جنگ بدون پرچم ناتو
تصمیم بلغارستان برای در اختیار قرار دادن پایگاه هوایی بزمِر به آمریکا، صرفاً یک توافق لجستیکی میان دو کشور نیست؛ بلکه نشانهای از تحول در الگوی استقرار نظامی آمریکا است. واشنگتن بهخوبی میداند که اتکای صرف به پایگاههای سنتی خود در خلیج فارس، در شرایط بحرانی، آسیبپذیری بیشتری ایجاد میکند. از همین رو، تلاش دارد شبکهای از پایگاههای پشتیبانی در اروپا و شرق مدیترانه ایجاد کند تا عملیات نظامی خود را از یک جغرافیای گستردهتر مدیریت کند.در این میان، نکتهای که نباید از آن غفلت کرد، تفکیک میان ناتو و اعضای ناتو است. استفاده آمریکا از خاک بلغارستان، الزاماً به معنای ورود رسمی ناتو به جنگ نیست؛ اما اگر کشورهای عضو ناتو، یکی پس از دیگری، زیرساختهای خود را در اختیار عملیات نظامی آمریکا قرار دهند، در عمل مرز میان حمایت و مشارکت ائتلافی کمرنگ خواهد شد.
از این منظر، واکنش ایران نیز باید فراتر باشد. راهبرد مؤثر، نه گسترش دامنه تهدیدها، بلکه افزایش هزینه سیاسی این همکاریهاست. تهران باید با بهرهگیری از ظرفیتهای حقوق بینالملل، دیپلماسی فعال و ارتباط مستقیم با افکار عمومی اروپا، این پرسش را مطرح کند که چرا کشورهای اروپایی باید امنیت و منافع خود را درگیر بحرانی کنند که تصمیمگیر اصلی آن واشنگتن است.همزمان، ایران باید بازدارندگی خود را شفاف و دقیق تعریف کند؛ به گونهای که هر کشوری بداند مشارکت مستقیم در عملیات نظامی علیه ایران، بدون هزینه نخواهد بود، اما این پیام بهگونهای بیان شود که از سوءبرداشت یا تشدید غیرضروری تنش جلوگیری کند. بازدارندگی زمانی مؤثر است که هم قابل باور باشد و هم حسابشده.
آمریکا امروز بیش از آنکه به دنبال گسترش جغرافیای جنگ باشد، در پی گسترش جغرافیای پشتیبانی است. پاسخ ایران نیز باید متناسب با همین تغییر باشد؛ یعنی تمرکز بر جلوگیری از شکلگیری شبکهای از کشورهای پشتیبان، نه صرفاً واکنش به هر پایگاه یا هر کشور بهصورت منفرد. در چنین شرایطی، موفقیت دیپلماسی آن است که تعداد کشورهایی را که حاضرند هزینه همراهی با واشنگتن را بپردازند، کاهش دهد؛ زیرا در معادلات راهبردی، گاه منزوی کردن شبکه پشتیبانی، از رویارویی مستقیم با آن اثربخشتر است.
22:01 - 3 مرداد 1405