نشانههای پنهانی که میگویند در یک رابطه سمی گیر افتادهاید
اگر مدام احساس گناه، ترس، خستگی و نادیده گرفتهشدن دارید، شاید وقت آن رسیده باشد که نشانههای یک رابطه فرسایشی را جدیتر ببینید.
گروه زندگی: تا به حال برایتان پیش آمده که بعد از یک چای دونفره، یک گپ ساده تلفنی یا حتی یک احوالپرسی معمولی با کسی، احساس کنید تمام انرژیتان تخلیه شده؟ انگار ساعتها کار سنگین بدنی انجام دادهاید، سنگینی عجیبی روی قفسه سینهتان نشسته و مدام در سرتان مرور میکنید که «کجای حرفم اشتباه بود؟ چرا ناراحتش کردم؟».گاهی وقتها در رابطهای هستیم که در ظاهر همه چیز خوب و موجه به نظر میرسد، اما ته دلمان حس میکنیم مدام باید روی لبه تیغ یا شیشهخرده راه برویم تا مبادا خطایی از ما سر بزند. اما چطور بفهمیم درگیر یک سوءتفاهم سادهایم یا واقعاً در تله یک «رابطه فرسایشی و سمی» گیر افتادهایم؟برای پاسخ به این سوال، سراغ زهره کاظمزاده، روانشناس، طرحوارهدرمانگر و زوجدرمانگر رفتیم تا از زنگ خطرهای پنهان و راههای خروج از این کلاف سردرگم بگوید. زنگ خطرهایی که در درونتان صدا میدهند
کاظمزاده در ابتدا مرز مهمی میان خطاهای طبیعی انسانها با روابط آسیبزننده ترسیم میکند و میگوید: «همه آدمهایی که در مقطعی به ما آزار میرسانند، ذاتاً آدمهای سمی نیستند؛ اما تجربه یکسری حسها و رفتارهای مشخص، دقیقاً حکم زنگ خطر را دارد که نباید ساده از کنارش گذشت.»این روانشناس معتقد است قبل از هرچیز باید حالِ دل و جسم خودمان را بعد از ارتباط با آدمها رصد کنیم: «اگر بعد از هر بار صحبت یا دیدار با یک نفر، تجربه این نشانهها را داری:احساس میکنی تمام انرژی روانی و جسمیات تخلیه شده است، مدام درگیر عذاب وجدانی و خودت را مقصرِ همهچیز میدانی،از ترسِ ناراحت شدن، قهر کردن یا داد و بیداد او، حرف دلت و عقیدهات را سانسور میکنی،و در نهایت، ته دلت این حس تلخ نشسته که انگار هیچوقت، هرچقدر هم تلاش کنی، به اندازه کافی خوب و دوستداشتنی نیستی؛ این نشانهها نشان میدهند که زمان بازنگری در نوع رابطه و توجه به سلامت روان فرا رسیده است.»
الگوهایی که عزتنفستان را ذرهذره آب میکند
گاهی افراد تمایل دارند رفتارهای مداوم و آسیبرسان را توجیه کنند؛ اما خط فاصل میان یک خطای گذرا و یک رابطه ناسالم کجاست؟ کاظمزاده در اینباره تصریح میکند: «تفاوت کلیدی اینجاست که در یک رابطه ناسالم، آسیبها اتفاقی و موردی نیستند، بلکه در قالب رفتارهای تکرارشونده و نظاممند رخ میدهند.»این زوجدرمانگر الگوهای رفتاری طرف مقابل را اینگونه دستهبندی میکند: «اگر طرف مقابل در رابطه بهطور مستمر رفتارهای زیر را بروز میدهد:احساسات، دلنگرانیها و دغدغههای تو رابیارزش جلوه میدهد یا به تمسخر میگیرد،توجه و محبتش کاملاً مشروط است و تنها زمانی برقرار است که همهچیز دقیقاً مطابق میل و استانداردهای او پیش برود،از سرزنش، تحقیر یا گوشهوکنایههای پنهان و آشکار بهصورت مداوم استفاده میکند،با ایجاد حس گناه در تو، تلاش میکند رفتارهایت را کنترل کرده و خواستههایش را تحمیل کند،و در مقابل اشتباهات و عملکردهای خود، مسئولیتی نمیپذیرد و همواره با فرافکنی، تقصیرها را به گردن تو یا شرایط میاندازد؛باید آگاه بود که این الگوها بهمرور زمان، عزتنفس و آرامش فرد را تضعیف کرده و نشاندهنده یک رابطه فرسایشی و ناسالم هستند.»
چطور از این چرخه فرسایشی نجات پیدا کنیم؟
وقتی متوجه میشویم در چنین رابطهای گرفتار شدهایم، چه باید بکنیم؟ آیا راهی برای رهایی از این باتلاق احساسی وجود دارد؟کاظمزاده این مسیر نجات را گامبهگام توضیح میدهد: «اولین و مهمترین قدم، همین آگاهی و دیدنِ بدون تعارفِ این الگوهای ناسالم است. وقتی الگو را شناختی، این اصول را در پیش بگیر:۱. به حس درونیات اعتماد کن: وقتی روحت درد میکشد و فرسودگی را حس میکنی، به آن به چشم یک علامت هشدار جدی نگاه کن و احساست را سرکوب نکن.۲. برای خودت مرزهای سالم و شفاف بساز: اجازه نده کسی با احساس گناه یا پرخاش، خط قرمزهای شخصی و آرامشت را زیر پا بگذارد؛ تعیین حد و مرز حق طبیعی توست.۳. تله “راضی نگهداشتن همه” را بشکن: لازم نیست برای جلب محبت یا جلوگیری از تنش، مدام خودت را فدا کنی؛ تأییدطلبی به بهای تخریب خودت تمام میشود.۴. کمک حرفهای بگیر: اگر این رابطه برای مدتی طولانی به سلامت روانت آسیب زده، بهتنهایی با آن نجنگ و حتماً از یک روانشناس متخصص راهنمایی بخواه.»این زوجدرمانگر در پایان یک قطبنمای ساده برای سنجش تمام روابط زندگی به دست میدهد و خاطرنشان میکند: «یادت باشد و همیشه مرور کن؛ یک رابطه سالم و اصیل باید برایت احساس امنیت، احترام و آرامش بیاورد؛ نه دلهره، ترس، احساس گناه مداوم و خستگی روحی.»
18:11 - 1 مهر 1405