هویت تبریز در محاصره حاشیهها؛ مسئولان کجا ایستادهاند؟
حواشی پیاپی برخی رویدادهای فرهنگی و هنری تبریز در یکی دو ماه اخیر، از برگزاری برنامههای جنجالی تا واکنشهای دوگانه برخی مسؤولان، این پرسش جدی را پیش روی افکار عمومی گذاشته است که در عرصه فرهنگ و هنر تبریز چه میگذرد و آیا برخی جریانها در سایه شرایط خاص کشور، در حال عادیسازی تدریجی هنجارشکنی و تغییر ذائقه فرهنگی جامعه هستند؟
اگر حواشی رویدادها و آثار یکی دو ماه اخیر در حوزه فرهنگ و هنر و البته تا حدودی سیاست تبریز را کنار هم بگذاریم، نمیتوان از کنار یک واقعیت بهسادگی عبور کرد؛ نشانههایی از تلاش یک جریان برای تغییر تدریجی هنجارها و استحاله فرهنگی در تبریز دیده میشود.شرایط جنگی و فضای ویژه کشور نیز ظاهراً از نگاه برخی، به فرصتی برای پیشبرد این برنامهها تبدیل شده است؛ چراکه میدانند اولویت نخست بسیاری از دغدغهمندان و دلسوزان کشور در این مقطع، حفظ انسجام ملی و جلوگیری از ایجاد شکاف اجتماعی است. همین مسأله شاید موجب شده برخی جریانها با جسارت بیشتری مرزهای فرهنگی جامعه را به چالش بکشند و تلاش کنند برخی ناهنجاریها را بهتدریج عادی و هنجار جلوه دهند.اینکه برخی جریانهای فکری سالها مترصد چنین فرصتی بودهاند، شاید چندان عجیب نباشد؛ اما آنچه محل پرسش است، نقش برخی کارگزاران دولتی در همراهی، تسهیل یا سکوت در برابر این روندهاست. چه بخواهند و چه نخواهند، نتیجه عملکرد آنان میتواند در خدمت چنین جریانی قرار گیرد.از سوی دیگر، سالهاست گعدهای محفلی با عنوان «توسعه» در استان شکل گرفته است. انتظار طبیعی از جریانی که خود را با نام «توسعه» معرفی میکند این است که درباره برنامههای توسعهای استان، اقتصاد، زیرساخت، سرمایهگذاری و مسیر پیشرفت آذربایجانشرقی سخن بگوید؛ بهویژه در شرایطی که رئیسجمهور از آذربایجان برخاسته و فرصتهای تازهای برای توسعه استان فراهم شده است.اما ورود این جریان به عرصه فرهنگ و هنر و عبور از حوزهای که عنوان و ادعای اصلی آن «توسعه» بوده، این پرسش را ایجاد میکند که قرار است چه اتفاقی در این میدان رقم بخورد؟
این همان جریانی است که در دولت شهید رئیسی، به بهانههای مختلف مطالبه توسعه استان را مطرح میکرد؛ اما در هشت سال دولت روحانی، کمتر شاهد چنین مطالبهگری پررنگی از سوی آنان بودیم. حالا نیز اگر دغدغه توسعه استان دارند، انتظار میرود به جای ورود محفلی به حوزههای حساس فرهنگی، درباره برنامههای مشخص خود برای توسعه آذربایجانشرقی شفاف سخن بگویند.از دولتمردان استانی نیز انتظار میرود اگر حقیقتاً دغدغه وفاق و انسجام ملی دارند، در کنار حفظ این انسجام، از ارزشها، هنجارها و حساسیتهای فرهنگی جامعه نیز صیانت کنند.
نمیشود نسبت به یک نقد درباره رئیسجمهور برآشفت و خواستار ورود مدعیالعموم شد، اما در برابر اتفاقاتی که به باور بخش قابل توجهی از جامعه، به جایگاه و شأن نمادهای دینی توهین یا بیحرمتی میکند، سکوت کرد.نمیشود از «وفاق» سخن گفت، اما همزمان با تشویق یا تقویت ساختارشکنان فرهنگی، دل بخش قابل توجهی از مردم را آزرد.وفاق، بدون احترام به باورها و ارزشهای جامعه، به یک شعار تهی تبدیل میشود.تبریز، به تعبیر رهبر شهید انقلاب، شهر غیرت، شهر دین، شهر ایستادگی و شهر مقاومت است. این شهر پیشینهای دارد که نمیتوان آن را با چند رویداد و برنامه فرهنگی از مسیر تاریخی و هویتی خود جدا کرد.آنچه در یکی دو ماه اخیر در برخی عرصههای فرهنگی و هنری تبریز رخ داده، دستکم این هشدار را جدیتر از گذشته مطرح کرده است که نباید از کنار تغییرات فرهنگی و عادیسازی تدریجی برخی رفتارها بیتفاوت عبور کرد.آقایان!اگر تبریز را همان شهر غیرت، دین، ایستادگی و مقاومت میدانید، برای صیانت از هویت این شهر، امروز باید بیش از همیشه هوشیار بود.به خود بیایید؛ تبریز را نباید از هویت خود جدا کرد.#تبریز#جشنواره_مد_لباس#فرهنگ_و_هنر 22:49 - 13 شهریور 1405