روحانی و پروژه قطب سازی دشمن!
✍ سید علیرضا آلداود حسن روحانی، بهعنوان یکی از چهرههای شاخص جریان غربگرا و دوقطبی ساز در جامعه، بار دیگر با ادبیاتی تخریبی و قطبیساز، رسانه ملی را در میانه ی جنگ ترکیبی دشمن تروریست آمریکایی - صهیونی هدف حمله قرار داده است. این رفتار را نمیتوان صرفاً یک نقد صنفی یا کارشناسی تلقی کرد؛ بلکه میتوان آن را در چارچوب تلاش برای بیاعتبارسازی یکی از مهمترین نهادهای روایتساز در داخل کشور تحلیل کرد. او در دوران دولتهای یازدهم و دوازدهم، با گرهزدن سرنوشت اقتصاد و امنیت ملی به خسارت محض برجام، عملاً «اعتماد به مذاکره با آمریکا» را به یکی از محورهای اصلی گفتمان دولت خود تبدیل کرد؛ راهبردی که پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام و تداوم تحریمها، با چالشها و پیامدهای جدی مواجه شد. اکنون نیز همان جریان، بهجای پذیرش و بررسی خطاهای راهبردی گذشته، تلاش میکند با تخریب رسانه ملی، یکی از پایگاههای اصلی روایت مقاومت را هدف قرار دهد.حمله اخیر او به صداوسیما، با عباراتی مانند «گروهکی اداره شدن» و القای این گزاره که «هیچکس نگاه نمیکند»، میتواند در چارچوب مهندسی ادراک و دوقطبیسازی کاذب مورد تحلیل قرار گیرد. کارکرد چنین ادبیاتی، صرفاً نقد عملکرد یک رسانه نیست، بلکه میتواند به منزویسازی مخاطبان آن و بازتعریف مفاهیم در فضای عمومی منجر شود؛ بهگونهای که مقاومت، غیرعقلانی و پرهزینه، و سازش، عقلانی و روشنفکرانه تصویر شود. این همان الگویی است که در جنگ شناختی، از طریق تشدید شکافهای اجتماعی و سیاسی، سرمایه اجتماعی و انسجام ملی را هدف قرار میدهد. از این منظر، تداوم ادبیات قطبیساز در شرایط فشار و تهدید خارجی، میتواند به تشدید شکافهای داخلی و تقویت روایتهای رقیب منجر شود.
ریشه این تقابل با صداوسیما را نیز نمیتوان صرفاً به ضعفهای فنی یا محتوایی این رسانه تقلیل داد؛ بلکه بخشی از آن به تعارض میان دو گفتمان سیاسی و راهبردی بازمیگردد. رسانه ملی، دستکم در بخش مهمی از تولیدات و جهتگیریهای خود، بر مفاهیمی چون ایستادگی، خودباوری، استقلال و مقاومت تأکید دارد؛ مفاهیمی که با روایت جریان غربگرا درباره پیوند رفاه و امنیت کشور با تعامل و توافق با غرب، در تعارض قرار میگیرند. از این منظر، تخریب رسانه ملی میتواند بخشی از تلاش برای تضعیف یک روایت و تقویت روایت جایگزین تلقی شود؛ روایتی که بار دیگر اعتماد به مذاکره و تعامل با آمریکا را بهعنوان راهحل اصلی مسائل کشور مطرح میکند. همچنین سابقه ادبیات سیاسی دولت روحانی در مواجهه با منتقدان برجام نشان میدهد که فضای گفتوگوی سیاسی در آن دوره نیز همواره از تنش و تقابلهای لفظی دور نبوده است.در شرایط کنونی که کشور با مجموعهای از فشارهای جنگی، اقتصادی، امنیتی، رسانهای و شناختی مواجه است، هرگونه تشدید دوقطبیهای داخلی باید با حساسیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد. اظهارات اخیر روحانی، فارغ از وزن و جایگاه سیاسی گوینده، بخشی از نبرد گسترده روایتها در فضای سیاسی و رسانهای کشور است؛ نبردی که در صورت مدیریتنشدن، میتواند به فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف انسجام ملی بینجامد. تجربه برجام و پیامدهای ناشی از خروج آمریکا از آن نیز نشان میدهد که سیاستگذاری در حوزه امنیت و منافع ملی نیازمند ارزیابی مستمر، واقعبینی و پرهیز از وابستهکردن سرنوشت کشور به تصمیم و اراده قدرتهای خارجی است.
ازاینرو، نخبگان و رسانههای انقلابی باید ضمن نقد مستدل و پرهیز از واکنشهای احساسی، روایتهای رقیب را تحلیل و نقد کنند و اجازه ندهند اختلافنظرهای سیاسی و دوقطبیهای مصنوعی، به انسجام و منافع ملی آسیب وارد کند.
13:53 - 18 شهریور 1405