گفتگوی بیپرده نوجوانها از کنکور تا وضعیت فضای مجازی
ما از ده نوجوان دعوت کردیم تا بدون واسطه درباره دغدغههای نسل خودشان حرف بزنند؛ نه مسئولی در جلسه بود و نه معلمی. نتیجه، گفتوگویی صریح، پر از اختلافنظر و البته پر از ایده بود.
گروه نوجوان: «مشکل ما این است که باید نتیجه اینهمه سال درسخواندن را در چند ساعت کنکور ببینیم.» هنوز چند دقیقه از شروع نشست نگذشته بود که این جمله سکوت اتاق را شکست. بعد از آن دیگرکسی منتظر نوبت نماند. هر کدام از نوجوانها از زاویهای متفاوت به مسئله نگاه میکرد؛ یکی کنکور را نقد میکرد، دیگری مؤسسات کنکوری را، یکی از مدرسهاش گلایه داشت و دیگری از آزمایشگاهی که فقط قفسههایش پر بود اما از وسیله کاربردی در آن برای دانشآموزان خبری نبود.ما از ده نوجوان دعوت کردیم تا بدون واسطه درباره دغدغههای نسل خودشان حرف بزنند؛ نه مسئولی در جلسه بود و نه معلمی که بخواهد پاسخ درست را دیکته کند. نتیجه، گفتوگویی صریح، پر از اختلافنظر و البته پر از ایده بود؛ از آموزش و کنکور گرفته تا سواد رسانهای و تفاوت نسل امروز با نسلهای قبل.
کنکور؛ مسئله اصلی است یا خیر؟یکی از نوجوانها معتقد بود اصل مشکل، شیوه برگزاری کنکور است: «درست نیست که سرنوشت ۱۲ سال درسخواندن در یک آزمون چندساعته مشخص شود.»اما همه با او موافق نبودند. چند نفر معتقد بودند مشکل اصلی، خود کنکور نیست؛ بلکه بازار بزرگی است که اطراف آن شکلگرفته است.«الان انگار اگر کلاسهای مؤسسات معروف را نروی، شانس موفقیتت کمتر است. اما مگر همه خانوادهها توان پرداخت هزینه این کلاسها و پکیجها را دارند؟» به اعتقاد آنها، آموزش نباید به جیب خانوادهها وابسته باشد.
مدرسهای که فقط درس میدهدبخش دیگری از بحث به تفاوت مدارس دولتی و غیردولتی رسید.یکی از نوجوانها گفت: «حداقل در موضوع انتخاب رشته، مدارس دولتی باید بیشتر برای دانشآموز وقت بگذارند. خیلیها اصلاً نمیدانند قرار است وارد چه رشتهای شوند.»بعد صحبت به آزمایشگاههای مدارس کشید.یکی از بچهها گفت: «مار داخل شیشه بیشتر به درد میخورد یا یک میکروسکوپ؟»
چرا خبرهای دروغ بیشتر دیده میشوند؟وقتی بحث به فضای مجازی رسید، گفتوگو جدیتر شد.یکی از نوجوانها گفت: «نسل ما گاهی زود قانع میشود. هر چیزی را میبیند یا میشنود، نباید همان لحظه باور کند. این برمیگردد به سواد رسانهای. باید بلد باشیم تشخیص بدهیم کدام خبر واقعی است و کدام نه.»در پاسخ به این سؤال که چرا بعضی خبرهای نادرست میلیونها بازدید میگیرند، یکی از بچهها گفت: «چون سازنده آن خبر، مخاطبش را میشناسد. اگر بخواهی با یک دهه شصتی حرف بزنی، زبانش فرق میکند با وقتی که میخواهی با یک دهه نودی صحبت کنی.»
جمعبندی آنها این بود که رسانهها برای ارتباط با نسل جدید، هنوز زبان نوجوانها را بهخوبی پیدا نکردهاند. «ما تکبعدی نیستیم»آخرین بخش نشست، به تفاوت نسل امروز با نسلهای قبل اختصاص داشت.یکی از نوجوانها گفت: «من پانزده سالم است و امروز اینجا نشستهام و نظرم را میگویم. نسلهای قبل این فرصت را نداشتند.»یکی دیگر جملهای گفت که تقریباً همه با آن موافق بودند: «نسل ما تکبعدی نیست.»اما دوستش حرف او را کاملتر کرد: «در واقع مجبوریم تکبعدی نباشیم.»
در پایان، یکی از نوجوانها تفاوت نسل خودش را اینگونه توصیف کرد: «ما استقلال بیشتری داریم. دوست داریم زودتر به موفقیت برسیم؛ خانه، ماشین، شغل ... برای همین، چندبرابر نسلهای قبل تلاش میکنیم.»
نشست تمام شد؛ اما سؤالهایی که نوجوانها مطرح کردند، هنوز روی میز مانده است. به این فکر میکنم مهمترین نتیجه این گفتوگو پیداکردن پاسخ و راهحل نبود. گفتوگو و شنیدن نظرات بدون واسطه باهم بزرگترین دستاورد جلسه بود.
16:40 - 11 مرداد 1405