31 شهریور 1405

باز هم دخالت‌های نابه‌جای فرانسه در تنگه هرمز

در حالی رئیس‌جمهور فرانسه از همکاری با آمریکا در خصوص آزادی دریانوردی در تنگه هرمز سخن گفته که مقامات ایرانی پیش از این به صراحت نسبت به هر حرکت نظامی در این آبراه هشدار داده بودند.
در چارچوب تحلیل رئالیسم سیاسی معاصر، توافق اخیر میان دونالد ترامپ و امانوئل مکرون بر سر تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، نه حاصل قدرت‌نمایی یا دیپلماسی هوشمندانه جمهوری اسلامی، بلکه نتیجه مستقیم و اجتناب‌ناپذیر سیگنال‌های ضعف، تزلزل و وادادگی ساختاری است که از سوی دستگاه تصمیم‌گیری فعلی ایران به جهان مخابره شده است.رئالیسم ساختاری، چنان‌که مورگنتا و والتز تبیین کرده‌اند، بر این اصل استوار است که در نظام آنارشیک بین‌المللی، قدرت نه با شعار، بلکه با اراده‌ی محسوس، قابلیت بازدارندگی و انسجام تصمیم‌گیری سنجیده می‌شود. وقتی دولت‌ها سیگنال تردید، تأخیر و سازش‌پذیری مفرط ارسال می‌کنند، قدرت‌های رقیب نه تنها فرصت را غنیمت می‌شمارند، بلکه ساختار بازی را به سود خود بازتعریف می‌کنند. توافق ترامپ-مکرون دقیقاً در چنین بستری شکل گرفت: میدان بازی‌ای که توسط عدم قطعیت، فس‌فس‌های مکرر و فقدان خط‌مشی قاطع تهران آماده شده بود.پزشکیان و قالیباف، به‌عنوان نمادهای جریان وفاقی که خود را حامل «عقلانیت» و «تعامل سازنده» معرفی می‌کردند، عملاً فضای استراتژیک را به میدان آزمایش ضعف تبدیل کردند. تأخیرهای پی‌درپی در اتخاذ موضع روشن، ارسال پیام‌های دوگانه به داخل و خارج، و اتکا به امید واهی به میانجی‌گری‌های غربی، دقیقاً همان سیگنال‌هایی بود که قدرت‌های بزرگ را متقاعد ساخت که ایران دیگر نه بازیگر قاطع، بلکه بازیگری است که می‌توان با فشار و هماهنگی دوجانبه، خطوط قرمزش را جابه‌جا کرد. در منطق رئالیسم، ضعف نه پنهان می‌ماند و نه بخشیده می‌شود؛ ضعف، دعوت‌نامه است.
16:10 - 31 شهریور 1405