فصل نو اقتدار انرژی
#سرمقاله | از مدیریت بحران تا اقتدار ملی؛ بازتعریف نقش زیرساختهای انرژی در اقتصاد ایران✍ مصطفی هداییدر عصر ناترازیهای مداوم، عبور از تنگناهای اقتصادی با شعارهای توسعهطلبانه میسر نیست؛ بلکه مستلزم گذار از مدلهای مصرفمحور به سوی "هندسه بهرهوری" است. پروژههای عظیم سیکل ترکیبی در دالاهو و پارس جنوبی، نه یک دستاورد فنی، که یک استراتژی دفاعی در حوزه امنیت انرژی و محرک اصلی پایداری تولیدات صنعتی است. در قاموس امنیت ملی، انرژی نه یک کالای مصرفی، که سنگر نخست ایستادگی است. هر جا که جریان برق صنعتی دچار لکنت شود، چرخ تولید از حرکت میایستد و هر جا که موتور بهرهوری از کار بیفتد، خاکریزهای اقتصادی یکی پس از دیگری فتح میشوند. سالها بود که ناترازی انرژی، همچون موریانهای در تنه درخت تنومند اقتصاد ملی رخنه کرده بود؛ اما اکنون، با عبور از مرحله «شعار»، شاهد طلوع فصلی جدید در کارنامه مهندسی کشور هستیم که نه با وعده، بلکه با «توربینهای کلاس F» و «بازیافت حرارت» نوشته میشود.مدتهاست که راهبرد «توسعه به هر قیمت» در صنعت نیروگاهی، جای خود را به «توسعه مبتنی بر راندمان» داده است. بهرهبرداری از نیروگاه ۹۱۰ مگاواتی دالاهو و تکمیل بخش بخار نیروگاه متمرکز پارس جنوبی، تنها دو پروژه صنعتی نیستند؛ اینها نماد «بلوغ حکمرانی انرژی» در ایران امروزند. وقتی از راندمان ۵۸.۵ درصدی سخن میگوییم، یعنی در حال خلق ثروتی هستیم که پیش از این در دودکشهای نیروگاههای فرسوده به هوا میرفت. این «جهاد مهندسی»، پیوندی است میان بازوان پرتوان قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء (ص) و دانش تخصصی گروه فراب؛ پیوندی که نشان میدهد تحریم، نه یک دیوار که یک فرصت برای بازتعریف استانداردهای بومی است.اهمیت این رخداد، فراتر از اعداد مگاوات است. صرفهجویی سالانه ۱.۱ میلیارد مترمکعب گاز، در شرایطی که ناترازی سوخت یکی از گلوگاههای اصلی زمستان صنعت است، یعنی آزادی عمل برای پتروشیمیها، یعنی تضمین صادرات و یعنی امنیت تأمین انرژی برای خانههای مردم. ما با این پروژهها، عملاً چندین میدان جدید گازی را «کشف» کردهایم، بدون آنکه حتی یک متر حفاری جدید انجام دهیم؛ این، هنر «مدیریت منابع» در تراز جهانی است.
با این همه، نباید در میانه این پیروزی، دچار غفلت شویم. این پروژهها، تنها نقطه آغاز یک مسیر هستند. مدل اجرایی دالاهو (B.O.O) و توسعه متمرکز پارس جنوبی، باید به «الگوی حکمرانی» در تمام پروژههای زیرساختی کشور بدل شود. کشور تشنه مدلهایی است که سرمایه را از بازارهای کاذب به سمت زیرساختهای مولد هدایت کند. ما نیازمند تکثیر این نگاه هستیم؛ نگاهی که در آن مهندس، به جای «مصرفکننده»، «خلقکننده ارزش» است.پیام روشن این حرکت اخیر، خطاب به بدخواهان و حتی تردیدکنندگان داخلی است: ایران امروز، برای عبور از گلوگاهها، چشم به دستان غیر ندوخته است. ما اکنون در حال ساختن زیرساختی هستیم که نهتنها برق امروز، بلکه «تابآوری فردای» این ملت را تضمین میکند. این مسیر، یعنی عبور از استراتژیهای انفعالی و رسیدن به «اقتدار پیشدستانه». کار، تازه آغاز شده است؛ چرا که در جهان پیشرو، آنکه «انرژی» را مدیریت کند، «آینده» را مدیریت کرده است.انتهای پیام/
21:15 - 4 سپتامبر 2026