شرطی که رهبر شهید برای دیدار با شهریار گذاشتند

رهبر شهید انقلاب در دوران ریاست‌ جمهوری خود هنگام سفر به تبریز برای دیدار با استاد شهریار شرطی ویژه گذاشتند.
خبرگزاری فارس_تبریز: روز ۲۷ شهریور سالروز وفات استاد بزرگ شهر و ادب ایران، محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) روز ملی شعر و ادب نامیده شده است. در این گزارش سعی کردیم خاطرات رهبر شهید انقلاب از شهریار را یادآوری کنیم.
من از کجا با اسم و شعر شهریار آشنا شدم؟من از کجا با اسم شهریار و با شعر شهریار آشنا شدم؟ از آنجا که یک خواننده‌ی مذهبی -یعنی یک روضه‌خوان- که صدای خیلی خوشی هم داشت، در یک جلسه‌ای با آواز بسیار خوشی، شعر «علی ای همای رحمت» را خواند؛ در آن جلسه، گمانم هرکسی حضور داشت -که جلسه‌ بزرگی هم نبود- نسبت به شاعر این شعر حسّاس شد که این شعر مال کیست؟ ما در مدح امیرالمؤمنین و از زبان گویندگان شعر زیاد شنیده بودیم، امّا این شعر یک طعم دیگری، یک فضای دیگری و یک باب تازه‌ای در این مقوله بود که قبل از آن، ما این‌جور شعری درباره‌ی امیرالمؤمنین نشنیده بودیم؛ هم لفظ زیبا بود:علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا راکه به ماسوا فکندی همه‌ی سایه‌ی هما رااین لفظ یک لفظ شیرین و شیوا و پرکننده‌ی ذهن انسان است؛ هم مضامین مضامین جدیدی بود:به جزء از علی که گوید به پسر که قاتل من‌چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارابه خدا که در دو عالم اثر از فنا نماندچو علی گرفته باشد سرِ چشمه‌ی بقا راگفتند، مال شاعری است به نام شهریار؛ یعنی بنده در سنین مثلاً چهارده پانزده سالگی با اسم شهریار آشنا شدم و رفتم دنبال دیوان شهریار، که در کتابخانه‌ی آستان قدس این دیوان بود؛ تازه چاپ شده بود؛ به نظرم یک دیوانِ سه یا چهار جلدی بود؛ گشتم این شعر را پیدا کردم، با اشعار دیگرِ او هم آشنا شدم.
شرطی که شهید آیت‌الله خامنه‌ای برای دیدار با شهریار گذاشتندمحسن عسکری، از شعرا و مداحان نامی آذربایجان، درباره دیدار استاد شهریار و رهبر انقلاب در دوران ریاست‌جمهوری ایشان در تبریز روایت کرده است:«مقام معظم رهبری شهید آیت‌الله خامنه‌ای زمان ریاست‌جمهوری مسافرتی به تبریز داشتند و برنامه‌هایشان فشرده بود. شب شعری گذاشته بودند برای شعرا و نهایت لطف ایشان بود که مداح‌ها و شعرا هم شرکت داشته باشند.شرط کرده بودند، البته بعد ما شروط‌شان را متوجه شدیم، مجلسی بگذارید، شعرا را دعوت کنید و حتماً استاد شهریار هم باشد و گفته بودند که ورود من به جلسه قبل از شهریار باشد و برنامه را طوری تنظیم کنیم که بعد از ایشان، استاد شهریار در مجلس بیاید.من افتخار حضور در آن مجلس را داشتم. اول حضرت آقا تشریف آوردند، قدم روی چشمان ما گذاشتند و نشستیم. با اعلام ورود، پنج، شش دقیقه بعد از تشریف‌فرمایی حضرت آقا، ورود استاد شهریار را اعلام کردند که رفته بودند دنبالش.زمانی که حضرت آقا متوجه شدند استاد شهریار به جلسه آمده‌اند، با نهایت بزرگواری بلند شدند و به سمت در رفتند و از شهریار استقبال کردند.آن موقع متوجه شدیم که چرا حضرت آقا چنین شرطی کرده بودند؛ اینکه شهریار به پای ایشان بلند نشود، بلکه ایشان به استقبال شهریار برود.عین جمله‌ای هم که در اولین برخورد، بعد از سلام و روبوسی با استاد داشتند، این بود که فرمودند: «از آرزوهای زندگی‌ام زیارت حضرتعالی بود که امشب الحمدلله موفق شدم.»بعد با نهایت احترام، استاد شهریار را بغل دست خودشان نشاندند و شعرخوانی آغاز شد.»
شعری که شهریار برای حضرت زهرا(س) خواندعسکری ادامه می‌دهد: «آخر سر از شهریار پرسیدند: برای امیرالمؤمنین(ع)، سیدالشهدا(ع) و آقا امام زمان(عج) اشعاری از شما دیدیم؛ برای مادرمان حضرت زهرا(س) کاری نکرده‌ای؟ ندیدم شعری برای حضرت زهرا(س) از شما.استاد فرمودند که چرا، یک شعر دارم برای حضرت زهرا(س).آن روز خدمت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای این شعرشان را خواندند:ماه آن شب خموش و سرگردانروی صحرا و دشت می‌تابیدرنگ غم، رنگ حزن‌پرور ماههمه‌جا را نموده بود سپیددانه‌دانه ستاره بر رخ چرخهمچو اشک یتیم می‌لرزیدخواب گسترده بود خاموشیبر جهان پرده فراموشیمرغ شب آرمیده بود آرامچشم ایام رفته بود به خوابسایه نخل‌ها به چهره نوراز سیاهی کشیده بود حجابباد در جست‌وجوی گمشده‌ایچرخ می‌زد چو عاشقی بی‌تابغرق شهر مدینه سرتاسردر سکوتی عمیق و رعب‌آورمی‌کشید انتظار خاک آن شبمقدم تازه میهمانی رامی‌ربود از کف گران‌مردیآسمان، همسر جوانی راآتش مرگ مادری می‌سوختدل اطفال خسته‌جانی رامردم آرام، لیک آهستهنوحه‌گر چهار طفل دلخستهبر سر دوش جسم بی‌جانیحمل می‌شد به نقطه‌ای مرموزهمه خواهان به دل درازی شبگرچه شب بود تلخ و طاقت‌سوزتا مگر راز شب نگردد فاشنبرد پی به راز شب دل روزراز شب بود پیکر زهراکه شب آغوش خاک گشتش جاراز شب بود بانویی معصومکه چو او مردی از زمانه نزادهجده‌ساله بانویی پرشورکه سیه کرد چهره بیدادبانویی که از سخن به محضر عامریخت آتش به جان استبدادبانویی شیردل، دلیر و شجاعکه نمود از حقوق خویش دفاعگرچه زن بود، لیک مردانهاز قیام آتشی عظیم افروختشعله‌ای برکشید از ته دلکه سیاه خرمن ستم را سوختدرس احقاق حق و دفع ستمبه جهان و جهانیان آموخت.
«حیدربابایه سلام»؛ آمیزه شعر، حکمت و تصویررهبر شهید انقلاب در بیان ویژگی‌های ادبی «حیدربابایه سلام» شهریار فرموده‌اند: «حیدربابایه سلام یک شعر استثنایی است. همه خصوصیات شعری مثبت شهریار در این شعر هست؛ یعنی روانی، صفا، ذوق و دیگر خصایصی که مربوط به شعر است، همه در حیدربابایه سلام جمع شده است.لکن علاوه بر این‌ها، ویژگی دیگری هم در حیدربابایه سلام است و آن این است که در این شعر که تصویری از سابقه ذهنی خود شاعر است، مطالب بسیار حکمت‌آمیز وجود دارد.با این حساب، می‌توان شهریار را یک حکیم به حساب آورد. پایه شعر حیدربابایه سلام به نظر ما خیلی بالاست. فکر می‌کنیم که آمیزه بسیار هنرمندانه‌ای است از شعر و حکمت و زبان زیبا و قدرت فوق‌العاده تصویر.شهریار این منظومه را هنگامی گفته که بسیار جوان بوده است. ایشان خودش در آن نسخه‌ای که برای من فرستاده، بالای صفحه اول نوشته است: «گمان می‌کنم این را در سال ۱۳۲۴ شمسی سرودم.» و در این سال، شهریار بسیار جوان بوده است.»غزلی که امام شهید از شهریار در ذهن داشتندرهبر شهید انقلاب در ادامه با اشاره به یکی از غزل‌های شهریار فرمودند: «من حالا به عنوان شیرینی مجلس عرض می‌کنم. این غزل شهریار در ذهن من هست که می‌گوید:در وصل هم ز شوق تو ای گل در آتشمعاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشمببینید، این بیت واقعاً در ردیف بالاترین شعرهای فارسی است:با عقل، آب عشق به یک جو نمی‌رودبیچاره من که ساخته از آب و آتشم
شهریار؛ شاعری در مسیر عرفان و معنویترهبر شهید انقلاب در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وجه معنوی شخصیت شهریار گفتند:«یک نکته اساسی هم درباره شهریار است که اگر رویش تکیه کنیم، به نظر من شایسته است. آن نکته این است که شهریار در دوران مهمی از زندگی‌اش، در حدود سی سال آخر زندگی‌اش، دوران عرفانی و معنوی بسیار زیبایی را گذراند و به انس با قرآن و انس با معنویات و خودسازی پرداخت.»در روایت‌های مربوط به زندگی شهریار، این وجه معنوی و دینی شخصیت او در کنار توانایی‌های ادبی، از ویژگی‌های برجسته‌ای است که در نگاه رهبر انقلاب نیز مورد تأکید قرار گرفته است.
07:50 - 26 شهریور 1405
استان ها
آذربایجان شرقی

11 بازنشر30 واکنش
59٫3k بازدید



5 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌کشور دوست‌
در پاسخ به
سرشارم از جوانی هزچند پیر دهرمچون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارمامام شهید عارف، ادیب، حکیم و شاعر بلندمرتبه ای بودند لکن با تواضعی امام گونه، به پرورش مردم مشغول بودند...اه از غم از دست دادنت ای یگانه دوران

در پاسخ به
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکندبلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکندهمتم تا میرود ساز غزل گیرد به دستطاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند

تصویر نمایه‌ی ‌احمد اسدی‌
@user1750235730512 روز پیش
در پاسخ به
روح امام شهید شاد..تواضع ایشان برای همه ما درس زندگیه..تو اوج قدرت هم مثل یک پدر دلسوز برای ملت بودند..شهریار هم که دیگه گل سرسبد شاعران معاصر ایرانیه که هم تو شعر فارسی هم شعر تورکی تمام اشعارش زبانزده..روحشون شاد..

@F_f_f2 روز پیش
در پاسخ به
کاش اسم کامل ایشون رو هم میزاشتیسیدمحمدحسین بهجت تبریزیمتخلص به شهریار

@Saji_zavieh2 روز پیش
در پاسخ به
ای وای ای وای غریب آقام