منطق قرآن: جامعه‌ای که امنیت نداشته باشد عدالت هم ندارد

منطق قرآن و سنت پیامبر نشان می‌دهد که اسلام، طرفدار خاموش کردن اعتراض نیست و اجازه‌ اغتشاش هم نمی‌دهد. تاریخ یهودیان مدینه و خوارج به ما می‌آموزد که بی‌تفاوتی در برابر آشوب، به قیمت نابودی جامعه تمام می‌شود و برخورد قاطع با اغتشاش، اگر با عدالت و حکمت همراه باشد، ضامن بقای امنیت و رشد جامعه است.
گروه قرآن و فعالیت‌های دینی خبرگزاری فارس: قرآن کریم جامعه انسانی را موجودی زنده می‌داند، پیکره‌ای که امنیت، اعتماد و نظم، شریان‌های حیاتی آن هستند. هرجا این شریان‌ها قطع شود، جامعه به سمت فروپاشی حرکت می‌کند. آشوب و اغتشاش دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود، جایی که عقل جمعی کنار می‌رود، هیجان افسارگسیخته میدان‌دار می‌شود و امنیت عمومی قربانی خواسته‌های کور و بی‌ضابطه می‌گردد. قرآن، آشوب را نه یک رفتار مقطعی، بلکه یک «آسیب تمدنی» می‌داند که آثار آن تا نسل‌ها باقی می‌ماند.از نگاه قرآن فتنه خطرناک‌تر از قتل استدر منطق وحی، آشوب صرفاً درگیری خیابانی یا تخریب فیزیکی نیست. قرآن واژه «فتنه» را برای آن به کار می‌برد، مفهومی عمیق که هم آشفتگی اجتماعی را شامل می‌شود و هم انحراف فکری و روانی جامعه را، در آیه ۱۹۱ سوره بقره آمده است که فتنه از قتل شدیدتر و خطرناک‌تر است.این تعبیر نشان می‌دهد که گاهی یک جامعه بدون آنکه کشته‌های فراوان بدهد، از درون می‌میرد. فتنه، اعتماد عمومی را می‌سوزاند، مرز حق و باطل را مخدوش می‌کند و راه تشخیص را از مردم می‌گیرد. جامعه‌ای که دچار فتنه شود، حتی اگر ظاهراً زنده باشد، قدرت حرکت رو به جلو را از دست می‌دهد.آشوب و تخریب امنیت، دشمنی با نعمت الهی استامنیت در قرآن، نعمتی الهی معرفی شده است، نعمتی که اگر از جامعه‌ای گرفته شود، عبادت، اقتصاد، علم و حتی اخلاق نیز فرو می‌پاشد. خداوند در سوره نحل از شهرهایی یاد می‌کند که امن بودند، اما به دلیل ناسپاسی و رفتارهای انحرافی، دچار خوف و ناامنی شدند.
آشوب‌گری، ناسپاسی عملی نسبت به این نعمت است. کسی که آتش ناامنی را روشن می‌کند، فقط با حکومت درگیر نیست، با معیشت مردم، آرامش خانواده‌ها و آینده کودکان دشمنی می‌کند.آشوب یهودیان مدینه تجربه بزرگ تاریخییکی از نمونه‌های روشن برخورد اسلام با آشوب، ماجرای یهودیان مدینه است. پیامبر اسلام پس از هجرت، با گروه‌های یهودی پیمان همزیستی بست، پیمانی که بر اساس آن، همه قبایل از امنیت مشترک برخوردار بودند و حق نداشتند نظم اجتماعی را برهم بزنند. اما برخی قبایل یهودی، به‌ویژه بنی‌قینقاع، بنی‌نضیر و بنی‌قریظه، به تدریج مسیر آشوب را در پیش گرفتند، یعنی تحریک دشمنان خارجی، جنگ روانی، نقض پیمان‌ها و تلاش برای ایجاد ناامنی داخلی.پیامبر اسلام تا آخرین مرحله، مسیر مدارا، گفت‌وگو و هشدار را پیمود، اما زمانی که آشوب به تهدیدی جدی برای موجودیت جامعه اسلامی تبدیل شد، برخورد قاطع را انتخاب کرد. این برخورد، نه از سر انتقام، بلکه برای حفظ امنیت عمومی و جلوگیری از فروپاشی جامعه نوپای اسلامی بود. تاریخ نشان داد که اگر این آشوب‌ها مهار نمی‌شد، مدینه پیش از آنکه به تمدن اسلامی تبدیل شود، از درون متلاشی می‌شد.
خوارج، آشوب با نقاب دیندارییکی از خطرناک‌ترین انواع اغتشاش، آشوبی است که با شعارهای دینی و ظاهری مقدس رخ می‌دهد. خوارج نمونه کلاسیک این جریان هستند. آنان اهل نماز، روزه و شعارهای به‌ظاهر الهی بودند، اما فهمی سطحی و متحجرانه از دین داشتند. قرآن می‌خواندند، اما قرآن از گلویشان فراتر نمی‌رفت.خوارج، ابتدا اعتراض داشتند، اما اعتراضشان به سرعت به اغتشاش فکری و سپس آشوب امنیتی تبدیل شد. آنان جامعه را دچار دوگانه‌های افراطی کردند، هر مخالفی را تکفیر کردند و نهایتاً دست به شمشیر بردند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام تا زمانی که آنان صرفاً منتقد بودند، با آنان مدارا کرد، حقوقشان را قطع نکرد و آزادی بیانشان را گرفت. اما وقتی خوارج به قتل، ناامنی و ایجاد رعب در جامعه روی آوردند، برخورد نظامی را یک ضرورت دانست. این تفکیک دقیق، الگویی ماندگار در فقه سیاسی اسلام است.اعتراض، حق اجتماعی یا مقدمه آشوب؟اسلام، جامعه ساکت و بی‌سؤال نمی‌خواهد. اعتراض، مطالبه و نقد در منطق دینی نه‌تنها مجاز، بلکه در مواردی واجب است. امر به معروف و نهی از منکر، بدون حق اعتراض معنا ندارد. اما مرز اعتراض با اغتشاش بسیار روشن است. اعتراض، اصلاح‌گر است، اغتشاش، ویرانگر. اعتراض، زبان دارد، اغتشاش، مشت و آتش. اعتراض به دنبال شفاف‌سازی است؛ اغتشاش به دنبال بحران‌سازی.قرآن کسانی را که به بهانه اصلاح، دست به فساد می‌زنند، افشا می‌کند. در سوره بقره می‌فرماید آنان می‌گویند ما اصلاح‌گر هستیم، در حالی که خودشان مفسدند، اما نمی‌فهمند. این نادانی، خطرناک‌ترین بخش ماجراست؛ زیرا آشوب‌گر، خود را قهرمان می‌بیند و جامعه را دشمن.
پیامدهای اجتماعی و اخلاقی آشوبآشوب فقط خیابان را ناامن نمی‌کند؛ اخلاق عمومی را نیز تخریب می‌نماید. در فضای آشوب، دروغ عادی می‌شود، شایعه مقدس جلوه می‌کند و خشونت توجیه‌پذیر می‌گردد. خانواده‌ها دچار اضطراب می‌شوند، سرمایه اجتماعی فرو می‌ریزد و اعتماد میان مردم و نهادها آسیب می‌بیند. این خسارت‌ها به‌مراتب سنگین‌تر از خسارت‌های مادی هستند و جبرانشان سال‌ها زمان می‌برد.جامعه‌ای که امنیت نداشته باشد، عدالت هم نخواهد داشتقرآن و سنت پیامبر نشان می‌دهد که اسلام، نه طرفدار سرکوب اعتراض است و نه اجازه‌دهنده اغتشاش. جامعه سالم، جامعه‌ای است که نقد در آن زنده است، اما آشوب در آن جایی ندارد. تاریخ یهودیان مدینه و خوارج به ما می‌آموزد که بی‌تفاوتی در برابر آشوب، به قیمت نابودی جامعه تمام می‌شود و برخورد قاطع با اغتشاش، اگر با عدالت و حکمت همراه باشد، ضامن بقای امنیت و رشد تمدنی خواهد بود.اسلام، امنیت را بستر عدالت می‌داند و هر حرکتی که این بستر را بسوزاند، حتی اگر با شعارهای زیبا همراه باشد، در نهایت به زیان مردم و حقیقت تمام خواهد شد.#اغتشاش#اعتراض#خوارج#امنیت
12:09 - 16 دی 1404

0 بازدید