جادوی سیاه و سفید کلاویه‌ها

پیانو در طول بیش از سه قرن، از سازی با سازوکار تازه برای کنترل شدت صدا به یکی از ابزارهای اصلی موسیقی جهان تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار هنر و موسیقی باشگاه خبرنگاران توانا؛ پیانو سازی کلاویه‌ای و زهی است که صدای آن با ضربه‌خوردن چکش‌های کوچک به سیم‌ها تولید می‌شود. به همین دلیل، پیانو با وجود داشتن صفحه‌کلید، از نظر سازشناسی در خانواده سازهای زهی قرار می‌گیرد؛ هرچند سازوکار چکشی آن ویژگی متمایزی به وجود آورده است.وقتی نوازنده یکی از کلاویه‌ها را فشار می‌دهد، مجموعه‌ای از اهرم‌ها و قطعات مکانیکی حرکت می‌کنند و چکش مربوط به آن نت به سیم یا سیم‌های مربوط ضربه می‌زند. سیم به ارتعاش درمی‌آید و این ارتعاش از طریق پل به صفحه تشدید منتقل می‌شود. صفحه تشدید، که معمولاً از چوب ساخته شده، به تقویت و انتشار صدا کمک می‌کند.با رهاکردن کلاویه، سازوکار خفه‌کننده یا دمپر، در نت‌هایی که دمپر دارند، ارتعاش سیم را متوقف می‌کند. در نتیجه، صدای پیانو تنها حاصل برخورد چکش با سیم نیست؛ بلکه حاصل هماهنگی مجموعه‌ای از اجزای مکانیکی و صوتی است.
کلاویهپیانوی استاندارد امروزی معمولاً ۸۸ کلاویه دارد: ۵۲ کلاویه سفید و ۳۶ کلاویه سیاه. این گستره از نت لا در اکتاو نخست تا دو در اکتاو هشتم امتداد می‌یابد. کلاویه‌های سفید و سیاه امکان اجرای نت‌های طبیعی و تغییر‌یافته را فراهم می‌کنند.گستره صوتی پیانو به نوازنده اجازه می‌دهد صداهای بم، میانی و زیر را هم‌زمان به کار بگیرد. دست چپ اغلب مسئول اجرای نت‌های بم، الگوهای همراهی یا بخشی از هارمونی است و دست راست معمولاً ملودی یا بخش‌های زیرتر را اجرا می‌کند؛ البته این تقسیم کار یک قاعده قطعی نیست و در آثار مختلف تغییر می‌کند.
پدال‌هادر پیانوی گرند و بسیاری از پیانوهای دیواری، سه پدال وجود دارد، هرچند عملکرد پدال میانی در همه مدل‌ها یکسان نیست.پدال راست یا دمپر: با بالا نگه‌داشتن دمپرها، اجازه می‌دهد صدا پس از رهاشدن کلاویه ادامه پیدا کند. این پدال برای ایجاد پیوستگی و طنین اهمیت زیادی دارد.پدال چپ یا سوردین، با عملکرد نرم‌کننده صدا: در پیانوی گرند معمولاً سازوکار ضربه چکش‌ها را تغییر می‌دهد و رنگ صوتی را دگرگون می‌کند؛ در بسیاری از پیانوهای دیواری، چکش‌ها را به سیم‌ها نزدیک‌تر می‌کند. پدال میانی: در پیانوی گرند حرفه‌ای اغلب پدال سوستنوتو است؛ یعنی فقط نت‌هایی را که هنگام فشردن پدال در حال نواختن‌اند نگه می‌دارد. در بسیاری از پیانوهای دیواری ممکن است عملکرد دیگری، مانند کاهش صدا برای تمرین، داشته باشد.استفاده از پدال‌ها صرفاً یک مهارت مکانیکی نیست؛ زمان‌بندی درست آن‌ها در وضوح هارمونی، پیوستگی ملودی و کیفیت بیان موسیقایی نقش دارد.
تفاوت پیانوی گرند، دیواری و دیجیتالپیانوی گرند (Grand Piano)در این مدل، سیم‌ها و صفحه تشدید به‌صورت افقی قرار می‌گیرند. گرندهای کنسرتی برای سالن‌های بزرگ و اجرای حرفه‌ای طراحی می‌شوند و سازوکار آن‌ها امکان کنترل دقیق و پاسخ‌گویی مناسب به نوازنده را فراهم می‌کند.
پیانوی دیواری (Upright Piano)سیم‌ها به‌صورت عمودی قرار دارند و ساز فضای کمتری اشغال می‌کند. این مدل در خانه‌ها، آموزشگاه‌ها و فضاهای تمرین کاربرد فراوان دارد.
پیانوی دیجیتال (Digital Piano)صدا در این ساز به کمک نمونه‌برداری صوتی یا مدل‌سازی دیجیتال تولید می‌شود. بسیاری از مدل‌ها کلاویه‌های سنگین‌شده، خروجی هدفون و امکانات ضبط دارند. نگهداری آسان‌تر و امکان تمرین بی‌صدا از مزایای آن‌هاست، هرچند کیفیت پاسخ کلاویه‌ها و صدا در مدل‌های مختلف متفاوت است.تفاوت این سازها را نباید صرفاً در اندازه یا قیمت خلاصه کرد. مکانیزم تولید صدا، واکنش کلاویه‌ها، کیفیت طنین، شرایط آکوستیکی محیط و هدف نوازنده همگی در انتخاب ساز مؤثرند.
تاریخچه پیانوپیش از پیدایش پیانو، سازهایی مانند هارپسیکورد و کلاویکورد در موسیقی اروپا استفاده می‌شدند. هر دو ساز کلاویه داشتند، اما شیوه تولید صدای آن‌ها با پیانوی امروزی متفاوت بود. در هارپسیکورد، سیم‌ها به کمک زبانه‌ای کوچک زخمه می‌خوردند و شدت صدای هر نت را نمی‌شد به همان شیوه پیانو، صرفاً با تغییر فشار انگشت بر کلاویه، کنترل کرد.در حدود سال ۱۷۰۰ میلادی، بارتولومئو کریستوفوری، سازنده ایتالیایی سازهای کلاویه‌ای که در دربار خاندان مدیچی در فلورانس فعالیت می‌کرد، سازی ساخت که امکان کنترل شدت صدا با شیوه نوازندگی را فراهم می‌کرد. این ساز بعدها با نام پیانوفورته شناخته شد؛ واژه‌ای برگرفته از دو اصطلاح ایتالیایی piano به معنای نرم و forte به معنای قوی.اهمیت این اختراع فقط در تغییر مکانیزم ساز نبود. نوازنده می‌توانست یک عبارت موسیقایی را با صدایی آرام آغاز کند، به‌تدریج شدت آن را افزایش دهد و دوباره به فضایی ملایم بازگردد. این امکان، ظرفیت تازه‌ای برای بیان احساسات، شکل‌دهی جمله‌های موسیقایی و ایجاد تضاد میان بخش‌های مختلف یک اثر به وجود آورد.
پیانو در عصر کلاسیکدر نیمه دوم قرن هجدهم، پیانو به‌تدریج جایگاه مهم‌تری در موسیقی اروپا پیدا کرد. آهنگسازانی مانند ولفگانگ آمادئوس موتسارت و یوزف هایدن برای این ساز سونات‌ها و کنسرتوهایی نوشتند که در گسترش زبان موسیقی پیانو نقش داشتند.موتسارت از جمله آهنگسازانی بود که کنسرتو پیانو را به قالبی مهم برای نمایش هم‌زمان توانایی نوازنده و ظرفیت‌های ارکستر تبدیل کرد. در کنسرتو، پیانو صرفاً ملودی را همراهی نمی‌کند؛ بلکه در گفت‌وگویی موسیقایی با ارکستر قرار می‌گیرد. گاهی سولیست ایده‌ای را مطرح می‌کند، ارکستر به آن پاسخ می‌دهد و گاهی دو طرف در تقابل یا همراهی با یکدیگر پیش می‌روند.در این دوره، پیانو هنوز از نظر ساختمان، گستره صوتی و قدرت صدا با سازهای امروزی تفاوت داشت. با این حال، آهنگسازان به‌تدریج از امکانات آن برای خلق آثار پیچیده‌تر استفاده کردند.
بتهوون و گسترش ظرفیت‌های بیانی پیانولودویگ فان بتهوون از آهنگسازانی بود که ظرفیت‌های بیانی پیانو را به شکل چشمگیری گسترش داد. آثار او از نظر تضادهای دینامیکی، پیچیدگی ساختاری، گستره فنی و شدت عاطفی، مسیر تازه‌ای برای موسیقی پیانو گشودند.در سونات‌های بتهوون، پیانو فقط وسیله‌ای برای اجرای ملودی‌های زیبا نیست؛ گاهی به ابزاری برای بیان کشمکش، اضطراب، اندوه و پیروزی تبدیل می‌شود. تغییرات ناگهانی شدت صدا، استفاده از سکوت، تکرار الگوهای ریتمیک و گسترش فرم‌های موسیقایی از ویژگی‌های مهم برخی آثار اوست.سونات شماره ۱۴ او، مشهور به «مهتاب»، نمونه‌ای شناخته‌شده از این ظرفیت بیانی است؛ هرچند نباید تمام آثار بتهوون را به این فضای آرام و تأمل‌برانگیز محدود کرد. سونات‌های او از نظر شخصیت و ساختار تنوع فراوانی دارند.
قرن نوزدهم؛ دوران پیانیست‌های بزرگدر قرن نوزدهم، پیانو به یکی از نمادهای مهم زندگی موسیقایی اروپا تبدیل شد. گسترش سالن‌های کنسرت، تغییرات فنی ساز و رشد فرهنگ اجرای عمومی باعث شدند نوازندگی حرفه‌ای پیانو بیش از گذشته مورد توجه قرار بگیرد.در این دوره، چند آهنگساز و نوازنده نقش برجسته‌ای داشتند:فردریک شوپن: بخش مهمی از آثارش را برای پیانو نوشت. نوکتورن‌ها، مازورکاها، پولونزها، اتودها و بالادهای او از نمونه‌های شاخص پیانوی رمانتیک‌اند. آثار شوپن به ظرافت ملودی، انعطاف ریتم و توجه به رنگ صوتی مشهورند.
چایکوفسکی و جایگاه پیانو در موسیقی رمانتیکپیوتر ایلیچ چایکوفسکی، آهنگساز روس قرن نوزدهم، از چهره‌هایی است که در گسترش ظرفیت‌های بیانی پیانو در موسیقی رمانتیک نقش داشته‌اند. اگرچه نام او بیش از همه با باله‌هایی مانند «دریاچه قو»، «زیبای خفته» و «فندق‌شکن» و نیز آثار سمفونیکش شناخته می‌شود، آثار پیانویی او نیز جایگاهی مهم در رپرتوار موسیقی کلاسیک دارند.در میان این آثار، کنسرتو پیانو شماره ۱ در سی‌بمل مینور، اپوس ۲۳، شهرت ویژه‌ای دارد. این اثر که در سال‌های ۱۸۷۴ و ۱۸۷۵ نوشته شد، نمونه‌ای از ترکیب توانایی تکنیکی نوازنده با ظرفیت‌های ارکسترال و بیان عاطفی موسیقی رمانتیک است. در این کنسرتو، پیانو و ارکستر در رابطه‌ای پویا قرار می‌گیرند؛ گاه ملودی‌ها میان آن‌ها ردوبدل می‌شود و گاه پیانو با پاساژهای دشوار و آکوردهای قدرتمند، نقش محوری اجرا را بر عهده می‌گیرد.اهمیت چایکوفسکی در تاریخ پیانو تنها به این کنسرتو محدود نیست. مجموعه «فصل‌ها»، شامل ۱۲ قطعه برای پیانو، وجه دیگری از زبان موسیقایی او را نشان می‌دهد؛ زبانی که در آن، به‌جای نمایش قدرت تکنیکی و تقابل با ارکستر، توجه به فضای شاعرانه، رنگ صوتی و تصویرسازی موسیقایی برجسته می‌شود.آثار پیانویی چایکوفسکی نشان می‌دهند که این ساز در موسیقی رمانتیک ظرفیت‌های متنوعی داشته است: از اجرای پرقدرت و نمایشی در کنسرتو تا بیان ظریف و توصیفی در قطعات انفرادی. به همین دلیل، بررسی آثار او می‌تواند بخشی از روایت تحول پیانو از یک ساز کلاویه‌ای به ابزاری گسترده برای بیان هنری باشد.
کلارا شومان: پیانیست و آهنگسازی برجسته بود که در زمانی فعالیت می‌کرد که فرصت‌های حرفه‌ای زنان در موسیقی محدودتر بود. فعالیت اجرایی و نقش او در معرفی آثار آهنگسازان هم‌دوره‌اش، بخشی مهم از تاریخ اجرای پیانو است.در همین قرن، ساختار پیانو نیز تغییر کرد. استحکام بیشتر بدنه، تحول مکانیزم چکش‌ها و افزایش توان تحمل کشش سیم‌ها به ساز اجازه داد صدایی قدرتمندتر تولید کند. این تغییرات برای اجرای آثار بزرگ در سالن‌های کنسرت اهمیت زیادی داشتند.
قرن بیستم و دوران معاصردر قرن بیستم، موسیقی پیانو از یک زبان واحد فاصله گرفت و مسیرهای گوناگونی پیدا کرد. برخی آهنگسازان به سنت‌های کلاسیک و رمانتیک وفادار ماندند؛ برخی دیگر با ریتم‌ها، هارمونی‌ها و ساختارهای تازه، زبان متفاوتی برای این ساز ایجاد کردند.سرگئی راخمانینف با آثار پرحجم و دشوار پیانویی، کلود دبوسی با توجه به رنگ صوتی و فضاهای هارمونیک و بارتوک با بهره‌گیری از الگوهای ریتمیک و تأثیرات موسیقی فولکلور، نمونه‌هایی از این تنوع را نشان می‌دهند.در کنار موسیقی کلاسیک، پیانو در جاز، موسیقی فیلم، پاپ و موسیقی الکترونیک نیز جایگاه مهمی پیدا کرد. در این فضاها، نقش ساز می‌تواند از اجرای ملودی و هارمونی تا ساخت ریتم، بداهه‌نوازی و ایجاد بافت صوتی گسترده باشد.در نتیجه، تاریخ پیانو را نمی‌توان تنها تاریخ پیشرفت یک وسیله موسیقایی دانست؛ این تاریخ با تحول شیوه آهنگسازی، شکل‌گیری حرفه نوازندگی و تغییر رابطه موسیقی با جامعه پیوند خورده است.
پیانو در ایرانتاریخ پیانو در ایران را باید در پیوند با ورود موسیقی غربی، تحولات فرهنگی دوره قاجار و گسترش آموزش موسیقی در دوره‌های بعد بررسی کرد. پیانو به‌تدریج وارد فضای موسیقی شهری ایران شد و در کنار سازهای ایرانی و سازهای دیگر غربی، جایگاهی در آموزش، اجرا و آهنگسازی پیدا کرد.با گسترش نهادهای آموزش موسیقی، فعالیت هنرمندانی که با موسیقی کلاسیک غربی و موسیقی ایرانی آشنایی داشتند، زمینه‌ای برای شکل‌گیری شیوه‌های متفاوت نوازندگی پیانو در ایران فراهم شد. برخی نوازندگان به اجرای رپرتوار کلاسیک اروپا پرداختند؛ برخی دیگر کوشیدند از ظرفیت‌های پیانو برای اجرای ملودی‌ها و فضاهای موسیقی ایرانی استفاده کنند.پیانو و موسیقی ایرانییکی از موضوعات مهم در تاریخ نوازندگی پیانو در ایران، تلاش برای سازگارکردن این ساز با ویژگی‌های موسیقی ایرانی است.پیانوی استاندارد با کوک متداول موسیقی غربی، برای اجرای مستقیم تمام ظرافت‌های فواصل موسیقی ایرانی طراحی نشده است. موسیقی ایرانی از فواصل و شیوه‌های اجرایی‌ای بهره می‌برد که در برخی موارد با تقسیم‌بندی معمول دوازده نیم‌پرده مساوی در هر اکتاو تفاوت دارند.بااین‌حال، این محدودیت به معنای ناتوانی پیانو در اجرای موسیقی ایرانی نیست. نوازندگان و آهنگسازان با استفاده از انتخاب نت‌ها، آرایش ملودی، تأکیدهای ریتمیک، تزئینات و امکانات اجرایی ساز، شیوه‌های مختلفی برای نزدیک‌شدن به بیان موسیقی ایرانی ایجاد کرده‌اند.در این زمینه، جواد معروفی از چهره‌های مهم تاریخ پیانونوازی ایران به شمار می‌رود. او با پیانو و ارکستر آشنا بود و در شکل‌گیری شیوه‌ای ایرانی‌تر در نوازندگی پیانو و تنظیم موسیقی نقش داشت.
پیانیست‌های ایرانیبرای معرفی پیانیست‌های ایرانی، بهتر است میان سه گروه تفاوت بگذاریم: نوازندگان موسیقی کلاسیک که بخش مهمی از فعالیتشان اجرای آثار پیانویی است، هنرمندان پیانیست و آهنگساز که در موسیقی ایرانی و پاپ فعالیت کرده‌اند، و موسیقی‌دانانی که علاوه بر نوازندگی پیانو، بیشتر به‌عنوان رهبر ارکستر یا آهنگساز شناخته می‌شوند.این تفکیک مهم است؛ زیرا هر نوازنده‌ای که پیانو می‌نوازد، لزوماً پیانیست کنسرت کلاسیک یا سولیست پیانو نیست.رافائل میناسکانیان؛ از پیشگامان رسیتال پیانوی کلاسیک در ایرانرافائل میناسکانیان از چهره‌های شناخته‌شده نوازندگی پیانوی کلاسیک در ایران است. او در تهران متولد شد و در خانواده‌ای علاقه‌مند به موسیقی رشد کرد. مادرش پیانو می‌نواخت و پدرش ویولن‌نواز بود؛ بنابراین از کودکی با موسیقی آشنا شد.او آموزش پیانو را نزد استادانی از جمله حق‌نظریان و امانوئل ملیک‌اصلانیان دنبال کرد. میناسکانیان در نوجوانی به اجرای عمومی پرداخت و از جمله چهره‌هایی است که در تاریخ اجرای رسیتال پیانوی کلاسیک در تلویزیون ایران جایگاه پیشگامانه‌ای دارد.مسیر حرفه‌ای او شامل اجرا، آموزش و فعالیت در حوزه موسیقی کلاسیک بوده است. پس از دوره‌هایی از زندگی و تحصیل در خارج از ایران، به کشور بازگشت و در کنار اجرای آثار کلاسیک، به آموزش پیانو نیز پرداخت. همکاری با نوازندگان و گروه‌های موسیقی، اجرای رسیتال و فعالیت دانشگاهی از جنبه‌های مهم کارنامه او به شمار می‌روند.
از جمله برنامه‌های شاخص او می‌توان به اجرای برنامه‌ای با محوریت بتهوون در تالار وحدت در سال ۲۰۱۳ و رسیتال‌های متعدد در ایران اشاره کرد. او همچنین در سال ۲۰۱۹ نشان درجه یک هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را دریافت کرد.اهمیت میناسکانیان تنها در سابقه اجرای صحنه‌ای نیست؛ تداوم فعالیت آموزشی و حضور چندین‌ساله او در فضای موسیقی کلاسیک ایران نیز بخشی از جایگاه هنری اوست.
انوشیروان روحانی؛ پیانیست و آهنگسازی با زبان ملودیک ایرانیانوشیروان روحانی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های موسیقی ایران است که فعالیتش در پیوند میان نوازندگی، آهنگسازی و موسیقی عامه‌پسند قرار می‌گیرد. او در رشت متولد شد و آموزش موسیقی را از کودکی آغاز کرد. پدرش، رضا روحانی، از موسیقی‌دانان خانواده بود و بعدها انوشیروان نزد جواد معروفی نیز آموزش دید.روحانی علاوه بر نوازندگی پیانو، در زمینه آهنگسازی ترانه، ساخت موسیقی فیلم، تنظیم ارکسترال و نوازندگی ارگ فعالیت کرده است. آثار او در طول چند دهه با خوانندگان ایرانی اجرا شده‌اند و بخشی از آن‌ها به حافظه عمومی موسیقی ایران راه یافته‌اند.از شناخته‌شده‌ترین آثار او می‌توان به این قطعات اشاره کرد: «سلطان قلب‌ها»، «گل سنگم»، «دلم کوچولو»، «تولدت مبارک». در کنار این آثار، روحانی قطعات بی‌کلام، آثار ارکسترال و موسیقی فیلم نیز ساخته است. کارنامه او بنا بر زندگی‌نامه منتشرشده در وب‌سایت رسمی‌اش، شامل بیش از ۵۰۰ اثر در قالب‌های گوناگون است.اهمیت روحانی برای گزارش پیانو در ایران از این جهت است که نمونه‌ای از پیوند نوازندگی پیانو با آهنگسازی ملودیک و موسیقی عامه‌پسند به شمار می‌رود. او را نباید صرفاً در رده پیانیست‌های کلاسیک کنسرتی قرار داد؛ بخش مهمی از شهرتش به آهنگسازی و ساخت ملودی‌های ماندگار مربوط است.
شهرداد روحانی؛ پیانیست، آهنگساز و رهبر ارکسترشهرداد روحانی در سال ۱۳۳۳ در تهران متولد شد. او از کودکی پیانو نواخت و بعدها در وین در زمینه آهنگسازی و رهبری ارکستر تحصیل کرد. با وجود آنکه بیشتر در عرصه عمومی به‌عنوان آهنگساز و رهبر ارکستر شناخته می‌شود، نوازندگی پیانو نیز بخشی از پیشینه موسیقایی اوست.یکی از شناخته‌شده‌ترین مقاطع کارنامه بین‌المللی او، همکاری با یانی در اجرای Live at the Acropolis در سال ۱۹۹۳ است؛ برنامه‌ای که در آن شهرداد روحانی ارکستر همراه اجرا را تنظیم و رهبری کرد. او همچنین با ارکسترهای مختلف بین‌المللی همکاری داشته و در سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ رهبر ارکستر سمفونیک تهران بود.برای معرفی دقیق او در گزارش پیانو، باید میان کارنامه پیانویی و فعالیت رهبری ارکستر تمایز قائل شد. شهرت بین‌المللی روحانی بیش از آنکه حاصل رسیتال‌های انفرادی پیانو باشد، به رهبری ارکستر، آهنگسازی و همکاری‌های بین‌المللی او مربوط است.
لوریس چکناواریانلوریس چکناواریان، آهنگساز و رهبر ارکستر ایرانی ارمنی‌تبار، در سال ۱۳۱۶ در بروجرد متولد شد. او در وین موسیقی خواند و بعدها در سالزبورگ و ایالات متحده به ادامه تحصیل پرداخت. بخش مهمی از کارنامه او به آهنگسازی اپرا، سمفونی، موسیقی مجلسی، آثار ارکسترال و رهبری ارکستر مربوط است.چکناواریان برای پیانو نیز آثار متعددی نوشته است. از جمله، مجموعه Kaleidoscope for Piano شامل قطعاتی در سطوح مختلف آموزشی است که در آن‌ها به عناصر موسیقی ارمنی توجه شده است. این آثار نشان می‌دهند که پیانو در کارنامه آهنگسازانی که بیشتر با ارکستر و اپرا شناخته می‌شوند نیز نقش مهمی دارد.بااین‌حال، چکناواریان را باید در گزارش به‌عنوان آهنگساز و رهبر ارکستر معرفی کرد که بخشی از آثارش برای پیانو نوشته شده‌اند، نه به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی رسیتال انفرادی پیانو.
کلام آخردر نهایت، پیانو را نمی‌توان تنها مجموعه‌ای از کلاویه‌های سیاه و سفید دانست. این ساز هم بخشی از تاریخ موسیقی است و هم ابزاری زنده برای خلق آثار تازه؛ ابزاری که توانسته میان سنت و نوآوری، موسیقی کلاسیک و معاصر و زبان‌های موسیقایی گوناگون ارتباط برقرار کند.
۱۰ MB
فیلم بالا آنیسا یزدانیان، نوجوان چهارده ساله از بوشهر، سولیست پیانو که در تالار وحدت در کنار ارکستر سمفونیک تهران درحال نواختن آثار موتسارت است.#پیانو #تالار_وحدت #روحانی #موسیقی
21:51 - 18 مهر 1405
موسیقی





1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌آرمان صادقی‌
@armansadeghi18 مهر 1405
در پاسخ به @haqiqat
عالیییییییییییییییییییی بود