصام به حبل الله در ادبیات قرآنی، روایی، سیره اهل بیت و ادبیات امام راحل و امام شهید انقلاب بسیار پربسامد، پرتعداد و پرتکرار است؛ تا جایی که یکی ازاساسی ترین، اصولیترین و محوریترین نظریههای قرآنی، دینی و انقلابی خوانده می شود و «نظریه وحدت اسلامی» جزو لاینفک شرح منظومه نظری انقلاب اسلامی شده و هست.وحدت میان مسلمانان، از جمله مسائلی است که همواره در صدر اولویتهای راهبردی امت اسلامی قرار داشته و به عنوان یکی از ستونهای اساسی تمدن نوین اسلامی شناخته میشود. در عصر حاضر که امت اسلام در برابر جبهه متحد استکبار جهانی و نظام سلطه ایستاده است، وحدت، از یک فضیلت اخلاقی فراتر رفته و به یک «تکلیف تاریخی» و ضرورتی برای بقا و پیشرفت جهان اسلام تبدیل شده است. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، که نقطه عطفی در بیداری اسلامی و احیای عزت مسلمانان بود، تلاشهای گستردهای به منظور تحقق این امر حیاتی صورت گرفت؛ تلاشهایی که هر یک به مثابه حرکتی بنیادین و استراتژیک، نقش بیبدیلی در حفظ و تداوم این نهضت جهانی ایفا کردند. از جمله مهمترین این اقدامات، نامگذاری «هفته وحدت» به ابتکار حضرت امام خمینی (رحمةاللهعلیه) در سال ۱۳۶۰ بود؛ اقدامی هوشمندانه که با برافراشتن پرچم اتحاد امت، گام بلندی در مسیر تحکیم پیوندهای میان مسلمانان و تقویت جبهه مقاومت در برابر دشمنان اسلام برداشت. این حرکت، نهتنها نشانهای از بصیرت راهبردی بنیانگذار انقلاب اسلامی بود، بلکه سرآغاز تحولی عمیق در هندسه سیاسی ـ اجتماعی جهان اسلام به شمار میرفت.
در شرایطی که توطئهها و فتنهافکنیهای دشمنان اسلام، بهویژه دولتهای مستکبر و نظامهای وابسته و مزدور منطقهای، روز به روز ابعاد پیچیدهتری به خود میگیرد، ضرورت تمسک به وحدت اسلامی از همیشه روشنتر است. رژیم جعلی و کودککش صهیونیستی، با بهرهگیری از حمایتهای بیدریغ آمریکا و برخی دولتهای غربی، نهتنها ملت مظلوم فلسطین و سرزمین مقدس قدس، این پاره تن اسلام را هدف هجوم وحشیانه و نسلکشی قرار داده، بلکه دامنه تجاوزات خود را به کشورهای دیگر منطقه نیز گسترش داده است. کشتار گسترده و بیرحمانه مردم غزه، تخریب زیرساختهای حیاتی و بیمارستانها، استفاده از سلاحهای ممنوعه و حمله به غیرنظامیان، تنها بخشی از جنایات مستمر این رژیم در فلسطین است. افزون بر آن، تجاوزات نظامی رژیم صهیونیستی به لبنان، سوریه، یمن و حتی جمهوری اسلامی ایران، نشاندهنده ماهیت تروریستی و توسعهطلبانه این رژیم غاصب است. در برابر چنین دشمنی خونآشام و پشتیبانی سازمانیافته از آن توسط قدرتهای استکباری، وحدت مسلمانان نهتنها یک آرمان، بلکه ضرورتی فوری و استراتژیک برای حفظ کرامت امت اسلامی و مقابله با نظام سلطه و صهیونیسم جهانی است.
2. مفهوم شناسی وحدت اسلامیوحدت در لغت يکي شدن و يگانه شدن است (مثل دو يا چند چيز که با هم مخلوط و يکي شوند). همچنين به معناي به يکديگر نزديک شدن دو يا چند چيز است (مثل اينکه اقوامي با هم متحد و همپيمان ميشوند). وحدت امت اسلامی به معنای تحقق وحدت اسلامی در مجموعه امت اسلام و سراسر جهان اسلام است، به گونهای که در نهایت نویدبخش تشکیل امت واحد اسلامی باشد: «وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ؛ و همانا این امت شماست، امتی یگانه و من پروردگار شما هستم از من پروا کنید». هرگز در تفکر دینی، منظور از وحدت، کنار گذاشتن مذهبهای دیگر نیست؛ بلکه وحدت اسلامی به کارگیری ابزار تحقق امت واحد، به عنوان یک آرمان نهایی در سطح جوامع و جهان اسلامی خواهد بود: «وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ». بنابراین، از نظر مفهومی وحدت اسلامی، از لحاظ روش و ابزارمندی آن، شامل تمامی تصمیم-سازیها، سیاستگذاریها، برگزیدن روشهای واحد بهرهگیری از امکانات مشترک و تدابیری میشود که نتیجه و پیامد آن، تحقق وحدت امت اسلامی است. از این رو، خداوند میفرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحبلالله جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُوا».
از دیدگاه قرآن کریم وحدت کلمه امت اسلام، وحدت دینی و اسلامی است و به عنوان شیوه و ابزار تحقق اهداف و مقاصد دینی و الهی محسوب میشود. از این رو، چنگ و اعتصام به حبل محکم الهی را زمینه و مقدمه نجات جامعه از هلاکت و نیز سعادت و هدایت جامعهی اسلامی بر میشمارد: «وَاعْتَصِمُوا بِحبلالله جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يَبَينُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ». همچنین خدای متعال تفرقه و اختلاف در دین و از بین رفتن وحدت امت اسلام را با اقامه دین حق و آیین توحیدی منافی دانسته و می¬فرماید: «أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ». از سوی دیگر، به شدت کسانی را که به دنبال اختلاف افکنی هستند و یا در پی ایجاد وحدت بین امت اسلامی نیستند، سرزنش و مذمت میکند و آن را مانند ملل پیشین محسوب کرده که پس از هدایت الهی دوباره به سمت اختلاف تمایل یافتند و سزاوار عذاب عظیم شدند: «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ». بنابراین، وحدت از منظر دینی، امری مطلوب و به آن بسیار سفارش و تأکید شده است؛ به گونهای که اقامه دین در پرتو وحدت امت اسلام است.
با این تعاریف، منظور از وحدت شيعه و سني، به معناي نزاع نکردن بر سر عقايدشان است. آنان ميتوانند در عين وجود اختلافات عقيدتي، در مسائل کلي و بينالمللي با يکديگر تعامل صميمانه، همسويي، همگرايي و همکاري داشته باشند و از داشتههاي خود بر ضد يکديگر استفاده نکنند. در اين صورت دنياي اسلام و مسلمانان سربلند و مقتدر خواهد شد. امام خميني (رحمهالله علیه) در این باره می¬فرمايد: «ايران حکومت خاص خود را دارد، عراق حکومت خاص خود را دارد، مصر حکومت خاص دارد، آنها (حکومتها) سر جاي خودشانند؛ ليکن همه با هم براي اسلام و در تحت لواي اسلام باشيم. همة مسلمين يد واحده باشند بر مَن سِواهُم [در مقابل غير مسلمين] هر کس در محيط خودش با هر حکومت که هست، و با هر مذهبي که هست، در محيط خودش و مستقل باشد؛ لکن کما اينکه مسلمان است با مسلمين ديگر اخوت داشته باشند، دوستي داشته باشند، پيوند داشته باشند. ارتشهاي همة کشورهاي اسلامي پشتيبانِ هم باشند. به تعبير شهيد مطهري (رحمهالله علیه) «وحدت مسلمين به هيچ وجه ربطي به وحدت مذاهب ندارد، و مقصود از اتحاد مسلمين، اتحاد پيروان مذاهب مختلف، در عين اختلافات مذهبي، در برابر بيگانگان است. مخالفان اتحاد مسلمين براي اينکه از وحدت اسلامي، مفهومي غيرمنطقي و غيرعملي بسازند، آن را به نام وحدت مذهبي توجيه ميکنند تا در قدم اول، با شکست مواجه گردد. منظور از وحدت اسلامي، حصر مذاهب به يک مذهب، و يا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آنها - که نه معقول و منطقي است و نه مطلوب و عملي- نيست؛ بلکه منظور، متشکل شدن مسلمين است در يک صف واحد در برابر دشمن مشترکشان.
3. وحدت در ادبیات قرآنیدر قرآن كريم واژة «وحدت» بكار نرفته است، بلكه از واژههاي «اعتصام» و «امت واحد» استفاده شده است. بطور كلّي این آيات را به دو دستة عمده ميتوان تقسيم كرد: يك دسته، آياتي كه تشويق به وحدت ميكند و دستة دوّم آياتي كه نهي از اختلاف و تفرقه ميكند. آیات مذکور به شرح زیر عبارتند از:وَاعْتَصِمُواْ بِحبلالله جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا؛ و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد: آن گاه كه دشمنان [يكديگر] بوديد، پس ميان دلهاى شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شديد. وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ؛ و چون كسانى مباشيد كه پس از آنكه دلايل آشكار برايشان آمد، پراكنده شدند و با هم اختلاف پيدا كردند، و براى آنان عذابى سهمگين است. حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ؛ تا آنكه سست شديد و در كار [جنگ و بر سر تقسيم غنايم] با يكديگر به نزاع پرداختيد و پس از آنكه آنچه را دوست داشتيد [يعنى غنايم را] به شما نشان داد، نافرمانى نموديد. برخى از شما دنيا را و برخى از شما آخرت را مىخواهد. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِيعًا؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، [در برابر دشمن] آماده باشيد [اسلحه خود را برگيريد] و گروه گروه بيرون رويد يا به طور جمعى روانه شويد.
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ؛ كسانى كه دين خود را پراكنده ساختند و فرقه فرقه شدند، تو هيچ گونه مسئول ايشان نيستى. وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ؛ و اگر ايشان را (سپاه دشمن را) به تو بسيار نشان ميداد قطعاً سست میشديد و حتماً در كار (جهاد) منازعه ميكرديد. وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ؛ و با هم نزاع مكنيد كه سُست شويد و مهابت شما از بين برود. وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً؛ و همگي با مشركان بجنگيد، چنانكه آنان همگي با شما ميجنگند. إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ؛ اين است امت شما كه امتى يگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستيد. وَإِنَّ هَذهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ؛ و در حقيقت، اين امت شماست كه امتي يگانه است، و من پروردگار شمايم؛ پس از من پروا داريد. وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً؛ و از مشركان مباشيد: از كساني كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند. إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ؛ در حقيقت، خدا دوست دارد كسانى را كه در راه او صف در صف، چنان كه گويى بنايى ريخته شده از سُرباند، جهاد مىكنند.
4. خمینی کبیر؛ بنیانگذار نظریه وحدتتلاش در جهت بیداری فردی و گروهی مسلمانان و ایجاد وحدت برای پیاده کردن اسلام واقعی در جهان و بازگشت عزت و کرامت مسلمانان، از خصوصیات بارز امام خمینی (رحمهالله علیه) بود. امام وحدت را به عنوان یک استراتژی قبول داشت؛ وحدت ملی برای حفظ کشور، به غارت نرفتن منافع ملی؛ انسجام و اتحاد اسلامی، برای حفظ عزت مسلمانان و ضربه نخوردن اسلام و قرآن، و اتحاد بین مستضعفان برای مبارزه با استکبار؛ زیرا ایشان بارها بر اتحاد برای پیروزی مسلمانان تأکید نموده و میوههای وحدت را پیروزی، نابودی دشمنان، شکوفایی، پیشرفت کشور و مسلمانان و ... بر میشمرند. امام خمینی (رحمهالله علیه) وحدت را علت محدثه و مبقیه نظام اسلامی و اسلام و وحدت را ضامن بقای مسلمانان دانستهاند. وحدت مورد نظر امام راحل از مرحله بیداری شروع و با مرحله اتحاد جهانی مستضعفان خاتمه مییابد که نتیجه آن اجرای عدالت در سطح گیتی خواهد بود. از عوامل ایجاد وحدت، میتوان به تحمل حرفهای مخالف و اعتقاد به حل مشکل از طریق گفتوگو اشاره کرد که این امر میسر نمیشود مگر با خودسازی و مبارزه با نفس. از این رو، در اندیشه ایشان، مسئله مبارزه با نفس، برای رسیدن به وحدت بسیار مهم و ضروری است، تا جایی که وی قائل است کسانی که مسائل تفرقهانگیز را مطرح میکنند دردِ دین و اسلام ندارند، بلکه در بند خودخواهی هستند.
اتحاد امت اسلامی از خاستگاههای فکری، نظری، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فراوانی برخوردار است. امام خمینی (رحمهالله علیه) از همین منظر، در یک نگرش کلی مقوله وحدت تاریخی امت اسلامی را مورد توجه قرار میدهند. در دیدگاه ایشان، وحدت عملی در حوزه جهان اسلام، شکل دهنده جوامع دینی میباشد و عناصری ساختاری این مقوله را عملیاتی مینمایند؛ همچون عقیده مشترک، نظیر عقیده به توحید، قبله واحد، قرآن و کتاب آسمانی واحد و بسیاری از مشترکات دیگر، و همچون هویت مشترک، که همان هویت اسلامی میباشد و همچون دشمن مشترک و سرنوشت مشترک. مجموعه این عناصر، عناصر شکل دهنده به قواره جامعه اسلامی است که در جای جای قرائت امام خمینی (رحمهالله علیه) از مقوله وحدت مشاهده میگردد. بینش امام خمینی (رحمهالله علیه) این است که روابط کشورهای اسلامی، اگر معطوف به اشتراک عقیده، وحدت کلمه و دیگر مشترکات باشد، اختلافات و زمینههای جدایی فروکاسته میشود و هویت جدید و فعالی بروز و ظهور مینماید. در نگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، اختلافات مسلمانان، ریشه در طبیعت، جغرافیا، زبان و فرهنگهای بومی و از همه مهمتر، توطئهها و ترفندهای سلطهطلبان عالَم دارد که با تکیه بر عناصر فوق، سعی در تشدید اختلافات، تفرقه و برجسته کردن نقاط افتراق دارد. اختلافات میان کشورهای اسلامی، باید براساس اصول و روشهای استراتژیک مرتفع گردد. گفتگو، تفاهم، تقریب، احساس مشترک و باور به سرنوشت مشترک، مقولههای وحدتساز را تشکیل میدهد. امام (رحمهالله علیه) میفرمایند: «اگر مسلمانان، آن عزت و عظمتی را که در صدر اسلام داشتند، بازیابند، به اسلام و وحدت کلمه روی آورند، آن اتّفاق بر محور اسلام بود که آن قدرت و شجاعت مافوقالطبیعه را به وجود آورد».
امام راحل همواره وحدت را در تمام مراحل زندگانی سیاسی و دینی خویش مد نظر داشته و نه تنها قبل از پیروزی انقلاب که دشمن مشترک؛ تمام اقشار جامعه را تهدید میکرد، به وحدت میاندیشید، بلکه پس از پیروزی نیز بر آن پای میفشرد و وجود آن را از علل محدثه و مبقیه انقلاب اسلامی اعلام میکرد. ایشان وحدت را «عامل قدرت» و تفرقه را موجب «سستی پایه دیانت»، تلقی کرده و هشدار میدهند: «تفرقه موجود در بین کشورهای مسلمان یا از خیانت سران ممالک اسلامی و یا از جهل و بیاطلاعی آنان است... سنی و شیعه مطرح نیست، در اسلام کرد و فارس مطرح نیست، در اسلام همه برادر و با هم هستیم. یک دسته از مسلمانان، سنی، یک دسته حنفی و دستهای اخباری هستند... در یک جامعهای که همه میخواهند به اسلام خدمت کنند و برای اسلام باشند، این مسائل نباید مطرح شود. ما همه برادر و باهم هستیم... . اینها دلیل اختلاف نیست، ما نباید با هم اختلاف و یا یک تضادی داشته باشیم. برادران شیعه و سنی باید از هر اختلافی احتراز کنند. امروز اختلاف بین ما، تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب سنی اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی و یا سایر فرق. آنها میخواهند نه این باشد و نه آن، راه را اینطور میدانند که بین این دو اختلاف بیندازند. ما باید توجه به این معنی بکنیم که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل توحید هستیم و باید برای قرآن و توحید زحمت بکشیم و خدمت کنیم». وحدت جهان اسلام برای امام آرمانی بزرگ تلقی میشد به گونهای که همواره بر وحدت تأکید داشت:
«انشاءالله روزی همه مسلمانان با هم برادر و همه ریشههای فساد از همه بلاد مسلمانان کنده بشود و این ریشه فاسد اسرائیل از مسجدالاقصی و از کشور اسلامی ما کنده شود. انشاءالله تعالی با هم برویم و در قدس نماز وحدت بخوانیم». «مسلمانان به دستورات اسلامی رفتار کنند و وحدت کلمه خود را حفظ نمایند و از اختلاف و تنازع، که مایه شکست آنها است، دست بکشند». «ما محتاج به وحدت هستیم در سالیان دراز. همیشه قرآن کریم به ما دستور داده و به مسلمانان دستور وحدت داده برای سراسر عالم و در سراسر تاریخ. ما محتاج به این هستیم که عملاً وحدت را محقق کنیم». «وحدت مذهبی است که این اجتماع عظیم و فشرده را ایجاد میکند. اگر علاقه به استقلال دارید، وحدت مذهبی داشته باشید». «تنها راه بازیابی عظمت و عزت و شکوه بینش اسلام و مسلمانان، مسئولیت پاسداری وحدت و برادری دینی، تنها ضامن استقلال سرزمینهای اسلامی است». «رمز پیروزی مسلمانان در صدر اسلام، وحدت کلمه و وحدت ایمان بود». همانگونه که مشاهده میشود، امام خمینی (رحمهالله علیه) رمز پیروزی، بقا و تداوم انقلاب اسلامی را وحدت میدانند. مسئله تشکیل حکومت یکی از مهمترین مسائلی بود که مورد عنایت بنیانگذار انقلاب اسلامی بود و هم از نظر عملی در راه تحقق آن نهایت سعی خود را نمود و سرانجام هم با پیروزی انقلاب اسلامی به تحقق آن مبادرت ورزید. البته از دیدگاه ایشان حکومت یک سازمان اجرایی و ابزاری است و فی نفسه هدف نمیباشد. بدین معنا که مطلوبیت آن وابسته به مطلوبیت اهداف متعالی آن است. برخی از اهداف متعالی حکومت عبارت است از: تحقق قسط و عدل در جامعه، اجرای قوانین، برقراری نظامات اسلامی، حفظ وحدت جامعه و امت اسلامی و ... .
یکی از مهمترین دلایل امام خمینی (رحمهالله علیه) برای تشکیل حکومت، تأمین وحدت و اتحاد امت اسلامی است. ایشان در این باره میفرمایند: «ما برای اینکه وحدت امت اسلامی را تأمین کنیم، برای اینکه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتها ی دست نشانده آنها خارج و آزاد کنیم، راهی نداریم جز اینکه تشکیل حکومت بدهیم ... تشکیل حکومت برای حفظ نظام و وحدت مسلمانان است ...». از دیدگاه امام خمینی (رحمهالله علیه) تحقق جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی مطلوب و شایسته برای جامعه انقلابی ما نیز حاصل این وحدت بود و بنابراین حفظ آن نیز برای بقای این وحدت لازم و ضروری است. در واقع وحدت ضروری تشکیل حکومت و تشکیل حکومت عامل ضروری برای حفظ وحدت است. این دو ملازم یکدیگر هستند. حکومت عدل الهی با اعتصام به حبلالله و برای ایجاد و استمرار این اعتصام به وجود میآید. در واقع به تعبیر حضرت امام وحدت برای حفظ نظام لازم است و حکومت برای تأمین وحدت ضروری. در حقیقت میتوان وحدت و همبستگی ملی و اسلامی را از مفاهیم و دالهای مرکزی گفتمان امام خمینی (رحمهالله علیه) دانست که با رویکردی راهبردی و معقول مورد تأکید همیشگی ایشان بود. بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، از میان نهادها، گروهها و مراکز مؤثر بر وحدت و همبستگی، بیش از همه بر نقش مراکز تولید فکر، اندیشه و فرهنگ نظیر حوزه و دانشگاه تأکید داشته است.
بنابراین از منظر ایشان، وحدت ریشه در توحید و وحدانیت دارد. پس از بررسیهای انجام شده و مطالبی که ذکر گردید میتوان چنین بیان نمود که اندیشه وحدت در نگاه امام خمینی (رحمهالله علیه) از مهمترین و نابترین اندیشههای آرمانی معظمله محسوب میشود که این اندیشه نقطه عطف تاریخی در وحدت اسلامی محسوب میشود، آرمان و فکر وحدت امام از آنجا ناشی میشود که تفرقه در میان امت اسلامی نتایج ذلتباری به بار آورده که جبران آنها شاید هرگز امکانپذیر نباشد؛ زیرا اجانب بر مسلمانان سیطره یافته و جوامع اسلامی تحت سلطه استعمار فرو پاشیدهاند، مسلمانان شخصیت و شرافت انسانی خود را از دست داده و در همه ابعاد عقب ماندهاند، بنابراین استقلال و آزادی و عظمت خود را از کف داده و به شرق و غرب وابسته شدهاند، با توجه به این شرایط ننگین است که ایشان ضرورت وحدت را شدیداً لمس و احساس میکند و برای اصلاح جامعه بشری قیام مینماید تا با ایجاد همبستگی اسلامی و بالاتر از آن بین مستضعفان جهان از دخالت ابرقدرتها در مقدرات کشورهای اسلامی جلوگیری نموده و آنان را به سر منزل پیروزی رهنمون گردد.
امام استقلال، آزادی و عدالت را لازمه و زمینهساز وحدت تلقی میکرد و از امکاناتی همچون مسئله فلسطین، مناسک حج، مراسم برائت از مشرکین ...برای ایجاد وحدت بهرهگیری میکرد و با انگیزه دفاع از کیان اسلام، امر به معروف و نهی از منکر، انسانسازی، کسب استقلال و آزادی و شرافت برای همه انسانها و مسلمانان، گسترش عدل الهی و اسلام در جهان و جلوگیری از اختلاف و تفرقه؛ ایده وحدتطلبانه خویش را ابراز نمود، امام دامنه و دایره شمول وحدت را بسیار وسیع و فراگیر میدانست به طوری که همه انسانها ، مستضعفان عالم، مسلمانان جهان، همه مذاهب اسلامی و حتی دیگر ادیان الهی را دربر میگرفت و بالاخره میتوان چنین بیان نمود که وحدت اسلامی مورد نظر امام ثمرات فراوانی برای مسلمانان به بار آورده و در آینده نیز ثمرات شیرینی پدید خواهد آورد که پدیده انقلاب اسلامی ایران، جنبش¬های آزادیبخش اسلامی و دیگر ملل مستضعف، هراس استکبار جهانی از مسلمانان و سیادت و آقایی مسلمانان از آن جمله است. بنابراین آرمان وحدت امام خمینی (رحمهالله علیه) موجب پیروزی و رمز بقاء امت اسلامی است.
5. امام شهید؛ تثبیت کننده نظریه وحدت اتحاد و انسجام اسلامی در دیدگاه قائد شهید امت، حضرت آیت¬الله العظمی امام خامنه¬ای (قدس سره) بسیار اهمیت دارد. ایشان از اولین روزهای مسئولیت مهم رهبری، این مسئله را در مناسبتهای متعدد گوشزد فرموده و همواره از خطرها و آسیبهای احتمالی موجود در این مسئله یاد کردهاند. ایشان مسئله وحدت را دارای پیچیدگی خاص خود میدانند و آن را در صورتی حائز اهمیت میدانند که اولاً به از بین رفتن اختلافات منجر شود و ثانیاً حاکمیت اسلامی را به همراه داشته باشد. در مسئله وحدت، دو نقطه یا دو جهتگیری اساسی وجود دارد که هر کدام به تنهایی، حائز اهمیت هستند. وقتی ما شعار وحدت میدهیم، این دو نکته اساسی باید مورد توجه ما باشد و همینها است که برای زندگی عملی مسلمانان، کارساز است: یکی از این دو نکته، عبارت است از رفع اختلافات و تناقضها، درگیریها، تضادها و کارشکنیها که از قرنها پیش تا امروز، میان طوایف و فرق مسلمانان وجود داشته است و همیشه هم این تناقضها به ضرر مسلمانان تمام شده است. اگر به تاریخ اسلام برگردیم، خواهیم دید که زمان و مبدأ همه و یا قسمت اعظم این تعارضها و تناقضها، به دستگاههای قدرت مادی بر میگردد.
تاریخ اسلام را ملاحظه کنید، خواهیم دید که از اختلافات اولیه ـ یعنی مسئله خلق قرآن و امثال آن ـ تا بقیه اختلافهایی که در طول زمان، بین فرق اسلامی ـ مخصوصاً در زمانهای بیشتری بین شیعه و سنی ـ اتفاق افتاده است، تقریباً، سر نخ این اختلافات در تمام بلاد اسلامی، دست قدرتها است. وحدتی که ما اعلام میداریم و شعار میدهیم و به آن دلبسته هستیم و دنبال آن، حرکت و کار میکنیم، اولین نقطهاش باید ناظر به رفع این تعارضها، تناقضها، اختلافها و درگیریها باشد، که خدای متعال به این راضی است و مؤمنان و مخلصان، اولیاء و عقلا، از آن خشنودند. نکته دوم این است که این وحدت باید در خدمت و در جهت حاکمیت اسلام باشد؛ و الا پوچ و بیمعنی خواهد بود. اگر علمای اسلام قبول میکنند که قرآن فرموده است: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ» ، پیامبر نیامد که نصیحتی بکند، حرفی بزند، مردم هم کار خودشان را بکنند و به او هم احترامی بگذارند؛ آمد تا مورد اطاعت قرار بگیرد، جامعه و زندگی را هدایت کند، نظام را تشکیل بدهد و انسانها را به سمت اهداف زندگی درست پیش ببرد. اگر علمای اسلام قبول دارند که قرآن کریم میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» ؛ اقامه قسط، عدل، رفع ظلم و ایجاد زندگی صحیح برای بشر، هدف ادیان است، پس باید حرکت به سمت حاکمیت اسلام باشد و حاکمیت اسلام در کشورها و جوامع اسلامی، امری ممکن است.
رهبر شهید با حساسیت و دقت، انسجام و اتحاد اسلامی را مورد بررسی قرار داده و نه تنها با گفتار و بیانات خود در این زمینه گام برداشتهاند بلکه در حیطه عمل با تأسیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی، حمایت بیدریغ از کنفرانس وحدت اسلامی و نامگذاری سال 1386ش به نام سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی»، این ضرورت و اهمیت را اثبات نمودند. از دیدگاه ایشان ترقی و تعالی دنیای اسلام جز با انسجام اسلامی امکانپذیر نمیباشد: «در دایرهای وسیع، رمز پیروزی امت اسلامی وحدت کلمه است. اگر امت اسلامی میخواهد در میدانهای علم، ترقی، پیشرفت مادی، تسلط بر سرنوشت خویش، رهایی از سلطه بیگانگان و سعادت درونی و بیرونی پیشرفت کند، راهش با کلمه توحید و توحید کلمه است. مراکز قدرت استکباری که از هر عاملی برای تحکیم قدرت خود بر دنیا، استفاده میکنند، تلاش کردهاند در دنیای اسلام از هر وسیلهای برای تجزیه، تفرقه و اختلاف استفاده کنند، که متأسفانه تا حدود زیادی هم موفق شدهاند. اگر امروز ملت فلسطین دچار چنین سرنوشت تلخی شده است؛ اگر امروز پیکر ملت فلسطین خونآلود است و مصیبت و غم آن ملت تا اعماق جان انسانها ی دردمند نفوذ کرده است، به خاطر اختلاف کلمه مسلمانان است.
اگر وحدت کلمه بود، این وضعیت به وجود نمیآمد. اگر عراق اسلامی زیر چکمه اشغالگران درآمده است، به خاطر اختلاف کلمه مسلمانان است؛ اگر امروز کشورهای خاورمیانه با فریادهای مستانه و مغرورانه آمریکا مستقیماً تهدید میشوند، به خاطر اختلاف کلمه مسلمانان است و اگر مسلمانان میخواهند از این خفت نجات پیدا کنند و اگر میخواهند فلسطین را نجات دهند و اگر میخواهند در افغانستان، عراق و سایر بلاد اسلامی، دشمن نتواند جسم و جان مسلمانان را زیر فشار قرار دهد، راهش در وحدت کلمه و وحدت ملتها، دولتها و وحدت شعارهاست». وحدت به قول رهبر شهید، حضرت آیت¬الله العظمی امام خامنه¬ای (قدس سره) یعنی نبودن تفرقه، نفاق، درگیری و کشمکش. حتی دو جماعتی که از لحاظ اعتقاد دینی مثل هم نباشندُ میتوانند در کنار هم باشند و میتوانند دعوا نکنند. ایشان مبانی فلسفی وحدت را اینگونه بیان فرموده است: «بنای توحید که مبنای فکری و اعتقادی و اجتماعی و عملی ماست در وحدت است... در جامعهای که بر مبنای شرک بنا شده باشد، طبقات انسان هم جدا و بیگانه از یکدیگر است. در جامعه توحیدی، که وقتی مبدأ و صاحب هستی و سلطان عالم وجود و حی و قیوم و قاهری که همه حرکات و پدیدههای عالم، مرهون اراده و قدرت او میباشد، یکی است، انسانها با یکدیگر خویشاوندند؛ چون به آن خدا وصلاند، به یک جا متصلاند و از یک جا مدد و کمک میگیرند. ولایت هم معنایش همین است. ولایت، یعنی پیوند و ارتباط تنگاتنگ و مستحکم و غیرقابل انفصال و انفکاک.
جامعه اسلامی که دارای ولایت است؛ یعنی همه اجزای آن به یکدیگر و به آن محور و مرکز این جامعه، یعنی ولی متصل است. لازمه همین ارتباط و اتصال است که جامعه اسلامی در درون خود یکی است و متحد و متصل به هم است و در بیرون نیز اجزای مساعد با خود را جذب میکند». ایشان همچنین وحدت اسلامی را «گرد آمدن صاحبان سلیقهها و روشهای گوناگون بر گرد محور اسلام»، معرفی میکنند که همان اعتصام به حبلالله است که عموم مسلمانان بدان مکلف گشتهاند. از نظر حضرت آیت¬الله العظمی امام خامنه¬ای (قدس سره) یکی از آسیبهای جدی جوامع اسلامی در شرایط فعلی، اختلافهای مذهبی است. ایشان در این باره میفرماید: «حقا وضع مسلمانان از لحاظ تضادها و اختلافات مذهبی، تأسفانگیز است. بسیاری از تواناییهای علمی و فکری مسلمانان در طول تاریخ، صرف تعارض با یکدیگر شده است ...تا آن جایی که من یادم میآید، درگیریها و تعارضات و جنگهای مذهبی بین مسلمانان، به وسیله قدرتمندان هدایت شده است. از زمان بنیعباس تا زمانهای بعد، همواره دستهایی، طرفداران عقاید مختلف اسلامی را به جان هم انداختند. اگر این دستها نبود، آنها با هم سالها در صلح و آرامش زندگی میکردند و هیچ مشکلی نداشتند. در زمان حاضر، برای اینکه مسلمانان با هم متحد و متفق نباشند و علیه هم کار کنند، تلاشهای مضاعفی انجام میگیرد. این تلاشها به خصوص در وقتی تشدید پیدا کرده که نیاز مسلمانان به وحدت، بیش از همیشه است».
رهبر شهید در مقاطع مختلف و به طور مکرر بر وحدت میان آحاد جامعه و به خصوص میان مسئولان که الگوی مردم هستندُ تأکید نموده و آن را تنها راه مقابله با تهدیدهای سنگین دشمنان معرفی نموده است. به عنوان نمونه ایشان در یکی از دیدارهای خود با مردم بیان داشته است: «اگر بخواهیم این مسئولیت در کشور جواب دهد، و مسئولان کشور به کمک مردم بتوانند ایرانِ آینده را آن چنانی که لایق ایرانی و لایق نام مقدس اسلام است بسازند، راهش این است که ارتباط میان مردم، ارتباط میان ملت و مسئولان کشور ـ همچنانی که امروز هست ـ یک ارتباط مستحکم و صمیمانه باقی بماند. هرکس ملت را به تفرقه دعوت کند، هرکس سعی کند میان ملت و مسئولان کشور فاصله بیندازد، هرکس بر طبل اختلاف بکوبد، کاری بر خلاف مصلحت این کشور و این ملت انجام داده است؛ هرکس میخواهد باشد. اتحاد را، اتفاق را، وحدت کلمه را، حسن ظن به یکدیگر را باید حفظ کرد. قرآن میگوید: «لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْرًا»؛ «چرا هنگامی که آن [بهتان] را شنیدید، مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خود نبردند». دلهایتان را با هم صاف کنید، دست در دست هم پیش بروید؛ شک نداشته باشید که خدای متعال این چنین ملتی را، این چنین دلهای صادقی را، این چنین گامهای استواری را کمک و حمایت خواهد کرد». بدون شک قائد شهید امت پس از بر عهده گرفتن مسئولیت رهبری ایران، گامهای بلندی در تحقق وحدت اسلامی برداشتند و دو دستاورد مهم در زمان ایشان محقق شده است که عبارتند از مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و مجمع جهانی اهلبیت (ع) که هر دو در راستای طرح بزرگ وحدت اسلامی فعالیت میکنند.
امروز با وجود توطئههای مختلف، نزدیکی، انس و الفت بسیار خوبی بین علمای مسلمان حاکم است. ایشان وحدت و اتحاد را یکی از عوامل مهم پیروزی انقلاب اسلامی دانسته که این مهم، همواره به عنوان یک ضرورت باقی خواهد ماند. میتوان چنین بیان نمود که محور اساسی وحدت ملت، کلیت اندیشه اسلامی دانسته شده است که هم آرمان والای امت اسلامی است و هم رمز وحدت است. در پایان میتوان چنین بیان نمود که از رهبر شهید وحدت چنان اهمیتی دارد که آن را به عنوان مسئلهای استراتژیک و نه تاکتیکی معرفی مینماید و همواره علما، روشنفکران، برجستگان سیاسی و آحاد امت اسلامی را به وحدت ذیل دستورات و آموزههای قرآن کریم و ارادت و محبت به پیامبر اسلام دعوت کردهاند. ایشان همچنین پرچمدار وحدت اسلامی در زمان حاضر است و وحدت اسلامی را گرد آمدن صاحبان سلیقهها و روشهای گوناگون بر گرد محور اسلام معرفی میکنند که همان اعتصام به حبلالله است که عموم مسلمانان بدان مکلف گشتهاند. 6. چرا وحدت، ضرورت امروز ماست؟امروزه و در شرایطی که دشمنان اسلام تمام تلاش خویش را برای مبارزه و مقابله با اسلام به کار بستهاند، وحدت اسلامی بسیار ضروریتر از گذشته به نظر میرسد و پرداختن به اختلافات و مسائل تفرقهانگیز، نتیجهای جز به هدر رفتن سرمایهها و استفادۀ دشمن از این اختلافات، نخواهد داشت. این ضرورت را از وجوه مختلف میتوان اثبات نمود:
الف) به خاطر تاکید قرآن و سیرهچنانکه در قسمتهای قبل بیان گردید، در بسیاری از آیات قرآن کریم، به وحدت امت اسلامی توصیه شده است: «وَاعتَصِمُوا بِحبلالله جَمِیعاً و لاتَفَرَّقُوا؛ «همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید». علامه طباطبایی (رحمهالله علیه) در تفسیر این آیه چنین اظهار داشته است: «شاید وجه اینکه اعتصام به حبلالله و متفرق نشدن نعمت خدا خوانده شده، اشاره به این معنا باشد که اگر شما را به اعتصام و عدم تفرقه میخوانیم، بیدلیل نیست. دلیل اینکه شما را به آن دعوت کردهایم، همین است که به چشم خود ثمرات اتحاد و اجتماع، تلخی عداوت و حلاوت محبت و الفت و برادری را چشیدید و در اثر تفرقه در لبۀ پرتگاه آتش رفتید و در اثر اتحاد و الفت از آتش نجات یافتید». قرآن کریم، اختلاف را یکی از بدترین عذابها دانسته و در این باره میفرماید: «وَلَا تَکونُوا کالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَینَاتُ وَأُولَئِک لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ؛ مانند کسانی که تفرقه افکندند و اختلاف کردند، بعد از اینکه به آنها بیِنه داده شد، نباشید و برای آنان عذاب بزرگی است». علاوه بر آیات قرآن کریم، پیامبر (صلیالله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) پیوسته بر مسئلۀ وحدت تأکید داشتهاند. پیامبر اکرم (صلی¬الله علیه و آله) در این زمینه میفرمایند: «أیهَا النّاسُ! عَلَیکم بِالجَماعَةِ و إیاکم و الفُرقَةَ؛ ای مردم! بر شما باد به جماعت و پرهیز از جدایی». ایشان در جای دیگری در تأکید به وحدت مسلمین میفرمایند: «الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفرقَةُ عَذابٌ؛ وحدت مایۀ رحمت است، و تفرقه موجب عذاب».
ایشان همچنین در باب اهمیت جماعت و وحدت مسلمانان، خدا را همراه و یار افرادی میدانند که دارای وحدت و جماعت باشند: «یدُاللَّهِ عَلَی الجَماعَةِ و الشَّیطانُ مَعَ مَن خالَفَ الجَماعَةَ یرکضُ؛ دست خدا بر سر جماعت است و شیطان با کسی همراه است که با جماعت ناسازگاری کند». امام علی (علیه السلام) در فرمایشی گهربار در باب اتحاد و یکپارچگی مسلمانان میفرمایند: «عَلَیکم بِالتَّواصُلِ وَ التَّباذُلِ و إیاکم و التَّدابُرَ و التَّقاطُعَ؛ بر شما باد به ارتباط و بخشش به یکدیگر و دوری گزیدن از جدایی و پشت کردن به یکدیگر». ب) به دلیل مصلحت اسلام یکی از دلایل ضرورت وحدت اسلامی، بهرهگیری حداکثری از اسلام است و مصلحت جامعۀ اسلامی اقتضا میکند که مسلمانان حول محور مشترک خود، به اتحاد برسند. اهمیت وحدت را زمانی در مییابیم که در تاریخ میخوانیم امام علی (علیه¬السلام) پس از رحلت نبی مکرم اسلام (صلیالله علیه و آله) به دلیل حفظ نظام اسلامی در برابر دشمن و تحقق اهداف نهایی وحدت که پیروزی جهان اسلام و تبیین واقعی اصول و مبانی اسلامی میباشد، به جای تصاحب خلافت که طبیعتاً حق ایشان بود، سیاست اتحاد را در پیش گرفت و به جای نزاع، بر اساس مصلحتاندیشی، مسئلۀ عقلانیت را بر حقانیت ترجیح دادند و در آن بازۀ زمانی وحدت مسلمانان را مهمتر از خلافت دانستند؛ چراکه دشمنان قسم خوردۀ اسلام و مسلمین مترصد فرصتی بودند تا مسلمانان را در مقابل یکدیگر قرار دهند.
شهید مطهری (رحمهالله علیه) در این خصوص مینویسد: «ما این را باید بدانیم که در این عصر از هر عصر دیگر، مسلمانان بیشتر به اتحاد و رفع اختلاف احتیاج دارند. ما شیعیان این افتخار را داریم که علی (علیه السلام) بزرگترین گذشتها و فداکاریها را در زمینۀ خلافت انجام داد. در نهایت خلوص نیّت با رقبای خود همکاری و همگامی کرد؛ یعنی مصلحت اسلام را بالاترین مصلحتها دانست». حضرت آیت¬الله العظمی امام خامنه¬ای (قدس سره) نیز در خصوص بهرهمندی حداکثری از اسلام در ذیل اتحاد مسلمین، فرموده¬اند: «مسلمانان عالم هرچه به اسلام نزدیکتر شوند، طعم عزت را بهتر خواهند چشید، و هرچه با یکدیگر متحدتر باشند، امکان استفادۀ از اسلام را بیش تر به دست خواهند آورد». به اعتقاد ایشان «اتحاد دنیای اسلام و توجه به محور وحدت بخش اسلام، به سود همۀ دنیای اسلام است». ج) اهمیت راهبردی وحدتهمانگونه که گذشت، وحدت امت اسلامی، ضرورت و نیاز اجتماعی - سیاسی و امری حیاتی و استراتژیک محسوب میشود و جنبۀ صوری و تشریفاتی ندارد. رهبر شهید، حضرت آیت¬الله العظمی امام خامنه¬ای (قدس سره) فرموده¬اند: «هدف از این کار آن است که با شعار وحدت مسلمین - که شعار درست و ضروریای هم هست و من از قدیم این اعتقاد و تفکر را داشتم و دارم و آن را یک مسئلۀ استراتژیک میدانم - یک مسئلۀ تاکتیکی و مصلحتی هم نیست که حالا بگوییم مصلحت ما ایجاب میکند که با مسلمین غیر شیعه ارتباطات داشته باشیم - مسلمانان، به تدریج این اختلافات مذهبی و طایفهای را کم کنند و از بین ببرند؛ چون در خدمت دشمنان است. ما با این انگیزۀ صحیح، مسئلۀ وحدت مسلمین را در جمهوری اسلامی، یک مسئلۀ اساسی قرار دادهایم».
د) راه مقابله با دشمنیکی از عوامل پیشرفت و رمز پیروزی هر ملتی، پیوند و اتحاد است. همانگونه که با اتحاد قطرات آب و پیوستن جویهای کوچک به همدیگر، رودخانههای عظیم و دریاهای عمیق ایجاد میشود، با اتحاد انسانها نیز صفوف بزرگی تشکیل میگردد که دشمن را به وحشت انداخته، فکر تجاوز را برای همیشه از سر او بیرون میکند: «تُرحمهالله علیهبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکمْ». قائد شهید امت در این خصوص معتقدند: «این برای دستگاه استکبار و استعمار تهدید است؛ یک و نیم میلیارد مسلمان، این همه کشورهای اسلامی با این همه منابع، این نیروی انسانی فوقالعاده، اگر این [مجموعه] متّحد باشد و با وحدت به سمت اهداف اسلامی حرکت بکند، قدرتمندان دیگر نمیتوانند در دنیا کوس قدرت بزنند». هـ) وحدت یک تصویر واقعی از اسلام ارائه می دهدیکی دیگر از دلایل ضرورت وحدت اسلامی، تصحیح نگاه جامعۀ جهانی نسبت به دین مبین اسلام و ترسیم خطوط حایل میان اسلام و فِرق جعلی میباشد. دشمنانی که هیچ نقطۀ تاریکی در سیاستهای پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام) نیافتهاند، سعی در به حاشیه راندن اسلام دارند و به تأسیس فرق جعلی که به نوعی زمینهای برای افراطی نشان دادن اسلام است، میپردازند. این فرقهها از سوی استعمارگر پیر (انگلیس) به جهان اسلام تحمیل شدهاند تا از اسلام در ذهن مردم جهان، به ویژه غرب، تصوری غلط بر جای بگذارد؛ اما با وحدت امت اسلام میتوان با این اقدامات مقابله نمود.
7. وحدت اسلامی چطور محقق خواهد شد؟در اینجا این سؤال به ذهن میرسد که ما چگونه می توانیم به وحدت برسیم و در واقع، راهکار تحقق وحدت اسلامی چیست؟ در ذیل به برخی از مهمترین این راهکارها اشاره میشود:الف) اتحاد بر محور اسلاماز مهمترین راههای رسیدن به وحدت، اتحاد کلمه بر محور اسلام و اجرای دستورات اسلامی است. قرآن کریم در این خصوص می-فرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحبلالله جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا» ؛ «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید». «اعتصام به حبلالله» برای هر مسلمانی وظیفه است؛ اما قرآن به همین اکتفا نمیکند، بلکه به ما امر میکند اعتصام به حبلالله را در هیئت اجتماع انجام بدهید و این اجتماع و اتحاد، واجب دیگری است. بنابراین، علاوه بر اینکه مسلمان باید معتصم به حبلالله باشد، باید این اعتصام را به همراه دیگرِ مسلمانان و همدستی با آنها انجام دهد. در اینکه مقصود از ریسمان الهی چیست، مفسرّان اختلاف دارند. قرآن، کتاب و سنّت، دین الهی، اطاعت از خداوند، توحید خالص، ولایت اهل بیت (علیهم السلام) و جماعت، وجوهی است که در تفسیر آن گفته شده. برخی نیز مفهوم حبلالله را شامل همۀ این معانی دانستهاند. خداوند در این آیه علاوه بر اینکه ملل اسلامی را به سوی اتحاد کلمه دعوت میکند، از هر گونه تفرقه نیز برحذر میدارد. رهبر شهید فرموده¬اند: «امروز تنها راهی که دنیای اسلام برای حفظ منافع ملتهای اسلامی دارد، اتحاد کلمه بر محور اسلام است؛ نه گفتن به اهداف و مطامع استعماری دشمنان و مستکبران است».
ب) تأکید بر نقاط مشترکهمان گونه که طرح موارد اختلافی در مذاهب اسلامی، وحدت و یکپارچگی امت اسلام را خدشه دار میکند، بهترین عامل وحدت بخش، تأکید بر نقاط مشترک بین تمام مذاهب اسلامی است. شهید مطهری (رحمهالله علیه) از جمله افرادی است که برای تحکیم وحدت اسلامی تلاشی خستگی ناپذیر کردهاند. به اعتقاد ایشان: «آن چیزی که مانع وحدت است، بیش تر سوء تفاهماتی است که فرقه¬های گوناگون اسلامی با یکدیگر دارند؛ یعنی وقتی شیعه، سنی را ناصبی بداند و سنی، شیعه را مجوسی، بدیهی است که وحدتی حاصل نمیشود« و میفرماید: «رفع این سوء تفاهمها از این راه امکان پذیر نیست که شیعه و سنی هر کدام خود را حق مطلق بدانند و دیگری را باطل محض؛ مثلاً شیعیان بگویند تنها ما تابع پیغمبر (صلیالله علیه و آله) هستیم؛ زیرا پیغمبر (صلیالله علیه و آله) خلیفه معین کرده است و ما تابع واقعی پیغمبر (صلیالله علیه و آله) و خلیفۀ منصوب او هستیم. این گونه اقدامات چون مستلزم تحقیر و تخطئۀ طرف مقابل است، هر اندازه هم که مستدل باشد، تجربه نشان داده که اثربخش نخواهد بود». تأکید ایشان بر نقاط اشتراک، به عنوان ملاک وحدت اسلامی است. مواردی نظیر قرآن، سیره و سنت رسول اکرم (صلیالله علیه و آله)، قبله (کعبه)، نماز، روزه، حج و... . حضرت آیت¬الله العظمی امام خامنه¬ای (قدس سره) نیز بر همین مبنا فرموده¬اند: «دعوت جمهوری اسلامی این است که مشترکات میان مذاهب اسلامی برجسته شود و دیوارهای ساختۀ دست دشمنان اسلام و عنادها و کینهورزیها برداشته شود». همچنین در عبادات مشترک، نظیر نماز نیز معظمله معتقدند: «صِرف کنار هم قرار گرفتن جسمها در نماز، برای پیغمبر (صلیالله علیه و آله) مایۀ شرف است؛ برای امّت اسلامی مایۀ اعزاز و احترام است».
ج) بهرهگیری از ظرفیتهای وحدتبخشمسلمانان برای دستیابی به وحدتی فراگیر، ضروری است از ظرفیتهای وحدت بخش بهرهگیری کنند. بین مسلمانان زمینههای وحدت بسیاری وجود دارد که با محور قرار دادن آنها می توان وحدت بین مسلمانان را تحکیم کرد؛ خداوند، قرآن کریم، رسول اکرم (صلیالله علیه و آله)، حضرت علی (علیهالسلام)، مسئلۀ مهدویت، محبت اهل بیت (علیهم السلام)، دفاع از مردم مظلوم، مانند فلسطین، مقابله با دشمنیهای اسرائیل و آمریکا و...برخی از این موارد است. به اعتقاد قائد شهید امت «فکر وحدت اسلامی یک فکر زودگذرِ تازه پا نیست؛ بلکه از اعماق دل ما میجوشد. سنی برای خود سنی است، شیعه هم برای خود شیعه است. هرکدام عقاید و مناسکی دارند و هیچ کدام دیگری را مجبور نمیکند که مثل من وضو بگیر یا اعمال دیگر را مثل من انجام بده. حقیقت این است که هر دو به خدای واحد، قبلۀ واحد، پیامبر واحد، اهداف و ارزشهای واحد و به اسلام واحد معتقدند؛ چرا اینها را فراموش کنیم؟!». برای نمونه یکی از این ظرفیتها، وجود نبی مکرم اسلام (صلیالله علیه و آله)، به عنوان بزرگترین عامل وحدت بخش در تمام ادوار اسلامی است؛ چون اعتقاد آحاد مسلمانان به آن وجود اقدس، با عاطفه و عشق توأم است و لذا آن بزرگوار، مرکز و محور عواطف و عقاید تمام مسلمانان محسوب گشته، همین محوریت، یکی از موجبات انس بین دلهای مسلمین و نزدیکی فِرَق اسلامی با یکدیگر را فراهم میآورد. رهبر شهید، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای خطاب به میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی فرمودند: «توصیۀ ما به همۀ مسلمانان عالم این است که روی ابعاد شخصیت پیامبر (ص) و زندگی و سیره و اخلاق آن حضرت و تعالیمی که از آن بزرگوار مأثور و منصوص است، کار زیادی بشود».
د) نهضت روشنگری و تبیینقطعاً دشمنان قسم خوردۀ اسلام، پس از تجربۀ انواع روشها، به این نتیجه رسیدهاند که تنها راه تضعیف امت اسلامی، پاشیدن بذر تفرقه و تحریک احساسات مذهبی بین مسلمانان است. باید دید که چگونه میتوان نقشههای شوم استکباری - صهیونیستی را خنثی نمود. این واقعیت نیز بدیهی است که دشمن در میان شیعیان و اهل سنت، عواملی نفوذی دارد که در لباس خیرخواهی و دفاع از حقیقت، نیّات پلید آنها را برآورده میسازند. در واقع، این عوامل داخلی و ایادی پیدا و پنهان دشمن، خود را حامی حقیقت جلوه میدهند و به رغم خصومت ظاهری با یکدیگر، عملاً تیشه به ریشۀ اسلام میزنند. در این میان، کسانی هم هستند که نه از سر عناد و غرض ورزی، بلکه از روی جهل و ناآگاهی و ناخواسته، آب در آسیاب دشمن میریزند. این دسته تنها از راه روشنگری و بصیرتافزایی متوجه خطای بزرگ خویش میشوند. آیتالله خامنهای فرمودهاند: «ما بایستی مردم خودمان را هشیار و بیدار کنیم و خودمان مراقب باشیم. آن کسانی که بدون فهم؛ فهم حقیقت، بدون تقوا، جمعیت عظیمی از مسلمانان را از دین خارج میدانند، خارج میکنند، تکفیر میکنند، این گروه های تکفیریِ نادان - حقیقتاً مناسبترین صفت برای اینها نادانی است، اگرچه در آنها خباثت هم هست؛ اما جهالت مهم ترین خصوصیت اینهاست - اینها را بایستی ما تا آنجایی که میتوانیم، ارشاد کنیم؛ مردم را از اینها بترسانیم که مردمِ ما «وَلِتَصْغَی إِلَیهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لَا یؤْمنُونَ بالآخِرَةِ وَلِیرْضَوْهُ وَلِیقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ» بعضیها به خاطر ضعف ایمان، به خاطر ضعف معرفت، مجذوب این حرفهای دشمنان میشوند. ما باید مراقبت کنیم. وظیفۀ علما، وظیفۀ سنگینی است».
هـ) الگو گیری از بزرگان با مطالعه در تاریخ اسلام، میتوان از وحدت و همگرایی و ثمرات آن بین مذاهب اسلامی شواهد فراوانی یافت و آنها را به عنوان اسوه و نمونه به جوامع اسلامی معرفی نمود. سیرۀ حضرت علی (علیه السلام) بهترین الگو و اسوه برای برقراری اخوت و وحدت اسلامی است. ایشان برای حفظ وحدت مسلمانان، نه تنها از حقوق خویش گذشت؛ بلکه از همکاری با مخالفان خود نیز دریغ نکرد. همچنین، شواهد فراوانی از همکاری و وحدت شیعه و سنی در طول تاریخ وجود دارد. برای نمونه «صاحب بن عباد» شیعه که در دوران عباسیان وزیر بود، «قاضی عبدالجبار» معتزلی که از بزرگان اهل سنت بود را به سمت قاضی القضاتی منصوب کرد. بین علما نیز بزرگانی از هر دو مذهب شیعه و سنی، در راستای وحدت اسلامی کوشیدهاند. برای نمونه، افرادی چون آیت الله بروجردی، امام خمینی (رحمه¬الله علیه)، علامه شرف الدین، سید جمال الدین اسدآبادی، امام موسی صدر و... از میان شیعه و شیخ شلتوت و دیگران از بین اهل سنت را باید نام برد که در عرصۀ شکلگیری وحدت بین مسلمانان گامهای مؤثری برداشتهاند. مصلحان و متفکران مسلمانی همچون سید جمال الدین اسدآبادی در سدههای اخیر، ضرورت اتحاد مسلمانان را به خوبی تشخیص داده، اساس فعالیتهای فرهنگی و سیاسی خود را بر اصل وحدت متمرکز کردند. شهید مطهری معتقد است: «ظاهراً ندای اتحاد اسلام را در برابر غرب، اولین بار سید جمال بلند کرده. منظور از اتحاد اسلام، اتحاد جبهه ای و سیاسی بود؛ یعنی تشکیل صف واحد در مقابل دشمن غارتگر».
و) تعامل و همکاری متفکرین اهل سنت و شیعهتعامل و همکاری متفکران شیعه و سنی در تحکیم وحدت و تقریب مذاهب اسلامی، خود میتواند زمینهساز رفع سوء تفاهمات و پیوند هرچه نزدیکتر قلوب مسلمانان باشد. شهید مطهری اقدامات مرحوم آیتالله العظمی بروجردی را از یک سو و شیخ عبدالمجید سلیم و شیخ محمود شلتوت (مفتیان اعظم مصر) را از سوی دیگر، تلاشهای مؤثر شخصیتهای بزرگ اسلامی در راه ایجاد وحدت بر میشمرد و تداوم این مسیر را بر تمام شیعیان دلسوز واجب میداند. ز) مجاهدت و تلاش علما و مسئولیندر کنار علما، حکام و مسئولین کشورهای اسلامی نیز باید در راستای تحقق وحدت اسلامی تلاش کنند. مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «به حکم آیۀ کریمۀ «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمةً وَاحدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ» همۀ مسلمانان یک امتاند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایۀ ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد». به فرمودۀ رهبر شهید «همۀ مقصودهای بزرگ محتاج مجاهدتند. هیچ مقصود بزرگی نیست که بدون مجاهدت حاصل شود. اتحاد بین مسلمانها هم بدون مجاهدت حاصل نخواهد شد. وظیفۀ ماست که برای اتحاد دنیای اسلام مجاهدت کنیم».
8. چه عواملی مانع تحقق وحدت هستند؟جوامع اسلامی همواره در معرض تفرقه، اختلاف و به نوعی واگرایی و تشتت قرار داشتهاند. وجود شکاف¬های اجتماعی و اختلافات مختلف، موجب چندگانگی و رشد دسته جات مختلف شده، گاه به تنش و درگیری در جامعه انجامیده و قدرت و وحدت ملی را با نقص و ضعف روبرو نموده است. هرچند بخشی از این واگراییها در ذات جامعۀ بشری و وجود اختلافات و تنوع در حوزۀ شناخت، نگرش، عواطف و احساسات ریشه دارد؛ اما بخشی دیگر محصول منفعت طلبی¬ها، زیاده خواهی¬ها و حب و بغض¬ها است. در این بخش پایانی، به برخی از موانع تحقق وحدت و عوامل ایجاد تفرقه اشاره میگردد:الف) طراحیهای دشمنشیعه و سنی هر دو مسلماناند و در اعتقادات، احکام، اخلاق و... دارای مشترکات زیادی هستند. البته اختلافهایی نیز دارند که انکارشدنی نیست؛ اما این اختلافها به اندازهای نیستند که خود به خود منجر به خصومت و دشمنی شوند و به اساس اتحاد و برادری اسلامی ضربه وارد سازند و قطعاً دسیسۀ دشمنان و استکبار و جهالت برخی دوستان است که این اختلافات را وسیع و دامنه¬دار میکند. علامه شرف الدین معتقد است: «سیاست سبب جدایی شیعه و سنی شد. همو نیز باید سبب اتحاد شیعه و سنی شود». منظور این است که سیاست استعماری و دسیسههای بیگانگان، فرق اسلامی و از جمله شیعه و سنی را از هم جدا کرده است، پس باید سیاست اسلامی به منظور مقابله با دشمن مشترک نیز آنها را به هم پیوند دهد و به فرمودۀ حضرت آیت¬الله العظمی امام خامنه¬ای (قدس سره) «امروز نگاه دستگاه استکبار و استعمار به دنیای اسلام، این است که سعی می کنند دنیای اسلام را هرچه بیش تر از وحدتِ خود دور کنند».
ب) نفهمیدنها و کج فهمیدنهادر برخی موارد، بی اطلاعی و کج فهمی و یا به تعبیر دقیق تر، فهم و درک نادرست است که مذاهب و کشورهای اسلامی نسبت به یکدیگر داشتهاند و این فهم نادرست منجر به تحلیل نادرست و در نهایت، اقدام تفرقه افکنانه میشود. رهبر شهید، حضرت آیت¬الله العظمی امام خامنه¬ای (قدس سره) در این زمینه فرموده¬اند: «چیزهایی مانع از اتحاد میشود که عمدۀ آنها بعضاً کج فهمیها و بیاطلاعیهاست. از حال هم خبر نداریم، دربارۀ هم توهمات میکنیم؛ دربارۀ عقاید هم، دربارۀ تفکرات یکدیگر دچار اشتباه می شویم؛ شیعه دربارۀ سنی، سنی دربارۀ شیعه. فلان ملت مسلمان دربارۀ آن ملت دیگر، دربارۀ همسایه اش. سوءتفاهمها که دشمنان هم به شدت بر این سوءتفاهمها دامن میزنند. افرادی هم متأسفانه بر اثر همین سوءفهم، سوءتحلیل، ندیدن نقشۀ کلی دشمن، بازیچۀ این بازی دشمن قرار میگیرند و دشمن از آنها استفاده میکند. گاهی یک انگیزۀ خیلی کوچک، انسانی را وادار میکند حرفی بزند، موضعی بگیرد، کاری بکند که دشمن در نقشۀ کلی خود از آن حرف استفاده میکند و شکاف را بین برادران زیاد میکند».
ج) عوامانه شدن اختلافات مذهبیاگر اختلافات علمی و اعتقادی در خواص و نخبگان فرق مختلف اسلامی به سطح عوام جامعه برسد، وحدت اسلامی را مخدوش کرده، موجب ایجاد تفرقه و اختلاف می شود. حضرت آیت¬الله العظمی امام خامنه¬ای (قدس سره) میفرمایند: «اختلاف بین طرفداران دو عقیده بر اثر تعصبات، یک امری است که هست و طبیعی است، و مخصوص شیعه و سنی هم نیست. بین فِرَق شیعه، خودشان؛ بین فِرَق سنی، خودشان؛ در طول زمان از این اختلافات وجود داشته است. تاریخ را نگاه کنید، میبینید هم بین فرق فقهی و اصولی اهل تسنن - مثل اشاعره و معتزله، مثل حنابله و احناف و شافعیه و اینها - هم بین فرق مختلف شیعه، بین خودشان، اختلافاتی وجود داشته است. این اختلافات وقتی به سطوح پایین - مردم عامی – میرسد، به جاهای تند و خطرناکی هم میرسد؛ دست به گریبان میشوند. علما می-نشینند با هم حرف میزنند و بحث میکنند؛ لیکن وقتی نوبت به کسانی رسید که سلاح علمی ندارند، از سلاح احساسات و مشت و سلاح مادی استفاده میکنند که این خطرناک است. در دنیا این همیشه بوده، همیشه هم مؤمنین و خیرخواهان سعی میکردند که مانع بشوندُ علما و زبدگان، تلاششان این بوده است که نگذارند سطوح غیرعلمی کارشان به درگیری برسد، لیکن از یک دورهای به این طرف، یک عامل دیگری هم وارد ماجرا شد و آن «استعمار» بود. نمیخواهیم بگوییم اختلاف شیعه و سنی همیشه مربوط به استعمار بودهُ نه. احساساتِ خودشان هم دخیل بوده. بعضی از جهالتها، بعضی از تعصبها، بعضی از احساسات، بعضی از کج فهمیها دخالت داشته؛ لیکن وقتی استعمار وارد شد، از این سلاح حداکثر استفاده را کرد».
9. وحدت؛ رکن رکینِ ریشهداروحدت، رکن رکین حیات جمعی امت اسلامی، ریشهدار در سیره پیامبر اکرم (ص)، تجربهی تاریخی مسلمانان، و ضرورت راهبردی جهان معاصر است. وحدت در گفتمان انقلاب اسلامی از جایگاه والایی برخوردار است و به عنوان بُنمایهای فکری، هویتی و تمدنی که بقای اسلام، عزت امت و اقتدار جوامع اسلامی بدان وابسته است. در کشاکش جهان پُرآشوب امروز که امواج تفرقه، افراطگرایی، اسلامهراسی، جنگهای نیابتی و استعمار فکری و فرهنگی، امت اسلامی را در معرض تهدیداتی سهمگین قرار داده است، انسجام اسلامی چونان دژی نفوذناپذیر میتواند این امت را از تفرقه، ذلت، عقبماندگی و تباهی نجات دهد. این انسجام، برخلاف تصور رایج، با حذف تفاوتها و یکسانسازی باورها محقق نمیشود بلکه در پذیرش و احترام به تکثر مشروع، درک متقابل، گفتوگوی میانمذهبی، و تمرکز بر اصول مشترک تجلی مییابد.جمهوری اسلامی ایران، با الهام از تعالیم اسلام ناب و تحت زعامت رهبری هوشمندانه حضرت آیت¬الله العظمی امام خامنه-ای (قدس سره)، بارها بر ضرورت وحدت جهان اسلام تأکید کرده است و آن را نهفقط برای تأمین امنیت ملی خویش، بلکه برای تحقق آرمانهای جهانی اسلام ضروری میداند. وحدت، نیاز عقیدتی و سیاسی و نیرویی تمدنساز است که در پرتو آن میتوان امت اسلامی را از حاشیه تاریخ به متن تحولات جهانی بازگرداند. در این معنا، وحدت ابزاری برای تقویت جبهه مقاومت و افقی تاریخی است که با آن میتوان به بازیابی عظمت تمدن اسلامی و شکلدهی به نظمی نوین و عادلانه در عرصه بینالملل امید بست.
واقعیت این است که تجربه تلخ تاریخ، بهویژه در قرون اخیر، نشان داده است که هر زمان که امت اسلامی به اختلافات فرقهای و قومی تن داده، به ورطهی ضعف، عقبماندگی و سلطهپذیری سقوط کرده است. استعمارگران و مستکبران، بهخوبی دریافتند که نفوذ در جهان اسلام از طریق تفنگ و توپخانه کمتر میسر است تا از طریق جنگ نرم، تفرقهافکنی و تشدید اختلافات مذهبی. تاریخ سقوط خلافتها، تجزیه سرزمینهای اسلامی، سلطه فرهنگی بیگانگان و تحمیل معاهدات ننگین بر دولتهای اسلامی، همه و همه، ریشه در نبود وحدت و فقدان انسجام داشتهاند. از اینروست که وحدت، ضرورتی راهبردی برای بقا، پیشرفت و اقتدار امت اسلامی است. این وحدت، چنانکه در متون پیشین تشریح شد، بر پایه اصولی چون باور به قرآن و سنت، شناخت متقابل، گفتوگوی صادقانه و تمسک به عدالت و کرامت انسانی شکل میگیرد.در سایه چنین وحدتی است که میتوان سپری دفاعی و بازدارنده در برابر هجمههای گوناگون ساخت. امروز دشمنان اسلام، اعم از نظام سلطه جهانی، صهیونیسم بینالملل و شبکههای رسانهای وابسته، راهبرد اصلی خود را فروپاشی معنوی و فرهنگی امت مسلمان نهادهاند. هدف آنان آن است که مسلمانان را از درون دچار گسست هویتی کنند، بهگونهای که خود، کیستی خویش را انکار کنند، به تاریخ و تمدنشان بیاعتنا شوند و در برابر گفتمانهای بیگانه احساس حقارت کنند. در چنین شرایطی، وحدت، بهمثابه «حافظه تاریخی جمعی» و «شبکه عصبی فرهنگی امت» هم در سطح ذهن و ضمیر، هم در سطح رفتار سیاسی و کنش اجتماعی عمل میکند. این انسجام، اجازه نمیدهد که امت اسلامی در برابر تکانههای جهانی بیپناه بماند.
از سوی دیگر، نگاه به آینده نیز در گرو وحدت و انسجام است. جهان اسلام در آستانه تحولی بنیادین قرار دارد. جنبشهای عدالتخواه، افزایش آگاهی عمومی، جوانگرایی دینی و ناکامی مدلهای غربی در تأمین سعادت بشر، همگی زمینههایی برای شکلگیری نظمی جدید با محوریت ارزشهای اسلامی است اما تحقق این آرمان، در شرایط واگرایی و تفرقه، امکانپذیر نیست. برای ساخت آیندهای روشن، باید از مرزهای تنگ قومیت، فرقه، نژاد و مذهب عبور کرد و در منظومهای بزرگتر، به نام امت اسلامی، بازتعریف شد. این امت، اگر بر اساس عقلانیت، عدالت و کرامت انسان متحد شود، میتواند الگویی الهامبخش برای بشریت ارائه دهد. الگویی که در آن، معنویت و پیشرفت، علم و ایمان، عدالت و قدرت، با هم جمع شوند.
درسهای تاریخی نیز در این میان راهگشاست. بازخوانی گذشته امت اسلامی، از صدر اسلام تا دوران معاصر، سرشار از عبرتهایی است که باید چراغ راه آینده باشد. از تجربه پرشکوه صدر اسلام، که در پرتو اتحاد مهاجر و انصار، اقوام و قبایل، به تمدنی جهانی منتهی شد، تا تجربه اندوهبار سقوط اندلس یا زوال امپراتوری عثمانی که بهسبب اختلافات داخلی و خیانت به آرمان وحدت رقم خورد، همگی پیامآور این حقیقتاند که سعادت و شرافت امت، با وحدت عجین است. همچنین تجربه انقلاب اسلامی ایران، بهعنوان پدیدهای تاریخی و تمدنی، نشان داد که چگونه میتوان با تکیه بر وحدت ملی، توطئههای جهانی را خنثی کرد، جنگهای تحمیلی را پشت سر گذاشت و به الگویی برای جوامع اسلامی تبدیل شد.باید از فرصت هفته وحدت برای ترمیم شکافهای تاریخی، گشودن باب تفاهم و تقویت «سرمایه نمادین وحدت» در سطح نخبگان، رسانهها، حوزههای علمیه، دانشگاهها، و شبکههای اجتماعی استفاده کرد. هرگونه برخورد سطحی یا شعاری با این مناسبتها، به زوال اثرگذاری آن و فرصتسوزی تاریخی منجر خواهد شد.
13:19 - 7 شهریور 1405