برادر دیر کردید. همسر من با ۳۵ هزار ساعت رزومه و ۷ سال کارگاه داری و واحد فناور در دامشگاه هنر اسلامی تبریز و تربیت ۲۰۰ نفر دانشجو با هزینه هر کدام ۴/۵ میلیون تومان در فاصله سال های ۹۵ تا ۱۴۰۲ به مدت ۷ سال در دانشگاه، به عنوان نخبه شناخته نسد و با تمام شناختی که اساتید از ایشان داشتند و میزان اثرگذاریش در دانشگاه و روی دانشجویان و کارآموزان را می دانستند از مصاحبه دکتری انداختند. نتیجه این شد که از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ دچار کهیر چ عارضه قلبی و معده شدند و در مرداد سال ۱۴۰۳ سکته ی مغزی کردند و به فاصله کمتر از یک ماه سکته ناقص قلبی کردند و بعد هم دچار سه تومور مغزی شدند. در حال حاضر هم که شیمی درمانی می شوند دید چشم چپ را به طور کامل و دید چشم راست را به طور نسبی از دست داده اند. من هم که قبولی نهایی دکتری دانشگاه علوم و تحقیقات را گرفته بودم نتوانستم ادامه بدهم و دخترمان هم با هوش بالا از امتحان استعداد درخشان افتاد. مادرم هم در نتیجه این اتفاقات انراق شد و کارگاه و واحد فناورمان از بین رفت. چه کسی نخبه تر از همسر من با ۳۵ هزار ساعت رزومه و تدریس در یه دانشگاه و همکاری با وزارت علوم،وزارت آموزش و پرورش، وزارت صنایع دستی، وزارت ارشاد و سازمان فنی چ حرفه ای بود که حتی یک دوره دکتری را از او دریغ کردند. خیلی دیر کردید.