پشت پرده اعتراف خلبان آمریکایی

در تحلیل کنش سیاسی امروز، به‌ویژه در بستر منازعات بین‌المللی، تفکیک میان روایت و واقعیت به یکی از چالش‌های بنیادین تبدیل شده است. ژان بودریار، فیلسوف فرانسوی، مفهوم «فراواقعیت» را برای توصیف وضعیتی به کار برد که در آن بازنمایی‌های رسانه‌ای، مرجع بیرونی خود را از دست می‌دهند و به حیاتی مستقل و خودارجاع ادامه می‌دهند. در این وضعیت، نشانه‌ها دیگر بازتاب یک واقعیت بیرونی نیستند، بلکه کم‌کم رابطه خود را با هر واقعیتی قطع می‌کنند و به وانموده بدل می‌شوند. نوشته پیش رو می‌کوشد یکی از وجوه منازعه اخیر میان ایران و آمریکا را در پرتو همین چارچوب مفهومی بخواند. تمرکز اصلی این خوانش بر یک تفکیک ساده اما مهم است: تفکیک میان ضرورت روایت‌سازی برای یک طرف، و بی‌نیازی از آن برای طرف دیگربرای فهم این تفکیک، باید از یک قاعده ساده شروع کرد. هنگامی که یک کنشگر سیاسی در میدان عمل به اهداف اعلامی خود دست نمی‌یابد، منطق حفظ مشروعیت او را به سمت جبران روایی سوق می‌دهد. به بیان روشن‌تر، وقتی نتیجه ماهوی صفر است، راوی به بُعد نمادین روی می‌آورد تا فقدان بُعد ماهوی را بپوشاند.در چنین وضعیتی، تعهد نیز مانع از اعتراف به شکست می‌شود، زیرا پذیرش بی‌حاصلی به ناهماهنگی شناختی غیرقابل تحملی برای رهبران و مردمی می‌انجامد که هزینه‌هایی را متحمل شده‌اند. نتیجه آن است که واقعیت میدانی نه بازنمایی، بلکه بازسازی می‌شود؛ نه روایت از واقعیت، بلکه روایتی جایگزین واقعیت ساخته می‌شود.
این سازوکار را می‌توان در جنگ روایت‌های ترامپ در قبال ایران به‌روشنی دید. او در شرایطی که گزارش‌های میدانی و داده‌های سایت‌های بین‌المللی، خلاف ادعاهایی درباره نابودی توان نظامی و پدافندی ایران و تسلط بر تنگه هرمز را نشان می‌دهد، مدعی است این اتفاقات در ایران افتاده است. این رفتار همان چیزی است که بودریار آن را حرکت از پنهان‌سازی واقعیت به پنهان نگه داشتن این واقعیت که امر واقعی دیگر واقعی نیست می‌نامد. در واقع ترامپ با تکیه بر شبکه اجتماعی خود و کنترل کانال‌های اطلاعاتی، تلاش کرد در فقدان یک پیروزی میدانی، دست‌کم یک پیروزی روایی برای خود بسازد.اما همان لحظه‌ای که این تماس رخ می‌دهد، سازوکار فراواقعی در معرض آزمون قرار می‌گیرد. اینجاست که مصداق عینی و اعتراف مستند وارد می‌شوند. اعتراف رسمی خلبان جنگنده آمریکایی به سرنگونی جنگنده اف-۱۵ توسط پدافند ایران، یکی از همین مصادیق است. این اعتراف نشان می‌دهد واقعیت میدانی، هرچند ممکن است برای مدتی زیر لایه‌های روایت ساختگی پنهان بماند، در نهایت خود را تحمیل می‌کند. در چارچوب نظریه بودریار، این لحظه را می‌توان بازگشت امر واقع دانست؛ لحظه‌ای که وانموده با مرجع خود مواجه می‌شود و دیگر نمی‌تواند خودارجاع بماند.نکته مهم آن است که این اعتراف نه از موضع ضعف ایران، بلکه از موضع قدرت میدانی صورت گرفت. آنچه پنتاگون را به فراری دادن سراسیمه خلبانان مجروح وادار کرد، نه روایت‌سازی رسانه‌ای، بلکه تسلط اطلاعاتی و سرعت عمل نیروهای مسلح ایران بود که فضای عملیاتی را برای آمریکا غیرقابل تحمل ساخت. این تفاوت بنیادین میان روایت قدرت و قدرت روایت است: یکی از فقدان قدرت می‌آید و دیگری از حضور آن.
با این مقدمات، پرسش محوری اینجاست که آیا ایران برای اثبات توانمندی‌های خود نیازی به ورود به بازی فراواقعیت دارد؟ پاسخ منفی است. فراواقعیت ابزار کنشگرانی است که در میدان به شکست خوردند و می‌کوشند این شکست را در سپهر نشانه‌ها جبران کنند اما ایران در مقابل، دارای دستاوردهای میدانی ملموسی است که خودبه‌خود مصداق توانمندی نظامی به شمار می‌روند؛ بنابراین نیازی نمیبیند که به ساختن روایت متوسل شود.این تفکیک، پیامد نظری مهمی نیز دارد. در چارچوب نظریه بودریار، ورود به فراواقعیت به معنای تسلیم شدن به منطق نشانه‌ها و پذیرش قواعد بازی‌ است که در آن هیچ مرجع بیرونی وجود ندارد و همه چیز به بازی بی‌پایان دال‌ها فروکاسته می‌شود. اما اگر یک کنشگر دارای مرجع عینی باشد، یعنی دستاوردهایی که خارج از نظام نشانه‌ای قابل تأیید و مشاهده‌اند، نیازی به مشارکت در این بازی ندارد. بنابراین ایران، برخلاف ترامپ، نیازی به عمل بر مبنای فراواقعیت ندارد، زیرا دستاوردهایش در میدان، مصداق خود را دارد.باید اشاره داشت که فراواقعیت ابزار کسانی است که از مصداق بی‌بهره‌اند. ترامپ، در فقدان دستاورد میدانی، به روایت‌سازی رسانه‌ای پناه آورده است؛ اما اعتراف خلبان آمریکایی، این روایت را در برابر گواهی عینی بی‌دفاع ساخت. ایران، برعکس، در موقعیتی قرار دارد که نیازی به ساخت واقعیت ندارد، زیرا واقعیت در میدان ساخته شده و در اعتراف دشمن تأیید شده است.تمایز میان قدرت روایت و قدرت میدان در همین نکته است که اولی از ضعف می‌آید و دومی از حضور. و در نهایت، آنچه فراواقعیت را در برابر خود می‌شکند، نه روایت متقابل، بلکه مصداق است؛ همان چیزی که ترامپ از آن بهره‌ای ندارد و اکنون بیش از قبل ثابت شد که ایران از آن برخوردار است.
10:49 - 24 شهریور 1405
سیاست
نظامی و امنیتی
سیاست خارجی

2 بازنشر4 واکنش
70٫9k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌ناشناس -‌
@BOHLOL140424 شهریور 1405
در پاسخ به
صدا و سیمافوری باید روایت واقعی عملیات فریب خلبان آمریکایی برای رد گم کردن و ایجاد بهانه برای ورود ناوگان هوایی آمریکا به اطراف اصفهان و عملیات سرقت یا نابودی مواد هسته ای در اصفهان دقیقا فردای 13 بدر با دادن نقشه منطقه توسط مزدوران داخلی به آمریکایی ها برای نابودی مواد هسته ای ایران برملا شود.