در این مرز، آنچه ایستاد، غیرت بود و آنچه فرو ریخت، تدبیر بود....
تو از #سرما نایستادی؛ایستادی چون #مرز را ناموس دانستی،چون امنیت را با جانت امضا کردی،چون غیرت، هنوز در قاموس تو معنا داشت.در علم رفتار سازمانی،این سطح از تعهد را «تعهد فراتر از وظیفه» مینامند؛جایی که فرد، خلأ ساختار را با جان خود پُر میکند.و این، افتخار توست…اما اتهامِ سیستم.تو یخ زدی،نه بهدلیل ندانستن خطر،بلکه بهدلیل پذیرفتن مسئولیتیکه مدیرانش از پذیرش مسئولیتِ خود گریختند.دانش مدیریت ریسک بهصراحت میگوید:وقتی خطر شناختهشده استو راهکار در دسترس،اما اجرا نمیشود،مسئله «کمبود امکانات» نیست؛مسئله بیتدبیری ساختاری است.سرما در مرز، پدیدهای ناگهانی نیست؛هر سال میآید،اما تدبیر، سالهاست نمیآید.غیرت توجای لباس استاندارد را گرفت،جای پناهگاه گرم را پُر کرد،جای تصمیم درست را پوشاند.و این دقیقاً همان نقطهای استکه علم مدیریت هشدار میدهد:وقتی سازمان به فداکاری فردی عادت میکند،فاجعه، تکرارشونده میشود.تو عکس کودکت را در سینه داشتیو همچنان ایستادی؛آنوقت برخی مسئولان،حتی تابِ ایستادن پای پاسخگویی را نداشتند.در ادبیات سیاستگذاری عمومی،این رفتار نامش ؛انتقال هزینه از بالا به پایین؛ هستیعنی جان نیرو،جبران ناتوانی مدیر.بگذار صریح گفته شود:این شهادت،سند غیرت یک #مرزبان استو همزمان،سند بیتدبیری مسئولانیکه امنیت را با جان دیگران اداره میکنند.سلام بر توکه مردانه ماندیوقتی تدبیر، مردانه نایستاد.و شرم بر مدیریتیکه به غیرت نیروهایش تکیه میکندتا ضعف عقل و ارادهی خود را پنهان کند.غیرت تو ماندگار شد،اما این سؤال هم باید بماند:تا کِی قرار است جانِ باغیرتترینهاتاوانِ بیفکریِ بالانشینان باشد؟#مرزبان#سرما#مرز
چند روز پیش، خبری غمانگیز منتشر شد: #مرزبان غیور ارتش ایران، در مناطق مرزی استان #کردستان بر اثر یخزدگی شدید و کولاک برف به #شهادت رسید و پیکر شهید همراه با عکس فرزند دوسالهاش پیدا شد.