شکست تئوری «جامعه غیررسمی» با حماسه ۲۲ دی
وقایع تاریخی ایران و حضور استعمار به عنوان کنترل کننده، عزل کننده و نصب کننده بسیار درس آموز هستند. استعمارگران پولخوار، از دو قرن گذشته، با مطالعات فراوان در جامعه ایرانی و گسیل پزشک-جاسوس، مهندس-جاسوس، بازرگان-جاسوس، معلم-جاسوس، جهانگرد-جاسوس و انواع مختلف دیگر، در حال نقشه برداری، شرح حال سنجی و کشف لایههای تاثیر گذار اجتماعی در ایران بودند تا بتوانند بر حکومتها تاثیر بگذارند. احتمالا برای کودتا برنامه ریزی کنند، یا شورشهایی را برای فشار بر جریانهای سیاسی اثرگذار در رشد و تعالی جامعهی ایرانی ترتیب بدهند و در مجموع شرایط را به نحوی چیدمان کنند که نتایج به نفع استعمار رقم بخورد.یکی از کشفیات آنها در جامعهی ایرانی، تئوری «جامعهی غیر رسمی» بود.درست زمانی که نمایندگان استعمار در ایران به دنبال اجاره و تملیک انحصاری کشور بودند و با شاهان و آقازادهها و درباریان به مذاکره می نشستند، یک نهضت مردمی علیه انحصار تنباکو نمایان شد. به رهبری یک مرجع دینی. اثر این نهضت و فشارِ اقشارِ مختلف مردمی از علما و بازاریها تا داشمَشتیها و فروشندههای خُرد تنباکو بر سلطنت آنقدر زیاد بود که آن قرارداد انحصاری لغو شد.اما در کنار این نتیجه دردناک برای استعمار، یک نتیجهی درخشان دیگر برای آنها ظهور کرد. و آن شناخت دقیق از جامعهی غیر رسمی و قدرت آن در اثر گذاری بر امور کشور بود.در واقع آنها به درستی درک کرده بودند که علاوه بر جامعه رسمی که سلطنت در قدرت و درباری ها را شامل میشد، یک جامعهی غیررسمی قدرتمند هم در لایههای اجتماعی ایران وجود دارد که میتواند با قدرت بر جریانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور اثر بگذارد. و رهبری این جامعهی غیر رسمی در ایران با «مراجع دینی و علما» بود.
از آن زمان، تمام سعی استعمار بر آن بوده تا رابطهی این دو جامعه را در ایران به نفع خودش طراحی کند. که یکی از بهترین نمونههای تاریخی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و براندازی دولت دکتر مصدق بود.یکی از گروههایی که در جامعه غیر رسمی آن زمان مورد احترام مردم بودند و قدرت موثر داشتند، کسانی بودند که در ورزش زورخانهای موفق بودند. از آنجایی که تمام اصول مروت و جوانمردی و احترام به پیشکسوت در این ورزش رعایت میشد، در میان پیر و جوان طرفداران زیادی داشتند. در واقع طرفداران، شیفتهی دو عنصر قدرت و مذهب ( اقلا در ظاهر) این باستانیکارها بودند.افرادی مثل شعبان جعفری، رمضان یخی، طیب حاج رضایی و نمونههای دیگری که هیئتهای عزاداری هر کدام از آنها در دهه محرم، به گفتهی شاهدان عینی بسیار طولانی بود؛ به نحوی که اگر نفر اول دسته عزارداری در میدان بهارستان بود، آخرین نفر بین چهارراه سرچشمه و خیابان مولوی بود!در یکی از اسناد دانشگاه جورج واشنگتن، وقایع ۲۸ مرداد، اینطور نقل شده:«در روز ۲۷ مرداد سفیر آمریکا ، هندرسون، ۴۰۰ هزار دلار را در بانک ملی به تومان تبدیل کرد. دلیل آن بعدا مشخص شد. شعبان جعفری که ظاهرا در ظهر روز ۲۸ مرداد به دستور سرلشگر زاهدی از زندان آزاد شد، به مردم میگفت، هر کس فریاد بزند زنده باد شاه، یک اسکناس چند تومانی میگیرد. در بعد از ظهدر همان روز ناگهان تعداد زیادی اتومبیل و اتوبوسهای کوچک آبی رنگ جی ام سی و شورولت که در آن مردان و زنان جوانی که سر خود را از پنجره بیرون آورده و با تکان دادن پرچم ایران، فریاد زنده باد شاه سر میدادند، از ضلع جنوبی خیابان بهارستان وارد میدان شدند. آقای شعبان جعفری نیز خود در نقش اصلی مردم را تهییج میکرد.»
کشف این جامعه ی غیر رسمی توسط سیا و ام آی سیکس برای اجرای عملیات آژاکس و براندازی دولت دکتر مصدق بسیار دقیق بود.آنها ۴ مدل از روابط این جامعهرسمی و غیر رسمی متصور بودند و هستند! که به وقایع امروز بسیار ربط دارد.مدل اول: تسلط بر بخش رسمی یعنی دربار و حکومت، و برآوردن نیازهای استعمار از طریق دیکتاتوری.مدل دوم: بسیج کردن بخش غیر رسمی در مقابل بخش رسمی و ساقط کردن دولتها با نیروهای مردمی خود آن کشور.مدل سوم: تسلط همزمان بر بخش غیر رسمی و رسمی برای تضمین پایدار منافع استعمار.و مدل چهارم که استعمار از آن تنفر دارد و تلاش دارد تا هرگز شکل نگیرد،این است که دو جامعهی رسمی و غیر رسمی علیه استعمار همسو باشند. در این صورت یک کشور به یک قدرت شکست ناپذیر تبدیل میشود. دقیقا اتفاقی که پس از انقلاب اسلامی در ایران افتاد و موجب شد تمام قدرتهای استعماری جهان در مقابلش زانو بزنند.
از آنجایی که قدرت و اثرگذاری در بخش غیر رسمی جامعهی ایرانی همواره با رهبری مراجع دینی و عنصر مهم «مذهب» همراه بوده، تنها راه قرار دادن این دو در مقابل هم، حذف هویت دینی و ایجاد یک جامعهی غیر رسمی ضدمذهب و در مقابل نظام اسلامی است. خواستهای که استعمارگران برای تحقق آن در طول ۴۷ سال از هیچ تلاشی فروگذار نکردهاند.و حالا که جامعهی غیر رسمی اثرگذار ایرانی، در تمام بزنگاهها از جمله جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، ثابت کرده که پای اصولش ایستاده و هرگز به خواست استعمارگران تن در نخواهد داد، سران استعمار مجبور شدند در نقشهای نخنما و از پیش شکست خورده، ذرهجمعیت های تروریستی را با خشونت و سر و صدای زیاد به عنوان جامعهی غیررسمی معرفی کنند و اسمش را بگذارند: «مردم»!اما این کجا و آن کجا.
22:25 - 23 دی 1404