اقتدار، روایت شکستناپذیری ایران
#سرمقاله | درنگی بر سخنان اخیر حسن روحانی و درسهای راهبردی تجربه برجام✍ مصطفی هداییسخنان اخیر حسن روحانی بار دیگر مسئله نسبت قدرت ملی، بازدارندگی، دیپلماسی و تجربه برجام را به یکی از بحثهای مهم سیاست ایران تبدیل کرده است. وقتی تجربه، دوباره سؤال میسازدهر بار که بحث نسبت ایران با قدرتهای بزرگ به عرصه عمومی بازمیگردد، یک پرسش بنیادین نیز دوباره زنده میشود: چه چیزی دشمن را از تحمیل اراده خود بازمیدارد؟پاسخ را نمیتوان صرفاً در ادبیات دیپلماتیک، میز مذاکره یا حتی در متن توافقها جستوجو کرد. در مناسبات قدرت، آنچه بیش از هر چیز تعیینکننده است، توان ملی برای ایستادگی، هزینهمند کردن تهدید و حفظ قدرت است.سخنان اخیر حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین ایران، درباره پایان عزتمندانه جنگ، نقش دیپلماسی در کنار توان نظامی و ضرورت حفظ جایگاه اقتصادی و امنیتی تنگه هرمز، بار دیگر این بحث را پیش روی افکار عمومی گذاشته است.مسئله اما شخص روحانی نیست؛ مسئله، درسی است که سیاستگذار امروز باید از تجربه دیروز بگیرد.برجام؛ مسئلهای فراتر از یک توافقبرجام را میتوان از زوایای مختلف بررسی کرد؛ اما یک واقعیت تاریخی قابل انکار نیست: آمریکا در ۸ مه ۲۰۱۸ اعلام کرد از برنامه جامع اقدام مشترک خارج میشود و تحریمهای تعلیقشده را بازمیگرداند. این موضوع در اسناد رسمی دولت آمریکا نیز ثبت شده است.از این واقعیت یک نتیجه مهم میتوان گرفت: هیچ توافقی، صرفاً به دلیل امضای طرفین، تضمینکننده منافع ملی نیست.توافق زمانی میتواند برای یک کشور ارزش راهبردی ایجاد کند که در کنار متن حقوقی، از پشتوانه قدرت، ضمانت اجرایی، سازوکار راستیآزمایی و امکان واکنش مؤثر در برابر نقض تعهدات برخوردار باشد.این همان نقطهای است که تجربه برجام باید از یک پرونده سیاسی به یک درس حکمرانی تبدیل شود.هیچ توافقی بدون پشتوانه قدرت، تضمینکننده منافع ملی نیست.
مسئله این نیست که چه کسی مذاکره کرد و چه کسی نکرد؛ مسئله این است که آیا ساختار تصمیمگیری کشور توانست هزینه نقض تعهدات را برای طرف مقابل به اندازه کافی افزایش دهد؟قدرت؛ پیششرط حفظ انتخابدر سیاست بینالملل، کشور ضعیف لزوماً کشوری نیست که سلاح کمتری دارد؛ گاهی کشوری ضعیف تلقی میشود که طرف مقابل تصور کند گزینههایش محدود است.از این منظر، قدرت ملی مجموعهای از مؤلفههاست: قدرت نظامی، قدرت اقتصادی، انسجام اجتماعی، سرمایه انسانی، تابآوری داخلی، قدرت فناوری، عمق راهبردی و توانایی حفظ استقلال.اگر این مؤلفهها در کنار یکدیگر قرار گیرند، کشور نهتنها در برابر تهدید ایستادگی میکند، بلکه قدرت بیشتری نیز خواهد داشت.از «اعتماد» تا «تضمین»یکی از خطاهای رایج در تحلیل تجربه برجام، تقلیل مسئله به دوگانه ساده «مذاکره یا عدم مذاکره» است.این دوگانه، مسئله اصلی را پنهان میکند.مسئله اساسیتر این است: اگر طرف مقابل تعهد خود را نقض کرد، کشور چه ابزار مؤثری برای بازگرداندن توازن خواهد داشت؟خروج آمریکا از برجام نشان داد که حتی یک توافق بینالمللی نیز میتواند در معرض تغییر تصمیم یک دولت قرار گیرد. خود دولت آمریکا در سال ۲۰۱۸ رسماً اعلام کرد که از توافق خارج شده و تحریمها را بازمیگرداند.بنابراین تجربه برجام را میتوان با یک گزاره روشن خلاصه کرد: اعتماد سیاسی، بدون تضمین مؤثر و پشتوانه قدرت، بهتنهایی امنیتآفرین نیست.این گزاره نه نفی هر نوع تعامل بینالمللی است و نه دفاع از انفعال؛ بلکه تأکید بر یک اصل واقعگرایانه در سیاست خارجی است: قدرت چانهزنی از قدرت ملی تغذیه میکند.اعتماد سیاسی، جایگزین تضمین مؤثر و بازدارندگی نمیشود.
ایران مقتدر، ایران انتخابگرایران در چهار دهه گذشته تجربههای متفاوتی از فشار، تهدید، تحریم، جنگ و رویارویی سیاسی داشته است.آنچه در تمام این سالها اهمیت داشته، حفظ یک اصل بنیادین بوده است: تصمیم نهایی درباره منافع ملی باید در تهران گرفته شود، نه در واشنگتن، تلآویو یا هر پایتخت دیگری.این اصل، نیازمند قدرت است.ایران هرچه در حوزه دفاعی، علمی، فناوری، انرژی، اقتصاد و انسجام ملی توانمندتر باشد، دست سیاستگذار برای تصمیمگیری مستقل بازتر خواهد بود.بنابراین، نقطه عزیمت سیاست خارجی موفق، نه خوشبینی و نه بدبینی مطلق، بلکه شناخت دقیق واقعیت قدرت است.سخنان روحانی؛ فرصتی برای بازخوانی تجربهاز این منظر، سخنان اخیر حسن روحانی را میتوان نه صرفاً بهعنوان یک اظهارنظر سیاسی، بلکه بهانهای برای بازخوانی یک تجربه مهم دانست.روحانی در اظهارات اخیر خود بر پایان عزتمندانه جنگ و همزمانی توان نظامی و دیپلماسی تأکید کرده و درباره تنگه هرمز نیز بر حفظ امنیت و رونق تجارت سخن گفته است.این سخنان، فارغ از موافقت یا مخالفت با گوینده، چند پرسش جدی را پیش روی سیاستگذاران و افکار عمومی قرار میدهد:- عزت دقیقاً بر چه مؤلفههایی استوار است؟- بازدارندگی چگونه حفظ میشود؟- چگونه میتوان از تجربه نقض تعهدات گذشته جلوگیری کرد؟- و مهمتر از همه، چگونه میتوان هزینه محاسبه غلط دشمن درباره اراده و توان ایران را افزایش داد؟پاسخ به این پرسشها نیازمند هیجان سیاسی نیست؛ نیازمند تحلیل دقیق تجربه تاریخی است.تجربه برجام باید از یک پرونده سیاسی به یک درس حکمرانی تبدیل شود.
نه روایت ضعفایران برای حفظ استقلال خود به اقتصادی تابآور، جامعهای امیدوار، حکمرانی کارآمد، توان دفاعی بازدارنده و سیاست خارجی مبتنی بر محاسبه نیاز دارد.هیچکدام جای دیگری را نمیگیرد.درس نهایی؛ قدرت ملی، پشتوانه عزتتجربه برجام و خروج آمریکا از آن، فارغ از اختلافنظرهای سیاسی درباره نحوه شکلگیری و اجرای توافق، یک واقعیت مهم را پیش روی سیاست خارجی ایران گذاشت: منافع ملی باید بر پایه تضمینهای قابل اتکا و قدرت واقعی پشتیبانی شود.ایران برای آینده به حافظه تاریخی نیاز دارد؛ نه برای ماندن در گذشته، بلکه برای تکرار نکردن خطاها.اگر قرار است از تجربههای گذشته عبور کنیم، نخست باید آنها را بدون تعصب، بدون فراموشی و بدون تحریف تحلیل کنیم.عزت ملی، محصول شعار نیست؛ برآیند قدرت است.و قدرت ملی نیز از میدان نظامی، اقتصاد، علم، فناوری، انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی تا حکمرانی کارآمد و توان دفاعی مستحکم امتداد دارد.در نهایت، مهمترین درس این سالها شاید همین باشد: ایران هرچه قدرتمندتر باشد، عزتمندتر است.انتهای پیام/
22:25 - 7 سپتامبر 2026