راست و دروغهای راهآهن در دوره پهلوی اول
احداث راهآهن شمال ـ جنوب در دوره رضاخان، همواره زمینه بحث و گفتوگو میان قشرهای مختلف جامعه ایرانی را فراهم کرده است و هدف از ایجاد این راهآهن نیز یکی از مهمترین مسائلی است که مطرح میشود.
گروه فارس پلاس: ایجاد خط راهآهن در ایران، قبل از سر کار آمدن رضاخان، یعنی در دوره قاجار، همیشه در فکر دولتمردان ایرانی بوده است؛ تا جایی که اولین خط راهآهن، در دوره ناصرالدین شاه ـ از تهران تا شاهعبدالعظیم ـ کشیده میشود. در مجموع در دوران قاجاریه، چند خط راهآهن ـ رشت به پیربازار، تبریز به جلفا، تهران به شاهعبدالعظیم، بابل به محمودآباد، میرجاوه به زاهدان و خزینه تا مسجدسلیمان ـ احداث شد و اولین کسی که اندیشه نیاز به راهآهن را مطرح کرد، «امیرکبیر» و پس از آن «میرزاحسین سپهسالار» بود.
امروزه، در افکار عمومی اینطور جا افتاده که اولین راهآهن ایران توسط رضاخان و به عبارت دیگر در عصر پهلوی ایجاد شده بود؛ تا جایی که به تازگی، موسی غنینژاد در گفتوگو با یاسر جبرائیلی، با اشاره به احداث راهآهن در دوره پهلوی میگوید که «پهلوی زیرساختهای اقتصادی را در ایران ایجاد کرد» و قبل از آن، چنین زیرساختی وجود نداشته است.
هرچند شش خط راهآهن پیش از پهلوی در ایران راهاندازی شده بود؛ اما این سؤال در ذهن شکل میگیرد که آیا هدف از ایجاد راهآهن در دوران رضاخان، تأمین زیرساختهای اقتصادی بوده است؟ و یا اینکه اهداف دیگری را دنبال میکرده است؟
شاید برای بعضی از افراد، قابل پذیرش نباشد که توسعه راهآهن در دوره رضاخان، صرفاً با اهداف سیاسی و نظامی دنبال میشد؛ اما زمانی که رضاخان در مقام «وزارت جنگ» بود و سالهای نخستین پس از کودتای ۱۲۹۹ را سپری میکرد، دستورهایی برای تسطیح راهها صادر کرده است و این پرده از مقاصد نظامی او بر میدارد. (سید حسین فلاحزاده، رضاخان و توسعه ایران، صفحه ۲۳۰.)
همچنین، در کتاب «رضاخان و توسعه ایران» آمده است: «توسعه خطوط راهآهن در آن زمان، بیشتر در جهت تأمین منافع نظامی رژیم رضاخان و همچنین اهداف استعماری دول روس و انگلیس بود. بر همین اساس، در زمینه نقش راهآهن در توسعه ایران میتوان تأملاتی را مطرح کرد. برای مثال، ضرورت توسعه راهآهن در آن مقطع زمانی از تاریخ ایران تا چه حد بوده است؟ آیا هزینه کردن مبالغی هنگفت در این راه موجب تأمین نیازهای اساسی کشور بوده است؟
در پاسخ به این سؤالات کسانی حتی در همان زمان بر این باور بودهاند که توسعه راهآهن به لحاظ اقتصادی چندان توجیه نداشته است. برای نمونه، دکتر مصدق علت مخالفت خود با ساخت راهآهن را براساس همین مبنا یعنی فقدان توجیه اقتصادی آن میداند».
مصدق در یکی از نطقهای خود گفته است: «هر مملکتی که بخواهد راهآهن بسازد، باید دو شرط در آن موجود باشد. اول استعداد ساختن راهآهن است. شرط دوم هم احتیاجات است. اما در باب استعداد ساختن راهآهن در مملکت ما از نقطه نظر موازنه تجارتی، موازنه تجارتی اگر به ضرر ما نباشد، به نفع ما نیست. چنانچه به احصائیه (سرشماری) گمرکی نگاه کنیم، بیشتر چیز میخریم و کمتر چیز میفروشیم. دوم احتیاج است.
وقتی که احتیاجات در مملکت زیاد بشود یا احتمالاً زودتر راهآهن را شروع و تمام بکنند، زود فایده میبرند، ولی وقتی که احتیاجات در مملکت کم شد و راهآهن هم در یک ماه یا در پانزده روز یا یک هفته یکمرتبه حرکت بکند، این فایده ندارد، ولی در یک مملکتی که راهآهن در روز بیستمرتبه حرکت بکند و احتیاجات اشخاص یعنی دویست و هشتاد نفر ساکن را در یک کیلومتر مربع کفایت بکند، البته راهآهن در آن مملکت اگر ابتدا نفع نداشته باشد، هرچند زودتر فایده دارد، ولی در مملکتی که احتیاجاتش کم است و دیر کار میکند، این راهآهن هیچ فایده ندارد». (حسین مکی، دکتر مصدق و نطقهای تاریخی او، صفحه ۲۴۱.)
در این زمینه، «رابرت گراهام» خبرنگار سابق روزنامه فایننشال تایمز در کتاب «ایران: سراب قدرت» مینویسد: «همانطور که جولیان باریر نیز [درباره راهآهن ایران] با ترشرویی گفته است، «شکی نیست که با هر نوع معیار اقتصادی که بسنجیم، ساخت راهآهن بیهدف و بیبرنامه بوده است». ساخت هر یک مایل خط آهن ۳۵۰۰۰ پوند هزینه برداشت. در مقابل، احداث یک جاده حداکثر ۵۲۵ پوند برای هر مایل هزینه برمیداشت. احداث جاده میتوانست همان هدف را برآورده کند و در مقابل عیوب آن منجمله شیب شدید که مانع حمل بارهای سنگین توسط قطار میشود و گرما و خشکی هوا که استفاده از لکوموتیوهای بخار را غیرممکن میسازد را هم نداشته باشد». (رابرت گراهام، ایران سراب قدرت، صفحه ۴۳.)
همچنین، «جان فوران» استاد جامعهشناسی در دانشگاه سانتا باربارا کالیفرنیا، در کتاب «مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران از سال ۱۵۰۰ میلادی تا انقلاب» مینویسد: «احداث این خط آهن ۸۵۰ مایلی سراسری در واقع به هدر دادن منابع بود؛ طرحی پرهزینه که پیامدهای ناگوار چندی داشت؛ تورمزا بود، اهداف اقتصادی چندانی نداشت، صرفاً از شهرهای مهم کشور عبور میکرد و استاندارد زندگی را پایین آورد چون هزینه آن از طریق مالیات نزولی قند و چای تأمین میشد.
احداث هر مایل راهآهن، ۳۵/۰۰۰ پوند استرلینگ هزینه برمیداشت؛ در حالی که احداث جادههای ماشینرو با یک تا یک و نیم درصد این هزینه امکانپذیر بود. به نظر میرسد عمدهترین عملکرد آن، ایجاد امنیت داخلی در جنوب بود، چون امکان بسیج و اعزام نیرو را آسانتر میکرد. در شمال نیز موجب بهبود وضع بازرگانی با شوروی شد و بنابراین تصادفی نبود که املاک رضاشاه در مازندران با احداث راهآهن ارزش بیشتری پیدا کرد». (جان فوران، مقاومت شکننده، صفحه ۲۳۴.)همینطور «پیتر آوری» از برجستهترین متخصصان تاریخ و ادبیات ایران در جهان و از محققان برجسته کمبریج، در کتاب «ایران مدرن» مینویسد: «اگرچه کشور [در کار احداث راهآهن دولتی ایران] مستقیماً از قدرتهای خارجی وام نگرفت، اما این طرح و سایر طرحهای نظام نوین رضاشاهی، پیامدهای مالی خودشان را در پی داشتند». (پیتر آوری، ایران مدرن، صفحه ۳۰۳.)«نیکی آر کدی» پروفسور بازنشسته تاریخ در دانشگاه کالیفرنیا و لس آنجلس و یان ریچارد، از اساتید و محققان برجسته دانشگاه سوربون فرانسه نیز، در کتاب «ایران مدرن: ریشهها و نتایج انقلاب» مینویسند: «راهآهن سراسری شمال-جنوب ایران، برای کمک به تضمین کنترل سیاسی، اقتصادی و نظامی دولت و ایجاد ارتباط اقتصادی بین شمال و جنوب طراحی شد؛ اما هزینه بسیار بالای آن که برای یک مسیر یک ریلی حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار برآورد میشد، از منابع عظیم مصرفی ثروت ملی بود. اکثر این هزینه نیز بهصورت مالیاتهای نزولی از طرف کسانی که کمتر قادر به تأمین آن بودند، پرداخت میشد. چنانچه یک سیستم جادهسازی در سطح کشور پیاده میشد، ارزانتر و مفیدتر بود». (نیکی آر کدی، ایران مدرن، صفحه ۹۳.)
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید. 10:45 - 6 مهر 1404