با یک کلیک، پدر خانوادهها درمیآید!
سوت ماراتن با زنگ کلاس آنلاین به صدا در میآید. مادرها آمادهباش بالای سر بچهها میایستند و با اینکه در چشمهای معصوم بچهها خواب را میبینند که دارد لمبر میزند، اما منتظر صدای معلماند تا آمادهباش فرزندشان را اعلام کنند و امان از وقتی که یک مادر با چند بچه بخواهد در فضای مجازی آموزش شرکت کند.
گروه زندگی: با آلودهشدن هوا، دوباره درهای اپلیکیشن شاد به روی خانوادهها باز شده اما متأسفانه هیچ والدین آگاهی از این درهای باز استقبال نمیکنند. آنها میدانند از این در که رد بشوند آرامش خانه و خانواده آن طرف در جا میماند و باید تن به آلودگی صوتی، چالش و کشمکش بچهها، دعوا بر سرگوشی و تجهیزات و خیلی مسائل دیگر بدهند. روایت مادرانی که در این گزارش میخوانیم شاهد مثال خوبی است برای اینکه بدانیم بستری که بهعنوان بستر آموزش مجازی معرفی شده است از زمان کرونا تاکنون نتوانسته بهخوبی رشد کند و نیازهای مخاطبانش را پاسخ دهد.
در حسرت یک تماس تلفنی ساده!
کوثر از تهران روایتش را با صبحهای پر اضطراب آلوده شروع میکند، از صبحهایی که باید پسرش را بنشاند پای کلاس آنلاین: «صبحها نوبت پسرم است و سختی کار اینجاست که باید کنارش بنشینم تا بازیگوشی نکند و از زیر کار در نرود. این وسط خانه و غذا و کارهای دیگر خودم، در یک صف طولانی به من دهنکجی میکنند و گاهی حتی چند روز میشود که یک زنگ ساده به مامانم نمیتوانم بزنم. درسومشق و تکلیف دادن پسرم که تمام شود تازه نوبت دخترم است. این چرخه پر از صدا و خستگی تا خود شب که همه تکالیف را تحویل دهند ادامه دارد و معلمها هم بی اینکه فکر کنند هر بچهای اخلاق خودش را در نوشتن تکلیف دارد، سر یک ساعت مشخص تکالیف را بررسی میکنند. همینقدر بگویم که شاد با آمدنش، منحنی لبخند مادرها را آنقدر کج کرده است که دیگر دارد محو میشود.»
بای بای آرامش خانوادگی!
فاطمه از قم اوضاعش خیلی بدتر است وقتی باید با سه تا فرزندش که هرکدام در یک مقطع درس میخوانند سر کلاس مجازی سروکله بزند. او آهش را پر میکند در هوا و میگوید: « کلاس آنلاین یعنی گرفتن آرامش از خانه و خانواده! ما اگر بخواهیم بیسروصدا هرکس به کارش برسد باید به تعداد همه بچهها گوشی و اتاق جداگانه داشته باشیم که خب طبیعتاً نداریم و بعید است بین خانوادهها هم چنین شرایطی پیدا بشود. من حتی لپتاپ خودم را هم آوردهام وقف کلاس بچهها کردهام اما اینترنت وقتی بین لپتاپ و گوشیها تقسیم میشود اصلاً دیگر کفاف نیست.فاطمه ادامه میدهد: «خانهای را تصور کنید که سه بچه در سه مقطع مختلف همزمان سرکلاسند. صدای آلودگی صوتی، صدای مامان، مامان، قطع و وصلیها و حاضری زدنها، حتی دعوا و چالش بچهها دراینبین صحنه تماشایی خلق میکند. صحنهای که بهجای خنده، اشکتان را درمیآورد. تازه این بچهها که هر روز مدرسه میروند، انرژیشان را هم همان جا جا میگذارند و به خانه میآیند. اما حالا چطور؟! این انرژِی انباشته تبدیل به دعوا و چالش و کشمکش میشود و اعصاب مامانها را میجود. این است که میگویم کلاس آنلاین یعنی خداحافظی با آرامش.»
مغز پسربچهها را دریابید!
فائزه از قم، از تدریس معلم فرزندانش ناامید شده و میگوید که پسربچهها پای کلاس آنلاین و کلیپهای بیهیجان و آرام، هیچچیزی یاد نمیگیرند و تعجب میکند که معلم پسرش اصرار دارد همه روزهای تعطیل را آموزش بدهد. او هم تماموقتش را باید صرف لحظات بچهها کند تا از درس نزنند، در شبکههای دیگر نچرخند و بالاخره با خوندل خوردن مادر این روزهای تعطیل را هم مدرسه بروند. البته به شکل آنلاین!
مادران کلافه و روزهای آلوده!
در بخش آخر این گزارش سراغ حسنا قیطاسی هم رفتهایم. تسهیلگر و کوچ مادران که این روزها با مادران زیادی حرف زده و پای دردلهایشان نشسته است. او برایمان از دغدغه مادرها میگوید: «این روزها که آلودگی با هیچ بارانی شسته نمیشود، مادرها کلافهاند. همه برنامهریزی شخصیشان به هم ریخته و حالا با صدای مامان، مامان و قطعووصلی کلاس فرزندشان درگیرند. ازیکطرف همین عذاب وجدان که بچهها گوشی به دست هستند و ساعات زیادی در این فضا میمانند اذیتشان میکند و از طرف دیگر، زندگی از روال طبیعی خودش خارج شده و اغلب روتین خانوادهها به هم ریخته است. همه اینها مادر را کلافه میکند. مادری که قرار بود صبح پای کلاس خودش باشد، یا برود باشگاه و محل کارش، یا حتی نوبت دکتر داشته، حالا باید برای روزهای غیر قابل پیشبینی پای برنامه شاد بنشیند و زل بزند به تکرار حضوروغیاب مجازی و دهها مشکل که هر روز در یک سیکل معیوب مرور میشود.»
ساز ناکوک بچهها، ترس دارد!
قیطاسی از نگرانی مادرهایی میگوید که فرزندان دبستانی یا پیشدبستانی دارند: «مادرها نگران برگشتن وابستگی فرزندشان هستند و میترسند بچهای که تازه یکی دو ماه است روی روال افتاده، با یک هفته و دو هفته ماندن در خانه بازهم ساز نرفتن کوک کند و برگردند سرخانه اولشان.» حسنا که خودش هم مادر است به یک راهحل خوب برای مادران فکر کرده است: «من به مادران میگویم شبکههای همدلی بسازند. چند مادر که بچههایشان در یک مدرسه درس میخوانند میتوانند در یک فضای مشترک بچهها را پای کلاس بنشانند و بهنوبت به کارهایشان برسند. مهمتر از همه این است اگر مادران ما احساس قربانی بودن و کلافگی را کنار بگذارند و سعی کنند با انعطاف به قضیه نگاه کنند، اوضاع کمی نرمتر میشود. هرچند کلاس آنلاین در روزهای آلوده که بچهها تمام ساعات باید خانه باشند بههرحال بخشی از آرامش خانوادهها را در گرو خودش میگیرد.»
چه اصراری است حالا؟!
شاد یا ایتا، اسکای روم یا هر بستر دیگری، وقتی قرار است ساعتها دانش آموز در خانه پای کلاس مجازی بنشیند این یعنی درگیری تمام وقت مادر با فرزندش و چالش بر سر اینکه نکند تکلیفش را تحویل ندهد؟! نکند سر از گوگل و جاهای دیگری دربیاورد؟! به تازگی مادرها ابراز کرده اند شاد هم اکسپلور دارد و همین خودش یک علت دیگر برای نگرانی است. سوال اصلی اینجاست که چه زمانی قرار است فکری به حال بسترسازی درست برای آموزش مجازی و مراعات حال خانواده ها شود؟! و شاید بد نباشد بپرسیم وقتی هم معلمان هم مادران اعتراف میکنند که آورده این کلاسها چیزی نزدیک به صفر است چه اصراری وجود دارد حتما در روزهای آلوده پای آموزش مجازی را به خانواده ها بازکنیم و کاری کنیم که علاوه برگرانی و سایر مشکلات زندگی، با سرعت اینترنت و دغدغه های آموزشی هم گلاویز شوند؟!#آلودگی_هوا #اپلیکیشن_شاد#معلمان#آموزش_مجازی 21:30 - 11 آذر 1404