بهزیستی به این خانوادهها «نه» میگوید!
یک «نه» کوتاه از بهزیستی برای آینده امنتر کودکان. خانوادهای که آرزوی پدر و مادر شدن داشتند، پشت درهای کمیته فرزندخواندگی ماندند تا مصلحت و حقوق کودک در اولویت قرار گیرد.
گروه رفاه اجتماعی خبرگزاری فارس؛ هر کودکی، حق دارد صدای مهربانی را در خانهای بشنود. حق دارد نامی روی لبان کسی جاری شود که او را «فرزندم» خطاب کند. در گوشهوکنار این سرزمین، کودکانی هستند که چشمانتظار نگاه مطمئن و آغوشی امن ماندهاند. اما فرزندخواندگی تنها یک تصمیم احساسی نیست؛ مسیری است دشوار، آگاهانه و مسئولانه.در بهزیستی، واگذاری یک کودک به خانواده، نه با مهر و امضای ساده که با بررسی دقیق روانی، اجتماعی، فرهنگی و حتی مذهبی انجام میشود. زیرا آنچه در این مسیر به خانواده سپرده میشود، صرفاً یک سرپرستی نیست، بلکه سرنوشت است.این گزارش، حاصل حضور میدانی در یکی از نشستهای کمیته فرزندخواندگی سازمان بهزیستی است؛ جایی که قانون و انسانیت در کنار هم نشستهاند تا دربارهی آیندهی کودکی تصمیم بگیرند. فقط دنبال خانوادهای با وضع مالی خوب نیستیمصبحی آرام و روشن، سالن کوچکی در ساختمان بهزیستی استان مملو از پوشهها و صندلیهای چیدهشده است. اعضای کمیته با چهرههایی جدی اما آرام دور میز نشستهاند: مددکار اجتماعی، روانشناس، مشاور حقوقی و چند نفر از مدیران حوزه کودک.روی دیوار، تابلویی نصب شده است با جملهای ساده اما عمیق: هر کودک، حق داشتن خانواده دارد.جلسه با مرور پروندههای متقاضیان آغاز میشود. هر پوشه، داستانی از آرزو و انتظار را در خود دارد. مددکاران از بازدیدهای میدانی سخن میگویند؛ از خانههایی که دیدهاند، از محل کار، از گفتوگو با همسایهها و آشنایان.یکی از کارشناسان میگوید: ما فقط دنبال خانوادهای با وضع مالی خوب نیستیم. دنبال کسی هستیم که وقت و عشق داشته باشد. بچه به حضور نیاز دارد، نه به حساب بانکی.
دارایی زیاد همیشه نشانه صلاحیت نیست در ادامه نشست، مشاوران دربارهی معیارهای قانونی و اخلاقی فرزندخواندگی توضیح میدهند. طبق قانون جدید، خانوادهی متقاضی باید بخشی از دارایی خود را بهصورت بیمهی عمر یا سپردهی بانکی به نام کودک اختصاص دهد تا آیندهی مالی او تضمین شود.دلیل این شرط، روشن است: در نظام حقوقی اسلام، فرزندخوانده از والدین غیرزیستی ارث نمیبرد. پس بهزیستی وظیفه دارد راهی پیدا کند تا امنیت مالی آیندهی او از همین امروز تأمین شود.یکی از اعضای کمیته میگوید: دارایی زیاد همیشه نشانه صلاحیت نیست، همانطور که فقر هم همیشه مانع نیست. ما به دنبال ثبات، سلامت روانی و ظرفیت عاطفی خانوادهها هستیم.کودکانی که هنوز زبان باز نکردهاند معتاد شده اند!در میانه جلسه، مددکار اجتماعی از پشت میز بلند میشود و آرام سخن میگوید. صدایش پر از تجربه است: خیلیها فکر میکنند بچه دو سه ساله هنوز چیزی از گذشته به یاد ندارد. اما حقیقت این است که آسیب، از همان جنینی آغاز میشود. نوزادی که از مادر معتاد به دنیا میآید، در روزهای اول زندگیاش با درد ترک دستوپنجه نرم میکند. این یعنی بدنش از ابتدا رنج را میشناسد.او از کودکانی میگوید که از بدرفتاری یا غفلت رنج بردهاند، از کودکانی که هنوز زبان باز نکردهاند اما در عمق نگاهشان رد خاطرهای تلخ موج میزند. روانشناس جلسه ادامه میدهد: محبت، درمان است؛ اما به شرطی که خانواده از آسیبها آگاه باشد و بهجای ترحم، با درک و صبر به کودک نزدیک شود.
گفتوگوی رودررو با متقاضیزنی میانسال به همراه همسرش که به تازگی از همسر قبلیاش جدا شده است، از متقاضیان فرزندپذیری هستند و روبهروی اعضای کمیته مینشیند. زن دستانش را روی زانو گذاشته و صدایش آرام و مطمئن است: من سالهاست که در دانشگاه تدریس میکنم. همیشه دوست داشتم مادر شوم، حالا فکر میکنم وقتش رسیده که کودکی را به زندگیمان بیاورم.او خواستار پذیرش دختری در ردهی سنی دو تا سه سال است، اما طبق دستورالعمل، تنها کودک بالای ده سال به او معرفی خواهد شد. مشاور با لحنی نرم توضیح میدهد که دلیل این تفاوت، تعادل در شرایط سنی، تجربه زیستی و تطبیق خانوادگی است. زن کمی مکث میکند، لبخندی کمرنگ میزند و میگوید: اگر قرار است مادر باشم، سن فقط عدد است. من میخواهم پناه باشم.اعضا با دقت گوش میدهند، اما یادآوری میکنند که واقعیتهای فرزندخواندگی باید صادقانه پذیرفته شود؛ از آسیبهای احتمالی تا نظارتهای بعدی. چون به گفته یکی از مددکاران، فرزندخواندگی پنهانشدنی نیست. ما تا ۱۸ سالگی کنار خانوادهها هستیم و از کودک میپرسیم: آیا میدانی فرزندخواندهای؟ محرمیت شرعی؛ نقطهی تلاقی دین و قانونبخش دیگری از جلسه به موضوع محرمیت اختصاص دارد. کارشناسان تأکید میکنند که این مسئله نیازمند تأیید مشاور مذهبی است و سازمان در جزئیات فقهی دخالت نمیکند. خانواده باید از مرجع تقلید خود گواهی بگیرد تا مطمئن شود که رابطه شرعی در آینده مشکلی نخواهد داشت.یکی از مسئولان با لبخند میگوید: ما متخصص روانشناسی هستیم، نه فقه. ولی بدون تأیید مشاور مذهبی، هیچ پروندهای بسته نمیشود.
زن متقاضی یادداشت میکند و قول میدهد مشاوره مذهبی را تکمیل کند. در چشمانش امیدی محکم دیده میشود، امیدی که بیشتر از خواستن، به ایمان شبیه است. اما بهزیستی در نهایت پاسخی دیگر به او میدهد...در نهایت، پرونده خانواده رد شد، اما حس مسئولیت و عشق در اتاق همچنان موج میزد. هر پرونده، نمایانگر زندگی واقعی یک کودک است، و هر تصمیم، سنگینی مسئولیت انسانی را به دوش اعضای کمیته میگذارد.وقتی جلسه تمام شد، جملهای روی دیوار سالن همچنان در ذهن میپیچید:هر کودک، حق داشتن خانواده دارد.اما شاید واقعیت دقیقتر این باشد: هر خانواده نیز باید آمادگی حفاظت، حمایت و درک عمیق کودک را داشته باشد، حتی اگر عشقشان بزرگ باشد، گاهی «نه» لازم است تا حق کودک حفظ شود.
11:25 - 6 نوامبر 2025