پولپاشی عجیب رقبای ایران در استراتژیکترین صنعت قرن
در ریاض و ابوظبی، میلیاردها دلار به امیدِ تبدیل شدن به «پایتخت بعدی هوش مصنوعی» در حال سرمایهگذاری است.
گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس - در شبی از سال ۲۰۲۵، اتاق برنامهریزی پروژهٔ نئوم در شمال غربی عربستان، صحنهای نمادین از سودای سعودیها را به نمایش میگذاشت.مشاوران بینالمللی و مدیران صندوق سرمایهگذاری دولتی گرد هم آمده بودند و در مقابلشان مدارکی قرار داشت که در خیالشان حیاتی مینمود: قراردادی ۵ میلیارد دلاری برای ساخت یک مرکز دادهٔ عظیم، نقشهای برای یک شبکهٔ برق پاک، و سندی که وعده میداد نخستین «قطب هوش مصنوعی» خاورمیانه ظرف چند سال آینده محقق خواهد شد.در رؤیای این افراد، این تحرکات، تجسم هدفمندِ سرازیر کردن ثروت نفتی در مجرای سرمایهگذاریهای عظیم فناورانه بود؛ اقدامی که به گمانشان قرار بود آنها را از اقتصادی مبتنی بر سوخت فسیلی به اقتصادی مبتنی بر داده سوق دهد.در آن سوی خلیج فارس، ابوظبی نیز با راهبردی متفاوت، در سودای رسیدن به همان قدرت بود. شرکتهای دولتی و شبهدولتی چون جی۴۲ (G42)، صندوقهای ثروت ملی مانند مبادلا، و نهادهای سرمایهگذاری نظیر امجیایکس (MGX)، به تصورشان در حال بنا نهادن یک شبکهٔ فنی و مالی قدرتمند بودند.این شبکه با جذب سرمایههای هنگفت و ایجاد شراکتهای بینالمللی، مانند سرمایهگذاری ۱.۵ میلیارد دلاری مایکروسافت در جی۴۲، در رؤیای پوشش همه چیز، از مراکز داده تا ساخت مدلهای زبانی عظیم، به سر میبرد. هدف مشخص این ائتلاف میان دولت، سرمایه و غولهای فناوری، به زعمشان تبدیل امارات متحدهٔ عربی به «مرکز هوش مصنوعی» منطقه بود.
انگیزههای پنهان: طمع اقتصادی و قدرت ژئوپلیتیکی
انگیزهٔ این شتاب را میتوان در دو رکن اساسی خلاصه کرد: اقتصاد و امنیت. از منظر اقتصادی، گزارشهای مؤسسات مشاورهای همچون پرایسواترهاوسکوپرز (PwC) و مککنزی، سهم بالقوهٔ هوش مصنوعی در تولید ناخالص داخلی (GDP) را دهها میلیارد دلار برآورد میکردند.از نگاه آنها هوش مصنوعی، اهرمی کلیدی برای تنوعبخشی به اقتصادهای وابسته به نفت بود. از منظر امنیتی، کنترل زیرساختهای داده و توان پردازشی، در ذهن آنها به مثابهٔ اقتدار ژئوپلیتیکی نوین جلوه میکرد. آنها تصور میکردند کشوری که زیرساختها و مدلهای زبانی بزرگ را در اختیار داشته باشد، در رقابت فناوری و جنگ اطلاعات قدرت بیشتری کسب خواهد کرد.
ارقام و عمل: فراتر از گفتار
در پیوندِ میان گفتمان و عمل، اعداد و پروژهها شروع به تکلم کردهاند: عربستان خبر از طرح ایجاد صندوق ۴۰ میلیارد دلاری هوش مصنوعی داد و سرمایهگذاریهای دولتی را بهشدت افزایش داد.پروژهٔ نئوم قراردادی کلان با دیتاوُلت (DataVolt) امضا کرد تا یک مرکز دادهٔ ۱.۵ گیگاواتیِ خنثی از نظر انتشار گاز را تا سال ۲۰۲۸ راهاندازی کند که فاز اول آن به تنهایی ۵ میلیارد دلار سرمایه میطلبد. این ارقام صرفاً خبر نیستند؛ آنها کارنامهٔ یک برنامهٔ عمیق و بلندمدتاند که در پی بازتعریف نقش منطقه در زنجیرهٔ جهانی فناوری است.با این حال، سرمایهگذاری نجومی پول تنها بخش ظاهری ماجراست. در پشتِ قراردادهای بزرگ، رقابتی شدید برای جذب استعداد، خرید شرکتهای تخصصی، جذب پژوهشگران و انعقاد شراکتهای بینالمللی نیز در جریان است.ورود ایالات متحده و شرکتهای بزرگ فناوری حیاتی است: مایکروسافت به عنوان سرمایهگذار اصلی در جی۴۲، نه تنها سرمایه بلکه دسترسی به ابرمحاسبات و تکنولوژیهای پیشرفته خود را تسهیل میکند؛ امری که برای امارات جهت دستیابی سریع به توان فنی، کلیدی محسوب میشود. اما همین شراکتها نیز سؤالاتی جدی دربارهٔ استقلال فناوری، شرایط انتقال دانش و کنترل دادههای حساس ایجاد میکنند.
در میان این هیاهوی رقابتی، پروژههای بومی نیز شکل میگیرند: از ایجاد پارکهای فناوری در ریاض تا تسهیلات نوآوری در دبی و ابوظبی، همه نشان از برنامهای فراتر از «تبلیغات بزرگ» دارند. این ابتکارات با هدف ایجاد یک اکوسیستم کامل، از داده تا سختافزار و از مدل تا بازار، دنبال میشوند.کنفرانس سالانهٔ فناوری لیپ (LEAP) در ریاض، آینهای بود از این تحرک، با اعلام طرحهایی میلیارد دلاری برای آموزش نیروی انسانی، ساخت مراکز سوپرکامپیوتری و جذب کسبوکارهای نوپا (استارتاپها).
هوش مصنوعی در کانونِ چشمانداز ۲۰۳۰
وقتی عربستان سعودی در سال ۲۰۱۶ از طرح چشمانداز ۲۰۳۰ رونمایی کرد، شاید کمتر کسی پیشبینی میکرد که در عرض چند سال، هوش مصنوعی تا این حد در کانون این برنامه قرار گیرد. امروزه، صندوق سرمایهگذاری دولتی سعودی (PIF) به عنوان بازوی اصلی، سرمایههای هنگفتی را به سوی پروژههایی سرازیر کرده که نهتنها در سطح ملی، بلکه در مقیاس جهانی نیز توجهها را به خود جلب کرده است.نشریهٔ فایننشال تایمز در سال ۲۰۲۴ گزارش داد که عربستان بهطور جدی در حال رایزنی برای تأسیس یک صندوق ۴۰ میلیارد دلاری هوش مصنوعی است؛ صندوقی که هدف آن سرمایهگذاری مستقیم در کسبوکارهای نوپا (استارتاپها) و شرکتهای جهانی فعال در این حوزه است.پروژهٔ نئوم (NEOM)، به عنوان نماد بارز این سرمایهگذاری عظیم، قلب این تحول است. این شهر آیندهنگر که با سرمایهای معادل ۵۰۰ میلیارد دلار در حال ساخت است، میزبان یکی از بزرگترین طرحهای زیرساختی در حوزهٔ داده و محاسبات خواهد بود.در سال ۲۰۲۴ اعلام شد که شرکت دیتاوُلت (DataVolt) قراردادی به ارزش ۵ میلیارد دلار برای ساخت یک مرکز دادهٔ عظیم با ظرفیت ۱.۵ گیگاوات در نئوم امضا کرده است. این مرکز که قرار است با انرژی تجدیدپذیر فعالیت کند، با هدف تبدیل عربستان به یک قطب جهانی پردازش داده و هوش مصنوعی طراحی شده است.
راهبردهای متقابل در دو سوی خلیج فارس
در سوی دیگر خلیج، امارات متحدهٔ عربی استراتژی متفاوتی را در پیش گرفته است. در حالی که تمرکز عربستان بیشتر بر زیرساختها و پروژههای عظیم دولتی است، ابوظبی مسیر سرمایهگذاری در شرکتهای فناوری و شراکتهای بینالمللی را برگزیده است.شرکت جی۴۲ یعنی بازوی فناوری تحت حمایت دولت، نقشی محوری در این مسیر ایفا میکند. این شرکت نهتنها در زمینهٔ هوش مصنوعی، بلکه در حوزههای داروسازی، دادههای ژنومی و محاسبات ابری نیز فعال است. نقطه عطف این راهبرد زمانی رخ داد که در آوریل ۲۰۲۴، مایکروسافت ۱.۵ میلیارد دلار در جی۴۲ سرمایهگذاری کرد و طی توافقی، امارات به خدمات ابری اژور (Azure) و ظرفیتهای پردازش پیشرفتهٔ مایکروسافت دسترسی پیدا کرد.این معامله واکنشهای گستردهای در سطح جهانی به دنبال داشت. بلومبرگ گزارش داد که ایالات متحده برای تضمین عدم انتقال فناوریهای حساس به چین، نظارت شدیدی بر این همکاری اعمال کرده است. این امر نشان میدهد که رقابت بر سر هوش مصنوعی، صرفاً یک رقابت اقتصادی نیست، بلکه نبردی ژئوپلیتیکی است: کشوری که بتواند قدرت پردازشی و کنترل دادهها را در اختیار بگیرد، اهرم فشار تازهای در نظم جهانی به دست میآورد.در کنار این دو بازیگر اصلی، نهادهای دیگری نیز وارد میدان شدهاند. امجیایکس (MGX) در ابوظبی در سال ۲۰۲۴ با هدف تمرکز سرمایه در پروژههای هوش مصنوعی معرفی شد. مقامات اماراتی اعلام کردهاند که این نهاد قصد دارد صدها میلیارد دلار برای توسعهٔ هوش مصنوعی اختصاص دهد. همزمان، صندوق سرمایهگذاری مبادله (Mubadala) نیز اعلام کرده که سرمایهگذاری خود را در کسبوکارهای نوپای مرتبط با داده و هوش مصنوعی افزایش میدهد.
ابعاد اقتصادی و تاثیر منطقهای
بر اساس تحلیل مؤسسهٔ پرایسواترهاوسکوپرز (PwC)، هوش مصنوعی میتواند تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۳۲۰ میلیارد دلار به اقتصاد خاورمیانه بیفزاید. سهم امارات و عربستان از این رقم بسیار قابل توجه است؛ عربستان به تنهایی انتظار دارد حدود ۱۳ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) خود را تا سال ۲۰۳۰ از هوش مصنوعی به دست آورد.با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که ورود این کشورها به بازار هوش مصنوعی تنها انگیزههای اقتصادی ندارد. در ریاض و ابوظبی، امنیت ملی و وجههٔ بینالمللی انگیزههای اصلی هستند. گزارشهای اندیشکدههایی چون کارنگی و چتم هاوس نشان میدهند که کشورهای خلیج فارس میخواهند با توسعهٔ هوش مصنوعی، قدرت نرم خود را افزایش دهند؛ از دیپلماسی فناوری گرفته تا جذب استعدادهای جهانی.
رقابت بر سر مغزها: جذب نخبگان و خرید شرکتهای کلیدی
یکی از ابعاد مهم این سرمایهگذاریها، جذب استعدادهای بینالمللی است. طبق گزارش فوربز خاورمیانه، امارات در سال ۲۰۲۴ برنامههایی را برای جذب صدها پژوهشگر برجستهٔ هوش مصنوعی از اروپا و آمریکا به ابوظبی و دبی آغاز کرد. عربستان نیز با اعطای بورسهای تحقیقاتی و قراردادهای پرمنفعت، سعی دارد دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی جهانی را درگیر پروژههای نئوم کند.حتی خرید شرکتها نیز بخشی از این راهبرد است. در سالهای اخیر، جی۴۲ بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در کسبوکارهای نوپای دادهمحور اروپا و آسیا سرمایهگذاری کرده و شایعاتی دربارهٔ تلاش عربستان برای خرید سهام در کسبوکارهای نوپای فعال در هوش مصنوعی ژنوم و پزشکی دیجیتال منتشر شده است. این سیاستها نشان میدهد که کشورهای خلیج فارس تنها مصرفکنندهٔ فناوری نیستند، بلکه قصد دارند خودشان به بازیگر سطح اول این عرصه بدل شوند.
سایههای نظارت و حکمرانی بر سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی در خلیج فارس
سرمایهگذاریهای کلان در حوزهٔ هوش مصنوعی در کشورهای خلیج فارس، با وجود وعدههای چشمگیر اقتصادی، با مجموعهای از واکنشها و تحلیلهای انتقادی در سطح بینالمللی روبرو شده است. نگرانیها عمدتاً بر محورهای نظارت، حکمرانی ضعیف و تبعات ژئوپلیتیکی متمرکز هستند.
ریسکهای حقوقی و نظارتی: سوءاستفاده از دادهها
یکی از برجستهترین انتقادات، خطر سوءاستفاده از دادهها و زیرساختهای نظارتی است. در مقالهای تحت عنوان «سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی در خلیج فارس: فرصتها و ریسکهای نظارتی»، تأکید شده که این پروژهها «شبهنظامیسازی دادهها» را به همراه دارند و پتانسیل نظارت بر افراد را افزایش میدهند.با اشاره به سابقهٔ استفاده از فناوریهایی نظیر پگاسوس توسط برخی کشورها، این تحلیل هشدار میدهد که نبود کنترل قوی بر دادهها میتواند این کشورها را به سمت استفادهٔ ابزاری از هوش مصنوعی برای کنترل سیاسی سوق دهد.همچنین، در خصوص قانونگذاری، مقالهای دربارهٔ «حکمرانی هوش مصنوعی در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)» اشاره میکند که دولتهای منطقه تاکنون رویکردی نرم و انعطافپذیر را برگزیدهاند. این بدان معناست که اصول اخلاقی و اخلاقنامههای کلی تصویب شدهاند، اما خبری از قوانین الزامآور و اجرایی سخت نیست. این واقعیت، خطر «اخلاقنمایی» را بالا میبرد؛ یعنی شرکتها بهظاهر از اصول اخلاقی سخن میگویند، اما در عمل ابزارهای شفافیتی و نظارتی لازم را برای پاسخگویی ندارند.
امنیت ملی و دغدغههای ژئوپلیتیکی
قراردادهای فناوری با ایالات متحده نیز کانون توجه انتقادات امنیتی بودهاند. در گزارشی با عنوان «پس از معاملات هوش مصنوعی ترامپ در خلیج فارس چه خواهد شد؟»، به قرارداد عظیم فروش تراشههای اِنویدیا به امارات و عربستان اشاره شده است.ابهام اصلی این است که چه حکومتی کنترل نهایی این تراشهها را در دست خواهد داشت و آیا شرکتهای آمریکایی دسترسی امن خواهند داشت یا خیر. نگرانی ویژه این است که تمرکز شدید زیرساختی در منطقه، تبدیل به ریسکهای امنیتی جدی شود؛ از لحاظ جاسوسی، نظارت یا کنترل دادههای حساس توسط عوامل ثالث.
مشروعیتبخشی سیاسی و حقوق بشر
سازمان دیدهبان حقوق بشر (HRW) نیز در گزارشی با عنوان «مردی که جهان را خرید»، به سابقهٔ سرمایهگذاریهای صندوق سرمایهگذاری عمومی سعودی (PIF) پرداخته است.این گزارش بیان میکند که سرمایهگذاریهای بینالمللی صندوق، برای مشروعیتبخشی به دولت سعودی استفاده شده و در مواردی منجر به خاموش شدن صداهای منتقد شده است. به بیان دیگر، ابزار اقتصادی تبدیل به بازوی قدرت سیاسی شده است؛ هنگامی که همین ابزار به حوزهٔ فناوری و هوش مصنوعی گسترش یابد، خطر کنترل بیشتر دادهها و نظارت نیز افزایش مییابد.در همین راستا، مقالهای از وال استریت ژورنال (WSJ) با عنوان «شرکتهای هوش مصنوعی باید نسبت به ولخرجیهای خلیج فارس محتاط باشند»، هشدار میدهد که شرکتهای فناوری که وارد این بازار میشوند باید مراقب خطرات تجاری و سیاسی باشند.این مقاله به «ریسکهای سیاسی، ثبات قراردادها و امکان تغییر ناگهانی سیاستها» اشاره میکند. قراردادی که امروز به ظاهر بزرگ است، ممکن است فردا با تغییر دولت یا فشار خارجی دستخوش تغییرات بنیادین شود.
میدان رقابت قدرتهای بزرگ
تحلیل کایرو ریویو (The Cairo Review) تصویر را کامل میکند و میگوید که کشورهای خلیج فارس به میدان رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شدهاند؛ جایی که آمریکا، چین و اروپا همگی درگیر هستند.کشورهای خلیج فارس با استفاده از موقعیت جغرافیایی و ثروت سرمایه خود، سیاستهای هوش مصنوعی را به ابزاری دیپلماتیک تبدیل کردهاند. اما این استراتژی مخاطراتی چون وابستگی فناورانه، نفوذ خارجی و کاهش استقلال را به دنبال خواهد داشت.
درباره وابستگی و مصرفکنندگی
یکی از مهمترین نقاط ضعف سرمایهگذاریهای نجومی عربستان و امارات در هوش مصنوعی، وابستگی شدید آنها به فناوری و دانش خارجی است. اگرچه این کشورها با تزریق میلیاردها دلار توانستهاند شرکتهای بزرگی مانند «انویدیا»، «مایکروسافت» و «هواوی» را به میز مذاکره بکشانند، اما واقعیت این است که تقریباً هیچیک از زیرساختهای اساسی تولید تراشه، طراحی الگوریتمهای بومی یا تربیت نیروی انسانی متخصص به صورت مستقل در منطقه شکل نگرفته است.به زبان ساده، خلیج فارس بیش از آنکه تولیدکنندهی واقعی فناوری باشد، به مصرفکنندهی لوکس آن تبدیل شده است. برجهای شیشهای و مراکز داده عظیم در دوبی و ریاض بیشتر شبیه «نمایشگاه قدرت خرید» هستند تا کانونهای نوآوری پایدار. این وابستگی میتواند در بزنگاههای ژئوپلیتیک به نقطه ضعف بزرگی بدل شود؛ بهگونهای که اگر غرب یا چین تصمیم به محدودسازی صادرات فناوری بگیرند، پروژههای هوش مصنوعی منطقه به سرعت دچار بحران خواهند شد.منتقدان همچنین میگویند که تمرکز صرف بر خرید تجهیزات خارجی، مانع از پرورش اکوسیستم نوآوری بومی میشود. در حالی که کشورهای موفق در عرصه هوش مصنوعی (از آمریکا تا هند) سرمایهگذاری هنگفتی روی دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و استارتاپهای محلی انجام دادهاند، خلیج فارس بیشتر به خرید «راهحلهای آماده» بسنده کرده است. این روند، آنها را از تبدیل شدن به بازیگر واقعی و مستقل در بازار جهانی هوش مصنوعی بازمیدارد.
کلام آخر
سرمایهگذاریهای نجومی عربستان سعودی و امارات متحده عربی در عرصهی هوش مصنوعی تصویری پر زرقوبرق از «جهش فناورانه خلیج فارس» ساختهاند. از قراردادهای چندمیلیارد دلاری برای خرید تراشههای پیشرفته تا راهاندازی مراکز داده غولآسا و همکاری با شرکتهای فناوری برتر جهان، همه نشان میدهد که حاکمان این کشورها میخواهند منطقه را به قطب جهانی هوش مصنوعی بدل کنند.اما در پشت این روایت رسمی، شکافهای بزرگی دیده میشود: کمبود استقلال فناورانه، مصرفکنندگی صرف، تهدیدهای حقوق بشری ناشی از نظارت دیجیتال، و ریسکهای ژئوپلیتیکی. تجربههای گذشته در استفاده ابزاری از فناوریهای نظارتی مانند پگاسوس، ضعف قانونگذاری سخت در زمینه هوش مصنوعی و تمرکز صرف بر خرید خارجی، همگی این پروژهها را در معرض بحرانهای جدی قرار میدهد.به بیان دیگر، امروز خلیج فارس بیش از آنکه «خالق آینده دیجیتال» باشد، به «بازار خرید آینده دیجیتال» بدل شده است؛ بازاری که اگرچه با دلارهای نفتی بنا شده، اما در بزنگاههای بینالمللی ممکن است به سرعت فروبپاشد.با این حال، نمیتوان نقش این سرمایهگذاریها را در تغییر توازن قوا نادیده گرفت. حضور امارات و عربستان در رقابت جهانی برای هوش مصنوعی نشان میدهد که آینده فناوری دیگر فقط در سیلیکونولی یا پکن رقم نمیخورد؛ بلکه در بیابانهای ریاض و برجهای شیشهای دوبی نیز صحنههایی از این نبرد در حال شکلگیری است. پرسش اصلی این است که آیا این کشورها خواهند توانست فراتر از «مصرفکنندگی» رفته و به «تولیدکنندگان واقعی» هوش مصنوعی تبدیل شوند یا نه.
01:09 - 11 مهر 1404