7 مرداد 1404

یک ایرانی غریب، دنبال نشانی از بهلول می‌گردد!

بیش از یکساعت بود که در خانه‌اش نشسته‌بودم. آهی کشید و نگاهش را به من دوخت. روی زانو جلو آمد و به رسم خودشان دوباره بغل‌کشی کرد و مرا در آغوش گرفت. گفت: می‌بینی دنیا چقدر کوچک است؟حالا حساب ما با هم فرق می‌کند. یک عزیز مشترک داریم که ما و شما را با هم رفیق کرد! جناب بهلول!
شما کمتر سالخورده ای را پیدا می کنید که در سن 95 سالگی نیم ساعت در مدح امام رضا علیه السلام از حفظ آن هم سروده خود را برای مخاطبین بخواند. وقتی به ایشان گفته بودند که راجع به این موضوع صحبت کنید ، گفته بود که هر چه خدا بر زبانم جاری کرد همون را برای شما می گویم. اندکی تأمل و سپس شروع کرد به مدح حضرت رضا علیه السلام.
10:50 - 7 مرداد 1404

3 واکنش
1183 بازدید