در وصف علی‌اکبر علیه السلام

ای ماهِ بنی‌هاشم، ای سروِ خراماندر قامتِ تو، جلوه‌ای از طورِ سیناآن چهره، که آیینهٔ رویِ پیمبرستدر هر نگاه، وحیِ دگرگونِ معناستمویت، شکن‌افکن شده بر دوشِ جوانیگویی که شبِ تار، به خورشید هویداستدر کعبه، اگر رویِ تو را دیده‌بودندآدم، به قیامت، طمعِ رحمتِ فرداستلب‌بسته ولی، حنجره‌ات، صوتِ نبوتخاموشیِ تو، نطقِ خداوندِ گویاستدر روزِ عطش، چشمهٔ سلسالِ وجودتساقیِّ لبِ تشنهٔ اصحابِ وفاستبا نیزه، اگر نیزهٔ دشمن بدودهر نیزه که آید، به گلوی تو رهی نیستچون قامتِ رعنایِ تو در صف، تکیه بزنددر خیمه، صدا می‌زند آن زخم‌کهن، «ای وای!»بر نیزه، سرِ تو چو هلالی به افق زدخورشیدِ حسین، از پسِ این ماه، نهان شدآری، تو علی‌اکبرِ عاشورایی‌ایکز عشق، سرت را به رهِ خنجرِ جانان داد
10:52 - 2 تیر 1405

5393 بازدید